كلمه «ساكر» (Soccer) همچنان در قلب يكي از پايدارترين، هر چند نسبتا كماهميتترين و پيشپاافتادهترين جبهههاي جنگ فرهنگي قرار دارد.
اگر در سايت اتسي (Etsy) نگاهي بيندازيد (كه يقينا ميدان جنگ بزرگي براي هر نوع جنگ فرهنگي ورزشي است) ميتوانيد كالاهايي را براي هر دو طرف پيدا كنيد: در يك سو، تيشرتي با شعار «اين فوتبال است، نه ساكر» و در سوي ديگر، يك هودي كه با غرور اعلام ميكند «نامش ساكر است» به همراه پرچم پرستاره و مليگرايانه امريكا.
اين ماجراي عجيبي است. همانطور كه استفان زيمانسكي و سيلكه-ماريا واينك در كتاب خود با عنوان «اين فوتبال است، نه ساكر (و برعكس)» نوشتهاند: «بهطور كلي، روابط ميان دو سوي اقيانوس اطلس در مورد كلماتي مثل ژاكت و پليور، كاميون و لوري، صندوق عقب و صندوق خودرو يا شلوار و تروسرز مسالمتآميز باقي مانده است. امريكاييها از عجيب و غريب بودن زبان انگليسيها شگفتزده ميشوند و انگليسيها از ناتواني امريكاييها در تسلط بر واژگان پايه لذت ميبرند. همه خوشحالند جز زماني كه نوبت به ساكر ميرسد. چرا اين كلمه چنين بغض و كينهاي ايجاد ميكند؟»
اين كلمه به عنوان يك اصطلاح امريكايي شناخته ميشود، اما كلمه ساكر در مقطعي از قرن نوزدهم از انگلستان آمده است. در آن زمان، دو نوع فوتبال وجود داشت: فوتبال راگبي (Rugby football) و فوتبال انجمني (Association football) و كلمه «ساكر» از مخفف كردن عبارت دوم پديد آمد تا آن را از اولي متمايز كند.
اما اين مخفف از كجا نشأت گرفته؟ سخت است كه بگوييم دقيقا اين كلمه چگونه پديد آمده، اما رايجترين داستان منشأ آن، مانند بسياري از چيزها در انگلستان قرن نوزدهم، به مدارس خصوصي بازميگردد.
داستان از اين قرار است كه يك دانشجو و فوتباليست آماتور به نام چارلز رِفورد- براون (كه بعدها به يكي از مقامات نسبتا ارشد اتحاديه فوتبال تبديل شد) در حال خوردن صبحانه در كالج اوريل، بخشي از دانشگاه آكسفورد بود. انگليسيها عادت دارند كه اساسا با اضافه كردن پسوند «er» به انتهاي اسمها، يا با مخفف كردن كلمه و سپس اضافه كردن «er» به آنها لقب بدهند؛ كلمه عاميانه براي اسكناس پنج پوندي («fiver») نمونه خوبي از اين دست است.
بنابراين همانطور كه جفري گرين، خبرنگار بزرگ و سابق فوتبال/ ساكر در روزنامه تايمز چاپ لندن، در كتاب خود «ساكر: بازي جهاني» نوشته است: «يكي از دوستانش به او نزديك شد و گفت: رفورد، بيا بعد از صبحانه (brekker) يك بازي راگبي (rugger) بزنيم؟ رفورد پاسخ داد: نه، ممنون جان. من ميخواهم ساكر (soccer) بازي كنم. در آن لحظه زودگذر، كلمه جديدي متولد شد. رفورد-براون كه تا مدتها بعد از آن به اين بازي اعتبار ميبخشيد، تفاوت چنداني احساس نميكرد و نميدانست كه اين كلمه چگونه در نهايت در سراسر جهان طنينانداز خواهد شد.»
