به گزارش گروه رسانهای شرق،
محمدکریم آسایش-کنشگر و پژوهشگر شهری: بیش از صد روز، خیابان با عنوان «ملت مبعوثشده» در کنار و خدمت میدان و دیپلماسی ایفای نقش کرد تا اکنون توافق با مهاجمان و کشورهای متخاصم برای برقراری صلح و نتایج آن برای ایران و منطقه حاصل آمد. در هنگامه حصول توافق با خارج اما پرسش از توافق با داخل به صورتی جدی مطرح شد و این پرسش از دو سمت بیان شد: نخست بخشی از آنها که در این روزها در خیابان و برای حمایت از میدان و دیپلماسی و با رویکرد مقاومت حضور داشتند، در بازدارندگی سیاسی و صیانت از امنیت نقش داشتند و اکنون نیز بحق خواهان آن بودهاند که شنیده شوند، مورد مشورت قرار گیرند و توافق برای آنها شفاف باشد. میتوان با آنها از نظر رویکرد سیاسی اختلاف نظر داشت اما باید به آنها حق داد که از شنیدهنشدن گلایهمند باشند، چنانچه یاسر عرب در یادداشتی تحت عنوان «سلام حزباللهیها» به همین مسئله پرداخت و این رنجِ شنیدهنشدن و به حساب نیامدن را به گروههای مختلفی از جامعه طی سالیان و در موارد متعدد تعمیم داد و این بحث را مطرح کرد که ضروری است برای ایجاد سازوکارهای شنیدهشدن مردم اندیشیده شود. این موضوع از آن رو حائز اهمیت است که در دوره اخیر مدیریت شهری (بهویژه در شهر تهران) با شکلهای تودهای و حضور نمادین این بخشهای جامعه و توجه و اهتمام به آن مواجه بودیم اما در زمینه شنیدهشدن نهادی آنها نهتنها ناکامی وجود داشته است، بلکه نسبت به گذشته هم با انحلال انجمن شورایاری با عقبگرد مواجه بودیم و هیئت امناهای محلات جایگزین جدا از فراگیرنبودن و انتخابینبودن نتوانست حداقلی از موفقیت را کسب کند، همچنان در بسیاری از محلات شهر تهران تشکیل نشده است، بین شورا و شهرداری اختلاف جدی درباره آن شکل گرفت (به نحوی که مهدی چمران از ستاد هماهنگی مشارکتهای محلهای شورای اسلامی شهر تهران استعفا داد)، سرای محلات عمدتا با بلاتکلیفی مواجه بودهاند، بهجز طرحهای فرهنگی پراکنده، اقدامات نهادمند برای تعامل و شنیدهشدن نهادهای سنتی محلات (مساجد و هیئتهای مذهبی) هم حتی وجود نداشته و در واقع همین عوامل سبب شده است پایگاه اجتماعی شورای ششم از آن راضی نباشد. دوم هم بخشی از جامعه که بنابر دلایل سیاسی و اجتماعی و سبک زندگی کنار گذاشته شده، طرد شده، قهر کرده و خشمگین است و بخش مهمی از آنها هم علیرغم میهندوستی، کمتر تمایل داشتند در کنار «ملت مبعوثشده» در خیابانِ تدارکشده حضور یابند و این بخش هم به صورتی مضاعف مجرایی برای سخنگفتن نداشتهاند. این بخش همانها هستند که در بیانیه اخیر سیدمحمد خاتمی و در یادداشت آذر منصوری تحت عنوان «میان خاطره جنگ و امید به آینده؛ چرا باید از این تفاهم استقبال کرد؟» به شنیدهشدن و تفاهم و جلب رضایت آنها توجه شده است.
از نظر سیاسی، حاکمیت امروز نیازمند تمهید سازوکارهای ملموس برای کمک به این شنیدهشدن است (چه شنیدهشدن حامیان گفتمان مقاومت و چه شنیدهشدن مردم منتقد و متفاوت که هر دو گروه در زیست شهری و شهروندی مؤثرند) و شورای شهر ظرفیتهای ویژهای برای مدخلیت و نزدیکی به زیست روزمره مردم در این زمینه دارد و شایسته است شورای هفتم در این راستا اقدامات زیر را انجام دهد:
احیای شکلی انتخابی از انجمنهای محلهای و ارائه نقش واقعی و اثربخش به آن مطابق قانون اساسی و قانون شوراها
برقراری نظام گفتوگوهای اجتماعی شهری
ایجاد امکان برای پرسمان (همهپرسی) محلهای و شهری
برقراری نظاممند مشارکت انجمنهای صنفی، حرفهای، تخصصی و سازمانهای مردمنهاد در نظام تصمیمسازی و تصمیمگیری و دیدبانی شهری
اتخاذ الگوی متکثر و مشارکتی برای برگزاری رویدادهای شهری و مناسبتهای ملی و مذهبی