به گزارش گروه رسانهای شرق،
نخستین نشست از سلسله نشستهای «روایت شهرها از جنگ» با محوریت کرمانشاه تلاش کرد تجربه زیسته شهرهای مرزی را نه در سطح تحلیلهای کلی، بلکه در دل روایتهای انسانی، خیابانها، بازارها و حافظه روزمره شهر بازخوانی کند؛ نقطهای که جنگ نهفقط یک رخداد تاریخی، بلکه یک وضعیت مداوم در زندگی شهری است. نشست «مرز، شهر و جنگ؛ بازخوانی روایتهای محلی کرمانشاه» توسط انجمن علمی دانشجویی برنامهریزی شهری و توسعه منطقهای دانشگاه علامه طباطبایی با همکاری انجمن علمی مهندسی شهرسازی دانشگاه رازی کرمانشاه برگزار شد؛ نشستی که در آن بر مسئولیت اجتماعی نهادهای علمی و دانشگاهی در شرایط بحرانی تأکید شد و ضرورت ثبت و بازخوانی تجربه شهرهای درگیر جنگ و بحران مورد توجه قرار گرفت.
در این نشست، تأکید شد که هدف مجموعه صرفا بحث نظری درباره شهر و بحران نیست، بلکه تمرکز بر تجربه زیسته شهرها در مواجهه با جنگ، ناامنی و رخدادهای فرساینده است؛ تجربههایی که در بسیاری از موارد در روایتهای رسمی و کلان کمتر دیده یا شنیده شدهاند. برگزارکنندگان توضیح دادند که شهرهای مرزی ایران در دهههای گذشته با طیفی از بحرانها مواجه بودهاند؛ از جنگ و درگیریهای نظامی گرفته تا زلزله، سیل و دیگر مخاطرات طبیعی. از این منظر، بازخوانی این تجربهها میتواند به فهم دقیقتر مسئله شهر در ایران امروز کمک کند. در ادامه نشست تأکید شد که کرمانشاه بهعنوان نخستین شهر این سلسله نشستها انتخاب شده است؛ شهری که به دلیل موقعیت مرزی خود، تجربه هشت سال جنگ تحمیلی، زلزله ۱۳۹۶ و دیگر بحرانهای طبیعی، لایههای متعددی از تجربه بحران را در حافظه تاریخی خود ثبت کرده است. در نشست گفته شد کرمانشاه تنها یک کلانشهر غرب کشور نیست، بلکه شهری است که روایتهای آن در سطح ملی کمتر شنیده شده است. در آغاز نشست، محسن شبستری، پژوهشگر شهرسازی و دبیر نشست، با تأکید بر مسئولیت اجتماعی دانشگاهها و انجمنهای علمی در مواجهه با بحرانها، گفت هدف از برگزاری این نشستها، بازخوانی تجربه شهرهای ایران در مواجهه با جنگ، ناامنی و سایر بحرانها و شنیدن روایتهایی است که کمتر امکان بازتاب یافتهاند. او توضیح داد که تجربه جنگ و بحران در ایران محدود به یک مقطع خاص تاریخی نیست و در دورههای مختلف، اشکال متفاوتی از ناامنی و درگیری بر زندگی شهری اثر گذاشته است. به گفته او، بررسی تجربه زیسته شهرها میتواند به درک بهتر تحولات اجتماعی و شهری کمک کند. شبستری کرمانشاه را یکی از مهمترین شهرهای مرزی در مطالعات جنگ و بحران دانست و افزود این شهر علاوه بر تجربه جنگ، زلزله و دیگر مخاطرات طبیعی را نیز پشت سر گذاشته و در عمل با «انباشت تجربه بحران» مواجه بوده است. او تأکید کرد: انتخاب کرمانشاه برای نخستین نشست، به دلیل تمرکز بر روایتهای کمتر شنیدهشده شهرهای مرزی بوده است؛ روایتهایی که در سایه تمرکز بر شهرهای بزرگتر کمتر دیده شدهاند، در حالی که بدون آنها، فهم پیامدهای جنگ و بحران ناقص خواهد بود. شبستری همچنین به رویکرد میانرشتهای نشست اشاره کرد و گفت: حضور انجمنهای علمی مختلف این امکان را فراهم کرده است که شهر، جنگ و بحران از منظرهای متفاوتی بررسی شود؛ از اجتماعی و انسانی تا فنی و کالبدی.
