كاخ ورساي در پاريس و ساختمان رياستجمهوري در تهران محل امضاي تفاهمنامه پايان جنگ بين ايران و امريكا در آخر وقت ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ از سوي ترامپ و دكتر پزشكيان روساي جمهور امريكا و ايران بود . 107 سال قبل نيز كاخ ورساي محل امضاي معاهده پايان جنگ جهاني اول بود. امضاي تفاهمنامه ورساي-تهران يا به عبارتي تفاهمنامه اسلامآباد، در تاريخ ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ از سوي ترامپ، رييسجمهور امريكا در جريان شام با امانوئل مكرون، رييسجمهور فرانسه در كاخ ورساي انجام شد. معاهده ورساي در پايان جنگ جهاني اول در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۹، در تالار آينه اين كاخ به امضا رسيد . اين تاريخ دقيقا پنج سال پس از ترور آرشيدوك فرانتس فرديناند بود كه به عنوان جرقه آغاز جنگ جهاني اول شناخته ميشود. مكان امضا نيز نمادين بود؛ آلمان در سال ۱۸۷۱ در همان كاخ، معاهده تحقيرآميز صلح را پس از شكست فرانسه در جنگ فرانسه و پروس به فرانسه ديكته كرد . بر اساس متن معاهده صلح ورساي كه پس از جنگ اول تنظيم شد، آلمان به عنوان مسوول اصلي و آغازگر جنگ معرفي شد (دولتهاي متفق و همپيمان اعلام ميدارند و آلمان ميپذيرد كه مسووليت آلمان و متحدانش را براي تمام خسارات و زيانهايي كه دولتهاي متفق و همپيمان و اتباعشان متحمل شدهاند، به عنوان نتيجه جنگي كه با تجاوز آلمان و متحدانش بر آنها تحميل شده، بپذيرد.) اين ماده در واقع مبناي حقوقي براي دريافت غرامتهاي سنگين جنگي از آلمان بود و هدف آن سرزنش اخلاقي صرف نبود، بلكه يك الزام قانوني براي پرداخت خسارتها بود. با اين حال، آلمانيها اين بند را تحقيرآميزترين بخش معاهده دانستند و آن را به عنوان اعلام رسمي «گناه» خود در آغاز جنگ تفسير كردند.جنگ جهاني اول نتيجه به هم ريختگي يك سيستم پيچيده از عوامل بود. ترور شاهزاده فرانتس فرديناند، وليعهد اتريش- مجارستان، در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۴ در سارايوو توسط يك مليگراي صرب بوسنيايي، بهانهاي شد براي اتريش- مجارستان تا به صربستان اولتيماتوم بدهد .
آلمان نقش مهمتري در تبديل اين درگيري منطقهاي به يك جنگ بزرگ جهاني ايفا كرد. مهمترين اقدام آلمان، دادن «چك سفيد» تضمين حمايت كامل به اتريش-مجارستان بود. اين تضمين به وين جسارت داد تا با اولتيماتوم خود عليه صربستان پيش برود، زيرا ميدانست كه در صورت مداخله روسيه -متحد صربستان- آلمان پشت آن خواهد بود. حال با نگاه به تاريخ، هر دو سند ۱۹۱۹ و ۲۰۲۶ در كاخ ورساي، نماد ديپلماسي تاريخي و تغيير نظم جهاني امضا شدهاند. معاهده ورساي بر پايه «14 اصل» صلح پيشنهادي وودرو ويلسون بنا شد. توافق ۲۰۲۶ نيز يك طرح ۱۴ مادهاي است! هر دو توافق با هدف پايان دادن به يك جنگ ويرانگر و آغاز دوراني از صلح ارايه شدند. معاهده ورساي به جنگ جهاني اول پايان داد و توافق ۲۰۲۶ نيز براي پايان دادن به تجاوز نظامي امريكا و اسراييل به ايران و بازگشايي تنگه هرمز بسته شد .