دوم: امام (ع) نماز ظهر را به جماعت برگزار کرد و حتی حرّ و سربازانش به امام حسین (ع) اقتدا کردند.
سوم: امام (ع) گفت که به دعوت آمده ایم اگر دعوت کنندگان از دعوت خود پشیمانند، به مدینه باز می گردیم. حرّ به دستوری که داشت گفت: مأمورم تا اجازه بازگشت ندهم ونیز راه دستیابی امام (ع) ویارانش به آب را بست.
چهارم: امام (ع) حرّ را سرزنش کرد: ثکلتک امک (مادرت به عزایت بنشیند).
پنجم: حرّ در سحرگاه عاشورا به نزد امام (ع) آمد و اظهار پشیمانی کرد.
ششم: امام حسین (ع) توبه او را پذیرفت و او را ستود: انت حرّ کما سمّتک امّک (تو آزاده ای چنانکه مادرت تو را آزاده نامید). در مدح و ذم، کلمه مادر ذکر شد تا مرهم مدح را برهمان موضع زخم ذمّ بر نهد.
هفتم: آثار فعل قبیحِ حرّ یعنی ممانعت از بازگشت به مدینه و دسترسی به آب همچنان باقی بود.
هشتم: فاعل اما تغییر کرده بود، حرِّ پشیمان، حرّ دیگری بود. امام (ع) توبه او را پذیرفت.
نهم: نه امام حسین (ع) و نه هیچیک از اصحاب او حتی یکبار او را نکوهش نکردند و به رویش نیاوردند و نگفتند تو مانع بازگشت به مدینه و عدم دسترسی به آب شدی.
دهم: حرّ با تغییرش، راه دوزخ تا جنت را در چند ساعت طیّ کرد.
* سفیر ایران در بوسنی و هرزگوین