خبرگزاری تسنیم ـ زهرا کبیریپور*؛ در منطق قرآن، شهادت پایان زندگی نیست؛ آغاز نوعی حیات است. اما این حیات تنها به عالم غیب و نزد پروردگار محدود نمیشود؛ بلکه آثار و برکات آن در متن جامعه نیز جاری میشود. از همین روست که برخی شهادتها از مرز یک حادثه فردی عبور میکنند و به نقطه آغاز یک تحول تاریخی تبدیل میشوند. اگر بعثت پیامبران برای بیدارسازی انسانها و احیای جامعه صورت گرفت، خون شهیدان بزرگ نیز در امتداد همین مسیر، منشأ نوعی «انبعاث» و برانگیختگی اجتماعی میشود؛ حقیقتی که میتوان از آن با تعبیر «بعثت خون» یاد کرد.
برجستهترین جلوه این سنت الهی را باید در عاشورا جستوجو کرد. شهادت حضرت سیدالشهدا(ع) صرفاً پایان حیات ظاهری فرزند رسول خدا(ص) نبود؛ آغاز حیات یک مکتب و احیای یک امت بود. جامعه اسلامی در سالهای حاکمیت اموی گرفتار نوعی وارونگی معرفتی و ارزشی شده بود؛ تا آنجا که بسیاری از مردم توان تشخیص حق از باطل را از دست داده بودند. در چنین فضایی، خون امام حسین(ع) همان نقشی را ایفا کرد که گاه از هزاران خطابه و استدلال ساخته نیست؛ مرزهای حق و باطل را آشکار ساخت و حقیقت را از زیر آوار تبلیغات و تحریف بیرون کشید.
نخستین اثر این شهادت، انبعاث درونی بود. وجدانهای خاموش بیدار شدند، غفلتها کنار رفت و بسیاری از کسانی که در برابر ظلم سکوت کرده بودند، خود را در برابر یک پرسش بزرگ تاریخی یافتند. جریان توابین، موج پشیمانی در کوفه و شکلگیری روحیه اعتراض به سلطه اموی، نمودهای این بیداری درونی بود و عاشورا قبل از آنکه یک رخداد نظامی باشد، یک انقلاب در ضمیر انسانها بود.
اما این تحول درونی به ساحت اجتماع نیز راه یافت. خون سیدالشهدا(ع) جامعهای مرعوب را به جامعهای مطالبهگر تبدیل کرد. نهضتهای پس از عاشورا، گسترش فرهنگ ظلمستیزی و تداوم جبهه مقاومت در برابر استبداد، ثمره همین برانگیختگی اجتماعی بود. از این منظر، عاشورا مدرسهای برای تولید مسئولیت اجتماعی است؛ مدرسهای که انسان را از بیتفاوتی بیرون میآورد و او را نسبت به سرنوشت دین و جامعه خویش متعهد میسازد.
این سنت الهی به عاشورا محدود نمانده است. در طول تاریخ، هرگاه مجاهدی در مسیر دفاع از حق، مقابله با ظلم و حمایت از مظلومان به شهادت رسیده، خون او توانسته است در مقیاسی متناسب با جایگاهش همین کارکرد را ایفا کند. شهادت رهبر شهید انقلاب و فرماندهان والامقام در روزگار ما نیز از همین زاویه قابل فهم است. آنچه پس از شهادت آنان رخ داد، تنها اندوه و سوگواری نبود؛ بلکه نوعی بازگشت به آرمانها، احیای مسئولیتها و تجدید عهد با مسیر مقاومت بود. مردمی که شاید در هیاهوی زندگی روزمره از برخی مسئولیتهای تاریخی خود غفلت کرده بودند، بار دیگر با این پرسش روبهرو شدند که در نبرد حق و باطل چه وظیفهای بر عهده دارند.
شهادت رهبر شهید انقلاب، برخی از اعضای خانوادۀ ایشان و فرماندهان عزیزمان، بعثتی تازه در دلهای مردم و شور غیر قابل توصیفی در خیابانها به وجود آورد. حضور گستردۀ مردم در آیینهای تشییع شهدا و بزرگداشت ایشان، موج همدلی و همبستگی اجتماعی را در میان نسل جوان بهوجود آورد و بازخوانی آرمانهای عدالتخواهانه، نشانههایی از همین انبعاث اجتماعی بود. گویی خون رهبر شهید انقلاب بار دیگر همان حقیقت عاشورایی را یادآوری کرد که گاه یک شهادت میتواند بیش از سالها تبلیغ و فعالیت، جامعه را بیدار کند و روح مسئولیتپذیری را در کالبد امت بدمد. این همان «بعثت خون» است؛ هنگامی که شهادت، از یک حادثه فردی فراتر میرود و به نیرویی برای بازسازی آگاهی جمعی و حرکت اجتماعی تبدیل میشود.
در فرهنگ اسلامی، خون شهید هرگز به فراموشی سپرده نمیشود؛ زیرا شهادت، مطالبۀ عدالت را زنده نگه میدارد. قرآن کریم نیز درباره کسانی که مورد ظلم و ستم قرار گرفتهاند میفرماید: «وَلَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولَئِكَ مَا عَلَیْهِمْ مِنْ سَبِیلٍ» (شوری: 41)؛ از همین رو، فرهنگ شیعه از عاشورا تا عصر حاضر، فرهنگ زنده نگه داشتن یاد شهیدان و استمرار راه آنان بوده است و ندای «یا لثارات الحسین» نه تنها یک شعار تاریخی، بلکه اعلام تداوم جبهه حق در برابر جبهه باطل در تمام اعصار است.
دشمنان همواره میپندارند که با حذف فیزیکی یک رهبر یا یک مجاهد، میتوانند یک جریان را متوقف کنند؛ اما تجربه عاشورا و حوادث بزرگ تاریخ معاصر نشان داده است که گاه شهادت یک رهبر، آغاز مرحلهای تازه از تأثیرگذاری است. شهیدان بزرگ در حیات خود راه را نشان میدهند و در شهادت خویش، جامعه را برای پیمودن آن راه به حرکت درمیآورند.
شاید راز ماندگاری عاشورا در همین باشد که خون شهید، تنها پایان یک زندگی نیست؛ آغاز یک بیداری است. هرگاه خونی در راه خدا و برای دفاع از حق بر زمین ریخته شود، در دلها بعثت میآفریند و در جامعه حرکت. این همان حقیقتی است که از کربلا آغاز شد و در طول تاریخ تداوم یافت.
از عاشورای سال 61 هجری تا شهادت رهبر شهید انقلاب و فرماندهان مجاهد در عصر ما، بارها دیدهایم که خون شهید چگونه دلها را متحول، وجدانها را بیدار و خیابانها را به صحنه همبستگی و تجدید عهد با آرمانهای الهی تبدیل کرده است. چنین خونهایی هرگز خاموش نمیشوند؛ بلکه در حافظه تاریخی ملتها به بعثتی ماندگار برای مقاومت، آگاهی و ایستادگی تبدیل میشوند.
*دکتری تاریخ تشیع
انتهای پیام/