شناسهٔ خبر: 78628317 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

هیات‌های ایرانی و امریکایی وارد سوییس شدند

گفت‌و‌گو در ژنو

گره توافق اسلام‌آباد

صاحب‌خبر -

نادر انتصار در گفت‌وگو با «اعتماد» تشریح کرد

گره توافق اسلام‌آباد

 

حديث روشني

 درحالی که نگاه‌ها به ژنو است، جغرافیایی که بار دیگر میزبان حساس‌ترین دور رایزنی‌ها میان هیات‌های نمایندگی ایران و امریکا هست، تحولات خاورمیانه بالاخص رویارویی اسرايیل و لبنان و حملات خصمانه تل‌آویو به جنوب این کشور معادلات را اندکی پیچیده‌تر کرده و به ادعای گروهی از ناظران تداوم این شرایط می‌تواند فرآیند گفت و گوهای تهران و واشنگتن را به شکلی منفی تحت تاثیر قرار بدهد. چراکه مقام‌های رسمی کشورمان بارها تاکید کرده‌اند که توقف جنگ در تمامی جبهه‌ها به عنوان مهم‌ترین بند توافق اسلام‌آباد بارها توسط اسراییل نقض شده است. با این حال سفر هیات نمایندگی ایران به سويیس که همزمانی دارد با بسته شدن تنگه هرمز، نشان از آن دارد که تهران به شکلی هوشمندانه تلاش دارد با توسل به اهرم‌های خود هم در میدان و هم در دیپلماسی قدرت بازدارندگی‌اش را افزایش داده و بدین طریق توازن قدرت را به نفع خود بازتعریف کند. این درحالی است که ناظران کماکان درباره رویکرد مخرب اسرايیل هشدار داده و مدعی‌اند که این بازیگر درصدد بر هم زدن آرامش شکننده حاکم است تا بتواند بار دیگر استراتژی پرهزینه هژمونی از طریق قدرت را بازتعریف کند.  به این بهانه روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی سناریوهای احتمالی پیش ‌روی تهران و واشنگتن پس از امضای یادداشت تفاهم با لحاظ کردن ماجراجویی‌های جدید تل‌آویو با نادر انتصار، استاد برجسته و بازنشسته دانشگاه آلابامای جنوبی و مقیم این ایالت گفت وگو کرده است.

