به گزارش ایرنا، محرم در بوشهر تنها یک تقویم آیینی نیست، یک زیست ارثی است، امری که به گواه پژوهشگران موسیقی نواحی، آیینهای سوگواریاش از دراماتیکترین و اثرگذارترین مراسمهای عاشورایی کشور به شمار میرود. در این میان، حضور زنان بوشهری در فرهنگ و موسیقی مذهبی جایگاهی ویژه دارد، از نوحهها تا ایفای نقش در تعزیه که امری کم سابقه در کشور به شمار میرود.
از نوحه نشسته تا خلسه ایستاده
مراسم با ذکر و نوحهخوانی نشسته آغاز میشود زنان دور منبر حلقه میزنند و با نوای سرخوان یا همان مداح با یک دست بر پا و با دست دیگر بر سینه میکوبند و در پاسخ به نوحه خوان همآوا میشوند.
بسیاری از این نوحهها، به تعبیرمحسن شریفیان موسیقیدان و پژوهشگر بوشهری، متاثر از پامنبری های مردانه است، همان قالبهایی که در مساجد خوانده میشود، اما آنچه آن را از مراسمهای مردان جدا میکند نوع هم آوایی و در برخی موارد خواندن نوحههای فی البداعه است.
پس از حدود نیم ساعت، فضا تغییر میکند، آنگاه به دستور سرخوان، همه برمیخیزند و سینهزنی ایستاده آغاز میشود و ریتم تندتر میشود. برخیها به رسم قدیم و بر گرفته از عزاداری ویژهای که به تعبیر محققان مربوط به مراسم مردم آفریقا یا اعراب خوزستان است، شانهها را به آرامی به چپ و راست هدایت میکنند و ضرباهنگ بدنها با نوحه در هم میآمیزد، گاه برخی عزاداران در اوج سینهزنی به حالتی نزدیک به خلسه میرسند، حالتی که شریفیان در کتاب اهل ماتم، آئینهای سوگواری در بوشهر آن را گونهای سماع عزاداری در آیین زنانه توصیف میکند.
نوحههای این بخش، سکانسهای کوتاه و جوابهای مقطع دارد برخی شبیه بر حیدری مردانه و برخی نزدیک به نغمههای رسیتاتیفگونه یزله است.
این مبادله نوحهها بیوقفه ادامه مییابد و اغلب با نوحهای وداعگونه معمولاً با مطلع الوداع ای خواهرانم الوداع پایان میگیرد، وداعی که گویی تکرار وداع زینب(س) با خیمههای سوخته است.
شوره؛ لالاییای برای مصیبت
شب عاشورا درست زمانی که هیاهوی بیرون فروکش میکند، نوبت به آیینهای درونیتر میرسد؛ آیینی که در برخی مناطق چون گناوه، دیلم و دشتستان شوره نامیده میشود.
عزاداری با آوازی آرام آغاز میشود؛ لایه لایه یا لالای که ریشه در لالاییهای مادرانه دارد، این آواز غالباً در مایه دشتی، از متعلقات دستگاه شور، با متر آزاد اجرا میشود و حالوهوایی نزدیک به شروهخوانی دارد، صدایی که گویی مادر، این بار نه برای خواب کودک، که برای بیداری تاریخ میخواند.
شریفیان در این باره با اشاره به پیوند ساختاری شوره با شروه و حتی هوره کردی، این نواها را از کهنترین بازماندههای موسیقی ایرانی میداند.به باور برخی پژوهشگران، هوره از کهنترین آوازهای نیایشی ایران بوده و در غرب کشور رواج داشته است، آوازی بیساز، حزنآلود و مبتنی بر نیایش در بوشهر، این رگههای کهن در صدای زنانی ادامه یافته که شبهای محرم را با روضه و مرثیه به صبح میرسانند.
