شناسهٔ خبر: 78629564 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: مردم‌سالاری‌آنلاین | لینک خبر

«مردم سالاري» دور جديد حمله افراطيون به پزشکيان را بررسي مي‌کند

مصادره یک پیام - مردم سالاری آنلاين

پیام رهبر انقلاب درباره توافق ایران و آمریکا را شاید بتوان یکی از مهم‌ترین متون سیاسی ماه‌های اخیر دانست.

صاحب‌خبر -  گروه سیاسی - مانیا شوبیری: پیامی که در آن هم به وجود دیدگاه متفاوت درباره توافق اشاره شده و هم به تعهد رئیس‌جمهور و اعضای شورای عالی امنیت ملی در پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت. اما در حالی که بسیاری از ناظران سیاسی، بخش دوم این پیام را که نشانه اعتماد به رئیس‌جمهور و سازوکارهای رسمی تصمیم‌گیری کشور ارزیابی کردند، برخی جریان‌های تندرو تلاش کردند روایت دیگری از آن ارائه دهند؛ روایتی که در آن اعتماد حذف می‌شود و تنها مسئولیت باقی می‌ماند. روایتی که این روزها حتی از سطح نقد سیاسی نیز عبور کرده و به ادبیات تهدید علیه رئیس‌جمهور رسیده است.

 جمله‌ای که مرکز ثقل پیام بود
در فضای سیاست کشور معمولا هر جریان سیاسی تلاش می‌کند بخش‌هایی از یک موضع رسمی را برجسته کند که با تحلیل و روایت خودش سازگارتر است. اما کمتر پیش آمده که این انتخاب تا این اندازه آشکار باشد.
رهبر انقلاب در پیام خود تصریح کردند: «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهدی که رئیس‌جمهور محترم به‌عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه آن را صادر کردم.»
در این عبارت، دو گزاره در کنار یکدیگر قرار گرفته است؛ نخست اینکه رهبر انقلاب درباره اصل توافق دیدگاه متفاوتی داشته‌اند و دوم اینکه به دلیل تعهد و مسئولیت‌پذیری رئیس‌جمهور و اعضای شورای عالی امنیت ملی، مجوز اجرای آن را صادر کرده‌اند.
اما نکته مهم اینجاست که این دو بخش را نمی‌توان از یکدیگر جدا کرد. اگر قرار بود صرفا اختلاف نظر بیان شود، ضرورتی برای اشاره به تعهد رئیس‌جمهور وجود نداشت. همان‌گونه که اگر اعتماد به تعهدات ارائه شده وجود نداشت، اساسا توافقی برای اجرا در کار نبود.
به همین دلیل مهم‌ترین بخش پیام، نه اعلام وجود اختلاف نظر، بلکه اعتماد به سازوکار تصمیم‌گیری و پذیرش تعهدات ارائه شده از سوی رئیس‌جمهور است.

اعتمادی که کمتر درباره آن صحبت شد
در ادبیات کشور، واگذاری مسئولیت در موضوعات حساس همواره با اهمیت ویژه‌ای همراه بوده است. وقتی عالی‌ترین مقام کشور اجرای یک تصمیم مهم را بر اساس تعهدات ارائه شده می‌پذیرد، این امر صرفا یک فرآیند اداری نیست؛ بلکه نوعی اعتماد سیاسی نیز در آن نهفته است.
به بیان دیگر، رئیس‌جمهور صرفا مسئول اجرای توافق نشده است؛ بلکه اجرای توافق بر مبنای تضمین‌ها و تعهداتی که ارائه کرده، مورد پذیرش قرار گرفته است.
با این حال، آنچه در روزهای اخیر بیش از هر چیز به چشم می‌آید، تلاش برای کمرنگ کردن همین بخش از پیام است. گویی برخی ترجیح می‌دهند درباره اعتماد سخنی نگویند و تنها از مسئولیت حرف بزنند.
در این روایت، پزشکیان فردی است که باید پاسخگوی نتایج توافق باشد؛ اما کمتر گفته می‌شود که همین فرد بر اساس تعهدات خود توانسته مجوز اجرای توافق را دریافت کند. این حذف آگاهانه، شاید مهم‌ترین نشانه تلاش برای مصادره سیاسی پیام رهبری آن هم توسط گروهی افراطی باشد.

روایت ناقص از یک متن کامل
متن پیام رهبر انقلاب چندان پیچیده نیست که نیازمند تفسیرهای چندلایه و متناقض باشد. پیام به روشنی در اختیار افکار عمومی قرار گرفته و همه می‌توانند آن را بخوانند.اما آنچه در روزهای اخیر رخ داده، بیشتر شبیه انتخاب گزینشی بخش‌هایی از متن است. برخی جریان‌های سیاسی تلاش می‌کنند تنها آن بخش از پیام را برجسته کنند که می‌تواند در آینده به ابزاری برای فشار بر دولت تبدیل شود.
در این روایت، قبول مسئولیت برجسته می‌شود اما اعتماد به تعهدات رئیس‌جمهور به حاشیه می‌رود. نتیجه چنین رویکردی نیز شکل‌گیری تصویری ناقص از پیام است.
در واقع، مسئله فقط اختلاف بر سر تفسیر نیست؛ بلکه نوعی رقابت سیاسی برای تصاحب معنای پیام شکل گرفته است. رقابتی که هدف آن نه فهم دقیق متن، بلکه استفاده از آن برای پیشبرد اهداف جناحی است.