روایت زیسته از شهر در جنگ
در ادامه نشست، هانیه شیخی، دانشجوی مهندسی شهرسازی دانشگاه رازی و متولد کرمانشاه، سخنان خود را با تأکید بر این نکته آغاز کرد که شهر صرفا مجموعهای از ساختمانها، خیابانها و زیرساختها نیست؛ موجودی زنده است که در تجربه روزمره انسانها شکل میگیرد و معنا پیدا میکند. او با اشاره به جنگ گفت: ویرانی شهرها فقط به تخریب کالبدی محدود نمیشود، بلکه بههمریختن زندگی اجتماعی، امیدها و آینده نسل جوان را نیز در بر میگیرد. به گفته او، جنگ همزمان با تخریب فضاهای شهری، نوعی فرسایش در ذهن و روح شهر ایجاد میکند. شیخی در ادامه به تجربه آموزش در شرایط بحران اشاره کرد و گفت: آموزش مجازی اگرچه امکان تداوم فرایند آموزشی را فراهم میکند، اما نمیتواند جایگزین کامل کلاسهای حضوری، کارگاهها و تعامل مستقیم استاد و دانشجو باشد؛ بهویژه در رشته شهرسازی که بر تجربه فضا استوار است. او در توصیف وضعیت شهر در روزهای جنگ گفت: خیابانها، ساختمانهای آسیبدیده، پنجرههای شکسته و حضور دائمی اضطراب، بخشی از تجربه زیسته مردم کرمانشاه در آن روزها بود. به گفته او، این وضعیت با صدای انفجار، هشدارها و ناامنی روانی همراه میشد و زندگی روزمره را تحت تأثیر قرار میداد. این دانشجوی شهرسازی افزود: جنگ تنها زیرساختها را تحت تأثیر قرار نمیدهد، بلکه روابط اجتماعی، فعالیتهای اقتصادی و تصویر مردم از آینده را نیز دگرگون میکند. به گفته او، در آن دوره بسیاری از فضاهای عمومی شهر از زندگی روزمره تهی شده بودند؛ از پارکها تا مراکز فرهنگی و تفریحی. شیخی همچنین به تجربه زلزله سال ۱۳۹۶ در کرمانشاه اشاره کرد و آن را در امتداد تجربه جنگ دانست؛ تجربهای که باعث شده حافظه جمعی شهر با مفهوم بحران گره بخورد. او تأکید کرد: بازسازی شهر فقط بازسازی کالبد نیست، بلکه بازگرداندن حس زندگی، امید و امکان آینده نیز بخشی از این فرایند است. در بخش دیگر نشست، پریا پیغان، دانشجوی مهندسی شهرسازی دانشگاه رازی، سخنان خود را با یک پرسش آغاز کرد: «شهر واقعا کجاست؟». او توضیح داد: شهر را نمیتوان تنها در خیابانها، ساختمانها و نقشههای شهری خلاصه کرد، بلکه شهر در تجربه زیسته انسانها شکل میگیرد و در زندگی روزمره معنا پیدا میکند. پیغان با اشاره به بازارهای سنتی کرمانشاه مانند تاریکبازار، بازار زرگرها و بازار اسلامی گفت: این فضاها صرفا محل مبادله اقتصادی نیستند، بلکه محل شکلگیری روابط اجتماعی، تعاملات روزمره و حس تعلق به شهر هستند. او افزود: در این بازارها، حضور همزمان مردم، صداها، بوها و حرکتهای روزمره، نوعی ریتم زنده از شهر ایجاد میکند؛ ریتمی که بدون آن شهر قابل درک نیست. پیغان در ادامه با ارجاع به نظریه هانری لوفور گفت: شهر از ریتمهای زندگی روزمره ساخته میشود؛ ریتمهایی مانند کار، خرید، مکث، حرکت و تعامل اجتماعی. او تأکید کرد که جنگ این ریتمها را تغییر میدهد، حتی اگر کالبد شهر بدون تغییر باقی بماند. او در ادامه با اشاره به تجربه شخصی خود از مشاهده اصابت موشک در محدوده بلوار رودکی، گفت: در لحظه بحران، حتی فضاهای آشنا نیز معنای پیشین خود را از دست میدهند و به فضاهایی اضطرابآور تبدیل میشوند. این دانشجوی شهرسازی با ارجاع به نظریه کوین لینچ افزود: تصویر ذهنی انسان از شهر در شرایط بحران دچار اختلال میشود؛ مسیرها، نشانهها و فضاهای آشنا دیگر همان کارکرد پیشین را ندارند و مرز میان خانه و شهر تغییر میکند. در چنین شرایطی، خانه از فضای زندگی روزمره به پناهگاه و مرکز پیگیری اخبار و امنیت نسبی تبدیل میشود.
فضاهای خرد شهری و تابآوری اجتماعی
پیغان در ادامه سخنان خود به نقش فضاهای کوچک شهری پرداخت و گفت: در شرایط بحران، فضاهایی مانند نانواییها، سوپرمارکتهای محلی، داروخانهها، ایستگاههای اتوبوس و پمپبنزینها اهمیت ویژهای پیدا میکنند. به گفته او، این فضاها به نقاطی برای دیدارهای روزمره، تبادل خبر و شکلگیری همدلی اجتماعی تبدیل میشوند و نوعی شبکه ارتباطی در مقیاس محلی شکل میگیرد. او تأکید کرد که بخش مهمی از سرمایه اجتماعی شهر در همین فضاهای خرد و تعاملات ساده روزمره ساخته میشود؛ چیزی که در شرایط بحران به یکی از پایههای تابآوری اجتماعی تبدیل میشود. پیغان در ادامه با اشاره به دیدگاههای نظری در مطالعات شهری گفت: براساس برخی رویکردها، مهمترین اتفاقات شهری نه در داخل ساختمانها، بلکه در فضاهای میان ساختمانها و در بستر تعاملات روزمره رخ میدهد. او افزود: در شرایط بحران، ادراک حسی انسان از شهر تغییر میکند. صداها، سکوتها و جزئیات محیطی که در حالت عادی نادیده گرفته میشوند، در وضعیت بحران به عناصر تعیینکننده تجربه شهر تبدیل میشوند. در پایان این جلسه تأکید شد که روایتهای شهری میتوانند درک ما از شهر را از سطح کالبدی فراتر ببرند و به فهم تجربه انسانی از فضا نزدیکتر کنند. همچنین مطرح شد که خیابانها تنها مسیرهای عبور نیستند، بلکه در شرایط بحران میتوانند به فضاهایی برای کنش اجتماعی، تجمع یا تغییر رفتار شهری تبدیل شوند. برگزارکنندگان در ادامه تأکید کردند که بازسازی و پایداری شهرها در نهایت بدون حضور و مشارکت شهروندان ممکن نیست و این انسانها هستند که به شهر امکان ادامه حیات میدهند.