دقيقا مشخص نيست اين اتفاق چه زماني رخ داده است، اما رفورد-براون در سال ۱۸۶۶ متولد شد، بنابراين در مقطعي از اواسط يا اواخر دهه ۱۸۸۰ در دانشگاه حضور داشته است. البته مانند بسياري از اين داستانهاي شستهورفته كه در آنها چيزي شروع قطعي دارد، اين احتمال وجود دارد كه اين داستان ساختگي باشد: بهطور بحثبرانگيزي، احتمال بيشتري وجود دارد كه استفاده از اين كلمه در آن محافل در حدود همان زمان آغاز شده باشد و داستان رفورد-براون فقط بهانه جالبي براي پيوند دادن كلمه به آن باشد.
در واقع، به نظر ميرسد اين كلمه براي اولينبار در سال ۱۸۸۵ در چاپ نسخهاي از نشريه The Oldhallian كه نشريهاي براي فارغالتحصيلان آكسفورد بود، در متون مكتوب ذكر شده است. در يك نامه بدون امضا به اين نشريه آمده بود: «تيم دانشگاه با استون ويلا بازي كرد و پس از يك بازي بسيار هيجانانگيز شكست خورد؛ اين مسابقه، برجستهترين و مهمترين بازي «ساكر» بود كه در اين ترم در آكسفورد انجام شد.»
كمي بيشتر طول كشيد تا اين واژه وارد گفتوگوهاي جريان اصلي جامعه شود. اولين اشاره به آن در روزنامه منچستر گاردين (گاردين فعلي) در سال ۱۹۰۵ رخ داد، در حالي كه اولين ظهور آن در روزنامه تايمز در سال ۱۹۰۷ بود كه به شكلي پيشگويانه در نامهاي به سردبير درباره هوليگانيسم (اراذل و اوباش فوتبال) مطرح شد.
با افزايش محبوبيت فوتبال و تبديل شدن آن به ورزش طبقه كارگر، كلمه فوتبال به تدريج به واژه رايجتر براي اين بازي در انگلستان تبديل شد، اما ساكر همچنان بهطور معمول و بيشتر توسط ستوننويسان روشنفكر روزنامهها براي تمايز آن از راگبي تا دهه ۱۹۸۰ استفاده ميشد. يكي از محبوبترين برنامههاي سرگرمي فوتبالي در اين كشور Soccer AM نام داشت. هر كسي كه تظاهر كند ساكر صرفا يك اصطلاح امريكايي است و فوتبال هميشه اصطلاح مورد استفاده در انگلستان بوده، به سادگي در اشتباه است.
اما مطمئنا، بهرغم اين موضوع، كلمه ساكر همان كلمهاي است كه هميشه در امريكا استفاده شده است، درست است؟ «فوتبال» همان ورزشي است كه توپ بيضيشكل و كلاه ايمني دارد و هميشه هم همينطور بوده است. خب، تا حدي اينطور است.
اولين اشاره به ساكر در صفحات نيويوركتايمز در ۲۲ اكتبر ۱۹۰۵، در گزارش بازي مربوط به تيمي به نام پيلگريمز (Pilgrims) رخ داد كه از انگلستان براي ترويج اين بازي به امريكا آمده بودند. تيتر كمي گيجكننده (در بالا) ميگفت: «تيم ساكر انگليسي مسابقه فوتبال را برد» و در ادامه گزارشي از بازي در پولو گروندز در نيويورك منتشر شد كه با نتيجه ۷ بر ۱ به سود تيم تور انگليسي به پايان رسيد و آن را مسابقهاي «تميز و خوب بازي شده، مملو از پاسكاريهاي هوشمندانه، دريبلهاي پيچيده، جاخالي دادنهاي عالي و شوتهاي استثنايي محكم» توصيف كرد. جاخالي دادنهاي عالي! شوتهاي استثنايي محكم! به نظر نمايش قديمي و مفرحي ميآمد.
در تيتر اين مطلب يك غلط املايي وجود دارد. (به جاي soccer نوشته شده socker) اين ممكن است كار برخي از اعضاي شوخطبع همان تيم پيلگريمز بوده باشد كه به افراد حاضر در بازي گفته بودند اين اصطلاح از جورابهاي پشمي ضخيمي (socks) كه بازيكنان ميپوشيدند، آمده است.
