برخی از عناصر ناپایدار نسبت به انقلاب و نظام اسلامی خصوصا جبهه پایداری کوشش نمودهاند تا به واسطه برخی برداشتهای سطحی دینی وجهه صلح و اصلاحطلبی را از منظر دین و ایمان وجههای مانند افراد خارج شده از دین و صلحطلبی را عقیدهای سخیف معرفی کنند. در حالیکه از منظر قرآن و روایات گرچه در جاهایی از نظر تاکتیکی و مقطعی بر جنگ و قتال برای رفع فتنه و مبارزه با کفار حربی ضروری دانسته و فرموده: قاتلو هم حتی لاتکون فتنه: بجنگید تا فتنه از بین برود (بقره 193). اما به صورت استراتژیک و راهبردی تاکید بر صلح در دین ارجحیت دارد. چنانچه به صورت مطلق و عام میفرماید: الصلح خیر: یعنی در هر صورت و در همه حال صلح برتر و بالاتر از جنگ است (نساء 128 ). لازم به ذکر است که واژه خیر در عربی و معارف دینی به معنای برتر و بالاتر و بهتر است. در لغت نامهها نیز از این واژه چنین تعریف شده: الْخَيْرُ (به فتح خاء و سکون یاء) به معنای خوبی و بهترین است. خوب و بهترین نیز بدین معناست که تا آنجا که امکان دارد صلح واجبتر از جنگ است. و این یک تکلیف شرعی است. یعنی به هیچ وجه در همه حال حتی در زمانیکه ناچار به جنگ برای رفع فتنه هستیم جنگ برتر از صلح نیست. اگر کسی عقیده دارد که در جایی قرآن و احادیث میفرمایند که به طور کلی جنگ برتر از صلح است میتواند دلیل بیاورد. تحلیلهای عقلانی و احساسی که مغایر با صریح آیات و روایات باشند نیز قابل پذیرش نیست. زیرا اگر ما چیزی بگوییم که در تضاد با دین و ایمان باشد قطعا مصداق (نومن ببعض و نکفر ببعض) هستیم چنانچه قرآن کریم چنین افرادی را کافر حقیقی و مستحق عذاب و خذلان در دنیا و آخرت معرفی میکند (نساء آیات 50 و 51 و بقره آیه 85) در مورد برتری صلح نسبت به جنگ آیه شریفهای که اکنون بر پیراهن مقدس پاسداران سپاه انقلاب اسلامی منقش است و آیه بعد از آن نیز صلح را برتر از جنگ میداند، چنانچه در آیه شریفه میفرماید: وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لاتَعْلَمُونَهُمُ اللهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فی سَبیلِ اللهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لاتُظْلَمُونَ: براى مقابله با آنها [= دشمنان]، هر چه در توان دارید از نیرو و از اسبهاى ورزیده آماده سازید، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن (شناخته شده) خویش را بترسانید! و دشمنان دیگرى غیر از اینها، که شما آنها را (به علت نفاقشان) نمىشناسید و خدا آنها را مىشناسد. و هر چه در راه خدا (و تقویت اسلام) انفاق کنید، بىکم و کاست به شما بازگردانده مىشود، و به شما ستم نخواهد شد. (انفال آیه 60) وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ. و اگر دشمنان به صلح بگرایند، تو هم به صلح گرای، و بر خدا توکل کن، که یقیناً او شنوا و داناست(انفال آیه 61). این آیات ضمن اینکه باید قدرت نظامی را در حد اعلا فراهم نمود و نسبت به خطر دشمنان آشکار و پنهان خدا و مسلمانان تاکید میورزد اما در ادامه صلح و سازش و سلم را مهمتر و برتر میداند و تاکید میکند که گرچه این دشمنان خطرناکند اما اگر خواستار صلح شدند شما بپذیرید و به خدا توکل کنید که خداوند شنوا و آگاه است و مراقب شماست. خوانندگان توجه بفرمایند که در این آیه ضمن هشدار نسبت به خطر ویرانگر دشمنان آشکار و پنهان و ضرورت ارتقاء در حداعلای قدرت نظامی، اما نسبت به همین دشمنان بر لزوم صلح و سلم و سازش با همین دشمنان خطرناک تاکید شده است. بنابراین درخصوص تفاهمنامه با آمریکا که مورد تاکید اصلاح طلبان است، بر پایه همین منطق قرآن کریم و روایات است که ما تا آنجا که میتوانیم صلح و سازش را باید برجنگ ترجیح دهیم، چون دین صلح و سازش را برتر میداند. از سوی دیگر هیچ صلح و سازشی بدون بده و بستان متقابل شکل نمیگیرد، لذا این تفکر که ما باید به صد درصد خواستههای خویش برسیم اما طرف مقابل به هیچ نرسد، غیرممکن و غیر منطقی است. زیرا این شیوه به معنای صلح با دشمن نیست بلکه به معنای تسلیم است که با مفهوم صلح تفاوت بسیار دارد. البته باید تا آنجا که امکان دارد در این تفاهمنامه امتیاز بگیریم ولی هر کاری که میکنیم ضمن آمادگی کامل برای جنگ، ضروری است که در اقدامات خویش صلح و سازش را برتر از جنگ بدانیم. این دستور دین است و اگر افراد و گروههایی خویشتن را پیرو دین میدانند لازم است که آن را رعایت کنند. براساس این دستور دینی مقام معظم رهبری حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای نیز اجازه صلح را صادر نمود. زیرا این یک تکلیف شرعی است و نشانه ضعف ایران نیست بلکه نشانه راه و تکلیفی است که اسلام به عنوان وظیفه شرعی در برابر رهبران و مردم نهاده است. لذا گرچه کاملا با تفاهمنامه موافق نبود اما براساس همین تکلیف شرعی اجازه آن را صادر نمود. براین اساس اگر دشمنان داخلی و خارجی نظام آن را دلیل ضعف بدانند و برخی نیز آن را مستمسکی برای مخالفت خویش با دولت و مذاکره کنندگان به شمار آورند دچار اشتباه بزرگی شدهاند. اصلاحطلبان برپایه همین منطق اصالت صلح تلاش کردهاند که در دو ساحت داخلی و بینالمللی صلح را ترجیح دهند. از منظر بینالمللی تاکید بر صلح با مسلمانان و غیرمسلمانان و از جنبه داخلی به واسطه تاکید بر دموکراسی و آزادی بیان و اجتماعات تا آنجا که جنبه مسالمتآمیز داشته باشد بر صلح و سازش میان مسلمانان با یکدیگر و مسلمانان با غیرمسلمانان تاکید میورزند. این شیوه نیز با دولت مدرن و ویژگیهای آن ناشی از عهد نامه وستفالی نیز تطبیق بیشتری دارد و از سوی دیگر علاوهبر آیات و روایات مرتبط با صلح بر آیات و روایاتی که بر رعایت زمان و مکان همراه با رعایت ثابتات دین تاکید میورزد، انطباق دارد.
صلح و اصلاحطلبی از نگاه دینی
صاحبخبر -
∎