نادر انتصار، استاد برجسته و بازنشسته دانشگاه آلاباماي جنوبي در پاسخ به پرسش «اعتماد» در ارتباط با ارزيابي‌اش از مفاد تفاهمنامه چهارده‌بندي ميان تهران و واشنگتن گفت: اگر بخواهيم به‌ صورت كلي به آن نگاه كنيم، داراي نكات مثبتي است. اما به باور من اشكال عمده اين تفاهمنامه كوتاه اين است كه درمورد رويكرد و تعهدات دولت ترامپ و به ‌طور كلي دولت امريكا نمي‌توان خيلي با اطمينان صحبت كرد و جلو رفت؛ چه در بازه زماني ۶۰ روزه كه معين شده است چه بيشتر يا كمتر. مساله اصلي اين است كه مشخص نيست آيا اين توافق به ‌صورت دقيق اجرا خواهد شد يا خير و آيا طرف امريكايي اساسا توان و اراده اجراي كامل چنين تفاهمي را دارد يا خير. 
به باور انتصار اما اگر اين توافق صددرصد اجرا شود، به نظر من يك قدم بسيار بزرگ و يك تحول اساسي خواهد بود؛ تحولي كه در ۴۷ سال گذشته ميان ايران و امريكا سابقه نداشته و مي‌تواند يك نقطه عطف بسيار مهم باشد. اما در عين حال، اشكال اصلي همچنان پابرجاست. مساله مهم‌تر اين است كه در داخل امريكا، به‌ ويژه در كنگره، مخالفت‌هاي شديدي وجود دارد و جريان‌هاي قدرتمندي در آن فعال هستند، به گونه‌اي كه برخي دموكرات‌ها نيز نسبت به مفاد اين تفاهم واكنش نشان داده‌اند. براي مثال، يكي از سناتورهاي بسيار معتدل و محتاط امريكا گفته بود «ترامپ تسليم ايران شده است.» در واقع برخلاف تصور گذشته كه ترامپ فقط بايد با جمهوري‌خواهان درگير باشد، اكنون حتي بخش‌هايي از دموكرات‌ها و جمهوري‌خواهان تندرو نيز در يك نقطه عليه اين روند به هم نزديك شده‌اند.
 اين استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان كرد: در ماه‌هاي اخير من چنين سطحي از انتقاد هماهنگ عليه ترامپ را نديده بودم. به همين دليل اميدوارم اشتباه كنم، اما نسبت به موفقيت اين بازه ۶۰ روزه خوشبين نيستم. برجام دو سال زمان برد تا به نتيجه برسد، اما اينجا درباره ۶۰ روز صحبت مي‌كنيم؛ زمان بسيار محدودي است. از طرف ديگر، ترامپ براي عبور از كنگره نياز دارد بسياري از تحريم‌ها، ازجمله موضوع آزادسازي پول‌هاي ايران، اجرايي شود. اما كنگره به‌صراحت اعلام كرده كه اجازه چنين اختياراتي را به ترامپ نخواهد داد. در بهترين حالت، او تنها مي‌تواند از طريق اختيارات اجرايي خود، بخش محدودي از دارايي‌هاي بلوكه‌شده ايران را آزاد كند.
انتصار در ادامه و در رابطه با رفع محاصره دريايي درقبال بازگشايي تنگه هرمز توسط ايران به عنوان يكي از بندهاي مهم اين تفاهمنامه و آثار آن بر بازار انرژي خاطرنشان كرد: به اعتقاد من به نظر مي‌رسد اين موضوع در امريكا تا حدي اثرات رواني و كوتاه‌مدت داشته است. بازار بيمه‌اي «لويدز لندن» اعلام كرده است تا زماني كه وضعيت به‌ طور رسمي تثبيت نشود و تضمين‌هاي لازم ارايه نگردد، شركت‌هاي بيمه‌اي قادر به تضمين كامل عبور و فعاليت كشتي‌هاي نفتي از تنگه هرمز نخواهند بود. 
به عبارت ديگر، حتي اگر فرض كنيم خليج‌فارس كاملا باز باشد و هيچ كشتي نظامي در آن حضور نداشته باشد، بدون وجود بيمه و ضمانت‌هاي رسمي، شركت‌هاي كشتيراني و نفتي حاضر به افزايش گسترده تردد نخواهند بود.
به گفته اين استاد دانشگاه در همين چارچوب، ايران نيز اعلام كرده كه در صورت اجراي تعهدات و انجام اقدامات مثبت در بازه ۶۰ روزه، سازوكارهاي جديدي را فعال خواهد كرد. براساس برخي گزارش‌هاي ادعايي، يكي از اين سازوكارها دريافت هزينه از كشتي‌ها به‌ازاي عبور از تنگه هرمز است؛ ازجمله هزينه‌هاي خدمات دريايي يا تضمين‌هاي زيست‌محيطي. همچنين مطرح شده كه ايران ممكن است به ازاي هر بشكه نفت يا خدمات مرتبط، مبلغي در حدود يك دلار دريافت كند؛ موضوعي كه در صورت تحقق، مي‌تواند درآمد قابل‌توجهي براي كشور ايجاد كند، حتي فراتر از برخي درآمدهاي نفتي فعلي. البته اين ايده همچنان در حد بحث و بررسي است و به لحاظ اجرايي قطعيت ندارد. در مجموع، اين بخش از توافق همچنان با ابهامات جدي روبه‌رو است و آينده آن به ميزان اجراي واقعي تعهدات و شكل‌گيري سازوكارهاي حقوقي و بيمه‌اي بين‌المللي بستگي دارد.
