به گزارش ایرنا، حجت الاسلام مهراب صادق نیا در اولین شب مراسم "عاشورا و امروز ما" که با همراهی انجمن اندیشه و قلم و بنیاد در کانون توحید برگزار می شود، اظهار کرد: عملکرد امام حسین(ع) با عملکرد رهبران فرقهها یا گروههای مذهبی دارای تفاوتهای بنیادین است و ایشان در تبیین اهداف خود، همواره از مضامین مشترک انسانی نظیر عدالت، نفی ظلم و تبعیض، آزادگی و کرامت انسانی بهره میجستند.
وی تصریح کرد: امام(ع) برخلاف جریانهای فرقهای، مخالفان خود را به رعایت نکردن مناسک مذهبی یا انحرافات رفتاری متهم نمیکردند، بلکه تمرکز ایشان بر پرسشهای بنیادین انسانی نظیر لزوم رعایت عدالت، حقمداری و نفی ستم بود.
وی افزود: این معیارها، شعارهای یک فرقه یا سلیقه مذهبی خاص نیستند، بلکه خواستههای مشترک تمامی انسانها محسوب میشوند؛ از همین رو، امام حسین(ع) خود را پیشوای همه انسانها معرفی کرد نه تنها پیشوای یک فرقه مذهبی.
حجت الاسلام صادقنیا با تأکید بر این نکته که عاشورا باید کانون بیدارگری همه انسانها باشد و نه کانون فرقهسازی، خاطرنشان کرد: با گذشت زمان، این جریان انسانی به مناسک فرقهای تغییر ماهیت داد.
وی خاطرنشان کرد: حتی سوگواری امام حسین(ع) که بر اساس “اصل ربایش سوگ” پدیدهای انسانی و عمومی است و میتواند تمامی انسانها را گرد هم آورد، به انحصار گروههای هویّتساز درآمده است؛ بهگونهای که دیگر انسانها یا از سوگواری برای امام احساس تعلق نمیکنند و یا خود را در زمره سوگواران نمیبینند.
وی با طرح این پرسش که چرا «امام حسینِ همه انسانها» به «امامِ یک فرقه خاص» تبدیل شده است، بر ضرورت بررسی عوامل مختلف این تحول تأکید کرد.
تحلیل ریشههای فرقهای شدن سوگواری امام حسین(ع)؛ از نیاز به هویتسازی تا دخالت دستگاه قدرت
این استاد دانشگاه با تبیین عوامل تغییر ماهیت نهضت عاشورا، تاکید کرد: نیاز به هویتسازی شیعی و دخالت نهادهای قدرت در سوگواری، منجر به تبدیل «امام حسینِ همه انسانها» به «امامِ یک فرقه خاص» و تبدیل عاشورا از ابزاری برای تغییر جامعه به ابزاری برای تثبیت وضع موجود شده است.
وی در تحلیل ریشههای تبدیل شدن مناسک عاشورا به ابزاری فرقهای، نخستین عامل را نیاز تاریخی شیعه به هویتسازی دانست و اظهار داشت: شیعه در نخستین دوران خود، به دلیل عدم ارتباط با قدرت و تفاوتهای بنیادین در کلام، فقه و نظام هنجاری با سایر گروهها، فاقد ساختارهای انسجامبخش و تمایزدهنده بود.
وی افزود: در پاسخ به این نیاز، نهادهای اجتماعی مختلفی همچون روحانیت، وکالت، انتظار و سوگواری برای ایجاد امنیت روانی و تمایز هویتی گروههای پراکنده شکل گرفتند.
حجت الاسلام صادقنیا تصریح کرد: در این میان، نهاد سوگواری بیشترین ظرفیت را برای هویتسازی داشت و به جای ایجاد یک فضای سوگواری عمومی و انسانی، به پایهای برای ایجاد هویت متمایزکننده شیعیان تبدیل شد. در حالی که اهل سنت حول محور حکومت جمع میشدند، شیعیان به دلیل عدم مشروعیت حکومت، حول محور سوگواری سازمان یافتند که این امر موجب شد سوگواری امام انسانها به سوگواری ویژه شیعیان محدود شود.
