درحالي كه مذاكرات ايران و امريكا در سوييس با محوريت اجراي «يادداشت تفاهم پايان جنگ» در جريان است، مقامات دوطرف تاكيد دارند كه پرونده لبنان در راس دستور كار رايزنيها قرار دارد؛ موضوعي كه به ادعاي يك ديپلمات حاضر در نشست، «تحولي راهبردي» در روند گفتوگوها محسوب ميشود. در همين رابطه اسماعيل بقايي، سخنگوي هيات مذاكرهكننده ايراني اعلام كرده است كه اين جلسه يك روزه با ديدارهاي دوجانبه و چهارجانبه ميان ايران، امريكا، قطر و پاكستان برگزار ميشود و تمركز اصلي آن پيگيري اجراي تعهدات است. او همچنين تاكيد كرد: «رژيم صهيونيستي همچنان به نقض آتشبس در لبنان ادامه ميدهد و اين موضوع محور اصلي گفتوگوهاست.» در همين حال سيانان و سيبياس به نقل از منابعي آگاه گزارش دادهاند كه امريكا تلاش دارد همزمان پرونده لبنان و توافق هستهاي را در اين دور از مذاكرات پيش ببرد؛ اقدامي كه به گفته تحليلگران، نشانه كنار گذاشتن تفكيك سنتي بحرانهاي خاورميانه از نگاه رييسجمهور امريكا است. در تهران نيز مسعود پزشكيان، رييسجمهور كشورمان تصريح كرده تمام مفاد تفاهم به نفع ايران است و تاكيد كرده است كه اختلافات اصلي تنها در نحوه اجراي تعهدات باقي مانده است. همزمان با اين تحولات برخي ناظران مدعياند انتشار اخباري از ورود مقامهاي ارشد امريكا، پاكستان و ميانجيها به سوييس نشان از آن دارد كه مذاكرات وارد مرحله تصميمسازي عملياتي شده است؛ مرحلهاي كه به نظر ميرسد ميتواند مسير توافق نهايي را طي روزها و ماههاي آينده تعيين كند. در همين رابطه و در راستاي ارزيابي مولفههاي مهم پيرامون آغاز مذاكرات شصت روزه ميان تهران و واشنگتن با سيد جلال ساداتيان، ديپلمات پيشين كشورمان در بريتانيا گفتوگو كرده است. مشروح اين گفتوگو در ادامه ميآيد:
سيدجلال ساداتيان، ديپلمات پيشين كشورمان در بريتانيا در پاسخ به پرسش «اعتماد» درخصوص ارزيابياش از فضاي مذاكرات ميان ايران وامريكا به ميزباني ژنو گفت: براساس آنچه تاكنون مطرح شده، قرار است روند موجود در دو فاز مجزا دنبال شود. فاز نخست، پايان جنگ است؛ نه صرفا آتشبس. ايران نيز بر همين موضوع تاكيد دارد. به عبارت ديگر، تهران صرفا آتشبس را كافي نميداند، بلكه معتقد است جنگ بايد به طور كامل پايان يابد و براي اين موضوع نيز تضمينهاي لازم ارايه شود. نخست اينكه اطمينان حاصل شود اين درگيريها تكرار نخواهد شد و طرف مقابل فرصت بازسازي توان نظامي و آغاز دوباره حملات را پيدا نكند. دوم اينكه پايان جنگ بايد همه منطقه، ازجمله لبنان را نيز دربر بگيرد؛ زيرا وضعيت لبنان يكي از محورهاي اصلي اين پرونده است. در مقابل اسراييل و جريانهاي مختلف سياسي اين رژيم از اين روند ابراز نارضايتي كردهاند. حتي در رسانههاي اسراييلي اين تعبير مطرح شد كه «ترامپ، اسراييل را فروخته است.» از نگاه آنها، براي برهم زدن اين روند بايد دامنه درگيريها گسترش پيدا ميكرد؛ به همين دليل نيز حملات گسترده و شديدي به لبنان انجام دادند تا اين مسير را مختل كنند. هدف آنها اين بود كه ايران نيز واكنش نظامي نشان دهد و روند مذاكرات از مسير خود خارج شود. به گفته ساداتيان در ابتدا ترامپ از ايران خواست كه پاسخ نظامي ندهد و حتي پيشنهادهايي نيز مطرح شد، اما ايران اين پيشنهادها را نپذيرفت. سپس اعلام شد كه محاصره دريايي كه بنا بود با يك ماه تاخير انجام شود، توسط