اين تحليلگر ارشد مسائل خاورميانه در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با ارزيابي‌اش از سازوكار حل مساله هسته‌اي ميان تهران و واشنگتن در بازه زماني شصت روزه گفت: درباره اين موضوع فاصله ميان ايران و امريكا چندان زياد نيست. ايران در مواضع خود به‌ صورت مستقيم و غيرمستقيم همواره اعلام كرده كه حتي در صورت توافق، سطح غني‌سازي در حد بسيار محدود خواهد بود . توسل به اين رويكرد نيز بيشتر جنبه نمادين و سياسي دارد . از طرفي ديگر بخش عمده‌اي از زيرساخت‌هاي صنعتي مرتبط نيز پيش‌تر آسيب ديده يا عملا غيرفعال شده است. در همين چارچوب، ايران در گفت‌وگوهاي مختلف، چه در دوره‌هاي پاياني دولت بايدن و چه در مذاكرات غيرمستقيم با تيم ترامپ، اين پيام را منتقل كرده كه مساله هسته‌اي را مي‌توان در قالب يك موضوع كاملا محدود و سمبوليك مديريت كرد.
 به گفته انتصار ازسوي ديگر، اين احتمال وجود دارد كه امريكا نيز در چارچوب يك توافق، چنين سطحي از محدوديت را بپذيرد، چراكه در اين صورت مي‌تواند آن را به عنوان دستاورد سياسي براي خود و به ‌ويژه براي ترامپ در داخل امريكا عرضه كند و مدعي شود مانع هسته‌اي شدن ايران شده است. با اين حال، به نظر مي‌رسد تيم مذاكره‌كننده ايران و مجموعه تصميم‌گيران به اين جمع‌بندي رسيده‌اند كه موضوع هسته‌اي در شرايط فعلي ديگر آن نقش محوري گذشته را ندارد، هرچند ممكن است در آينده درباره آن تصميمات متفاوتي اتخاذ شود، بنابراين به اعتقاد من در كوتاه‌مدت و ميان‌مدت، احتمال دستيابي به يك جمع‌بندي وجود دارد، هر چند نمي‌توان آينده بلندمدت را پيش‌بيني كرد. انتصار در ادامه و در رابطه با بحث آزادسازي اموال بلوكه شده و نيز موضوع صندوق سرمايه‌گذاري ۳۰۰ ميليارد دلاري كه ادعا شده توسط اعراب تامين خواهد شد به «اعتماد» گفت: به‌زعم من اين موضوع به‌درستي در افكار عمومي منعكس نشده است و نوعي بزرگ‌نمايي يا برداشت نادرست از آن شكل گرفته است. در متن، بيشتر بحث بر سر ايجاد يك سازوكار سرمايه‌گذاري با مشاركت برخي كشورهاي منطقه، از جمله كشورهاي خليج‌فارس است، نه اينكه امريكا مستقيما چنين مبلغي را از خزانه خود به ايران پرداخت كند. اساسا چنين چيزي نه پشتوانه اجرايي دارد و نه ضمانت عملي. در واقع، به لحاظ منطقي نيز روشن نيست چرا كشورهايي مانند عربستان يا امارات بايد چنين سرمايه‌گذاري عظيمي را به ‌سادگي بپردازند. به همين دليل، اين بخش از توافق بيشتر جنبه نمادين دارد تا اجرايي. به نظر من، در امريكا نيز نوعي تصويرسازي نادرست درباره اين توافق شكل گرفته، به‌گونه‌اي كه گويا واشنگتن در حال پرداخت مستقيم صدها ميليارد دلار به ايران است، در‌حالي‌كه چنين برداشتي واقعيت ندارد. 
به گفته اين استاد دانشگاه فضاي فعلي در امريكا بسيار پيچيده است. برخلاف ايران كه به نظر مي‌رسد صداهاي مخالف تا حدي كنترل شده‌اند، در امريكا اين صداها به ‌دنبال بهره‌برداري سياسي هستند و هر روز بلندتر مي‌شوند، به همين دليل من نگرانم كه اين فضاي داخلي بتواند روند اجراي توافق را به‌ شدت تحت‌تاثير قرار دهد، بنابراين درخصوص بحث صندوق سرمايه‌گذاري ۳۰۰ ميليارد دلاري كه مطرح شده، به نظر مي‌رسد بايد با نگاه واقع‌بينانه‌تري به آن نگريست. در موضوع غزه نيز شاهد بوديم كه اعلام شد صندوق يا بنيادي براي بازسازي ايجاد خواهد شد و كشورهاي عربي مبالغ قابل‌توجهي بدان تزريق مي‌كنند، اما در عمل امروز مي‌بينيم كه آن منابع عملا به نتيجه ملموسي نرسيده و آن صندوق در واقع كاركرد موثري نداشته است. درمورد اين تفاهمنامه نيز به نظر من چنين ‌بندي بيشتر جنبه اميدآفريني دارد تا يك سازوكار اجرايي واقعي. هيچ‌گونه ضمانت يا گارانتي مشخصي براي آن وجود ندارد و در عمل نمي‌توان يك كشور يا مجموعه‌اي از كشورها را مجبور كرد كه صدها ميليارد دلار در يك صندوق مشخص سرمايه‌گذاري كنند. 
