نبرد سوئیس نه با امضای اسناد، بلکه درست یک لحظه قبل از آن در سکوت سالن مذاکرات آغاز شد؛ لحظهای که سید عباس عراقچی، از دست دادن «جیدی ونس» معاون ترامپ امتناع کرد.
به گزارش همشهریآنلاین، پایگاه عراقی المطلع در تحلیلی نوشت که نبرد سوئیس در واقع از لحظهای آغاز شد که «سیدعباس عراقچی»، وزیر امور خارجه ایران، از دست دادن با «جیدی ونس»، معاون رئیسجمهور آمریکا امتناع کرد. این اقدام بهظاهر پروتکلی، پیام سیاسی و راهبردی را منتقل کرد که ایران بهعنوان طرفی قوی و آماده برای مذاکرات، به دنبال تبدیل «برگهای برنده» خود به «دستاوردهای سیاسی و اقتصادی» است.
پایگاه عراقی المطلع در تحلیلی درباره مذاکرات ایران و آمریکا در سوئیس نوشت: نبرد سوئیس نه از میان اوراق و بندهای توافق، بلکه یک لحظه پیش از آن در سکوتِ سالنِ مذاکرات آغاز شد؛ لحظهای که «عباس عراقچی»، وزیر امور خارجه ایران، از دست دادن با «جیدی ونس»، معاون رئیسجمهور آمریکا امتناع کرد.
دستهای گرهکرده به جای دستدادن؛ پیام مخابره شده به تیم ترامپ
این حرکت ظاهراً پروتکلی، حامل پیامی سیاسی و راهبردی بود: تهران نه بهعنوان طرفی که بهدنبال راه فرار آمده، بلکه بهعنوان طرفی به مذاکرات وارد شد که از یک مواجهه باز و مستقیم، «برگهای برنده» ای به دست آورده و اکنون میخواهد آنها را به «دستاوردهای سیاسی و اقتصادی» تبدیل کند.
پایگاه عراقی المطلع در تحلیلی نوشت: مذاکرات سوئیس فراتر از دیداری بین دو هیئت، دور جدیدی از نبردی طولانی بود که از میدان جنگ به میز سیاست منتقل شد. آمریکا با هدف تثبیت تفاهماتی برای «تهدیدزدایی گستردهتر» وارد شد، اما ایران با تأکید بر این اصل که «هیچ امتیاز رایگانی در کار نخواهد بود» و «بازگشت به نقطه صفر ممکن نیست»، وارد گود شد. از این رو، دور نخست مذاکرات بیش از آنکه یک نشست عادی باشد، «آزمون ارادهها» بود.
معادله تنگه هرمز؛ جغرافیا به قدرت سیاسی تبدیل شد
به نوشته المطلع، در پشت صحنه، نبرد بر سر تعیین شکل مرحله آینده بود. برای ایران، تنگه هرمز دیگر تنها یک گذرگاه دریایی نبود، بلکه به یک «ورق برنده استراتژیک» تبدیل شد که قدرت تأثیرگذاری بر اقتصاد جهانی و بازارهای انرژی را به اثبات رسانده بود. ایران در متن یادداشت تفاهم، بندهای دقیقی را گنجاند تا بازگشایی ناوبری، بازگشت به وضعیت سابق نباشد؛ بلکه گامی مرتبط با ترتیبات جدیدی باشد که بر «حق حاکمیت و حقوق ساحلی» ایران و عمان تأکید دارد. این پیام ایران روشن بود: «بازگشایی تنگه هرمز، امتیاز رایگان نیست، بلکه بخشی از معادلهای گستردهتر است که نقش منطقهای ایران را به رسمیت میشناسد.»
اقتصاد؛ تعهد در مقابل تعهد
این پایگاه عراقی تاکید کرد: در حوزه اقتصادی، رفع محدودیتهای صادرات نفت و محصولات پتروشیمی و آزادسازی بخشی از پولهای بلوکهشده، از نگاه تهران «لطف آمریکا» نبود، بلکه اجرای اصل «التزام در برابر التزام» بود. ایران تضمینهایی میخواهد که توافق، ابزاری برای فشار بعدی علیه این کشور نشود و واشنگتن نیز به دنبال مکانیزمهای نظارتی است تا از فروپاشی تفاهمات جلوگیری کند.
چرا اسرائیل از توافق سوئیس میترسد؟
به نوشته المطلع، کاهش سطح غنیسازی از ۶۰ به ۲۰ درصد، از نگاه ایران به معنای کنار گذاشتن توان هستهای نیست، بلکه «سازماندهی مجدد آن در قالب یک فرمول جدید» است؛ موضوعی که نگرانی شدید تلآویو را برانگیخته است. اسرائیل هراس دارد که واشنگتن از «سیاست فشار حداکثری» به «سیاست سازش» عبور کند و مسیر طولانیمدتی برای بازتعریف روابط ایران و آمریکا ایجاد شود.
پرونده لبنان؛ ضعف معادله آمریکا
براساس تحلیل این پایگاه عراقی، گره اصلی در مذاکرات، «پرونده لبنان» است. تهران تداوم مسیر مذاکراتی را به مکانیزمهای «کاهش تنش» مشروط کرده است، اما سؤال بزرگ اینجاست که آیا واشنگتن توانایی تضمین تعهدات متحدانش (بهویژه اسرائیل) را دارد؟ اینجا بود که ضعف معادله آمریکایی نمایان شد؛ واشنگتن به نام صلح مذاکره میکند، اما تنها طرفی نیست که بر تمام جزئیات میدان مسلط است.
پایان عصر دریافت شروط/ چه کسی فردای جنگ را مینویسد؟
مذاکرات سوئیس نشان داد که نبرد، نه بر سر امضای یک توافق، بلکه بر سر این است که «چه کسی حق دارد روز بعد از جنگ را بنویسد». آمریکا به دنبال توافقی برای جلوگیری از انفجار مجدد و حفظ منافع متحدانش است، اما ایران به دنبال توافقی است که ثابت کند سالها فشار، به عقبنشینی منجر نشده، بلکه مواجهه را به میز مذاکراتی متفاوت منتقل کرده است.
امتناع از دست دادن در آغاز مذاکرات، تنها یک پروتکل نبود؛ بلکه اعلام این واقعیت بود که تهران میخواهد در مرحله آینده از جایگاه طرفی که «بر سر شروط مذاکره میکند» وارد شود، نه طرفی که «شروط را دریافت میکند». اکنون سؤال بزرگ باقی است: آیا سوئیس آغاز یک سازش تاریخی بود یا تنها یک آتشبس سیاسی پیش از دور جدیدی از درگیریها؟
منبع: ایرنا