شناسهٔ خبر: 78651739 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

«امر به معروف و نهی ازمنکر» تجلی عاشوراست

صاحب‌خبر -
راز ماندگاری عاشورا این است که صرفا یک واقعه تاریخی نیست، بلکه یک جریان فرهنگی و تربیتی است که در طول قرن‌ها توانسته ارزش‌های اسلامی را به نسل‌های مختلف منتقل کند. 

خطابه‌های امام حسین (ع)، اسناد معتبر شناخت فلسفه عاشورا

نظریات نسنجیده و با سلیقه شخصی پیرامون فلسفه قیام عاشورا، تصویر وارونه یا حداقل نامنا‎سب با شأن رهبری این قیام ارائه کرده‌اند و هیچ‌کدام از آنها، در ارائه یک تصویر روشن و جا‎مع از انگیزه‎های قیام امام حسین (ع) توفیق نداشته اند‎. 

اگر بخواهیم به ماهیت و جوهره قیام عاشورای امام حسین (ع) تا حد زیادی پی ببریم، باید در گام نخست، با نگا‎ه و مطالعه جامع و کامل درباره زندگی، شخصیت و مقام حضرت به‌عنوان امام معصوم، شناخت لازم و کافی پیدا کنیم و سپس با مطالعه و تعمق لازم در بیانات و گفتار حضرت که در مقاطع مختلف قیام و حتی پیش از آغاز آن درباره انگیزه حرکت خویش بیان کرده است، به فلسفه و ماهیت قیام آن حضرت تا حد زیادی شناخت پیدا کنیم‎. در این خصوص بهترین و مطمئن‎ترین سند برای شناخت فلسفه و اهداف نهضت سیدالشهدا (ع)، سخنان خود آن حضرت یا امامان دیگر در قالب خطبه‎ها، سخنان، نامه‎ها و وصیت‎نامه خود امام معصوم است. 

مقدمه‌چینی امام حسین (ع) برای رویداد عاشورا

امام حسین (ع) در مکه در جمع گروهی از علما و نخبگان دیگر مناطق اسلامی با ایراد خطبه‎ای شور‎انگیز و کوبند‎‎ه، ضمن یادآوری وظیفه سنگین و تکلیف خطیر علما و بزرگان شهر‌ها درباره پاسداری از کیان دین و اعتقادات مسلمانان و پیامد‌های سکوت در برابر جنایات امویان، از خاموشی آنان در برابر سیاست‎های دین‌ستیزانه حاکمان اموی انتقاد کرده و هرگونه همراهی و سازش با آنان را گناه نابخشودنی دانستند‎. حضرت در پایان سخنان خود، هدف از اقدامات و فعالیت‎هایش را برضد نظام ستمگر حاکم (که چند سال بعد خود را در قالب یک نهضت نشان داد) چنین اعلام فرمودند‎: «خدایا تو می‎دانی آنچه از طرف ما انجام گرفته است (از سخنان و اقدامات برضد حاکمان اموی) به خاطر رقابت و سبقت‌جویی در فرمانروایی و افزون‌خواهی در متاع ناچیز دنیا نبوده، بلکه برای این است که نشانه‎های دینت را به مردم نشان دهیم و اصلاح در سرزمین‎هایت را آشکار کنیم‎. می‎خواهیم بندگان ستمد‎یده‎ات در امان باشند و به واجبات و سنت‎ها و احکا‎مات عمل شود‎.»

از محتوای نامه‌هایی که امام مرقوم کردند و پاسخ حضرت به نامه‌های بزرگان بصره و کوفه، این اهداف را می‎توان برای نهضت عاشورا استفاده کرد: دعوت و عمل به کتاب خد‎ا و سنت پیامبر (ص)، احیای سنت پیامبر (ص) که از بین رفته بود و برپایی مظاهر حق و حقیقت و از بین بردن بدعت‎ها (که جایگزین احکام خدا و سنت پیامبر (ص) شده بود).
 
ابا‎عبدالله (ع) در خطبه‎ای که پس از برخورد با حر بن‌یزید ریاحی ایراد فرمودند، انگیزه قیام خود را با استناد به فرمایش پیامبر (ص) چنین بیان کردند‎: «ای مردم! رسول‌خدا (ص) فرمودند: کسی که فرمانروای ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال کرده و پیمان الهی را شکسته و با سنت رسول‌خدا (ص) مخالفت ورزیده و در میان بندگان خدا با گناه و تجاوزگری رفتار می‎کند، ولی در برابر او با کردار و گفتار خود برنخیزد، برخدا است که او را در جایگاه (عذاب‌آور) آن ستمگر قرار دهد‎. هان (ای مردم‎) بدانید که اینها تن به فرمانبری از شیطان داده‎ و اطاعت از فرمان الهی را رها کرده‎ و فساد را نمایان ساخته و حدود خدا را تعطیل کرده‎اند، درآمد‌های عمومی (بیت‌المال) مسلمانان را به خود اختصاص داده‎اند و حرام خدا را حلال و حلا‎لش را حرام کرده‎اند‎ و من شایسته‎ترین فرد برای تغییر دادن (سرنوشت و امور مسلمانان) هستم.»