انتصار همچنين يادآور شد: از طرف ديگر، در شرايطي كه طي سال‌هاي اخير، روابط برخي كشورهاي عرب خليج‌فارس با ايران دچار تغييرات جدي و حتي چرخش ۱۸۰ درجه‌اي شده، طبيعي است كه تمايل آنها براي چنين سرمايه‌گذاري عظيمي با ترديد جدي روبه‌رو باشد، ضمن اينكه رقم ۳۰۰ ميليارد دلار نيز رقم كوچكي نيست و عمدتا به عنوان برآورد خسارت‌هاي وارد شده به اقتصاد ايران در دو جنگ اخير مطرح مي‌شود.
اين استاد دانشگاه در ادامه و در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در ارتباط با چالش رفع تحريم‌ها باتوجه به رويكرد سخت‌گيرانه كنگره و محدوديت اختيارات ترامپ گفت: درخصوص رفع تحريم‌ها بايد اين نكته را درنظر داشت كه هر چند ترامپ از حمايت بخشي از بدنه راي و جريان سياسي خود در كنگره برخوردار است، اما با مخالفت‌هايي نيز روبه‌رو است كه در سطح كنگره امريكا ريشه‌دار و ساختاري است. به نظر مي‌رسد اين مخالفت‌ها صرفا مقطعي يا جناحي نيست و به مجموعه‌اي از قوانين قديمي بازمي‌گردد كه براساس آنها هرگونه تغيير جدي در رابطه ايران و امريكا نيازمند تاييد كنگره است. همين مساله باعث شده حتي در صورت اراده كاخ سفيد، مسير رفع تحريم‌ها با محدوديت‌هاي جدي مواجه باشد. به گفته انتصار در چنين فضايي، ترامپ تلاش مي‌كند در سطح سياسي و رسانه‌اي اين‌گونه القا كند كه دستاوردي تاريخي در مهار بحران‌ها و جلوگيري از جنگ به دست آورده و آن را در چارچوب رقابت‌هاي داخلي، به ‌ويژه در آستانه انتخابات كنگره و سنا، به عنوان يك موفقيت بزرگ معرفي كند. ازسوي ديگر، فضاي سياسي در واشنگتن به ‌شدت چندقطبي است و دموكرات‌ها نيز در بسياري موارد رويكردي انتقادي نسبت به اين روند اتخاذ كرده‌اند، بنابراين بخشي از رفتار دولت امريكا را مي‌توان در چارچوب ملاحظات انتخاباتي و تلاش براي حفظ يا بازپس‌گيري اكثريت در كنگره تحليل كرد، بنابراين همزمان اين احتمال وجود دارد كه آنچه امروز به عنوان «تفاهم» مطرح مي‌شود، بيش از آنكه يك مسير قطعي به سمت توافق جامع باشد، ابزاري براي مديريت بحران و عبور موقت از تنش‌هاي سياسي و ميداني تلقي شود؛ با اين اميد كه پس از انتخابات، شرايط براي تصميم‌گيري‌هاي سخت‌تر عليه ايران فراهم‌تر شود.
اين تحليلگر ارشد مسائل منطقه در رابطه با رويكرد اسراييل درقبال هر نوع تفاهم يا توافقي ميان تهران و واشنگتن به «اعتماد» گفت: واقعيت اين است كه نقش اسراييل در اين معادله اساسا تغيير نكرده و همچنان به عنوان يكي از بازيگران اثرگذار و معارض جدي اين روند مطرح است. حتي در شرايطي كه در برخي مقاطع، ازسوي جي‌دي ونس، معاون رييس‌جمهور امريكا يا خود دونالد ترامپ نيز انتقادهايي نسبت به سياست‌هاي اسراييل مطرح مي‌شود، در عمل به نظر مي‌رسد اين انتقادها تاثير ساختاري بر مسير كلان روابط دوطرف ندارد، چراكه اسراييل و شبكه حاميان آن در ساختار سياسي امريكا، به ‌ويژه در كنگره، از وزن تاريخي و تثبيت ‌شده‌اي برخوردارند و در بسياري از موارد توانسته‌اند بر جهت‌گيري سياست خارجي امريكا در منطقه اثر بگذارند. از همين منظر، برخي تحليلگران معتقدند اسراييل تلاش مي‌كند اين پيام را منتقل كند كه در معادلات خاورميانه، صرفا تابع سياست‌هاي كاخ سفيد نيست و خود نيز نقش تعيين‌كننده دارد. به باور انتصار با اين حال، در سطح ابزارهاي قدرت، همچنان اين وابستگي امنيتي و نظامي اسراييل به امريكا يك واقعيت تعيين‌كننده است. بخش مهمي از توان نظامي و مالي اسراييل متكي به حمايت‌هاي مستقيم واشنگتن است و بدون اين پشتوانه، امكان ادامه بسياري از سياست‌هاي منطقه‌اي براي آن به‌شدت محدود مي‌شود. بنابراين، اگرچه در سطح نظري از «استقلال عمل» اسراييل سخن گفته مي‌شود، در عمل اين استقلال با محدوديت‌هاي جدي روبه‌رو است. درنهايت، به نظر مي‌رسد اسراييل همچنان يكي از متغيرهاي مهم و بعضا بازدارنده در هرگونه روند توافقي ميان ايران و امريكا باقي خواهد ماند و نمي‌توان نقش آن را در شكل‌دهي به تصميمات واشنگتن ناديده گرفت؛ موضوعي كه مي‌تواند بر سرنوشت هر توافق احتمالي نيز سايه بيندازد. ‌اين استاد دانشگاه در پايان يادآور شد: با اين حال اين رژيم در صورت نهايي شدن هر توافقي ميان ايران و ايالات‌متحده قادر به اقدامي ماجراجويانه به صورت انفرادي عليه ايران نخواهد بود.