چاووشی و فریاد یامظلوم
در اغلب منابع، مقالهها و کتب مربوط به عزاداری موسیقیایی بوشهر چاووشی نیز در زمره دیگر جلوههای موسیقایی عزاداری زنان این منطقه است؛ آوازی که در برخی روستاها به چوش معروف است و در سوگواریها و تعزیهها اجرا میشود. اشعار چاووشی عمدتاً دوبیتیهایی در بحر رمل مثمن محذوف است و مضامینی سوگوارانه، زیارتی و خطاب به ائمه دارد.
مختک علیاصغر؛ نذر مادرانه
در کنار این آیینها، مختکگردانی یا «مختک علیاصغر از شاخصترین مراسم زنانه دهه اول محرم است، مختک در حقیقت گهواره نمادین علیاصغر(ع) است که در برخی حسینیهها نسل به نسل میان زنان بوشهری دست به دست شده است و اثری از یک قطعه تاریخی در آن مشاهده میشود.

مختک بر روی سر یک زن در میان حلقهای از نوحه و سینهزنی قرار میگیرد، و گاهی این عمل در مدت زمان سینهزنی توسط چند زن متفاوت انجام میشود و آنرا از دوش خود برداشته و بر دوش مادر یا کسی که تازه زایمان کرده و یا کسی که خواهان فرزند است میگذارند.
زنان بوشهری باور دارند این آیین ضامن سلامتی نوزادان و برآورده شدن حاجت مادران و کسانی است که اصطلاحا از خدا میحواهند خدا دامنشان را سبز کند و فرزندی به آنها عطا کند.
آئین نون پوش؛ صدقهای برای سلامتی نوزاد
بسیاری از آئینهای محرم و صفر و بویژه دهه اول در بوشهر ریشه در امید و توسل عمیق به درگاه پروردگار و ائمه اطهار دارد که آئین نون پوش یکی از آنها است.
این آئین نذری برای سلامت کودک است، به این گونه که لقمهای نان و حلوا زیر سر نوزاد میگذارند، سپس با یک یا چند نان تکه نشده او را میپوشانند و دعا را اینگونه میخوانند:بوا دار ننه دار تحصیلات عالی، عروس یا دامادیش ک غیره سپس حلوا را در لای نانهای تکه شده قرار داده و میان حاضران تقسیم میکنند، در بطن موضوع این عمل به مثابه تقسیم برکت و امید تلقی میشود.
حجله قاسم؛ روایت ناکامی جوان بنی هاشم
آیین حجله حضرت قاسم نیز در بوشهر با روایتی خاص برگزار میشود، اما در اجرا در روز هفتم و در برخی مناطق هشتم محرم هرکس بنابر حاجت و نیت خود یک یا چند سینی را با پارچههای سبز پوشانده و درونش را از انواع خوراکی و گاها وسایلی همچون اسباب بازی به نیت حضرت رقیه یا مهر و تسبیح پر میکند.
این پرفرم در حقیقت به آئین سنتی عروسی در بوشهر و برخی شهرهای جنوبی اشاره دارد که توسط زنان به اجرا در میآید، زنان سینیها را بر سر گذارده و به شکل دایره وار همزمان با خواندن چاووشی یا شروه حرکت میکنند و پس از یک یا چند مصرع کل وارونه میزنند آوایی که اغلب اعراب در مراسم عزا اجرا میکنند.
بسیاری معتقدند هر گره کوری را میتوان در این مراسم از زندگی باز کرد بنابراین برخی با گره زدن بر پارچههای روی سینی و نیت با امام حسین(ع) و فرزندانش و همچنین حضرت قاسم (ع) عهد میبندند که چنانچه حاجت روا شوند سال دیگر یک سینی بیاورند.
محتویات سینی پس از پایان مراسم به آشپزخانه برده میشود و در میان عزادارن تقسیم میشود.
سمیه دهبیدی، از نوحهخوانهای بوشهری، تاکید میکند: به هیچ وجه این مراسم شادی و عروسی نیست، قاسم بنالحسن هرگز ازدواج نکرد و ناکام شهید شد در حقیقت تداعی کننده مراسمی است که امام حسین(ع) آرزو داشت برای یادگار برادرش برگزار کند و غم و اندوهی را در خود نهفته دارد که زبان از گفتنش قاصر است.
