شناسهٔ خبر: 78641399 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جوان | لینک خبر

مجموعه روایت معماران ایران قوی؛ امیرعلی حاجی‌زاده

این اراده را از کجا آورده‌اید؟

بهمن ۱۳۸۲؛ روابط عمومی وزارت نیرو خبری برای رسانه‌ها فرستاده بود که از آغاز حفر تونل بزرگ‌ترین طرح آب‌رسانی کشور خبر می‌داد. لابه‌لای اسامی داخل متن خبر از وزیر وقت نیرو گرفته تا دیگر، نام یک سردار سپاهی هم آمده بود

صاحب‌خبر -

جوان آنلاین: بهمن ۱۳۸۲؛ روابط عمومی وزارت نیرو خبری برای رسانه‌ها فرستاده بود که از آغاز حفر تونل بزرگ‌ترین طرح آب‌رسانی کشور خبر می‌داد. لابه‌لای اسامی داخل متن خبر از وزیر وقت نیرو گرفته تا دیگر، نام یک سردار سپاهی هم آمده بود: سردار حاجی‌زاده! سهم حاجی‌زاده که روابط‌عمومی وزارت نیرو از متن خبر از او با عنوان سردار سرتیپ دوم پاسدار مهندس یاد کرده بود از کل متن ۱۰۰ کلمه بود: «سعی کردیم بستر اجرای این پروژه را در سپاه فراهم کنیم. برای انتقال تکنولوژی‌های جدید حفاری تونل ۱۸ نفر از پرسنل به کشور‌های خارجی اعزام شده و همزمان متخصصانی که در این زمینه تبحر داشته‌اند نیز به خدمت گرفته شده‌اند. امیدواریم که در کمتر از سه سال، دو قطعه تونل به طول ۱۸کیلومتر که در اختیار ماست به پایان برسد.»
رسانه KHAMENEI.IR در قسمت دیگری از مجموعه روایت معماران ایران قوی؛ سراغ سردار سرلشکر شهید، امیرعلی حاجی‌زاده رفته و در تشریح مطلع گزارش خود نوشته است: احتمالاً خیلی‌ها نمی‌دانستند کار اصلی سردار ۴۲ ساله سپاهی که حالا پیمانکار پروژه شده هم چیست. دستیار حسن مقدم که در سال ۱۳۶۳ برای آموزش موشکی همراه با او به سوریه اعزام شده بود، بعد از برگشت به کشور و تا پایان جنگ از مهم‌ترین ارکان یگان تازه تأسیس موشکی سپاه بود. جنگ هم که تمام شد وجب به وجب ایران را گشته بودند برای یک چیز؛ احداث پایگاه‌های موشکی سپاه در زیر کوه! سردار از آن موقع تا سال ۱۳۸۲ که در مقام سردار سرتیپ دوم پاسدار مهندس حاجی‌زاده آمده بود تا به وزارت نیرو کمک کند تجربه زیادی در حفر تونل‌های بزرگ پیدا کرده بود. او و همرزمانش یک پروژه بزرگ ملی را کلید‌زده بود و زیر تعداد قابل توجهی از کوه‌های ایران را به زاغه‌ها و شهر‌ها موشکی تبدیل کرده بودند. حالا در بهمن‌ماه سرد ۱۳۸۲ آمده بود تا تجربیات خود و سپاه را در حفر تونل در اختیار وزارت نیرو قرار دهد برای انتقال آب از یک نقطه کشور به یک نقطه دیگر!
او و توانمندی و مهارت مجموعه متبوعش در حرکت به سمت ایده‌های بزرگ پیشرو و پیشگام بودند. سد مشکلات و موانع و نمی‌شود‌ها که توسط او و هم‌رزمانش می‌شکست تجربه‌شان را در اختیار دیگران می‌گذاشتند. بعد از اینها دیگران هم آرام آرام جرئت و باور پیدا می‌کردند که می‌شود. تونل انتقال آب تنها مورد نبود. سال ۱۳۸۸ نیروی هوایی سپاه پاسداران و یگان موشکی با هم ادغام شدند. نامی که برای نیروی تازه‌تأسیس انتخاب شده دوباره نوید یک ایده بلندپروازانه را می‌داد. ایده‌ای که البته در حد اراده حاجی‌زاده و نیروهایش بود: نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. سه سال بعد در سال ۱۳۹۱ هم در کنار فرماندهی موشکی و فرماندهی پهپادی، فرماندهی فضایی نیرو هم کار خودش را آغاز کرد. حاجی‌زاده و مردانش عزم تسخیر فضا و مدار ۵۰۰ کیلومتری زمین را کرده بودند تا سرریز توان دفاعی و نظامی در اختیار بخش‌های غیرنظامی هم قرار گیرد. شبیه همان کاری که در بهمن ۱۳۸۲ برای حفر تونل انتقال آب کرده بودند. 
هشت سال بعد در اردیبهشت ۱۳۹۹ بود که ماهواره نور-۱ و در ادامه، اسفند ۱۴۰۰ نور-۲ و مهر ۱۴۰۲ هم نور-۳ توسط فرماندهی فضایی نیروی هوافضا به فضا پرتاب شد. ستون فقرات ارسال ماهواره به مدار زمین هم همان موشک‌هایی بودند که در مختصات دیگری قرار بود وظیفه دفاع از ایران را در برابر دشمن داشته باشند. خود موشک‌ها هم هرچند در مهر ۱۳۹۷و دی ۱۳۹۸ به طور محدود به مصاف داعش و منافع ایالات متحده امریکا در عین‌الاسد رفته بودند، اما این وعده صادق ۱ و ۲ و ۳ و ۴ بود که قدرت اراده زرادخانه موشکی نیروی هوافضای سپاه پاسداران را به رخ کشید. فرمانده ۴۲ساله بهمن ۱۳۸۲هرچند در ساعات ابتدایی جنگ ۱۲روزه در ۶۴ سالگی به شهادت رسید، اما ساختاری که ایجاد شده بود نگذاشت خلأ فرماندهی باعث اختلال در پاسخ به دشمنان مرحله آخر ملت ایران شود. 
واقعیتی که در جنگ ۴۰روزه علیه پایگاه‌های امریکایی در منطقه رقم خورد نشان داد که اراده فرمانده‌ای که در سال ۱۳۵۹به سپاه پیوسته در کل ساختار نیروی تحت فرمانش جاری است. اراده‌ای که یک‌بار لایه‌های سخت زمین در زیر کوه‌های سر به فلک کشیده مقهور اراده‌اش شده بودند و یک‌بار دیگر مدار ۵۰۰ کیلومتری زمین و در جنگ ۴۰ روزه و در فقدان فرمانده هم پایگاه‌ها و رادار‌ها و آواکس‌های ریز و درشت امریکایی در منطقه. حاجی‌زاده و مردانش اولین مصداق همان جمله معروف حسن طهرانی‌مقدم بودند: «فقط آدم‌های ضعیف به اندازه امکانات‌شان کار می‌کنند!» کاش می‌شد یک‌بار پای حرف این آدم‌ها نشست و از آنها پرسید این اراده‌ها را از کجا می‌آورید؟!