شناسهٔ خبر: 78628272 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

يادكرد مقام علمي و فرهنگي دكتر علي شريعتي در سالمرگ او

از پرسشگري تا روشنگري

صاحب‌خبر -

صدرا صدوقي

آيين يادكرد مقام علمي و فرهنگي دكتر علي شريعتي، انديشمند و نويسنده اثرگذار معاصر، به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، پنجشنبه بيست و هشتم خردادماه 1405 با حضور و سخنراني عبدالرحيم گواهي، حكمت‌الله ملاصالحي، احسان شريعتي، سيد جواد ميري و محمود شالويي در فضاي مجازي برگزار شد.

پرتلاش، كم‌خواب و غرق در كار فكري
عبدالرحيم گواهي، استاد اديان و عرفان و از شاگردان دكتر علي شريعتي در اين مراسم با بيان خاطراتي از دوران آشنايي و همراهي با وي گفت: آشنايي من با مرحوم شريعتي به سال‌هاي پيش از انقلاب و فعاليت‌هاي فرهنگي و دانشگاهي بازمي‌گردد و اين ارتباط در بستر فعاليت‌هاي انجمن اسلامي دانشكده نفت آبادان و دعوت از شخصيت‌هاي علمي و فكري براي سخنراني شكل گرفت.
وي افزود: در دانشكده نفت آبادان، چهره‌هايي چون علامه جعفري، شهيد مطهري و دكتر شريعتي از نخستين سخنرانان بودند و از همان زمان ارتباط و آشنايي من با شريعتي ادامه يافت.  به گفته گواهي، شريعتي در آن دوران برجسته‌ترين روشنفكر مذهبي به شمار مي‌رفت و تاثير گسترده‌اي بر نسل جوان داشت. گواهي با اشاره به يكي از خاطرات خود اظهار كرد: روزي دكتر شريعتي از او خواست تا وي را به ديدار استاد محمدتقي جعفري ببرد. در آن ديدار، شريعتي خطاب به علامه جعفري گفته بود كه وظيفه روشنفكران به حركت درآوردن جوانان است، اما جهت اين حركت بايد از سوي علما تعيين شود. او از استاد جعفري خواسته بود همه آثارش را مطالعه كند و هر جا را كه با تعاليم ديني ناسازگار مي‌داند، مشخص كند تا در چاپ‌هاي بعدي اصلاح شود. وي ادامه داد: شريعتي انساني پرتلاش، كم‌خواب و غرق در كار فكري بود و با شور و علاقه به نگارش و سخنراني مي‌پرداخت، مكتوبات او از جمله كتاب «كوير» محصول چنين روحيه‌اي بود. رييس موسسه پژوهش اديان جهان با اشاره به نقش فكري شريعتي در جامعه آن روز تصريح كرد: شريعتي نه فقيه بود و نه مدعي مرجعيت ديني، بلكه روشنفكري ديني و جامعه‌شناسي بود كه با صداقت و دلسوزي مي‌كوشيد مفاهيم ديني را براي نسل جوان بازخواني كند و به همين دليل به يكي از موتورهاي محرك نسل دانشجو و جوان پيش از پيروزي انقلاب تبديل شد. وي افزود: در دوره‌اي كه انديشه‌هاي ماركسيستي در فضاي روشنفكري نفوذ گسترده‌اي يافته بود، شريعتي تلاش كرد با تكيه بر الگوهاي ديني و اسلامي، مسير ديگري براي آگاهي‌بخشي و روشنگري پيش روي جامعه قرار دهد.
گواهي در پايان تاكيد كرد: فارغ از نقدها و ارزيابي‌هايي كه ممكن است نسبت به برخي ديدگاه‌هاي دكتر شريعتي وجود داشته باشد، او روشنفكري ديني، صادق و دلسوخته بود كه با تمام توان براي بيدارسازي نسل جوان و ايجاد حركت فكري در جامعه تلاش كرد و ياد، نام و آثار او همچنان زنده است.
پيوند انديشه ديني و آگاهي اجتماعي
محمود شالويي، رييس انجمن آثار و مفاخر فرهنگي نيز طي سخناني در اين آيين با تاكيد بر جايگاه انديشه در شناخت انسان گفت: آنچه انسان را از ساير موجودات متمايز مي‌سازد نه ظاهر جسماني و نه ويژگي‌هاي زيستي او، بلكه انديشه، عقل و روح الهي است كه در وجود او دميده شده است. رييس انجمن آثار و مفاخر فرهنگي ادامه داد: در دوره معاصر و به‌ويژه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، روشنفكران ديني نسبت به مسائل اجتماعي و سياسي واكنش‌هاي جدي نشان مي‌دادند و تلاش مي‌كردند نتايج برداشت‌ها و انديشه‌هاي خود را به جامعه منتقل كنند. در اين ميان، چهره‌هايي چون شهيد مطهري، آيت‌الله طالقاني و دكتر علي شريعتي از شخصيت‌هاي شاخصي بودند كه آثار، سخنراني‌ها و ديدگاه‌هاي آنان مورد توجه نسل جوان قرار گرفت. وي با اشاره به جايگاه دكتر شريعتي اظهار كرد: حقيقت آن است كه او يكي از تاثيرگذارترين و شايد شاخص‌ترين چهره‌هاي مجامع روشنفكري و دانشگاهي روزگار خود در كنار استاد مطهري بود و هر دو در ايفاي نقش خويش موفق عمل كردند.  