شناسهٔ خبر: 78672204 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: راهبرد معاصر | لینک خبر

یادداشت محمد ترکی بنی سلامه، تحلیلگر سیاسی اردن؛

دوگانه جنگ و مذاکره

در دوگانه جنگ و مذاکره سؤال واقعی دیگر این نیست چه کسی نخستین موشک را شلیک کرد، بلکه این است چه کسی توانست از این رویارویی با بیشترین تعداد کارت‌های قدرت بیرون بیاید؟ در دوگانه جنگ و مذاکره سؤال واقعی دیگر این نیست چه کسی نخستین موشک را شلیک کرد، بلکه این است چه کسی توانست از این رویارویی با بیشترین تعداد کارت‌های قدرت بیر...

صاحب‌خبر -

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در تاریخ سیاسی، جنگ‌ها را نه با تعداد موشک‌های شلیک‌شده یا میزان ویرانی که ایجاد می‌کنند، بلکه با پیامدهایی که پس از خاموش شدن تفنگ‌ها بر زمین تحمیل می‌کنند، می‌سنجند. جنگ به خودی خود هدف نیست، بلکه وسیله‌ای برای دستیابی به اهداف سیاسی و راهبردی خاص است. از این رو، سؤالی که پس از رویارویی اخیر ایران و آمریکا مطرح می‌شود این است؛ آیا واشنگتن به آنچه اعلام کرده بود در جنگ انجام می‌دهد، دست یافت؟

ایران وارد مرحله تسلیم سیاسی یا نظامی که برخی ارزیابی‌ها پیش‌بینی کرده بود، نشده است

این پرسش دیگر محدود به دشمنان آمریکا یا تحلیلگران مستقل نیست، بلکه در رسانه‌های مهم غربی نیز طنین‌انداز شده است. روزنامه‌ها و مجلات پرتیتراژ آمریکایی و انگلیسی تحلیل‌هایی منتشر کرده‌اند و این پرسش را مطرح می‌کنند آیا آمریکا واقعاً به اهداف اعلام‌شده خود از جنگ دست یافته است یا خیر. این پرسش‌ها نه از موضع ایدئولوژیک، بلکه از مقایسه ساده بین اهداف اعلام‌شده در آغاز درگیری و نتیجه ای که ماه‌ها بعد پدیدار خواهد شد، ناشی می‌شوند.

وقتی دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا وارد مرحله افزایش تنش با ایران شد، لفاظی‌های سیاسی واضح و تند بود. ترامپ از ضرورت توقف کامل غنی‌سازی هسته‌ای ایران و اعمال حداکثر فشار سیاسی، اقتصادی و نظامی برای وادار کردن تهران به دادن امتیازات راهبردی بزرگ صحبت می‌کرد. همچنین بارها از تضعیف نظام جمهوری اسلامی و وادار کردن آن به پذیرش شروط جدید آمریکا که توازن قدرت در منطقه را تغییر می‌دهد، صحبت می‌شد.

اما پس از ماه‌ها درگیری، تصویر کاملاً متفاوت به نظر می آید. نظام ایران همچنان پابرجاست و نهادهای دولتی دچار فروپاشی نشده‌اند. علاوه بر این، ایران وارد مرحله تسلیم سیاسی یا نظامی که برخی ارزیابی‌ها پیش‌بینی کرده بود، نشده است. در واقع، بسیاری از شاخص‌ها نشان می‌دهند فشارهای خارجی، بخش‌های وسیعی از جامعه ایران را در مواجهه با تهدیدات خارجی به حمایت از دولت سوق داده است.

در اینجا حقیقتی سیاسی و حیاتی نهفته است؛ تفاوت معناداری بین شکست خوردن و مجبور شدن یک دولت به تسلیم و ورود به مذاکرات در حالی که هنوز از اهرم فشار و توانایی مانور برخوردار است، وجود دارد. این تمایز یکی از مهمترین عناصری خواهد بود که مورخان هنگام ارزیابی این دوره در آینده به آن تکیه خواهند کرد.

نکته جالب توجه این است، مذاکراتی که جریان دارد، از برخی جهات به چارچوب کلی توافق هسته‌ای ای که دولت ترامپ سال ۲۰۱۸ میلادی از آن خارج شد، نزدیک به نظر می آید. حال که این مذاکرات به تفاهمات مشابهی منجر شده است، این سؤال سیاسی مطرح می‌شود؛ آیا سال‌ها افزایش تنش، تحریم‌ها و رویارویی نظامی به نتیجه‌ای کاملاً متفاوت از آنچه قبل از خروج از توافق هسته‌ای وجود داشت، منجر شده است؟

شاید مهم‌ترین نتیجه این رویارویی تاکنون این باشد که همه بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی را بر آن داشته است تا در محاسبات قبلی خود تجدیدنظر کنند

علاوه بر این، دولت آمریکا ادعا می‌کند در این رویارویی به اهداف مربوط به امنیت دریایی در خلیج فارس و حفاظت از تجارت جهانی دست یافته است. با وجود این، روایتش موضوع بحث گسترده‌ای در زمینه میزان همسویی این دستاوردها با اهداف گسترده‌تری است که در ابتدای بحران مطرح شده بود.

آنچه امروز شاهدیم، به نظر نمی آید پیروزی قاطع برای یک طرف یا شکست مطلق برای طرف دیگر باشد. بلکه، با مرحله گذار روبرو هستیم که در حال تغییر شکل موازنه‌های سیاسی و راهبردی در غرب آسیاست. جنگ‌های بزرگ با آتش‌بس پایان نمی‌یابند؛ در عوض، فرآیندی از بازتوزیع نفوذ و بازترسیم نقشه‌های سیاسی آغاز می‌شود.

شاید مهم‌ترین نتیجه این رویارویی تاکنون این باشد که همه بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی را بر آن داشته است تا در محاسبات قبلی خود تجدیدنظر کنند. کسانی که روی نتیجه سریع و قاطع حساب باز کرده بودند، خود را با واقعیت پیچیده‌تری روبرو یافته‌اند، در حالی که سایر قدرت‌ها شروع به بهره‌برداری از تحولات جدید به نفع خود کرده‌اند.

بنابراین، سؤال واقعی دیگر این نیست چه کسی نخستین موشک را شلیک کرد؟ بلکه این است که چه کسی توانست از این رویارویی با بیشترین تعداد کارت‌های قدرت بیرون بیاید؟ پاسخ به این سؤال ما را به درک عمیق‌تری از تحولاتی که امروزه در منطقه در حال وقوع است، هدایت خواهد کرد.