گفت‌و گو  در  ژنو
هيات مذاكره‌كننده ايراني عصر شنبه براي پيگيري اجراي تعهدات مندرج در «يادداشت تفاهم اسلام‌آباد» راهي سویيس شد؛ سفري كه به ادعاي برخي ناظران همزمان با اعلام زمان برگزاري مذاكرات فني تهران و واشنگتن، نشانه‌اي از ورود دو طرف به مرحله ارزيابي اجراي توافقات اوليه تلقي مي‌شود. در همين راستا و بر اساس اعلام وزارت خارجه پاكستان، مذاكرات فني ايران و امريكا قرار است امروز يكشنبه در منطقه «بورگن‌اشتاك» سويیس و با نظارت پاكستان و قطر در قامت كشورهاي ميانجي برگزار شود. گفتني است در تركيب هيات اعزامي ايران، محمدباقر قاليباف، رييس مجلس، سيدعباس عراقچي وزير امور خارجه، علي باقري معاون بين‌الملل دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي، عبدالناصر همتي رييس بانك مركزي، حميد بورد معاون وزير نفت و رييس شركت ملي نفت ايران، كاظم غريب‌آبادي، اسماعيل بقايي و جمعي ديگر از مسوولان ارشد حضور دارند. اين در حالي است كه پيش‌تر نيز جي‌دي. ونس، معاون رييس‌جمهور امريكا، اعلام كرد جرد كوشنر و استيو ويتكاف واشنگتن را به مقصد سويیس ترك كردند. همزمان جي‌دي. ونس مذاكرات را «رو به جلو» توصيف كرد و از احتمال پيوستن خود به اين هيات طي روزهاي آينده خبر داد. اسماعيل بقايي، سخنگوي هيات مذاكره‌كننده ايراني نيز هدف از اين سفر را پيگيري اجراي تعهدات طرف مقابل عنوان كرد و خاطرنشان كرد: هر توافق زماني محك مي‌خورد كه وارد مرحله اجرا شود. او با اشاره به بند ۱۳ يادداشت تفاهم تأكيد كرد آغاز مذاكرات درباره توافق نهايي، منوط به شروع و تداوم اجراي تعهدات طرف مقابل در بندهاي پنج‌گانه تفاهمنامه است و اگر بخشي از اين تعهدات اجرايي نشود، كليت تفاهم با مشكل مواجه خواهد شد. به گفته بقايي، هيات ايراني در سويیس درباره نحوه اجراي تعهدات از سوي طرف مقابل مطالبه‌گري خواهد كرد. سفر هيات ايراني به سويیس در شرايطي انجام شد كه ساعاتي پيش از آن وزير كشور پاكستان به ايران آمده بود. در اين رابطه منابع عربي مدعي شدند اين مقام رسمي پاكستان حامل پيام‌هايي درباره تحولات اخير بالاخص تجاوزات اخير اسراييل به لبنان بوده است. به گفته اين منابع مقامات تهراني در اين رابطه هشدار داده‌اند كه در صورت ادامه حملات اسراييل به لبنان، روند مذاكرات تحت تأثير قرار خواهد داد. در همين راستا برخي تحليلگران مدعي‌اند مجموع اين تحولات نشان مي‌دهد در مقطع كنوني تلاش براي مرحله اجراي تعهدات توسط طرفين، به مهم‌ترين آزمون براي عبور مذاكرات از تفاهم اوليه و ورود به گفت‌وگوهاي نهايي تبديل شده است. گفت‌وگوهايي كه قرار است طي حداقل 60 روز سرنوشت تنش‌ها ميان تهران و واشنگتن را معين كند.