شناسهٔ خبر: 78639528 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: نورنیوز | لینک خبر

ناصر غریب نژاد؛

عقل سرخ

شیعیان لبنان در کمتر از نیم‌قرن، از جامعه‌ای محروم و حاشیه‌نشین به یکی از تأثیرگذارترین بازیگران سیاسی و امنیتی غرب آسیا تبدیل شدند؛ مسیری که با اندیشه و کنش امام موسی صدر آغاز شد، با انقلاب اسلامی ایران عمق یافت و در چهره‌هایی چون شهید مصطفی چمران تجسم پیدا کرد.

صاحب‌خبر -

نورنیوز-گروه بین الملل: شیعیان لبنان در کمتر از نیم‌قرن، از جامعه‌ای محروم و حاشیه‌نشین به یکی از تأثیرگذارترین بازیگران سیاسی و امنیتی غرب آسیا تبدیل شدند؛ مسیری که با اندیشه و کنش امام موسی صدر آغاز شد، با انقلاب اسلامی ایران عمق یافت و در چهره‌هایی چون شهید مصطفی چمران تجسم پیدا کرد. ان را نمی‌توان بدون شیعیانش فهمید. همان‌گونه که تاریخ تشیع در مشرق عربی را نمی‌توان بدون لبنان روایت کرد. سرزمین جبل عامل، از قرن‌ها پیش یکی از مهم‌ترین کانون‌های تولید اندیشه شیعی بوده است؛ سرزمینی که فقها، محدثان و متفکران بزرگی را به جهان اسلام عرضه کرد و در مقاطع مختلف تاریخی، هزینه سنگینی برای حفظ هویت مذهبی و سیاسی خود پرداخت. اما آنچه در نیمه دوم قرن بیستم رخ داد، تنها استمرار یک سنت تاریخی نبود؛ بلکه تبدیل شدن یک جامعه محروم به بازیگری تعیین‌کننده در معادلات منطقه ‌ای و فرامنطقه ای بود. این دگرگونی از امام موسی صدر آغاز شد، با انقلاب اسلامی ایران عمق راهبردی یافت و در شخصیت‌هایی چون شهید مصطفی چمران به نمادی از پیوند عقل و مقاومت تبدیل شد؛ همان چیزی که می‌توان آن را «عقل سرخ» نامید.

تاریخ شیعیان لبنان، تاریخ مقاومت در برابر حاشیه‌نشینی است. در دوران عثمانی و سپس تحت قیمومیت فرانسه، شیعیان عمدتاً در جنوب لبنان، بقاع و مناطق محروم زندگی می‌کردند. ساختار سیاسی لبنان که بر اساس سهمیه‌بندی طایفه‌ای شکل گرفت، در عمل موجب شد که جامعه شیعه نسبت به مسیحیان مارونی و اهل سنت از امکانات اقتصادی و سیاسی کمتری برخوردار باشد. تا دهه ۱۹۶۰، بسیاری از مناطق شیعه‌نشین از ابتدایی‌ترین زیرساخت‌های آموزشی، بهداشتی و عمرانی محروم بودند. این وضعیت سبب شد که نخبگان شیعه به تدریج به دنبال راهی برای سازماندهی اجتماعی و سیاسی جامعه خود باشند. نقطه عطف این روند، ورود امام موسی صدر به جنوب لبنان بود. روحانی جوانی که ریشه‌ای ایرانی داشت و توانست میان سنت دینی و نیازهای مدرن جامعه پلی مؤثر ایجاد کند. او با تأسیس مجلس اعلای اسلامی شیعیان لبنان، برای نخستین بار شیعیان را به عنوان یک نیروی سازمان‌یافته وارد ساختار سیاسی کشور کرد. امام موسی صدر دریافت که بقای جامعه شیعه تنها در گرو حفظ هویت مذهبی نیست، بلکه نیازمند حضور فعال در عرصه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. او مدارس، مراکز آموزشی و نهادهای خیریه متعددی ایجاد کرد و هم‌زمان تلاش نمود شیعیان را از انفعال تاریخی خارج سازد. تشکیل «حرکت المحرومین» و سپس شاخه نظامی آن، یعنی جنبش امل، پاسخی به واقعیت‌های سخت لبنان بود؛ کشوری که در آستانه جنگ داخلی قرار داشت و جنوب آن زیر فشار مداوم تجاوزات اسرائیل قرار گرفته بود.

 

در همین دوران، چهره‌ای دیگر وارد لبنان شد که بعدها به یکی از نمادهای پیوند ایران و مقاومت لبنان تبدیل گردید؛ دکتر مصطفی چمران. دانشمند برجسته‌ای که تحصیلات عالی خود را در آمریکا به پایان رسانده بود، اما آسایش زندگی دانشگاهی را رها کرد و راهی لبنان شد. حضور چمران در کنار امام موسی صدر صرفاً یک همکاری سیاسی نبود؛ بلکه تلاقی دو نگرش بود که هر دو معتقد بودند دین باید در متن زندگی اجتماعی حضور داشته باشد. چمران در لبنان تنها یک فرمانده نظامی نبود. او معلم، سازمان‌دهنده و مربی نسلی از جوانان شیعه شد که بعدها بخش مهمی از نیروهای مقاومت لبنان را تشکیل دادند. اردوگاه‌های آموزشی جنوب لبنان، مدارس فکری مقاومت و ساختارهای اولیه سازماندهی نظامی، همگی از تجربه‌ای بهره می‌بردند که چمران در کنار امام موسی صدر بنا نهاد. ویژگی مهم چمران آن بود که میان دانش و جهاد، میان عقلانیت و مقاومت، میان عرفان و سیاست تضادی نمی‌دید. او نمونه‌ای از انسانی بود که می‌توانست در پیشرفته‌ترین مراکز علمی جهان فعالیت کند، اما سرنوشت خود را با محرومان جنوب لبنان گره بزند. همین ویژگی باعث شد که نام او نه تنها در تاریخ ایران، بلکه در حافظه تاریخی شیعیان لبنان نیز ماندگار شود.

وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ فصل تازه‌ای در تاریخ شیعیان لبنان گشود. اگر امام موسی صدر توانسته بود شیعیان را از حاشیه به متن سیاست لبنان بیاورد، انقلاب اسلامی به آنان اعتمادبه‌نفسی فراتر از مرزهای ملی بخشید. برای نخستین بار در دوران معاصر، یک حکومت مبتنی بر اندیشه اسلامی و با محوریت رهبری شیعه در منطقه شکل گرفته بود. پیروزی انقلاب اسلامی تنها یک تحول داخلی در ایران نبود؛ بلکه پیامدهای ژئوپلیتیکی گسترده‌ای داشت. شیعیان لبنان در این رویداد، الگویی از استقلال، مقاومت و خودباوری مشاهده کردند. در شرایطی که بخش مهمی از جهان عرب تحت تأثیر «ناصریسم» شکست‌های متوالی را در برابر اسرائیل تجربه کرده بود، انقلاب اسلامی این تصور را به چالش کشید که قدرت‌های بزرگ و رژیم صهیونیستی شکست‌ناپذیر هستند.

این پیوند راهبردی پس از اشغال لبنان توسط اسرائیل در سال ۱۹۸۲ وارد مرحله‌ای جدید شد. شکل‌گیری حزب‌الله را نمی‌توان بدون درک تأثیر انقلاب اسلامی توضیح داد. البته حزب‌الله محصول صرفِ یک عامل خارجی نبود؛ بلکه بر بستر تاریخی تشیع لبنان، میراث امام موسی صدر و تجربه مقاومت مردمی شکل گرفت. با این حال، انقلاب اسلامی چارچوب فکری و بخشی از حمایت‌های سیاسی و معنوی لازم برای تداوم این مسیر را فراهم کرد.

 

از آن زمان تاکنون، روابط ایران و شیعیان لبنان صرفاً در قالب مناسبات سیاسی تعریف نشده است. این رابطه بر پایه مجموعه‌ای از پیوندهای فرهنگی، مذهبی، تاریخی و راهبردی شکل گرفته است. درک مشترک از مسئله فلسطین، مخالفت با اشغالگری و تأکید بر استقلال سیاسی از مهم‌ترین عناصر این ارتباط بوده‌اند. در این میان، مفهوم مقاومت به مهم‌ترین نقطه اتصال دو طرف تبدیل شد. مقاومت در اینجا صرفاً یک تاکتیک نظامی نیست؛ بلکه نوعی جهان‌بینی سیاسی است که بر حق ملت‌ها برای دفاع از هویت و سرزمین خود تأکید می‌کند. موفقیت‌های حزب‌الله در مقابله با اسرائیل، به‌ویژه آزادسازی جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ و مقاومت در جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶، جایگاه شیعیان لبنان را در معادلات منطقه‌ای به شکل بنیادین تغییر داد.

اما آنچه این مسیر را از بسیاری از جنبش‌های مسلحانه متمایز می‌کند، وجود یک پشتوانه و منشور فکری است. در اینجا مفهوم «عقل سرخ» معنا پیدا می‌کند. عقل سرخ، تلفیق عقلانیت سیاسی با آرمان‌خواهی است. نه عقلی که به محافظه‌کاری مطلق و تسلیم در برابر واقعیت‌های موجود منجر شود و نه شور انقلابی‌ای که از محاسبه و تدبیر تهی باشد. امام موسی صدر، شهید چمران و نسل‌های بعدی مقاومت لبنان هر یک به شکلی این عقل سرخ را نمایندگی کردند. آنان نشان دادند که می‌توان هم اهل اندیشه بود و هم اهل میدان؛ هم به گفت‌وگو باور داشت و هم در برابر تجاوز ایستاد؛ هم به توسعه اجتماعی اندیشید و هم از هویت تاریخی دفاع کرد. امروز شیعیان لبنان دیگر آن جامعه محروم دهه‌های گذشته نیستند. آنان به یکی از مهم‌ترین نیروهای سیاسی و اجتماعی لبنان تبدیل شده‌اند و نقش مؤثری در معادلات غرب آسیا ایفا می‌کنند. این جایگاه نه محصول یک تحول ناگهانی، بلکه نتیجه دهه‌ها تلاش فکری، سازماندهی اجتماعی و مقاومت سیاسی است.

در این مسیر، انقلاب اسلامی ایران و شخصیت‌هایی چون شهید چمران نقش مهمی در شکل‌گیری یک پیوند راهبردی ایفا کرده‌اند؛ پیوندی که فراتر از روابط دولت‌ها، در حافظه تاریخی و هویت سیاسی دو جامعه ریشه دوانده است. از جبل عامل تا تهران و از جنوب لبنان تا خوزستان، رشته‌ای از تجربه‌های مشترک شکل گرفته که محور آن دفاع از کرامت انسانی، استقلال سیاسی و عدالت اجتماعی است.

شاید به همین دلیل باشد که نام چمران هنوز در لبنان زنده است؛ زیرا او نماد نسلی بود که میان اندیشه و عمل فاصله‌ای نمی‌دید. نسلی که باور داشت عقل اگر در خدمت حقیقت قرار گیرد، سرخ می‌شود؛ سرخ از خون شهیدان، سرخ از شور عدالت و سرخ از مسئولیت تاریخی در برابر سرنوشتت‌ها. این همان عقل سرخی است که تاریخ معاصر شیعیان لبنان را نمی‌توان بدون آن فهمید.