شناسهٔ خبر: 78672172 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایسنا | لینک خبر

عاشورا در مسیر تحقق یک هدف کلان

عضو هیئت علمی دانشگاه قم با تأکید بر اینکه اهدافی مانند تشکیل حکومت، اصلاح امت و امر به معروف و نهی از منکر، اهداف میانی نهضت عاشورا هستند، گفت: هدف اصلی و غایی امام حسین(ع) تحقق غرض الهی و حفظ مسیر دین بود و تمامی رفتارهای ائمه(ع) در شرایط مختلف ذیل همین هدف واحد تعریف می‌شود.

صاحب‌خبر -

احمد بهشتی مهر در گفت‌وگو با ایسنا با بیان اینکه درباره نهضت عاشورا و قیام امام حسین (ع) صحبت‌های فراوانی شده و در طول قرون گذشته، این موضوع همواره محل بحث و گفت‌وگو بوده است، اظهار کرد: افراد فراوانی تلاش کرده‌اند تا از سخنان، سیره و اتفاقاتی که در این جریان افتاده، شواهدی استخراج کنند و اعلام کنند که به این دلایل، قیام عاشورا و نهضت اباعبدالله الحسین (ع) را به شکلی که اکنون می‌فهمیم و ارائه می‌دهیم، تحلیل می‌کنیم؛بنابراین در این حوزه کم سخن گفته نشده است.

عضو هیئت علمی دانشگاه قم تصریح کرد: دیدگاه‌ها و نظریه‌های بسیار فراوانی در مورد اینکه چرا ایشان قیام کردند، مطرح شده است؛ اهداف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، فقهی و اخلاقی برای این قیام شمرده شده است. گاهی گفته شده اباعبدالله (ع) برای تشکیل حکومت قیام کردند، یا این حرکت، حرکتی اصلاحی (مانند امر به معروف و نهی از منکر) بوده است. گاهی به اعتراض به وضعیت اجتماعی اشاره شده یا تلاش برای احیای ارزش‌ها و تعالیمی که پیامبر خدا مطرح کردند و امیرالمؤمنین و امام حسن (ع) ادامه دادند.

وی بابیان این‌که ما می‌توانیم پیش از آنکه این رویداد را تحلیل کنیم، واقعیت‌های کلان‌تر و بزرگ‌تری را فهمیده و تحلیل کنیم، گفت: ما قوانین عام و جهان‌شمول‌تری داریم که اباعبدالله الحسین (ع) با استناد به آن قوانین عام، حرکت خود را آغاز کردند. بنابراین ما باید یک گام جلوتر از صرفا دیدن خود این حادثه برویم و حقایق و واقعیت‌های دیگری را درک کنیم تا در پرتو آن‌ها بتوانیم این واقعه را تحلیل کنیم.

بهشتی مهر افزود: اگر کسی آن حقایق را درک نکند و فقط بخواهد به خود این حادثه توجه کند، ممکن است دچار مغالطه‌ای شود؛ یعنی فرد جزئی از حادثه یا مقطعی از تاریخ را ببیند و تصور کند که تمام ماجرا همان است. برای اینکه چنین اتفاقی نیفتد، ابتدا باید یک دیدگاه جامع مطرح کنیم و سپس حرکت اباعبدالله الحسین (ع) را در چارچوب آن دیدگاه جامع تحلیل کنیم.

عضو هیئت علمی دانشگاه قم تصریح کرد: اگر آن دیدگاه جامع به دست آید، نه‌تنها این حرکت اباعبدالله الحسین (ع)، بلکه کل زندگی امام حسین (ع) نیز قابل تحلیل خواهد بود. حتی اگر کسی بخواهد خود را در مدار این حقیقت قرار دهد و به آن تمسک پیدا کند، این امکان برای او فراهم می‌شود.

وی ضمن اشاره بر سخنان رهبر شهید انقلاب اظهار کرد: عبارت‌هایی که این روزها از رهبر معظم انقلاب نقل می‌شود، خود همین می‌تواند منشأ تحول باشد. ایشان در یکی از سخنانشان این جمله معروف را به کار بردند که از اباعبدالله الحسین (ع) نقل شده است «مثلی لا یبایع یزید» یا در برخی نقل‌ها «مثلی لا یبایع مثل یزید»؛ این جمله برای کسی که نگاه الگومدار و نگاه محوری به اباعبدالله الحسین (ع) دارد بسیار معنادار است.