وی در ادامه، عامل دوم را دخالت دستگاههای قدرت در امر سوگواری عنوان کرد و گفت: ماهیت عاشورا به گونهای است که هیچ نهاد حکومتی نمیتواند مدعی مالکیت بر آن باشد؛ چرا که امام حسین(ع) مبلغ «دینِ وضع مطلوب» بود و نه توجیهکننده «وضع موجود».
وی تأکید کرد: برخلاف حکومتها که حافظ وضع موجود و محافظهکار هستند، آرمانگرایان و مطرودین قدرت همواره به دنبال تغییر و رسیدن به وضع مطلوباند. لذا سوگواری امام حسین(ع) ماهیتی اعتراضی و مطلوبگرا دارد و نمیتواند متصل به جریانهای حاکم باشد.
استاد دانشگاه ادیان و مذاهب با تبیین مفهوم «سوگ» در برابر «غم» اظهار داشت: سوگ برخلاف غم که نشانه از دست دادن است، نشاندهنده یک رابطه زنده و تداوم یک عنصر تغییریافته است.
وی افزود: «سوگواری امام حسین(ع) همواره با ویژگی مشاهدهپذیری و اعتراض همراه بوده است؛ از این رو اگر حکومتی (مانند دوران صفوی یا آلبویه) خود را صاحب این سوگ معرفی کند، سوگواری به ابزاری برای کنترل جامعه و خدمت به منافع حاکمیت تبدیل میشود که با روح حرکت امام(ع) در تضاد است.
وی هشدار داد: اگر اخلاق نیز که آخرین سنگر منتقدان قدرت است، در اختیار حکومت قرار گیرد، دچار مسخ شده و به ابزاری برای سرکوب بدل میشود. هنگامی که حکومت سوگواری را به خدمت بگیرد، آن را به مناسکی در سود خود تبدیل میکند، در حالی که پیام اصلی امام(ع) مخالفت با ظلم، تبعیض و فساد است.
این استاد حوزه و دانشگاه، تفاوت پیام «امام انسانها» و «امام فرقه» را در نوع تعهد دانست و گفت: پیام امام انسانها مخالفت با بیعدالتی است، اما پیام امام فرقه، ایجاد تعهد و وفاداری محض به گروه و حکومت است. سوگوار امام انسانها، منتقد قدرت و فسادستیز است، اما سوگوار امام فرقه، با هدف تولید اطاعت محض تربیت میشود. در واقع، دستگاه قدرت برای خطرزدایی از خود، ماهیت عاشورا را از یک پدیده تغییردهنده جامعه، به ابزاری برای تثبیت وضع موجود و فرقهسازی تغییر داده است.
تحلیل پیامدهای فرقهای شدن سوگواری عاشورا؛ از انزوای آیینی تا تبدیل مناسک به «دیوار» به جای «پل»
این استاد دانشگاه با تبیین عوامل چهارگانه و پیامدهای تحول ماهیت نهضت حسینی، هشدار داد که تقلیل عاشورا به تقابل ارادهها و تبدیل مناسک به ابزار بسیج تودهها، موجب تبدیل دین از امر «اخلاقمحور» به امر «خودمحور» و در نهایت ایجاد انزوای آیینی در میان نسلهای جدید شده است.
وی در ادامه تحلیل خود از عوامل تغییر ماهیت نهضت عاشورا، عامل سوم را «تقلیل سطح تحلیل به تقابل ارادههای انسانی» عنوان کرد و اظهار داشت: تمرکز بر تقابل دو جبهه «قدیس» و «شرور» بدون توجه به نقش ساختار، موجب شده است که عاشورا از یک الگوی تکرارپذیر به یک واقعه یگانه و غیرقابل تکرار تبدیل شود.