چه کسی حق تفسیر دارد؟
این نخستین بار نیست که برخی جریان‌های سیاسی تلاش می‌کنند خود را سخنگوی انحصاری مواضع رهبری معرفی کنند. در سال‌های گذشته نیز بارها چنین تجربه‌ای تکرار شده است. هرگاه تصمیمی مطابق خواست آنان بوده، آن را نشانه تأیید کامل دیدگاه خود دانسته‌اند و هرگاه نتیجه‌ای متفاوت رقم خورده، کوشیده‌اند با ارائه تفاسیر خاص، آن را با روایت مطلوب خود سازگار کنند.
اما پرسش اساسی اینجاست که چرا باید متنی که به صورت مستقیم منتشر شده، نیازمند واسطه‌هایی برای فهم و تفسیر باشد؟ اگر پیام رهبر انقلاب بر تعهد رئیس‌جمهور تأکید کرده است، چرا برخی جریان‌ها اصرار دارند این بخش را نادیده بگیرند؟ اگر مجوز اجرای توافق صادر شده است، چرا عده‌ای همچنان می‌کوشند خود را در جایگاهی فراتر از تصمیم نهایی نظام قرار دهند؟
این پرسش‌ها زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که برخی چهره‌های تندرو از سطح تفسیر سیاسی عبور کرده و وارد فضای تهدید می‌شوند.

 از مصادره تا تهدید
در این میام نمی‌توان تهدیدها و خط و نشان‌ها را نادیده گرفت. اظهارات اخیر یکی از مداحان در شهرری که رئیس‌جمهور را با ادبیاتی تند و کم‌سابقه مورد خطاب قرار داد، شاید نماد همین روند باشد. در نگاه نخست ممکن است چنین سخنانی صرفاً یک موضع‌گیری احساسی به نظر برسد، اما در سطحی عمیق‌تر می‌توان آن را نتیجه همان روایت ناقص از پیام دانست.
وقتی بخش مربوط به اعتماد حذف شود و تنها مسئولیت باقی بماند، به تدریج این تصور شکل می‌گیرد که دولت نه مجری یک تصمیم مورد تأیید نظام، بلکه متهمی است که باید دائماً تحت فشار یا صرحتر بگویم بازجویی قرار گیرد. بدون شک در چنین فضایی، مرز میان نقد و تهدید نیز کمرنگ می‌شود.حال آنکه در یک نظام سیاسی مبتنی بر قانون، مخالفت با تصمیمات دولت حق همه گروه‌هاست، اما تهدید مقام منتخب مردم و رئیس شورای عالی امنیت ملی نه کمکی به نظارت سیاسی می‌کند و نه به تقویت منافع ملی.

آزمون تندروها در دوران پساتوافق
امضای توافق ایران و آمریکا بدون تردید دولت را در معرض یک آزمون بزرگ قرار داده است. موفقیت یا شکست این توافق در ماه‌ها و سال‌های آینده مورد قضاوت افکار عمومی قرار خواهد گرفت و دولت نیز ناگزیر از پاسخگویی خواهد بود. اما در کنار دولت، مخالفان توافق نیز با آزمونی مهم روبه‌رو هستند.
اما افراطیون و تندروها حاضر نیستند تصمیم نهایی نظام را بپذیرند و نقدهای خود را در چارچوب قانون مطرح کنند و ترجیح می‌دهند همچنان از موضعی فراتر از سازوکارهای رسمی سخن بگویند. این طیف حاضر نیستند همه اجزای پیام را ببینند و تنها بخش‌هایی را که با مواضع سیاسی آنان سازگار است مورد توجه قرار می‌دهند.

 آنچه دیده نمی‌شود
شاید مهم‌ترین نکته در تمام این ماجرا آن باشد که بخش اصلی پیام رهبر انقلاب کمتر از همه مورد توجه قرار گرفته است. در فضای پرهیاهوی سیاسی روزهای اخیر، همه درباره مسئولیت رئیس‌جمهور سخن گفته‌اند؛ اما کمتر کسی درباره اعتماد نهفته در این مسئولیت حرف زده است.
در حالی که مسئولیت بدون اعتماد معنایی ندارد. وقتی رئیس‌جمهور تعهد می‌دهد و بر اساس همان تعهد مجوز اجرای توافق صادر می‌شود، در واقع یک رابطه سیاسی مبتنی بر اعتماد شکل گرفته است. نادیده گرفتن این واقعیت، چیزی جز روایت ناقص از یک پیام کامل نیست.
شاید به همین دلیل باشد که امروز بحث اصلی نه خود توافق، بلکه نبرد بر سر معنای آن است.  نبردی که در یک سوی آن متن صریح پیام قرار دارد و در سوی دیگر تلاش برای مصادره آن. اما چرا برخی جریان‌ها آن بخش از پیام را که از اعتماد به رئیس جمهور سخن می‌گوید، نمی‌خواهند ببینند؟
 

برچسب‌ها: