بالای سایبانهای برزنتی که در امتداد خیابانهای باریک پاتروناتو، محله تجاری شلوغ در پایتخت شیلی کشیده شدهاند، پرچمهای فلسطین از تیرهای چراغ برق و سردر مغازهها آویزان است. بوی نان تازه و ادویه در هوا پیچیده؛ نانواییها باقلوا، نان پیتا و فلافل میفروشند و قفسه فروشگاهها از محصولاتی پر شده که از خاورمیانه آمدهاند و نامشان با تلفظی اسپانیایی روی برچسبها نوشته شده است.
در این بخش پرجنبوجوش سانتیاگو، هزاران کیلومتر دورتر از سرزمین فلسطین، نشانههای یک هویت دوردست هنوز زنده و پررنگ است. شیلی امروز میزبان بزرگترین جامعه فلسطینی خارج از خاورمیانه به شمار میرود؛ جمعیتی که شمار آن به حدود ۵۰۰ هزار نفر میرسد و حضورش در بافت اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی کشور بهروشنی دیده میشود.
با این حال، در شرایطی که هویت و میراث فلسطینی همچنان بخشی از سیمای اجتماعی شیلی را شکل میدهد، نشانههایی از تغییر در رویکرد رسمی این کشور به مساله فلسطین و اسرائیل دیده میشود. تقویت روابط با رژیم صهیونیستی از چرخش در سیاست خارجی شیلی حکایت دارد؛ کشوری که همواره یکی از حامیان اصلی آرمان فلسطین در آمریکای لاتین به شمار میرفت.
خوسه آنتونیو کاست رئیسجمهوری راستگرای شیلی در دسامبر ۲۰۲۵ به قدرت رسید و به سرعت از تغییر رویکرد در سیاست خارجی خبر داد؛ با حضور او، این کشور اکنون وارد فصل جدیدی از سیاست شده است.
به عنوان نخستین نشانه از تغییر در سیاست خارجی دولت جدید شیلی، کاست در اوایل ماه مه با اسحاق هرتزوگ رئیس رژیم صهیونیستی، در کاستاریکا برای یک نشست دوجانبه دیدار کرد.
کاست پس از به قدرت رسیدن، ایتام بلوخ وکیل یهودی را که روابط نزدیکی با سازمانهای صهیونیستی در آرژانتین، ایالات متحده و سرزمینهای اشغالی دارد، به تیم مشاوران نزدیک خود در زمینه سیاست بینالملل اضافه کرد.
از دیگر اقدامات کاست، انتصاب گابریل زلیاسنیک رئیس پیشین جامعه یهودیان شیلی، به عنوان سفیر این کشور در سرزمینهای اشغالی بود؛ سِمتی که ۲ سال خالی مانده بود.
کاست همچنین متعهد شده است همکاریهای شیلی و رژیم اسرائیل را در حوزههایی مانند کشاورزی، بهداشت، هوش مصنوعی، فناوری و امنیت گسترش دهد.

شیلی، از دولتی منتقد اسرائیل به دولتی حامی اسرائیل
این رویکرد، فاصلهگیری آشکاری از سیاستهای گابریل بوریچ رئیسجمهوری پیشین محسوب میشود؛ سیاستمداری چپگرا که از منتقدان صریح جنگ اسرائیل در غزه بود.
در دوران بوریچ، شیلی خورخه کارباخال سفیر وقت خود را از سرزمینهای اشغالی فراخواند، به پرونده شکایت آفریقای جنوبی علیه اسرائیل در دیوان بینالمللی دادگستری پیوست و از تلاشها برای پاسخگو کردن بنیامین نتانیاهو نخستوزیر رژیم صهیونیستی، در مراجع بینالمللی حمایت کرد.
بوریچ همچنین در ماه مه ۲۰۲۵ دستور خروج وابستگان نظامی از سفارت شیلی در تلآویو را صادر کرد.
دولت بوریچ همچنین ۲۰۰ هزار دلار به صندوق بشردوستانه سازمان ملل برای کمک به مردم غزه کمک کرد. وی همچنین با محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، تماس گرفت تا تعهد خود را به صلح و امنیت تکرار کند.
این تغییر سیاست از آن جهت اهمیت ویژهای دارد که شیلی میزبان بزرگترین جامعه فلسطینی خارج از جهان عرب است؛ جمعیتی که حدود نیم میلیون نفر برآورد میشود.
حضور فلسطینیان در شیلی تنها به عرصه اقتصاد محدود نمانده است؛ آنها با ایجاد نهادها و فضاهای فرهنگی، هویت جمعی خود را نیز حفظ و بازتولید کردند. یکی از نمادهای مهم این حضور، باشگاه ورزشی دیپورتیوو پالِستینو است که به یکی از شناختهشدهترین نمادهای فرهنگی جامعه فلسطینی در شیلی بدل شده و در کنار فعالیتهای ورزشی، نقش مهمی در تقویت همبستگی و حمایت از مساله فلسطین ایفا کرده است. در برخی نمادهای این باشگاه و بر روی آستین چپ لباسهای اعضای تیم نیز نقشه فلسطین پیش از تاسیس رژیم منحوس اسرائیل، که به حدود ۷۵ سال پیش بازمیگردد، نقش بسته است.
شیلیاییهای فلسطینی
نخستین گروه از مهاجران فلسطینی در اواخر قرن نوزدهم به شیلی وارد شدند. آنها با ترک امپراتوری رو به زوال عثمانی، در سرزمینی دوردست سکونت گزیدند و با راهاندازی کسبوکارهای کوچک، بهویژه در حوزه نساجی و تجارت، بهتدریج جایگاه اقتصادی خود را تثبیت کردند.
با آغاز قرن بیستم، موج تازهای از مهاجران به این جامعه پیوست. بسیاری از آنان پس از سفری طولانی و دشوار از بنادر اروپایی، از طریق اقیانوس اطلس خود را به بوئنوسآیرس آرژانتین میرساندند؛ سفری که گاه تا سه ماه به طول میانجامید. پس از آن، مسیر خود را از میان رشتهکوههای آند ادامه میدادند و به شیلی میرسیدند.
بیشتر این مهاجران مسیحیان ارتدکس بودند که از شهرهایی چون بیتجالا، بیتلحم و بیتساحور مهاجرت کرده بودند. با گذشت زمان و به ویژه از نسل دوم به بعد، بسیاری از آنان در ساختار مذهبی و اجتماعی کلیساهای کاتولیک شیلی ادغام شدند، هرچند پیوندهای فرهنگی خود با ریشههای فلسطینی را حفظ کردند.
رشد و تثبیت این جامعه بهتدریج به شکلگیری یک فضای فرهنگی فعال نیز انجامید. در سال ۱۹۱۲ نخستین روزنامه عربیزبان شیلی با نام مرشد منتشر شد؛ این فعالیتهای فرهنگی به ایجاد شبکهای پویا از ارتباطات اجتماعی و هویتی انجامید.
در کنار حضور اقتصادی و فرهنگی، نفوذ سیاسی فلسطینیان شیلی نیز پیشینهای قابل توجه دارد. یکی از نمونههای برجسته آن به سال ۱۹۴۷ بازمیگردد؛ زمانی که دولت شیلی در پاسخ به تلاش سازمانهای فلسطینی– شیلیایی، در رایگیری مجمع عمومی سازمان ملل درباره طرح تقسیم فلسطین رای ممتنع داد؛ موضعی که نشاندهنده تاثیر و سازمانیافتگی این جامعه در فضای سیاسی کشور بود.
شیلی در سال ۲۰۱۱ فلسطین را به عنوان یک کشور «آزاد، مستقل و دارای حاکمیت» به رسمیت شناخت؛ اقدامی که بر پایه دههها روابط دیپلماتیک شکل گرفت و ریشه آن به افتتاح دفتر سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) در سانتیاگو در سال ۱۹۷۸ بازمیگردد.
اکنون که دولت کاست در پی گسترش روابط با رژیم اسرائیل است، سیاست خارجی شیلی وارد مرحلهای تازه میشود؛ مرحلهای که در سایه حضور یکی از بزرگترین و بانفوذترین جوامع فلسطینی خارج از سرزمینهای فلسطینی رقم خواهد خورد.
گفتمان همبستگی با فلسطین در جامعه شیلی
تحولات اخیر در شیلی نشان میدهد که مساله فلسطین و اسرائیل به یکی از محورهای مهم شکاف سیاسی و ایدئولوژیک این کشور تبدیل شده است. در حالی که دولت چپگرای سابق شیلی در سالهای اخیر مواضع انتقادی جدی نسبت به اقدامات و جنایتهای اسرائیل در غزه اتخاذ کرده و روابط سیاسی خود با تلآویو را مورد بازنگری قرار داده بود، جریانهای راستگرا و محافظهکار فعلی در سایه قدرت گرفتن کاست، حفظ و گسترش همکاری با اسرائیل را در دستورکار قرار دادهاند.
فراخوان گسترده اخیر برای برگزاری راهپیمایی حمایت از فلسطین در سانتیاگو و حضور احزاب چپ، اتحادیههای کارگری و نهادهای مدنی در این تجمع، بازتابی از نفوذ قابل توجه گفتمان همبستگی با فلسطین در جامعه شیلی است.
در مقابل، حمایت برخی چهرههای راستگرا از اسرائیل، از جمله مشارکت شماری از شهرداران شیلی در برنامههای رسمی برگزارشده در سرزمینهای اشغالی، با واکنش شدید فعالان حامی فلسطین روبهرو شده است. بازداشت تعدادی از معترضان در جریان تجمع علیه سفر مقامهای محلی شیلی به سرزمینهای اشغالی نیز نشان داد که اختلاف بر سر سیاست خارجی در برابر فلسطین و اسرائیل از سطح نخبگان سیاسی فراتر رفته و به عرصه جامعه مدنی و خیابان کشیده شده است.
در چارچوب این مناقشه، از یک سو، نیروهای چپگرا با تاکید بر حقوق فلسطینیان و انتقاد از سیاستهای اسرائیل در حال فاصله گرفتن از رویکرد سنتی بیطرفانه هستند و از سوی دیگر، دولت جدید راستگرا تلاش میکند روابط راهبردی با اسرائیل و همسویی بیشتر با مواضع محافظهکارانه غرب را حفظ کند. به این ترتیب، مساله فلسطین به یکی از شاخصهای مهم قطببندی سیاسی در شیلی و نمادی از جهتگیریهای متفاوت این کشور در عرصه سیاست خارجی تبدیل شده است.

فراتر از شیلی؛ چرخش در چارچوب تحولات سیاسی آمریکای لاتین
با این حال، تحولات اخیر در شیلی را نمیتوان تنها در چارچوب سیاست داخلی این کشور فهم کرد. روی کار آمدن کاست در واقع در امتداد روندی قرار میگیرد که طی سالهای اخیر در بخشی از آمریکای لاتین دیده شده است؛ روندی که در آن برخی دولتهای راستگرا با رویکردی نزدیکتر به سیاستهای واشنگتن، به دنبال بازتعریف روابط خارجی خود هستند. در این چارچوب، حمایت سیاسی و گفتمانی دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا از جریانهای محافظهکار در منطقه نیز به عاملی تاثیرگذار در تقویت این گرایشها تبدیل شده است.
کاست از نظر سیاسی و ایدئولوژیک در طیفی قرار میگیرد که به سیاستهای محافظهکارانه ایالات متحده و بهویژه رویکردهای ترامپ در حوزه امنیت، مهاجرت و سیاست خارجی نزدیک است. در چنین چارچوبی، نزدیکی بیشتر به اسرائیل نیز بخشی از همان همسویی سیاسی محسوب میشود؛ چراکه حمایت از اسرائیل طی سالهای اخیر به یکی از محورهای ثابت سیاست خارجی دولتهای محافظهکار نزدیک به واشنگتن تبدیل شده است.
در سطح داخلی شیلی، این رویکرد میتواند به افزایش تنش سیاسی میان دولت و بخشهایی از جامعه منجر شود. حضور گسترده جامعه فلسطینی به این معناست که هرگونه تغییر در سیاست خارجی کشور نسبت به اسرائیل، بازتاب مستقیم در فضای سیاسی و اجتماعی خواهد داشت. از همین رو، مساله فلسطین احتمالا بیش از گذشته به موضوعی حساس در رقابت میان جریانهای راست و چپ در شیلی تبدیل خواهد شد.
در سطح منطقهای نیز چنین تغییری میتواند پیامدهایی برای توازن سیاسی در آمریکای لاتین داشته باشد. در سالهای اخیر شماری از دولتهای چپگرا در منطقه، از جمله در کشورهایی مانند کلمبیا، بولیوی و برخی دیگر، مواضع انتقادیتری نسبت به سیاستهای اسرائیل اتخاذ کردهاند و در مواردی حتی روابط دیپلماتیک خود را مورد بازنگری قرار دادهاند.
از منظر ژئوپلیتیکی، رویکرد دولت جدید شیلی میتواند به افزایش حضور اسرائیل در حوزههایی مانند فناوری، کشاورزی پیشرفته و همکاریهای امنیتی در منطقه منجر شود؛ حوزههایی که تلآویو طی سالهای گذشته تلاش کرده است از طریق آنها روابط خود را با کشورهای آمریکای لاتین گسترش دهد.
به این ترتیب، جهتگیری تازه سیاست خارجی شیلی تنها یک تغییر در روابط دوجانبه با اسرائیل نیست، بلکه میتواند بخشی از بازآرایی سیاسی در آمریکای لاتین باشد؛ بازآرایی که در آن رقابت میان دولتهای چپگرا و راستگرا، نحوه مواجهه کشورهای منطقه با مساله فلسطین و اسرائیل را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.