بهشتی مهر افزود: کسی که می‌خواهد از اباعبدالله الحسین (ع) الگو بگیرد، با شنیدن این جمله به شدت متوجه یک نکته مهم می‌شود؛ امام حسین (ع) نفرمودند «من با یزید بیعت نمی‌کنم»، بلکه فرمودند «مثل من با مثل یزید بیعت نمی‌کند». یعنی ایشان یک قاعده کلی بیان کردند که هر کسی که می‌خواهد مثل من باشد، نمی‌تواند با کسی مثل یزید سر یک سفره بنشیند.

عضو هیئت علمی دانشگاه قم تصریح کرد: در این صورت نه‌تنها تکلیف خود اباعبدالله الحسین (ع) روشن می‌شود، بلکه تکلیف کسانی هم که می‌خواهند رنگ و بوی اباعبدالله (ع) داشته باشند و او را الگوی خود قرار دهند روشن می‌شود. آن‌ها هم نباید با «مثل یزید» در یک جهت قرار بگیرند، سر یک سفره بنشینند، هدف مشترک داشته باشند یا در یک جبهه قرار بگیرند.

وی با بیان اینکه کسانی که خود را پیرو و شبیه اباعبدالله الحسین (ع) می‌دانند، باید معیارهای ایشان را دنبال کنند گفت: فهم این معیارها در گرو آن است که ابتدا آن حقیقت کلی را کشف کنیم؛ اینکه اساساً زندگی امام حسین (ع) بر چه محوری استوار بوده است. زمانی که من به این نتیجه برسم که کل زندگی اباعبدالله الحسین (ع) حول یک محور مشخص می‌چرخد، آن‌وقت قیام، قعود و سخنان ایشان نیز بر همان محور است و حتی سکوت ایشان هم در همان چارچوب معنا پیدا می‌کند.

بهشتی مهر تصریح کرد: در چنین صورتی ممکن است در یک مقطع بگوییم برای رسیدن به آن هدف کلی باید قیام کرد؛ همان‌گونه که اباعبدالله الحسین (ع) قیام کردند. اما در دوره‌ای دیگر و در شرایطی متفاوت، برای رسیدن به همان هدف دیگر نباید قیام کرد، بلکه باید صلح کرد؛ همان کاری که امام حسن (ع) انجام دادند. بنابراین دستیابی به آن حقیقت کلی، هم رفتار امام حسن (ع) را تبیین می‌کند و هم رفتار امام حسین (ع) را؛ و نه‌تنها این دو امام و حادثه عاشورا، بلکه تمام موارد را نیز در پرتو آن می‌توان فهمید.

عضو هیئت علمی دانشگاه قم ضمن اشاره بر این موضوع که میان هدف از انجام یک کار و نتیجه‌ای که از آن کار حاصل می‌شود تفاوت وجود دارد گفت: هدف آن چیزی است که انسان پیش از انجام یک کار در نظر می‌گیرد تا به آن برسد؛ اما ممکن است به آن برسد یا نرسد. برای مثال، فرض کنید من تصمیم می‌گیرم از اینجا به دانشگاه قم بروم. هدفم این است که به دانشگاه قم برسم. ممکن است حرکت کنم و به همان‌جا هم برسم؛ اما ممکن است به هر دلیلی حرکت کنم و در نهایت موفق نشوم به دانشگاه برسم. در هر دو حالت، کار من هدف داشته است؛ در حالت اول به هدف رسیده‌ام و در حالت دوم به هدف نرسیده‌ام.

وی افزود: پس هدف امری است که پیش از انجام کار، به‌صورت آگاهانه در نظر گرفته می‌شود؛ اما نتیجه این‌گونه نیست. ممکن است شما به دانشگاه برسید یا نرسید، اما اگر به دانشگاه نرسیدید، به این معنا نیست که به هیچ‌جا نرسیده‌اید؛ بالاخره به جایی رفته‌اید.