وی افزود: این روزها و بویژه پس از جنگ تحمیلی برگزاری این مراسم ما را به یاد جوانهایی میاندازد که مادرانشان سال گذشته در همین مراسم برایشان رخت دامادی آرزو میکردند و امروز در دل خاک خوابیدند.
این همذاتپنداری، پیوندی میان کربلا و خاطره جمعی جنگ و فقدانهای معاصر برقرار میکند.
شب عاشورا؛ شمع، اشک و صبحی که نباید بدمد
فرنگیس ضرغامی، با ۳۲ سال سابقه مداحی، درباره جایگاه شمعزنی میگوید: شمعزنی برای زنان و مادران جایگاه ویژهای دارد، برای سلامتی فرزندان و اهل خانه دعا میکنند، معتقدند هر کس بر منبر شمع روشن کند به حاجتش میرسد.
او که همه خاله گیسی صدایش میزنند، زنی خالص و عاشق اهل بیت است و درباره آیین صبحدم میافزاید:در این شب بنابر یک قرار نانوشته و مرامی از سر خلوص و عاطفه و حب اهل بیت مردم برای همدردی با امام حسین (ع )و یارانش تا طلوع خورشید بیدار میمانند.
این مداح اهل بیت ادامه میدهد: زنان پس از شمعزنی به حسینیهها و مساجد میروند، قرآن و دعا میخوانند و نزدیک اذان صبح با نوحه “مکن ای صبح طلوع” سیاهی روز عاشورا را به شیون معنا میکنند.
وی از تفاوت آئینها به شکل امروزی چنین میگوید: در زمان قدیم خنچه یا حجله حضرت قاسم تنها حنا بود و نقل" شیرینی"، اما امروز کلی خوراکیهای رنگارنگ در سینیها میگذارند، قدیمها شبهای محرم بویژه شب عاشورا زنان موهایشان را شانه نمیکردند، طلاهایشان را در میآوردند و خودشان را آشفته میکردند که نکند دل عزیز زهرا به دردآید، قدیمها مردم شب عاشورا بیشتر تا صبح عبادت میکردند اما الآن بیشتر به مشغولیات دنیوی گرفتارند تا عبادت.
آیینهای محرمی به مثابه ریشه
نسرین که پس از ۳۰ سال از هلند به ایران بازگشته، میگوید: آنجا خبری از این مراسم نبود، اما با تماس تصویری یا پختن نذری کوچک، نام امام حسین (ع)را زنده نگه میداشتم و از ریشههایم برای خارجیها میگفتم.
او معتقد است این آیینها امروز بیش از آنکه بخشی از عقاید ما باشد، ریشه و اصالت ماست.
زنی دیگر، با کشیدت دستش بر روی مخمل سیاه منبر، میگوید: مگر میشود در این خانه رفت و ناامید برگشت،اما چه میتوان کرد که امروز ریز و درشتمان ایمان متزلزلی داریم.
در بوشهر، محرم و آئینهای زنان جنسش فرق میکند و تنها سوگواری گذشته نیست؛ بازتعریف پیوندهای مادرانه، خواهرانه و زنانه با مفهومی از رنج، امید و هویت است.
این روزها و شبهای محرمی صدای نوحه و عزاداری پرفرمهای مذهبی و هر آنچه در کوچه و خیابان شهرها و روستاها جریان دارد، نه فقط نوحهای برای کربلا، که قصه زنانی است که تاریخ را با صدا و اشک روایت میکنند؛ زنانی که شب عاشورا را هر سال، دوباره تا سپیدهدم بیدار میمانند و بر باور ایمان به ریشههایشان گهواره را چنان تکان میدهند که گویی میتوانند جلوی تیر سه شعبه را به گلوی کوچک علی اصغر بگیرند، یا برای قاسم فاطمه را عقد کنند و یا رقیه را در حریق صحرای کربلا سپر شوند.