امريكا صورت گرفته است. با اين حال، ايران در واكنش به حملات اسراييل، پاسخ نظامي مستقيمي نداد، بلكه اعلام كرد تا زماني كه مساله لبنان تعيين تكليف نشود، وارد مذاكرات نخواهد شد. بنابراين، محور فاز نخست همين موضوع است؛ يعني پايان كامل جنگ و سپس ورود به ساير موضوعات. اين تحليلگر ارشد مسائل سياست خارجي در ادامه به «اعتماد» گفت: البته در همين فاز نخست نيز حاشيهها و اختلافاتي وجود دارد كه آينده اين گفتوگوها را با ابهام مواجه ميكند. يكي از موضوعات، رفع محاصره دريايي و در مقابل، تضمين آزادي كشتيراني ازسوي ايران بود. ايران در روزهاي نخست، بهويژه روز جمعه، تا حدي اين روند را عملي كرد و تعدادي از كشتيها از مسيرهاي دريايي عبور كردند. اما پس از حمله مجدد اسراييل به لبنان و ادامه عمليات نظامي، ايران نيز اعلام كرد كه تنگه را بسته است. بنابراين، حتي در همين فاز نخست نيز همچنان چالشها و موانع جدي وجود دارد. ازسوي ديگر، هر چند گفته شد فشارهاي ترامپ موجب پذيرش آتشبس ازسوي اسراييل شده است، اما مقامات اسراييلي اعلام كردهاند از مناطقي كه در جريان درگيريها اشغال كردهاند عقبنشيني نخواهند كرد. آنها مدعي هستند در برخي مناطق نيروهاي حزبالله را محاصره كردهاند و به همين دليل قصد خروج از اين مناطق را ندارند؛ درحالي كه اين موضوع نيز بخشي از شروط اوليه براي پايان كامل جنگ محسوب ميشود. بنابراين، اين مجموعه، نخستين شرط و مهمترين محور فاز اول اين روند است. ساداتيان در ادامه خاطرنشان كرد: البته در اين بخش همچنان ابهاماتي وجود دارد. ساداتيان در ادامه و درخصوص مراحل بعدي مذاكرات در بازه زماني شصت روزه به «اعتماد» گفت: فاز دوم مذاكرات به موضوعات ديگري اختصاص دارد كه بخشي از همان چارچوب ۱۴ مادهاي مطرحشده است. يكي از مهمترين محورهاي آن، پرداخت خسارتهاي واردشده به ايران است. اين خسارتها شامل حملات به مراكز غيرنظامي ميشود. بر همين اساس، ايران خواستار دريافت غرامت شده است. امريكا نيز براي مديريت اين مطالبه، پيشنهادي ارايه كرده كه براساس آن صندوقي با مشاركت كشورهاي عربي تشكيل شود و حدود ۳۰۰ ميليارد دلار در آن اختصاص يابد تا از محل اين منابع، بازسازي زيرساختهاي آسيبديده ايران انجام شود. البته قرار است طي دوره ۶۰ روزه، نحوه اجراي اين پيشنهاد، ميزان تعهدات و سازوكار عملي آن مشخص شود. به باور اين ديپلمات پيشين كشورمان هر چند طرف امريكايي تمايلي ندارد از واژه «غرامت» يا «خسارت» استفاده كند و ترجيح ميدهد آن را در قالب كمك به بازسازي زيرساختهاي ايران مطرح كند. لذا پس از امضاي تفاهمنامه، همه اين موضوعات بايد طي دوره ۶۰ روزه به صورت جزيي مورد مذاكره قرار گيرد. نكته مهم اما اين است كه در هر صورت بايد نحوه اجراي هر بند، تعهدات طرفين و سازوكارهاي عملياتي به تدريج تدوين و نهايي شود تا در پايان اين دوره، همه اين موارد در قالب يك متن جامع گردآوري شود؛ متني كه قرار است عنوان «قرارداد» يا توافق نهايي را به خود بگيرد. بنابراين، هنوز طرفين به مرحله انعقاد قرارداد نرسيدهاند و آنچه اكنون درباره آن گفتوگو ميشود، صرفا يك تفاهمنامه يا نقشه راه براي رسيدن به توافق نهايي است. ساداتيان در ادامه و درخصوص مساله آزادسازي اموال بلوكه شده ايران به عنوان ديگر بند يادداشت تفاهم تهران و واشنگتن به «اعتماد» گفت: موضوع مهم