شناسهٔ خبر: 78675806 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

آه شاه شمشاد قدان

صاحب‌خبر -

بادامی که چشمان تو می آید 

دامگاه‌ گاهانی ست که مرای مرا در دام 

مانده باشد 

*

 

 دلم را گرفتار گرفتار گرفتار

دلم را 

دلم را

دلم را گرفت و

 گرفتار  

*

 

 

آه که در می گیرد 

گیرایی خدایی که پرکشیده 

از دلت

در چشمانت ماُوا گرفته

 

تاتار

ژخمه اوتار

تاراتار

که از ازل بی دست و پا 

تسلیم عشقی که پیشاپیش 

شهیدفام یارایارت

لثاراتت

کرده باشد

*

پیشاپیش 

پیشاپیش 

پیش تر از باش

 

خونین کفنِ خونین کفنان 

 

سهی قدی خسرو شیرین دهنان 

صف شکنان

خونین خونین خونین ِبی کفنان

 بی کفنان 

****

فتاده

میان صنوبران پریشان آه 

گرد آمده گرداگرد دلداده های شیدای ماه 

دایره ی دام کامل نگاه 

که به مژگان شکند

*

ماه

بی ظلمات‌ ماه چه کس بتابد؟

بیکس و مانده و مردمی دریده

  به چه سو سویی

درین فروسویی

به سمت برسویی

 بشتابد بی آب 

بی تاب

*

 

ظلماتم و دوستت دارم

ظلمات و دوستت دارم 

دوستت دارم

 

ای ماجرای آب و عباس 

ای مادر آب و 

  پدر بوتراب و

برادر دریایی 

دریای تشنگی ی شکوفه یاس 

 

چه بگویم

بگو چه خون بمویم

 

گل به گیسوان و

دو چشم رود فرات و

دل عرش شکافته 

از شکاف سر نهاده به زانوان

می موید خون ازآن عمود جنون:

 

 

برادرمی

قمربنی هاشمی یمی 

بی پا 

پابپایمی 

بی دست 

سرمستِ یکدست 

دستگیر دوجهانی و دوجهانمی

جان جانمی و

عمودجانمی و

عمو جان پاره های جانمی

بابی انت و امی 

بابی انت وامی

ومی لرزد اریکه الله

 

هیچاهیچم و هیچ ندارم

دوستت دارم

 

و ناگهان بارابار و

 میان دودستانم 

 

آن انار

انارشکافته

حبه های شکفته حب

 هزار داستان عشق ناگفته

روییده ازین فاطمه

تابیده برآن فاطمه

 

آه عباسمی

عباسمی

بادامی که چشمان تو می آیی

شیرینمی

همان آنی 

همان عمو و عمودجانمی

که مرا می رهانی.