شناسهٔ خبر: 78628393 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه دنیای‌اقتصاد | لینک خبر

پارادوکس بهره‌وری هوش مصنوعی

مترجم: سیدحسین علوی لنگرودی alavitarjomeh@gmail.com تمایل به استفاده فراگیر از هوش مصنوعی و کمک‌ گرفتن از ماشین‌ها در دنیای کسب و کار به‌سرعت در حال افزایش و جدی‌تر شدن است، اما تحقیقات نشان داده که میزان بهره‌مندی و سود بردن تمام سطوح و بخش‌های سازمان‌ها از هوش مصنوعی به یک اندازه نیست. به عبارت بهتر ما شاهد یک نوع پارادوکس بهره‌وری و شکاف عمیق در زمینه مزایای برآمده از هوش مصنوعی و یادگیری ماشین هستیم، به‌طوری که بر اساس نتایج تحقیق اخیر وال‌استریت ژورنال، ۴۰درصد مدیران ارشد و میانی در شرکت‌های مورد بررسی توانسته‌اند با کمک گرفتن از هوش مصنوعی به میزان قابل‌توجهی بر بهره‌وری خود بیفزایند و تا ۱۸ ساعت در هر هفته در وقت خود صرفه‌جویی کنند.

صاحب‌خبر -

حال آنکه این عدد در مورد کارکنان همین شرکت‌ها کمتر از یک ساعت در هفته بوده و این بدان معناست که سود بردن مدیران ارشد و میانی سازمان‌ها از کمک‌های هوش مصنوعی بسیار بیشتر از سود بردن کارکنان بوده است. شاید به همین دلیل هم هست که می‌بینیم اغلب کارکنان تمایل چندانی به استفاده جدی و همه‌جانبه از هوش مصنوعی برای انجام کارهایشان نشان نمی‌دهند و فقط به خاطر الزام و اجبار رهبری سازمان است که به این کار تن می‌دهند. در واقع، آنچه باعث به‌وجود آمدن شکاف در میزان بهره‌مندی و سود بردن مدیران و کارکنان از مزایای هوش مصنوعی شده به کارکردهای هوش مصنوعی و آنچه که ماشین‌ها در آن خوب و بهتر از انسان‌ها هستند مربوط می‌شود.

به‌طور کلی، هوش مصنوعی و ماشین‌ها حجم عظیمی از اطلاعات را تنها در چند ثانیه خلاصه و تحلیل می‌کنند و بهترین و کاربردی‌ترین راه‌حل‌ها را بر اساس آنها به رهبران و مدیران ارشد سازمان پیشنهاد می‌دهند. با این ‌حال، وقتی صحبت از کمک هوش مصنوعی به کارکنان به میان می‌آید شرایط تا حد زیادی تغییر پیدا می‌کند و اغلب کارکنانی که در حال کمک ‌گرفتن از هوش مصنوعی هستند مجبورند بخش عمده‌ای از وقتشان را صرف وارد کردن اطلاعات به سیستم‌های هوش مصنوعی و پالایش داده‌های ورودی و شناسایی و رفع خطاهای احتمالی برآمده از نقش‌آفرینی ماشین‌ها کنند. در نتیجه، به همان میزان که استفاده از هوش مصنوعی باعث صرفه‌جویی ‌شدن در وقت و انرژی کارکنان می‌شود، به همان میزان باید وقت صرف شود تا داده‌های درست و پالایش شده‌ای در اختیار ماشین‌ها قرار گیرد و خروجی‌ها نیز کنترل شوند.

 سه سطح تاثیرگذاری هوش مصنوعی

به‌طورکلی می‌توان سه سطح و دامنه برای تاثیرگذاری مثبت هوش مصنوعی برمیزان بهره‌وری افراد در سازمان‌ها و شرکت‌ها در نظر گرفت. این تاثیرگذاری بر اساس سلسله‌مراتب سازمانی متفاوت و متغیر خواهد بود. در ادامه به این سه سطح تاثیرگذاری اشاره خواهد شد:

سطح اول: تاثیرگذاری حداکثری

در این سطح، رهبران و مدیران ارشد سازمان‌ها می‌توانند با بهره‌گیری از ایده‌های ناب و فوق‌العاده‌ای که هوش مصنوعی در اختیارشان قرار می‌دهد بهترین تصمیم‌های ممکن را اتخاذ و مناسب‌ترین برنامه و استراتژی‌ها را طراحی کنند. در اینجا، کارآمدی و توانمندی ماشین‌ها در جمع‌آوری، پردازش، تحلیل و نتیجه‌گیری‌های معقول و دقیق از حجم عظیم داده به کمک رهبران و مدیران ارشد می‌آید و آنها را قادر می‌سازد بدون نیاز به آزمون‌وخطا و بر اساس الگوهای تحلیل گذشته و پیش‌بینی آینده، بهترین برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری را صورت دهند و تصمیم‌هایی را اتخاذ کنند که بیشترین و بالاترین قابلیت اجرایی را داشته باشد.

سطح دوم: تاثیرگذاری میانی

در سطح دوم استفاده از هوش مصنوعی در سازمان‌ها که برای مدیران میانی کاربرد دارد می‌توان از ماشین‌ها برای طراحی و پیشنهاد زیرمجموعه برنامه‌ها و فرآیندهای عملیاتی و دستورالعمل‌هایی بهره برد که از قابلیت اجرایی ‌شدن خوبی برخوردارند و مجریان برنامه‌ها را چندان به‌ زحمت نمی‌اندازند. با این ‌همه، میزان تاثیرگذاری مثبت هوش مصنوعی بر بهره‌وری مدیران میانی و کارشناسان ارشد سازمان‌ها و شرکت‌ها به‌خصوص در مواردی که به عقل سلیم و استدلال‌های منظم و چندبعدی نیاز دارد محدود بوده و پیشنهادهای ارائه شده از طرف هوش مصنوعی نیازمند پایش و پالایش جزئی توسط عامل انسانی خواهد بود.

سطح سوم: تاثیرگذاری حداقلی

وقتی قرار است هوش مصنوعی و ماشین‌ها به کمک کارکنان و مجریان بیایند، تا حد زیادی از قابلیت‌ها و سودآوری هوش مصنوعی کاسته می‌شود و نیاز بیشتری به دخالت عامل انسانی و نقش‌آفرینی کارکنان وجود خواهد داشت. در این سطح از تاثیرگذاری، اگرچه هوش مصنوعی مسوولیت انجام بخشی از وظایف و فرآیندها را بر عهده می‌گیرد و از این طریق به صرفه‌جویی در زمان و انرژی کارکنان و مجریان کمک می‌کند، اما میزان تاثیر آن بر بهره‌وری افراد همچنان محدود است. دلیل این امر آن است که خروجی‌ها و پیشنهادهای ارائه‌شده توسط هوش مصنوعی در این سطح نیازمند بررسی، ارزیابی و راستی‌آزمایی توسط انسان هستند. علاوه بر این، عامل انسانی باید در فرآیند تغذیه اطلاعاتی سامانه‌های هوش مصنوعی و نیز تشخیص و تفکیک داده‌های صحیح از نادرست، نقشی مستقیم و اساسی ایفا کند. در نتیجه، بخش قابل‌توجهی از زمان و توان کارکنان همچنان صرف نظارت و اصلاح عملکرد هوش مصنوعی می‌شود و در نهایت، این فناوری تنها به افزایش حداقلی بهره‌وری نیروی انسانی منجر می‌شود.

در مجموع می‌توان گفت که هر چه از راس سازمان به سمت پایین آن حرکت می‌کنیم، از سطح و دامنه تاثیرگذاری مثبت و تعیین‌کننده هوش مصنوعی بر عملکرد و بهره‌وری افراد کاسته شده و بر پیچیدگی‌ها و ریسک‌های نقش‌آفرینی ماشین‌ها و سیستم‌های هوش مصنوعی افزوده می‌شود. به همین دلیل هم هست که می‌بینیم میزان تاکید و تمایل به استفاده فراگیر از سیستم‌های هوش مصنوعی و کمک‌ گرفتن از ماشین‌ها برای انجام کارها و وظایف در سطوح بالاتر، بیشتر و جدی‌تر از سطوح پایینی سازمان است.

منبع: Wall Street Journal