صاحبخبر - به گزارش خبرنگار حوزه استان های خبرگزاری تقریب، متن یادداشت بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
در عصر حاضر که نبرد میان حق و باطل از میدانهای سخت به میدانهای نرم و دیپلماتیک گسترش یافته است، نیاز به تبیین مبانی نظری توافقات راهبردی بیشتر از هر زمان دیگری احساس میشود؛ این امر به معنای نیاز به تلفیق سیاست شرعیه (فقه)، تحلیل هستیشناختی (فلسفه) و منطق بازیها (استراتژی) است تا چارچوبی علمی برای مدیریت تضادها با دشمن قسمخورده فراهم آید.
ما ملت مقاوم و شهیدپرور ایران، معیار پذیرش توافق را متشکل از سه ضلع و بُعد میدانیم: ۱. عزت، ۲. بصیرت و ۳. مصلحت. توافقی که منجر به وابستگی شود، باطل و از نظر فلسفی شکستخورده است؛ اما توافقی که به ایجاد تنفسی برای جهش بینجامد، یک پیروزی استراتژیک محسوب میشود. ما میدانیم که استراتژی ملتِ همیشه در صحنه، «جهاد و مقاومت» است و توافق تنها ابزاری برای پیشبرد این استراتژی در زمانهای خاص است؛ در واقع توافق یعنی تبدیل تهدید به فرصت در لباس دیپلماسی.
مسئولین امر، بهویژه امام سید مجتبی خامنه ای و فرماندهان ارشد کشور که در بحث توافق شروطی را مطرح کرده و نظراتی دارند، صرفاً منافع ملی و دینی را در نظر میگیرند. قطعاً چنین تصمیماتی نیازمند تحلیلهای تکنیکال و جامع در محورهای فقهی، منطقی و فلسفی است. در ادامه قصد دارم برای بصیرتافزایی، بهطور مختصر به رهیافتی جامع درباره فلسفه و فقه توافقات راهبردی در عصر نبرد نرم اشاره کنم:
محور فقهی - حقوقی (توافقات با نگاه به مصلحت و سیاست شرعیه):
توافقات بینالمللی نباید صرفاً بهعنوان قراردادهای حقوقی دیده شوند، بلکه باید در چارچوب «سیاست شرعیه» تحلیل گردند. از آنجا که مقام معظم رهبری در این خصوص نکات و نظریاتی داشتهاند، باید این اطمینان حاصل شود که در توافق، تمام شروط (حتی شروط فرعی) رعایت میگردد؛ زیرا در رویکرد سیاست شرعیه، اصل بر این است که «حفظ نظام» و «دفع ضرر» از جامعه اسلامی از واجبات و ضروریات است (با استناد به قواعد «لا ضرر و لا ضرار» و «مصلحت عامه»). بنابراین، هر توافقی که منجر به کاهش فشار بر مردم و تقویت بنیه دفاعی و نظامی شود، میمون و مبارک است، چرا که در محدوده سیاست شرعیه قرار دارد. قطعاً اینگونه توافقات مشروع، قانونی و صحیحاند، زیرا عزت اسلامی و استقلال ملی در آنها نهفته است.
محور فلسفی - منطقی:
در این محور، توافقات راهبردی و بینالمللی در تقابل میان واقعگرایی و آرمانگرایی بررسی میشوند. در جهان هستی، حق بدون قدرت نمیتواند جاری شود؛ همانگونه که امام شهید در مقابل ابرقدرتها و استکبار حتی بهقدر ذرهای کوتاه نیامد تا قدرت اسلام و مسلمانان را ثابت کند. در نتیجه، بعد از شهادت آن امام فرزانه، با واژه «انتقام»، قدرت رزمندگان اسلامی و ایرانی ثابت شد و دشمنان به زانو درآمدند.
اما توافق از دیدگاه فلسفی و منطقی، تلاشی برای ایجاد یک تعادل موقت است تا قدرتِ حق به سطح اثرگذاری بیشتری برسد؛ چرا که توافق یک حقیقت ثابت نیست، بلکه یک پدیده متغیر است. بنابراین، فلسفه توافق با دشمن، فلسفه «مدیریت تضادها» است، نه «رفع تضادها». همانطور که در کلام ناب امام شهید و بنا بر نص صریح قرآن کریم («وَلَن تَرْضَىٰ عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ…») آمده است، تضاد میان نظام اسلامی و ولایت با استکبار، تضادی بنیادین و هستیشناختی است و با امضای یک قرارداد از بین نمیرود، بلکه تنها مدیریت میشود.
با توجه به موارد فوق و بر مبنای اصل «الخیر فی ما وقع»، عملکرد دولتمردان جمهوری اسلامی ایران، بهویژه مقام معظم رهبری و فرماندهان مخلص را تحسین میکنیم و امیدواریم خداوند نظام جمهوری اسلامی ایران را حفظ فرماید.
انتهای پیام/∎