ديگر، آزادسازي داراييهاي بلوكه شده ايران است. ايران تاكيد دارد بايد به منابع مالي خود دسترسي كامل داشته باشد. درباره ميزان اين داراييها ارقام متفاوتي مطرح شده و از حدود ۲۴ ميليارد دلار تا بيش از ۱۰۰ ميليارد دلار برآوردهاي مختلفي ارايه شده است. در مراحل اوليه مذاكرات، تمركز بيشتر بر آزادسازي حدود ۲۴ ميليارد دلار بود و پيشنهاد شده بود اين مبلغ به صورت تدريجي و در طول دوره ۶۰ روزه دراختيار ايران قرار گيرد، اما بعدها بحث آزادسازي تمامي داراييهاي بلوكه شده نيز مطرح شد، هر چند هنوز رقم دقيق و نهايي آن به صورت رسمي اعلام نشده است. به گفته ساداتيان نكته مهمتر، نحوه انتقال اين منابع مالي است. به همين دليل، رييس كل بانك مركزي نيز در تمامي مراحل مذاكرات حضور داشته است. چه در سفر آقاي قاليباف به قطر و چه در سفر اخير هيات ايراني به سوييس، آقاي همتي نيز در تركيب هيات حضور داشته تا درباره سازوكار آزادسازي منابع و شيوه دسترسي ايران به اين داراييها مذاكره كند. اكنون نيز در مذاكرات سوييس، يكي از ماموريتهاي اصلي هيات اقتصادي و بانكي ايران، تعيين سازوكار نهايي آزادسازي داراييها و چگونگي دسترسي ايران به اين منابع مالي است كه اين مساله سازوكارهاي خاص خود را داراست. اين ديپلمات پيشين كشورمان در ادامه و با اشاره به مساله رفع تحريمها به عنوان ديگر محوري كه قرار است در مذاكره شصت روزه مورد بحث قرار گيرد، گفت: محور ديگر فاز دوم، موضوع رفع تحريمهاست. تحريمهاي اعمال شده عليه ايران انواع مختلفي دارد؛ بخشي از آنها تحريمهاي شوراي امنيت سازمان ملل است، بخشي ديگر مصوبات كنگره امريكا و دستهاي نيز براساس دستورات اجرايي رييسجمهور امريكا اعمال شدهاند. بر همين اساس، طرف امريكايي معتقد است رفع كامل اين تحريمها مستلزم طي شدن فرآيندهاي حقوقي و قانوني مربوط به هر يك از آنهاست و اين روند زمانبر خواهد بود. از اين رو، توافق شده است كه بلافاصله پس از امضاي تفاهمنامه، معافيتهاي تحريمي براي ايران صادر شود تا در عمل، امكان بهرهمندي از مزاياي اقتصادي توافق فراهم شود. براساس اين معافيتها، ايران خواهد توانست صادرات نفت خود را از سر بگيرد، خدمات بيمهاي مرتبط با صادرات نفت را دريافت كند، از طريق نظام بانكي به منابع مالي خود دسترسي داشته باشد و درآمدهاي حاصل از فروش نفت را به كشور منتقل كند. در واقع، اين معافيتها قرار است در طول دوره ۶۰ روزه اجرا شوند تا در اين فاصله، فرآيند حقوقي رفع دايمي تحريمها نيز طي شود. به گفته ساداتيان اما ايران خواسته مهم ديگري را نيز در خلال اين تفاهم مطرح كرده است. از نگاه تهران، اگر پس از پايان دوره ۶۰ روزه توافق نهايي حاصل شود، اين توافق بايد همانند برجام به تصويب شوراي امنيت سازمان ملل برسد. همانگونه كه برجام با قطعنامه ۲۲۳۱ مورد تاييد شوراي امنيت قرار گرفت، اين توافق نيز بايد با صدور قطعنامهاي جديد و با اجماع اعضاي شوراي امنيت، بهويژه پنج عضو دايم، ضمانت اجرايي و حقوقي پيدا كند تا اجراي مفاد قرارداد تضمين شود. ساداتيان در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با تعيين تكليف مساله هستهاي در بازه زماني دو ماهه مذاكرات تهران و واشنگتن گفت: در اين بخش، ايران تاكيد ميكند كه طرف امريكايي اصل حق غنيسازي براي مصارف صلحآميز را پذيرفته است؛ موضوعي كه تا پيش از