از این‌روست که در زیارات وارد‎ه درباره امام حسین (ع)، شهادت به برپایی احکام الهی و سنت پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) توسط حضرت، داده شده است:
«اَشْهَدُ اَنک قَدْ حَللْتَ حَلالَ اللهِ وَ حَرمْتَ حَرامَ اللهِ وَ اَقَمْتَ الصلا‎هَ وَ آتَیتَ الزکاهَ وَ اَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیتَ عَنِ الْمُنْکرِ وَ دَعَوْتَ اِلی سَبِیلِک بِالْحِکمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ»
شهادت می‎دهم که تو حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام کردی و نماز را به‌پا داشتی و زکات دادی و امر به معروف و نهی از منکر کردی و (مسلمانان را) با پند‎ و اندرز‎ نیکو، به راه روش خود، فراخواندی‎؛ و شهادت می‎دهم که تو به عدل و داد امر کردی و (مسلمانان را) به سوی این دو دعوت کردی‎. 
 پیشوای سوم در منزلگاه «ذوحُسَم» که در میان راه مکه و کوفه قرار دارد در توجیه حرکت خویش چنین فرمودند: «آیا نمی‎بینید که به حق عمل نمی‎شود و از باطل بازداشته نمی‎شود؟ (در چنین شرایطی) باید مؤمن، به حق خواهان دیدار خدا باشد‎. من چنین مرگی را جز شهادت و زندگی با ظالمان را جز ننگ و خواری نمی‎بینم‎.»

فلسفه عاشورا با اندکی دقت در بیانات امام معصوم، ملاحظه می‎شود که امام حسین (ع) علت و انگیزه قیام خویش را، مبارزه با منکرات فراوان در جامعه اسلامی و تبلیغ و ترویج معروف در بین مسلمانان، اعلام می‎کنند‎. بنابراین، فلسفه اصلی و نهایی نهضت حضرت را می‎توان در یک هدف جا‎مع و کلی یعنی «احیای فرهنگ اسلام اصیل و ناب محمدی (ص) و زدودن زنگار‌های تحریف‎ و بدعت‎ از دین جدشان» خلاصه کرد‎؛ و راهکار و ابزار لازم را برای رسیدن به این فرهنگ «امر به معروف و نهی از منکر» می‎دانند‎. از این‎رو در وصیت‌نامه خود به محمد بن‌حنفیه می‎نویسند: «ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر» یا در زیارت‎نامه‎های مربوط به حضرت آمده است: «.. وَ اَمَرْتَ بالمعروف وَ نَهَیتَ عَن المنکر.»
اگر حضرت علت حرکت خویش را مبارزه با اموری، همچون رواج بدعت‎ها، مخالفت با کتاب خدا و حلال و حرام الهی، نابودی سنت پیامبر (ص)، شیطان محوری و ترک خدا محوری، فساد، ظلم، بی‎عدالتی و ناامنی در جامعه اسلامی، تعطیلی حدود الهی، در انحصار گرفتن و تاراج بیت‌المال مسلمانان و... می‎دانست، تمام این امور حاکی از فراوانی و شیوع امری به نام «منکر» در جامعه اسلامی بود‎، که حضرت خود را موظف به نهی از آن می‎دانستند‎؛ و نیز اگر اباعبدالله (ع) جامعه اسلامی را به اموری از قبیل: عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر (ص)، احیای مظاهر و نشانه‎های حق، ایجاد امنیت، اصلاح و بهبودی وضع امور امت و مسائلی از این قبیل، فرامی‎خواند، این مسأله نشانگر آن است که امری به ‎نام «معروف» در جامعه از بین رفته یا دست‌کم در حال نابودی بود‎. از این‎رو اگر حضرت از بیعت با یزید امتناع ‎کرده و با این عمل، از یک‎سو، آمادگی خود را برای شهادت و مقاومت در برابر حکومت یزید اعلام ‎کرد، و از سوی دیگر، تلاش خود را جهت برانداختن حکومت یزید و تأسیس حکومت اسلامی، به کار ‎گرفت، درواقع سرباززدن از بیعت، به معنای نهی از منکر، ترویج معروف و اتمام حجت با مسلمانان درباره حرمت سکوت در برابر بدعت‎ها و جنایات بنی‎امیه بود. بیعت یا حتی سکوت در برابر چنین حکومتی، افزون بر آن‌که ترویج منکر و مبارزه با معروف بود، می‌توانست عذر و بهانه‎ای برای افراد عادی در همکاری با حاکمان اموی فراهم آورد‎. 
آنچه در سیره حسین بن‌علی (ع) غیرقابل تردید به نظر می‎رسد، آن است که شخصیتی همانند امام حسین (ع) حاضر نبود با شخصی همچون یزید بیعت کرده و حکومت وی را به رسمیت بشناسد‎، چراکه حضرت با مشاهده و بررسی عمق انحرافات امت اسلامی در عصر حکومت معاویه و سپس حکومت یزید، به این نتیجه رسیده بودند که دیگر نمی‎توان با موعظه و خطبه‎های غرا و سخنرانی‎های تهدیدآمیز و تحریک‌کننده، انحرافی را که در مبانی اعتقادی و سیا‎سی جامعه اسلامی و نیز در دستگاه خلافت رسوخ کرده، از بین ببرند‎. بلکه تنها راه درمان و نجات امت اسلامی، برپایی یک نهضت عمیق است که بازتاب و گستره آن، افزون بر آن‌که فرامکانی باشد، فرازمانی نیز بوده و در گستره زمان، الگویی برای آزادمردان تاریخ باشد‎. 

تاریخ بار دیگر تکرار می‌شود؛ گرچه ابزار‌ها تغییر کرده‌اند، ماهیت تقابل‌ها همچنان ثابت مانده و دشمنان اسلام می‌کوشند با بهره‌گیری از جنگ شناختی، باور‌های دینی و هویت اسلامی ملت‌ها را هدف قرار دهند.

اما عاشورا به ما آموخته که مهم‌ترین وظیفه هر انسان، تشخیص درست تکلیف خود در زمانه خویش است.