به نظر ميرسد در هر دو معاهده ورساي ۱۹۱۹ و ۲۰۲۶ قدرتهاي متجاوز سرافكنده شدهاند! در ۱۹۱۹ ايالات متحده به همراه متحدانش، شرايط تحقيرآميز و سنگيني را بر آلمان شكست خورده تحميل كرد و نظم جديد جهاني را بر اساس خواست خود شكل داد. در ۲۰۲۶ امريكا به عنوان آغازگر تجاوز نظامي دچار شكست راهبردي شده . دولت ترامپ كه ابتدا شعار «تسليم بيقيدوشرط» ايران را سر ميداد، در نهايت امتيازات قابل توجهي به تهران داده . ترامپ ابتدا خواستار نابودي برنامه موشكي ايران نيز بود ولي در هنگام تفاهم ژوئن ۲۰۲۶ ترامپ گفت داشتن موشك براي ايران «ناعادلانه نيست» و در تفاهمنامه صحبتي از برنامه موشكي ايران نيست. ضمنا ايران تنها موافقت كرده كه اورانيوم خود را تحت نظارت آژانس بينالمللي انرژي اتمي رقيق كند، نه اينكه آن را تحويل دهد. تفاهم شامل تاسيس يك صندوق ۳۰۰ ميليارد دلاري براي بازسازي ايران نيز است. توافق هيچ محدوديت صريحي براي حمايت ايران از حزبالله لبنان ندارد و حتي به پايان درگيري اسراييل با حزبالله در لبنان متعهد شده .معاهده ورساي در سال ۱۹۱۹، شرايطي بسيار سخت و تحقيرآميز را براي قدرتهاي شكستخورده، به ويژه آلمان ترسيم كرد و آلمان را به عنوان آغازگر جنگ معرفي و جريمههاي سنگيني را بر آن تحميل كرد تا از قدرتيابي مجددش جلوگيري كند. در همين معاهده ورساي ۱۹۱۹ استانهاي آلزاس-لورن به فرانسه بازگردانده شدند. متحدان آلمان يعني امپراتوري اتريش-مجارستان، بلغارستان و امپراتوري عثماني نيز با معاهدات جداگانهاي مواجه شدند كه همگي بر اساس الگوي مشابه خلع سلاح، پرداخت غرامت و از دست دادن بخش بزرگي از خاك خود بود. در ۹ اسفند ۱۴۰۴ يك «تجاوز آشكار و برنامهريزيشده» از سوي امريكا و اسراييل با نقض آشكار قوانين بينالملل، نقض آشكار منشور ملل متحد و حاكميت و تماميت ارضي ايران آغاز شد . اين حملات در شرايطي رخ داد كه ايران با حسن نيت و با ميانجيگري عمان در حال مذاكره با امريكا بود و به گفته ميانجيگر، توافق نزديك بود. هدف اصلي اين حملات «تغيير رژيم در ايران و حتي تجزيه آن براي كنترل بر منابع انرژي» بود . ايران اعلام كرد كه در پاسخ به اين تجاوز، از حق ذاتي خود براي دفاع مشروع طبق ماده ۵۱ منشور ملل متحد استفاده ميكند. اين جنگ در ادامه جنگ ۱۲ روزه و تجاوز ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ از سوي اسراييل به ايران بود كه در همان جنگ نيز امريكا با بمباران تاسيسات هستهاي ايران مستقيما وارد جنگ با ايران شد. اميد است تا اينبار تفاهمنامه ورساي -تهران شروع افول تجاوزگري ابرقدرت متجاوز - امريكا - و به رسميت شناختن حق حاكميت ملي ميهنمان باشد . ايران ما نمادي موفق از تابآوري و مقاومت ملي ملت - به عنوان كشوري شاخص در دنياي درحال توسعه - نشان داد و در پدافند مدني طي دو جنگ در يك سال نمونهاي قابل افتخار است.