شناسهٔ خبر: 78628286 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

ايرانيان و چالش‌هاي آزمون مجازي

علي ميرزامحمدي

صاحب‌خبر -

به دنبال شرايط حساس جنگي و پساجنگي كشور، آزمون‌هاي مدارس و بسياري از دانشگاه‌ها در ماه‌هاي اخير به صورت مجازي برگزار شده يا قرار است به اين شيوه برگزار شود. اين تصميم بيش از هر چيز ناشي از ضرورت تداوم فعاليت‌هاي آموزشي در وضعيت اضطراري بوده است. با اين حال، تجربه اين دوره نشان مي‌دهد كه گسترش آزمون‌هاي مجازي، به‌ويژه در ارزشيابي‌هاي پاياني و سرنوشت‌ساز، با چالش‌هايي جدي روبه‌رو است؛ چالش‌هايي كه مي‌توانند اعتبار نظام سنجش آموزشي را با ترديد مواجه كنند. آزمون مجازي مزاياي قابل توجهي دارد: كاهش هزينه‌هاي اجرايي، حذف محدوديت‌هاي مكاني، صرفه‌جويي در زمان و تسريع در تصحيح و اعلام نتايج. در شرايط بحراني كه رفت‌وآمد دشوار يا پرهزينه است، اين شيوه مي‌تواند راه‌حلي موقت براي استمرار آموزش باشد. اما مساله زماني پيچيده مي‌شود كه آزمون‌هاي مجازي جايگزين كامل آزمون‌هاي حضوري در ارزشيابي‌هاي تعيين‌كننده شوند؛ يعني آزمون‌هايي كه نتيجه آنها مبناي ارتقاي تحصيلي، اعطاي مدرك يا تصميم‌هاي مهم آموزشي است. در چنين مواردي، موضوع «اعتبار» و «عدالت» آزمون اهميت بيشتري مي‌يابد. اين پرسش مطرح مي‌شود كه آيا آزمون مجازي مي‌تواند همان سطح از اطمينان و اعتماد را فراهم كند كه از يك آزمون حضوري انتظار مي‌رود؟ نخستين گام، تعيين قواعد روشن است. برگزاركننده بايد به ‌صراحت اعلام كند چه رفتارهايي مجاز و چه رفتارهايي ممنوع است: آيا آزمون كتاب‌‌باز است يا بسته؟ آيا استفاده از اينترنت يا ابزارهاي هوش مصنوعي مجاز است؟ آيا ارتباط با ديگران در طول آزمون تخلف محسوب مي‌شود؟ اعلام شفاف اين قواعد، هر چند تضمين‌كننده اجراي كامل آنها نيست، اما چارچوبي اخلاقي ايجاد مي‌كند و مسووليت آزمون‌دهنده را يادآور مي‌شود. با اين حال، مهم‌ترين چالش آزمون‌هاي مجازي، مساله نظارت و كنترل است. در آزمون حضوري، حضور مراقب و كنترل فيزيكي محيط امكان تقلب را محدود مي‌كند، اما در آزمون مجازي فرد خارج از نظارت مستقيم قرار دارد. 

در چنين شرايطي، امكان تقلب به شكل‌هاي مختلف وجود دارد: شركت فردي ديگر به جاي آزمون‌دهنده، استفاده از منابع مكتوب و اينترنتي، مشورت از طريق تماس يا پيام‌رسان‌ها يا حتي پاسخگويي گروهي به پرسش‌ها. گسترش ابزارهاي هوش مصنوعي اين وضعيت را پيچيده‌تر كرده است. اين ابزارها مي‌توانند در زماني كوتاه پاسخ‌هاي تحليلي و منسجم توليد كنند و مرز ميان توانايي واقعي فرد و كمك بيروني را مبهم سازند. راهكارهاي فني مانند احراز هويت دقيق‌تر، محدوديت زماني، بانك‌هاي متنوع سوال يا نظارت تصويري مي‌توانند احتمال تخلف را كاهش دهند، اما هيچ ‌يك به‌ تنهايي قادر به حذف كامل آن نيستند، چراكه هر سازوكار كنترلي معمولا با شيوه‌هايي براي دور زدن همراه است. از اين رو، يكي از موثرترين راه‌حل‌ها در طراحي خود آزمون نهفته است. پرسش‌هاي حافظه‌محور به ‌راحتي با مراجعه به منابع بيروني پاسخ داده مي‌شوند، اما پرسش‌هاي تحليلي، مساله‌محور و مبتني بر استدلال امكان تقلب را كاهش مي‌دهند. حركت به سوي آزمون‌هاي كتاب‌باز، پروژه‌محور يا تركيبي از آزمون و ارايه شفاهي مي‌تواند تمركز را از حفظ اطلاعات به سمت تحليل و كاربرد دانش منتقل كند. چالش مهم ديگر، مساله عدالت آموزشي در ايران است. همه دانش‌آموزان و دانشجويان از امكانات فناورانه يكسان برخوردار نيستند. تفاوت در كيفيت اينترنت، دسترسي به رايانه مناسب يا حتي داشتن فضاي آرام براي آزمون مي‌تواند بر نتيجه اثر بگذارد. در چنين شرايطي، نمره آزمون تنها بازتاب دانش فرد نيست، بلكه تا حدي بازتاب امكانات او است. اگر اين شكاف‌ها جدي گرفته نشود، آزمون مجازي ممكن است به تشديد نابرابري‌ها بينجامد. در عين حال، تجربه آزمون‌هاي مجازي در ايران مي‌تواند فرصتي براي مطالعه و پژوهش نيز فراهم كند. مقايسه نتايج اين آزمون‌ها با سال‌هاي گذشته يا بررسي تفاوت‌ها ميان مناطق مختلف جغرافيايي و آموزشي مي‌تواند تصوير دقيق‌تري از وضعيت عدالت آموزشي ارايه دهد. همچنين چنين داده‌هايي ممكن است نشانه‌هايي از ميزان پايبندي دانش‌آموزان و دانشجويان به ارزش‌هايي مانند درستكاري و رعايت اصول اخلاقي در فرآيندهاي آموزشي آشكار سازد. افزون بر اين، اعتبار هر نظام ارزشيابي به اعتماد عمومي وابسته است. اگر تصور تقلب گسترده شكل بگيرد، حتي نتايج سالم نيز با ترديد مواجه خواهند شد. بنابراين شفافيت در اعلام قواعد، شيوه‌هاي نظارت و نحوه رسيدگي به تخلفات براي حفظ اين اعتماد ضروري است. تجربه اخير مي‌تواند براي آينده نظام آموزشي كشور آموزنده باشد. اگر قرار است آزمون‌هاي مجازي در شرايط خاص يا به عنوان بخشي از نظام ارزشيابي ادامه يابند، توسعه سامانه‌هاي استاندارد و امن، ايجاد بانك‌هاي متنوع سوال، طراحي آزمون‌هاي تحليلي و توجه جدي به دسترسي برابر دانش‌آموزان و دانشجويان به امكانات فناوري ضروري خواهد بود.