اين، به ويژه ازسوي دولت ترامپ، با اصرار بر «غنيسازي صفر» دنبال ميشد. اكنون، به گفته ايران، اين حق مورد پذيرش قرار گرفته و تهران ميتواند در چارچوب نيازهاي صلحآميز خود، از جمله غنيسازي در سطوح موردنياز براي نيروگاهها و ساير مصارف غيرنظامي، فعاليت داشته باشد. البته درباره غنيسازي ۶۰درصدي نيز همچنان پرسشهايي مطرح است. طرف امريكايي و به ويژه اسراييل اين موضوع را مورد سوال قرار ميدهند، اما ايران توضيح ميدهد كه افزايش سطح غنيسازي، اقدامي واكنشي در برابر خروج امريكا از برجام و همچنين عمل نكردن كشورهاي اروپايي به تعهداتشان بوده است. به گفته اين تحليلگر ارشد مسائل بينالملل اكنون نيز ايران تاكيد ميكند كه سياست جمهوري اسلامي از ابتدا توليد سلاح هستهاي نبوده و اين موضوع هم در دكترين نظام و هم در مواضع رسمي كشور بارها اعلام شده است. با اين حال، نحوه ادامه فعاليتهاي هستهاي، ميزان غنيسازي، چگونگي بازسازي تاسيسات آسيبديده و حتي نحوه خارج كردن تجهيزات و مواد هستهاي از زير آوار مراكزي كه در حملات اخير آسيب ديدهاند، ازجمله تاسيسات اصفهان، همگي موضوعاتي است كه بايد در ادامه مذاكرات درباره آنها گفتوگو و سازوكار اجراييشان مشخص شود. بنابراين اولويت فعلي، اجراي تعهدات اوليه ازسوي طرف مقابل و اثبات حسن نيت در عمل است. پس از آن، درباره ساير موضوعات، ازجمله پرونده هستهاي، ميتوان در چارچوب مذاكرات بعدي به گفتوگو و توافق رسيد. ساداتيان در پاسخ به پرسش پاياني «اعتماد» در ارتباط با رويكرد اسراييل در ميانه مذاكرات ايران و امريكا و احتمال انجام تحركات مخرب ازسوي اين رژيم گفت: درخصوص رفتارهاي ماجراجويانه اسراييل در صورت شكلگيري توافق ميان ايران و امريكا، بايد توجه داشت كه جايگاه ايران در معادلات بينالمللي امروز قابل مقايسه با گذشته نيست. تلاشهايي كه پيشتر براي برخورد تحقيرآميز با ايران صورت ميگرفت، امروز ديگر كارايي ندارد؛ زيرا ايران اكنون به عنوان كشوري با ظرفيت تمدني، برخوردار از سطح بالاي عقلانيت سياسي و نظامي و داراي درك دقيق از ژئوپليتيك منطقهاي خود، در حال تثبيت موقعيت متفاوتي در نظام بينالملل است. در چنين شرايطي، ايران تلاش ميكند از ظرفيتها و توانمنديهاي خود به شكل عقلاني و مبتني بر منافع ملي استفاده كند و جايگاه خود را در سطح جهاني بازتعريف نمايد. از اين منظر، وضعيت كنوني به گونهاي است كه كشور ناگزير است همواره احتمال بروز اقدامات تخريبي و تنشزا ازسوي برخي بازيگران را درنظر داشته باشد. به گفته اين ديپلمات پيشين كشورمان با وجود اين، حتي در صورت تمايل ايالاتمتحده براي مديريت و جمعبندي اين روند كه بخشي از آن ناشي از فشارهاي داخلي و بينالمللي بر دولت امريكا و شخص ترامپ است همچنان احتمال بروز رخدادهاي ناگهاني و ناخواسته وجود دارد. به همين دليل، فضاي كلي مذاكرات و تحولات جاري، همزمان با نوعي اطمينان نسبي، با عدم قطعيت نيز همراه است؛ چه در ارتباط با رفتار امريكا، چه درخصوص اسراييل و چه در كليت روندي كه در حال شكلگيري است. با اين همه ايران اين مذاكرات را فرصتي براي پيگيري منافع كشور ميداند، اما در عين حال بر ضرورت مراقبت و هوشياري ويژه نيز تاكيد دارد؛ زيرا در فضاي فعلي، همچنان احتمال اقدامات تخريبي و غيرقابل پيشبيني ازسوي اسراييل وجود دارد و نميتوان نسبت به اين تحولات بيتوجه بود.