تحلیل جمله بر تلاش برخی جریانات شناختهشده سیاسی برای شکست یا توقفِ مذاکرات ! نفوذ یا مأموریتِ الهی تندروها
نفوذ یا مأموریتِ الهی تندروها
طی چند روز گذشته که پاسخ مثبت تهران به آغاز مذاکرات مستقیم بین تهران و واشنگتن با حضور محمدباقر قالیباف رییسمجلس قطعی شد و همچنین این موضوع هم رسماً مورد تأیید قرار گرفت که همه اعضای شورای عالی امنیت ملی به آغاز این فرایند، رأی مثبت دادند حتی فرماندهان ارشد نظامی کشور، موجی از مخالفت بین تندروهای مجلس و جریان سیاسی خاص که همواره بر آمریکاستیزی و جنگ تا محو کامل اسراییل، تأکید داشت، آغاز شد.
صاحبخبر - این گروه علاوه بر مخالفت با مذاکره در تجمعات شبانه و فضای مجازی حتی به شبکه خبر صدا و سیمای ملی نیز راه یافتند و تریبون گرفتند که خوشبختانه، سخنان حجتالاسلام محمود نبویان در میانه برنامه قطع شد و صدا و سیما نیز طی بیانیهای ضمن عزل مدیرکل مربوطه، سخنان این نماینده مجلس از طیف پایداری را مستوجب برخورد قضایی دانست. دبیرخانه شورای امنیت ملی نیز طی بیانیهای به همه رسانهها ازجمله صدا و سیما هشدار داد که درصدد القای این تفکر نباشند که بین میدان و دیپلماسی شکاف وجود دارد. مجموع این اتفاقات و پیام کوتاه رهبر انقلاب به مردم مبنی بر اینکه ایشان مجوز مذاکرات را به دولت دادند و همچنین در شرایطی که فرماندهان ارشد نظامی ازجمله سپاه و ارتش رأی به آغاز فرایند مذاکرات دادند، این سوال را در ذهن ایجاد میکند که تندروها در پی چه چیزی هستند و هدفشان چیست؟ چرا این گروه که در میان آنان افرادی حضور دارند که حتی به سربازی هم نرفتند، تأکید بر توقف مذاکرات و ادامه جنگ تا محو کامل اسراییل و اخراج کامل آمریکا از منطقه دارند ؟ آیا این افراد مأموریتی الهی برای خود تعریف کردهاند که قبل از ظهور امام زمان (عَجَّلَاللهُ تَعالی فَرَجَهُ الشَّریفَ) جنگ آخرالزمان را آغاز کنند این تندرویها میتواند ادامه همان خط نفوذی باشد که در روز ۹ اسفند سال ۱۴۰۴ زمان و مکان یک جلسه فوقسری را به دشمن داد و موجبات حمله و شهادت امام خامنهای و فرماندهان ارشد نظامی را فراهم کرد؟ جنگی که آمریکا و اسراییل علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند، با این هدف صورت گرفت که ظرف سه روز تا یک هفته، به شکست کامل ایران منجر شود اما دفاع جانانه نیروهای مسلح و رزمندگان کشور موجب شد آنان متوجه خطای محاسباتی خود شدند و تلاش کردند با حملات بیوقفه به زیرساختهای حیاتی و غیرنظامی و محاصره دریایی به هدف خود برسند که از آن هم باز ماندند و در نهایت به آتشبس و مذاکره راضی شدند. توان موشکی کشور ما در این جنگ به رخ همگان کشیده شد و قطعاً دیگر هیچ کشوری جرأت نخواهد کرد به ایران حمله کند اما برخی واقعیات سیاسی دیگر هم در میانهی این جنگ آشکار شدند ازجمله اینکه ما توان نابودی ارتش آمریکا یا محو کامل اسراییل را نداریم، موضوعی که ده روز قبل محمدباقر قالیباف هم صراحتاً به آن اشاره کرد و تردیدی نداریم که فرماندهان ارشد میدان بیش از هر کسی با گوشت و پوست خود این واقعیت را لمس کردند و اگر میبینیم فرمانده ارتش پیروز و سپاه قهرمان در جلسه شورای عالی امنیت ملی به مذاکره رأی دادند، همین است. نکته بسیار مهم بعدی این است که مصوبات شعام برابر قانون، تنها پس از تأیید رهبر انقلاب نافذ هستند و رهبری هم آن را تأیید کردند. روز گذشته مسعود پزشکیان نیز وقتی فشار تندروها را دید، صادقانه گفت: مقام معظم رهبری به دولت اختیار دادند تا مسیر مذاکرات را دنبال کند. رییسجمهوری همچنین از صداوسیما خواست مراقب باشد که تلاشهای در حال انجام، با طرح مطالب یا حضور در تریبونها خدشهدار نشود. مسعود پزشکیان همچنین گفت: میتوانم به برخی سخنانی که گفته شد پاسخ دهم یا مطالبی را علیه افراد مطرح کنم، اما وحدت برای من مهمتر است اما افرادی که هر مطلبی را بیان میکنند، بدانند که با چنین اقداماتی آب به آسیاب دشمن میریزند. نکته نهایی این است که همه چیز روشن است و تصمیم به مذاکره در صدر نظام اتخاذ شده است اما یک سوال همچنان در ذهن ما بدون پاسخ مانده و آن این است که تندروها با چه هدفی همه این واقعیات را نادیده میانگارند و با هدف دفاع از رهبر انقلاب علیه افرادی چون عراقچی، قالیباف و پزشکیان، شعارهای تند سرمیدهند ؟∎