بهشتی مهر افزود: شاید مثال بهتر، تیراندازی باشد. در تیراندازی شما از قبل یک هدف یا سیبل را در نظر می‌گیرید و سپس تیر خود را شلیک می‌کنید. ممکن است تیر به آن هدف اصابت کند و ممکن است نکند؛ اما حتی اگر به آن هدف هم نخورد، بالاخره به جایی اصابت خواهد کرد. آن جایی که تیر اصابت می‌کند، نتیجه کار است. بنابراین لزوماً هدف و نتیجه با یکدیگر یکسان نیستند. گاهی ممکن است هدف چیزی باشد، اما نتیجه چیز دیگری اتفاق بیفتد.

عضو هیئت علمی دانشگاه قم با بیان اینکه هدف تمام امامان و پیامبران هدایت بشر است اظهار کرد: ما امام حسین (ع) را امام امت می‌دانیم، همان‌گونه که پیامبر اکرم (ص) را پیامبر امت می‌دانیم. همه اولیای الهی، اعم از پیامبران و امامان، نمایندگان خداوند بر روی زمین هستند و خداوند آنان را برای هدایت بشر برگزیده است. بنابراین هدف کلی‌ای که پیامبران و امامان باید دنبال کنند و آن را به عنوان رسالت اصلی خود تعریف می‌کنند، این است که غرض الهی را بر روی زمین محقق سازند.

وی بابیان اینکه خدای تعالی نیز از آفرینش هدفی دارد گفت: همان‌طور که امام حسین (ع) از قیام عاشورا هدفی داشتند، پیامبر اکرم (ص) نیز از رسالت و نبوت خود هدفی داشتند، و خدای تعالی نیز از خلقت هدفی دارد. از آنجا که پیامبر و امام در راستای تعالیم الهی برگزیده می‌شوند، طبیعتاً هدف آنان نیز باید در راستای هدف خلقت باشد؛ همان هدفی که خدای تعالی برای آفرینش قرار داده است.

بهشتی مهر افزود: بنابراین اباعبدالله الحسین (ع) قیام می‌کنند تا غرض الهی را محقق سازند؛ همان چیزی که خداوند از طریق پیامبران به انسان هدیه کرده است، یعنی همان چیزی که امروز ما آن را «دین» می‌نامیم. آنچه خدای تعالی به پیامبران خود عطا فرمود تا به بشر و بندگان دیگر ابلاغ کنند، دین خدا و ارزش‌های الهی است.

وی ضمن اشاره بر این موضوع که پیامبر اکرم (ص)، امامان و اباعبدالله الحسین (ع)، در قیام و در تمام زندگی‌شان هدفی جز تحقق اهداف الهی نداشته‌اند اظهار کرد: گاهی برای تحقق این هدف باید قیام کرد؛ همان‌گونه که اباعبدالله الحسین (ع) قیام کردند. گاهی نیز تحقق آن هدف به اقدام دیگری نیاز دارد؛ یعنی رسالت و وظیفه‌ای متفاوت که در آن شرایط می‌تواند آن هدف را محقق کند.

بهشتی مهر تصریح کرد: برای مثال، در دوران امام سجاد (ع) قیام نظامی راه تحقق آن هدف نبود. در آن دوره، آنچه اهمیت داشت شخصیت‌سازی، کادرسازی و انسان‌سازی بود؛ همان کاری که امام سجاد (ع) در طول حدود سی و پنج سال به آن مشغول بودند. این فعالیت‌ها نیز در حقیقت در راستای همان هدف کلی تعریف می‌شد.

عضو هیئت علمی دانشگاه قم با بیان اینکه وقتی ما هدفی کلی برای خلقت، رسالت و امامت تعریف می‌کنیم، این هدف نهایی و کلان می‌تواند در دل خود، مجموعه‌ای از اهداف مقطعی یا میانی داشته باشد گفت: گاهی اقتضای شرایط، قیام برای احیای دین است و گاهی تبلیغ دین؛ در یک دوره، رسالت امام، تبلیغ و گرد هم آوردن مردم برای آموزش‌های دینی است. در موقعیتی دیگر که عده‌ای مسلحانه در برابر این هدف ایستاده‌اند، طبیعتِ کار ایجاب می‌کند که امام نیز مسلحانه در برابر آنان ایستادگی کند.

