شناسهٔ خبر: 78683002 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: دیپلماسی‌ایرانی | لینک خبر

وقتی خاک همسایه پایگاه دشمن می‌شود

نقض عهد اربیل

پوریا لوایی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: اگر قرار بر صلح و امنیت پایدار در منطقه باشد، دیگر دوران «پناهگاه امن» برای دشمنان ایران به سر آمده است و این لانه باید فرو بریزد.

صاحب‌خبر -

نویسنده: پوریا لوایی

دیپلماسی ایرانی: اقلیم کردستان عراق، به جای آنکه شریکی قابل اعتماد در همسایگی ایران باشد، به کانونی برای تهدیدات امنیتی تبدیل شده است. آنچه در این منطقه می‌گذرد، نقض ساده یک توافق نیست؛ ماجرا ابعادی به مراتب خطرناک‌تر یافته است: یک مرکز عملیات جاسوسی موساد، یک پایگاه لجستیکی برای ارتش آمریکا، زرادخانه‌ای برای پروژه شکست خورده «شبه کودتای دی ۱۴۰۴» و سکوی پرتاب برای تهاجم زمینی نیروهای نیابتی. اگر قرار بر صلح و امنیت پایدار در منطقه باشد، دیگر دوران «پناهگاه امن» برای دشمنان ایران به سر آمده است و این لانه باید فرو بریزد.

توافقی که روی کاغذ ماند

داستان از توافقی آغاز شد که هرگز اجرایی نشد. در مارس ۲۰۲۳، دولت عراق — نه دولت اقلیم کردستان — توافق امنیتی با ایران امضا کرد و متعهد شد که گروه‌های مسلح مخالف ایران در اقلیم کردستان را تا ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۳ خلع سلاح کند، پادگان‌هایشان را تخلیه و آن‌ها را به اردوگاه‌هایی تحت نظر دولت مرکزی منتقل کند. با وجود گذشت سال‌ها از این ضرب‌الاجل، این گروه‌ها کماکان در اردوگاه هایی در استان‌های اربیل و سلیمانیه مستقر هستند و نه تنها خلع سلاح نشده‌اند، بلکه فعالیت خود را افزایش داده‌اند.

موساد در قلب اقلیم

حضور و فعالیت موساد در اقلیم کردستان عراق، یک تحلیل نیست، بلکه یک واقعیت اثبات ‌شده است. در ژانویه ۲۰۲۴، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با شلیک تعدادی موشک بالستیک، یک مرکز جاسوسی موساد در اربیل را هدف قرار داد که به کشته شدن تعدادی از افسران و رابطین موساد منجر شد. در فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۵ نیز ایران تعدادی از شبکه های جاسوسی موساد را در داخل خاک خود منهدم کرد. این حملات دقیق به موساد در اقلیم، ارتباط تنگاتنگ سرویس‌های جاسوسی رژیم صهیونیستی با گروه‌های مسلح مخالف ایران را تأیید می‌کند. کار تا جایی بالا گرفت که در جریان جنگ تحمیلی سوم، رسانه‌های غربی با شدت تمام اخبار مربوط به امکان حمله زمینی توسط این گروه‌های معارض به مرزهای ایران را مطرح می‌کردند که البته با بمباران پایگاه‌های این افراد توسط نیروهای مسلح ایران ناکام ماند.

طرح بزرگ آمریکا: کردها به عنوان پیاده‌نظام

سازمان سیا به دنبال مسلح کردن تجزیه طلبان کرد برای آغاز یک شورش در ایران بوده است. اوج این سناریو را می‌توان در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ مشاهده کرد؛ جایی که ترامپ در مصاحبه‌ای با فاکس نیوز در آوریل ۲۰۲۶، رسماً اعتراف کرد: «ما براشون (افراد حاضر در خیابان) مقدار زیادی اسلحه فرستادیم. ما آن‌ها را از طریق کردها فرستادیم و فکر می‌کنم کردها آن‌ها را برای خودشان برداشتند.» این اعتراف، نه تنها دخالت مستقیم در امور داخلی ایران را اثبات می‌کند، بلکه نشان می‌دهد که دولت اقلیم کردستان عراق، خواسته یا ناخواسته، به گذرگاهی برای عملیات‌های بی‌ثبات‌سازی علیه ایران تبدیل شده است. پروژه ناتمام «کودتای دی ۱۴۰۴» که قرار بود با این سلاح‌ها به آشوبی سراسری تبدیل شود، با هوشیاری نیروهای امنیتی ایران خنثی شد.

