به گزارش ایرنا، این روزهای آذربایجانغربی، برای کشاورز و یا کارگری که به سمت باغ و روستا میرود، خانوادهای که دل به جاده سپرده تا ساعتی را در طبیعت سپری کند، نویدبخش آرامش است. اما این آرامش، مدتهاست که در ورودیها و خروجیهای شهر ارومیه به دستاندازی خطرناک به نام «بینظمی و بیتوجهی» افتاده است. مسیری که باید محل عبور و مرور ایمن باشد، اکنون به بازاری آشفته و محل جولانِ خطراتی بدل شده که هر لحظه ممکن است به یک فاجعه انسانی ختم شود.
آنچه در محورهای مواصلاتی ارومیه میگذرد، فراتر از یک معضل ساده اجتماعی است. در کنارِ بساطِ دستفروشانی که علاوه بر فروش محصولات کشاورزی به فروش البسه و حتی عرضه شکلات و شیرینی از پشت تریلیهای سنگین روی آوردهاند، پدیدهای خطرناکتر در حال عادیسازی است؛ حضور متکدیان در میانه جاده.
تصویرِ زنانی که کودک خردسال در بغل دارند و در میان جریان ترافیک ایستادهاند، یا پیرمردهایی که با عصا در حاشیه خطرناک جاده قدم میزنند و گاهی حتی عصایشان را به سمت خودرو ها نشانه میروند، تنها یک «صحنه تأثربرانگیز» نیست؛ بلکه بسترِ یک فاجعهی قریبالوقوع است.
نکتهای که شاید کمتر کسی به آن دقت کند، وضعیتِ متکدیانی است که به جای ایستادن، در میان جاده مینشینند. این افراد به دلیل قرار گرفتن روی سطح زمین، برای رانندهای که با سرعت در حال حرکت است، به هیچوجه قابل رویت نیستند. یک لحظه غفلت، یک خطای دیدِ کوچک یا یک مانور ناگهانی برای فرار از تصادف با این افراد، کافی است تا رانندهای که قصد سفری آرام داشته، تا پایان عمر با کابوس یک تصادف مرگبار دستبهگریبان شود.
کابوسِ مسئولیت/ وقتی جان مردم به بازی گرفته میشود
سؤال اساسی اینجاست که اگر خدای ناکرده حادثهای رخ دهد، چه کسی پاسخگوست؟ رانندهای که در مسیر قانونی خود در حال حرکت بوده، باید تاوانِ قصورِ چه کسی را بدهد؟ حضور این افراد در جادهها، رعب و وحشتِ دائمی را بر جان رانندگان انداخته است. هر جمعه، رانندگان ارومیهای باید با استرسِ پریدنِ ناگهانیِ یک نفر به وسط جاده رانندگی کنند. این حجم از اضطراب، قطع یقین با حقوق شهروندی در تضاد است.
این وضعیت، محصولِ «غفلتِ زنجیرهای» نهادهای مسئول است. پلیس راه، شهرداری، اداره کل راهداری و سازمان بهزیستی، همگی در قبالِ این ناامنیِ عریان مسئول هستند. نمیتوان فقط با تماشایِ وضعیت، صورتمسئله را پاک کرد و یکدیگر را مقصر دانست. این افراد، نیازمند ساماندهیِ فوری هستند.
جاده، محلِ تجارتِ خیابانی یا سکونتِ متکدیان نیست. اگر امروز این بساطِ مرگ در ورودی و خروجیهای ارومیه جمع نشود، فردا باید در ستون حوادث روزنامهها، به دنبالِ نامهای قربانیانی باشیم که در همین جادهها جان باختهاند.
از مسئولان قضایی و انتظامی استان انتظار میرود پیش از آنکه تیتر خبرها با داغِ تصادفاتِ ناشی از این هرجومرج سیاه شود، تدبیری عاجل بیندیشند. پاکسازیِ ورودیهای شهر از دستفروشانِ متخلفِ جادهای و ساماندهیِ متکدیانِ حاضر در میانه محورهای مواصلاتی، نه یک پیشنهاد، که یک تکلیفِ فوری برای حفظِ جانِ مردم است. جادههای آذربایجانغربی باید به محل تردد امن تبدیل شوند، نه میدانِ قربانی شدن جان و آینده انسانها.