وی افزود: زمانی دیگر، امام باید اقدامی کلان انجام دهد؛ مثلاً تشکیل حکومت، زیرا بدون آن، امکان رسیدن به آن هدف کلی میسر نیست؛ این خود یک هدف مقطعی و میانی است. گاهی نیز شرایط به‌گونه‌ای است که نه نیاز به قیام مسلحانه است و نه امکان تشکیل حکومت کلان وجود دارد، بلکه وظیفه امام فراهم کردن زمینه‌ها و مقدمات برای آینده است؛ همان‌گونه که ائمه بعد از امام حسین (ع) چنین کردند.

بهشتی مهر با بیان اینکه در هر دوره باید اقتضائات آن زمان را دید و درک کرد گفت: به همین دلیل است که ما رفتارهای به‌ظاهر متفاوتی از ائمه (ع) در طول حیاتشان می‌بینیم؛ امام حسین (ع) قیام می‌کنند، در حالی که امام حسن (ع) یا امام سجاد (ع) قیام نمی‌کنند. این تفاوت در رفتار، ناشی از تفاوت در اهداف میانی متناسب با شرایط و اوضاع اجتماعی و فرهنگی هر دوره است؛ در حالی که هدف اصلی و نهایی همه آن‌ها یگانه است و همگی ذیل هدف خلقت تعریف می‌شوند و وحدت دارند.

عضو هیئت علمی دانشگاه قم در پاسخ به این پرسش که هدف امام حسین (ع) چه بود گفت: باید میان هدف غایی و اهداف میانی تفکیک قائل شویم. گاهی گفته می‌شود امام (ع) برای تشکیل حکومت قیام کرد یا هدفش اصلاح امت و امر به معروف و نهی از منکر بود. این‌ها همگی درست است، اما باید توجه داشت که این‌ها اهداف میانی هستند.

وی افزود: امام (ع) بر اساس شرایط، ابزارهای مختلفی را برای رسیدن به آن هدف واحد برمی‌گزید. برای مثال، اگر در دوره‌ای باید حکومت تشکیل شود تا دین حفظ گردد، امام اقدام به تشکیل حکومت می‌کند؛ اگر در دوره‌ای باید امر به معروف کرد یا اصلاحات اخلاقی انجام داد، همان را پیش می‌برد.

بهشتی مهر بابیان اینکه اگر هدف کلان و بنیادین قربانی شود، دیگر هیچ‌کدام از آن اقدامات میانی ارزش خود را نخواهند داشت اظهار کرد: اگر قرار بود امام (ع) برای رسیدن به قدرت یا حتی اصلاحِ جزئی، زیر بار حکومت کسی مثل یزید برود، اساسِ آن هدف کلان که همان مسیر حق و عدالت الهی بود، ذبح می‌شد. وقتی هدف کلان از دست برود، هر اقدام دیگری هم که صورت بگیرد، فرد از مدار حق خارج شده است.

عضو هیئت علمی دانشگاه قم تصریح کرد: این مسئله را می‌توان به هدفِ یک فرد برای «مسلمانِ خوب بودن» تشبیه کرد. کسی که می‌خواهد مسلمانِ خوبی باشد، اهداف میانی متعددی دارد؛ یک روز برای رسیدن به آن هدف، خوب نماز می‌خواند؛ روز دیگر به نیازمندان کمک می‌کند؛ روز دیگر در برابر مشکلات اجتماعی جامعه‌اش احساس مسئولیت می‌کند. این‌ها کارهای متفاوتی هستند که همگی ذیلِ یک هدفِ بزرگتر تعریف می‌شوند.

وی با بیان اینکه در مباحث اعتقادی هم شاهد چنین تفکیکی هستیم گفت: ممکن است پیروان یک مکتب، در عمل دچار خطاها یا انحرافات رفتاری شوند، اما این لزوماً به معنای انحراف در اصلِ اعتقاد و هدف آن مکتب نیست. اعتقادات، اصل هستند و رفتارها فرع بر آن‌ها؛ فرد ابتدا اعتقاد خود را می‌سازد و سپس بر اساس آن، رفتار می‌کند. امام حسین (ع) نیز اصیل‌ترین حقیقتِ اعتقادی را محور قرار داده بودند. تمام رفتارها و تصمیمات ایشان (قیام، قعود، سکوت یا سخن) در هر دوره، متناسب با این حقیقت واحد تنظیم می‌شد.

انتهای پیام