وقتی ترامپ تمامیت ارضی ایران را هدف گرفت

شاید هیچ چیز به اندازه اظهارات شخص رئیس‌جمهوری آمریکا، عمق نیات واشینگتن را آشکار نسازد. در تاریخ ۷ مارس ۲۰۲۶، در هواپیمای «ایر فورس وان» و در اوج حملات به ایران، خبرنگاری از ترامپ پرسید: «آیا فکر می‌کنید نقشه ایران بعد از پایان این جنگ به همین شکل باقی بماند؟» ترامپ پاسخ داد: «نمی‌تونم به شما بگویم. احتمالاً نه.» این جمله کوتاه، پرده از طرحی برداشت که در آن، گروه‌های مسلح مستقر در اقلیم کردستان، پیاده‌نظام اجرای نقشه تجزیه ایران بودند؛ همان کاری که سربازان آمریکایی جرات انجامش را نداشتند، ترامپ از مزدوران اجاره‌ای انتظار داشت.

پایگاه الحریر؛ لانه‌ای که باید بسته شود

پایگاه هوایی «الحریر» در استان اربیل، یکی از مهم‌ترین تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه و قلب تپنده عملیات‌های ضدایرانی است. در ۱۲ مارس ۲۰۲۶، سپاه پاسداران این پایگاه را با موشک‌های بالستیک هدف قرار داد و آن را «ستاد فرماندهی مرتبط با صهیونیست‌ها» توصیف کرد. این حمله نشان داد که ایران پایگاه‌های دشمن را در هر کجا که باشند، هدف قرار خواهد داد و این توانایی را دارد که عملیات‌های خود را تا عمق خاک عراق گسترش دهد. اگر قرار بر صلح و توافق باشد، ایالات متحده باید به تهدیدات خود از این منطقه پایان دهد و پایگاه الحریر را به عنوان کانون تهدید امنیت ملی ایران تعطیل کند. مسئولیت این ناامنی مستقیماً متوجه واشنگتن است که با استفاده از خاک اقلیم، به اقدامات ضد امنیت ملی ایران دامن می‌زند. اگر آمریکا واقعاً خواهان توافق است، باید از تهدید و اقدامات خصمانه خود از این منطقه دست بکشد.

جمع‌بندی

آنچه در اقلیم کردستان عراق در حال وقوع است، یک تهدید مرزی ساده نیست، بلکه یک جنگ ترکیبی تمام‌عیار است: یک مرکز عملیات جاسوسی موساد، یک پایگاه لجستیکی برای ارتش آمریکا، زرادخانه‌ای برای پروژه ناتمام «کودتای دی ۱۴۰۴»، و سکوی پرتاب برای تهاجم زمینی نیروهای نیابتی. دولت اقلیم کردستان یا توانایی کنترل این گروه‌ها را ندارد یا نمی‌خواهد. در هر دو حالت، دولت مرکزی عراق و شخصیت‌های اقلیم در قبال خاک خود مسئول هستند و باید پاسخگو باشند.

اگر قرار بر صلح و امنیت پایدار در منطقه باشد، دیگر دوران «پناهگاه امن» برای دشمنان ایران به سر آمده است. شرط هر گونه توافق آتی، تعطیلی کامل پایگاه‌های آمریکایی، اخراج عناصر موساد، خلع سلاح گروه‌های مسلح و اجرای کامل توافق امنیتی ۲۰۲۳ است. مرزهای ایران دیگر یک گزینه روی میز مذاکره نیستند، خط قرمزی هستند که عبور از آن، پاسخی قاطع و ویرانگر به دنبال خواهد داشت.