اما فرانسيس اچ تِيبور، خواننده نيويوركتايمز، متوجه اين اشتباه شد و نامهاي به روزنامه نوشت كه چند هفته بعد منتشر شد و آنها را به خاطر استفاده اشتباه از اين كلمه توبيخ كرد. آقاي تيبور نوشت: «اولا، چنين كلمهاي وجود ندارد و ثانيا، اين كلمه به شدت زشت و بيوقار است.»
اما اين نامه فراتر از لفاظيهاي يك فرد فضلفروش و سختگير، آموزنده است، زيرا آقاي تيبور (در زير) در ادامه داستان محبوب مربوط به ريشه اين كلمه را تكرار ميكند و مينويسد كه اين «يك مد در آكسفورد و كمبريج بود كه از «er» در انتهاي بسياري از كلمات استفاده كنند، مانند foot-er، sport-er و از آنجايي كه كلمه association (انجمن) به راحتي پسوند «er» را نميپذيرفت، گاهي اوقات به عنوان ساكر (soccer) تلفظ ميشد و ميشود.» اين نشان ميدهد كه داستان منشا رفورد-براون نسبتا معتبر است.
به نظر ميرسيد كه اين كلمه تا سال بعد جاي خود را باز كرده است، به ويژه زماني كه تيم انگليسي كورينتيانز براي يك تور از بازيهاي نمايشي وارد نيويورك شد و چه كسي بايد با آنها در آن گروه مسافرتي به عنوان بازيكن حضور ميداشت، اما در يكي از مسابقات كه در آن ۱۸-۰ پيروز شدند به عنوان داور نامش ثبت شده بود؟ كسي نبود جز دوست قديمي ما، چارلز رفورد-براون. افسوس كه تاريخ ثبت نكرده است او چه واكنشي به كلمهاي كه خودش چند سال قبل ابداع كرده بود و حالا در آن سوي دنيا استفاده ميشد، نشان داده است.
فرض طبيعي اين خواهد بود كه «ساكر» به سرعت به اصطلاح خودكار براي اين ورزش در امريكا تبديل شد، اما اين واقعيت چندان دقيق نيست.
نام نهاد حاكم بر اين ورزش تا دهه ۱۹۴۰، «اتحاديه فوتبال ايالات متحده» نام داشت و حتي زماني كه تغيير كرد، كلمه «فوتبال» در آن باقي ماند. روزنامه هريسبرگ تلگراف، روزنامهاي كه در پنسيلوانيا منتشر ميشد، در جولاي ۱۹۴۴ گزارش داد كه «اتحاديه فوتبال ساكر ايالات متحده، نام جديد سازماني است كه نظارت بر اين بازي شوتزني را بر عهده دارد و مسابقات سالانه آماتور و حرفهاي را در سراسر كشور برگزار ميكند.»
در واقع، كلمه «فوتبال» تا سال ۱۹۷۴ بهطور كامل از عنوان اين سازمان حذف نشد، يعني زماني كه به «فدراسيون ساكر ايالات متحده» تغيير نام داد، همان نامي كه امروزه به آن شناخته ميشود. به نظر نميرسد دليل پيچيدهتري براي اين امر وجود داشته باشد جز نوعي ترديد سازماني يا همانطور كه آندري ماركوويتس و استيون هلرمن در كتاب خود با عنوان «آفسايد: ساكر و استثناگرايي امريكايي» بيان كردند، اين موضوع نشاندهنده تلاشهاي آنها براي «يافتن هويتي متمايز براي ساكر بود كه امريكايي باشد، اما در عين حال از غول فوتبال امريكايي جدا باشد.»
اين روزها، اين تمايز كمي واضحتر است. كلمهاي كه رفورد-براون (يا حداقل برخي همتايانش) ابداع كردند هنوز توسط كساني كه عاشق اين بازي در سراسر جهان هستند، استفاده ميشود و افرادي را كه تمايلات كمي سختگيرانه دارند، آزار ميدهد.
چرا در امريكا به فوتبال «ساكر» ميگويند و ريشه اين كلمه از كجاست؟
جنگ فرهنگي يا يك نامگذاري اتفاقي؟
صاحبخبر -
∎