وی تصریح کرد: در نگاه ارادهمحور، شخصیتهایی چون شمر و عمرسعد به عنوان شرور ذاتی تلقی میشوند، در حالی که در نگاه ساختارگرا، این افراد محصول ساختارهای فاسد و ظالم هستند. بنابراین، در حالی که نگاه ارادهمحور حرکت امام(ع) را به دلیل قدسی بودن اراده ایشان، غیرقابل تکرار میداند، نگاه ساختارگرا تأکید دارد که هر زمان ساختار جامعه فاسد شود، وظیفه اصلاح بر عهده انسانهای آرمانگراست.
وی افزود: یزید نیز در شام با تقلیل عامل اصلی واقعه به شخصیت ابنزیاد، از توجه به “ساختار ابنزیادساز” غافل ماند. تفاوت اصلی در اینجاست که امام حسینِ انسانها، اخلاقگرا و به دنبال اصلاح ساختار است، اما امامِ فرقه، تنها به دنبال افزایش وفاداری و اطاعت محض است.
صادقنیا عامل چهارم را نیز «استفاده از ظرفیت هیجانی سوگواری جهت بسیج تودهها» دانست و اظهار داشت: ماهیت عزاداری به دلیل برخورداری از شور و هیجان، پتانسیل بالایی برای جمعآوری تودهها دارد، که همین امر موجب شده است در مقاطی از تاریخ، سوگواری از مسیر اصلاحی خود خارج و به ابزار سیاسی تبدیل شود.
وی در ادامه به تبیین چهار پیامد اصلی این فرآیند پرداخت و با اشاره به تبدیل مناسک از «پل» به «دیوار» اظهار داشت: مناسک در اصل «عینیّت یافته عقاید» و پلی برای رسیدن به آرمانها هستند اما در حالت فرقهای، این مناسک به «دیوار» تبدیل شده و موجب انزوای گروهها میشوند.
وی افزود: به جای آنکه سوگواری امام حسین(ع) محل اجتماع آزادگان جهان باشد، در قالب سوگواری هیاتی، به ابزاری برای برجسته کردن اختلافات و ایجاد انحصار هویتی تبدیل شده که در نهایت منجر به چندپاره شدن جامعه و قطع رابطه با اخلاق میگردد.
این استاد ادیان و مذاهب به گذر از «اصلاح نفس» به «تأیید نفس» اشاره و خاطرنشان کرد: فرقهای شدن سوگواری، به جای ارتقای کیفیت اخلاقی، بر کمیت و حس برتری گروهی تمرکز میکند و افراد به جای گذر از خویشتن، به دنبال استعلا و تأیید خود در قالب یک گروه خاص میروند.
وی با اشاره به تبدیل دین از «اخلاقمحور» به «خودمحور» اذعان داشت: عاشورا در ماهیت اولیه خود پدیدهای برای تغییر جهان و اصلاح ساختارهاست، اما در ماهیت فرقهای، به ابزاری برای تثبیت وضع موجود و امر خودمحور تبدیل میشود که کارکردی برای تغییر جامعه ندارد.
حجت الاسلام صادق نیا با اشاره به انزوای آیینی و فاصله نسل جدید و اینکهایجاد انزوای آیینی میان شیعیان است، افزود: وقتی مضامین سوگواری صرفاً بر ارزشهایی نظیر “وفاداری و اطاعت محض” (مانند شخصیت عباس بن علی(ع)) تمرکز کنند، برای نسلهای جدید قابل فهم نخواهند بود و امام حسین(ع) در انحصار یک گروه سنتی محدود میماند. اما اگر بر ارزشهای اخلاقی، انتقادی و اصلاحی ایشان تأکید شود، پیام عاشورا برای تمامی انسانها، مذاهب و نسلها قابل درک و الگوپذیر خواهد بود.