شالويي گفت: سخنراني‌هاي شورانگيز، قلم نافذ و برداشت‌هاي دكتر شريعتي كه با روحيه سلحشوري و روحيه ديني او درآميخته بود، سبب شد جريان روشنفكرانه‌ در جامعه شكل گيرد و آگاهي‌هاي فراواني به نسل جوان منتقل شود. وي افزود: آثاري چون «فاطمه، فاطمه است»، «علي تنهاست»، «كوير» و ديگر نوشته‌ها و سخنراني‌هاي شريعتي توانست شور، هيجان و انگيزه‌اي در ميان جوانان ايجاد كند و نسلي را آماده سازد كه ره‌آورد آن انقلابي مبتني بر فرهنگ ايمان و اعتقاد باشد.
شالويي تصريح كرد: مقصود از تجليل دكتر شريعتي، تاييد همه برداشت‌ها و تحليل‌هاي او نيست، زيرا هر انديشمندي بر پايه فهم و شرايط خود به نتايجي مي‌رسد، لذا بررسي و نقد علمي او همواره ممكن است. اما آنچه اهميت دارد، اين است كه «شريعتي» عمر خود را صرف تحقيق و انديشه كرد و آنچه يافته بود با جامعه در ميان گذاشت.
وي ادامه داد: در روزگاري كه جريان‌هاي فكري ماركسيستي و گرايش‌هاي وارداتي تلاش داشتند فضاي روشنفكري را تحت تاثير قرار دهند، شريعتي با تكيه بر مفاهيم ديني و اسلامي و تجليل از الگوهايي چون حضرت فاطمه (س) و امام علي (ع) كوشيد مسير ديگري از روشنگري را پيش روي جامعه قرار دهد و در اين مسير نيز توفيقات مهمي به دست آورد.
انديشمندي در نسبت با جهان مدرن
در بخش ديگري از اين مراسم، حكمت‌الله ملاصالحي، باستان‌شناس و استاد دانشگاه تهران با تامل بر مفهوم ميراث انساني و فكري گفت: درنگ در اين پرسش كه انسان در حضور يگانه و كوتاه خود در اين جهان چه ميراثي براي نسل‌هاي بعدي برجاي مي‌گذارد، از مهم‌ترين و مسوولانه‌ترين پرسش‌هايي است كه هر فرد بايد با آن مواجه شود، زيرا آنچه از ما باقي مي‌ماند، در شكل‌گيري آينده و سرنوشت ديگران تاثيرگذار است. وي افزود: فارغ از داوري‌هاي موافق يا مخالف، دكتر علي شريعتي را بايد در شمار تاثيرگذارترين صاحبان انديشه، قلم و نظر در جامعه معاصر ايران دانست، شخصيتي كه آثار و حضور فكري او همچنان محل توجه و تامل است. ملاصالحي با اشاره به زمينه خانوادگي و فرهنگي دكتر شريعتي اظهار كرد: او برآمده از خانواده‌اي فرهيخته، اصيل و باورمند به سنت شيعي بود و در خراسان، اين سرزمين فرهنگ‌خيز و خاستگاه بخشي از ميراث علمي، ادبي، فلسفي و معنوي ايران اسلامي پرورش يافت. وي ادامه داد: شريعتي با وجود عمر نسبتا كوتاه، زندگي پرتحرك و پرفرازونشيبي را پشت سر گذاشت و آثار قلمي متعددي از خود برجاي گذاشت. به گفته او، هرچند دوران اقامت شريعتي در فرانسه طولاني نبود، اما توانست از اين فرصت بهره بگيرد و برخلاف بسياري كه بدون دستاورد بازمي‌گردند، با شناخت و دريافت‌هايي جدي از جهان مدرن به ايران بازگردد و نوعي نسبت فكري با دنياي جديد برقرار كند. استاد دانشگاه تهران با تاكيد بر ويژگي‌هاي شخصيتي و فكري شريعتي گفت: او نابغه‌اي در سخنوري بود، اما توانايي بيانش صرفا حاصل ذوق و هنر نبود، بلكه با انديشه، تامل و نظر همراه شده بود. در كنار استعداد ادبي و هنري، يكي از ويژگي‌هاي برجسته او دليري در بيان انديشه‌هايش بود، چراكه صرف داشتن فكر و نظر كافي نيست و شجاعت بيان آن نيز اهميت دارد. وي افزود: شريعتي اين جسارت را داشت كه ديدگاه‌هاي خود را آشكارا مطرح كند و گاه در بيان آنها بي‌پروا باشد.
ملاصالحي در پايان با اشاره به درگذشت زودهنگام دكتر شريعتي اظهار كرد: اگر شريعتي فرصت زيستن بيشتري مي‌يافت و دهه‌هاي ديگري را تجربه مي‌كرد، به احتمال زياد همچنان در مسير بازانديشي و بازنگري حركت مي‌كرد، زيرا روحيه‌اي پويا، پرتحرك و ناآرام داشت و چنين شخصيتي ظرفيت آن را داشت كه بارها در انديشه‌هاي پيشين خود تامل و تجديدنظر كند.
ميراث فكري شريعتي
در ادامه احسان شريعتي، استاد فلسفه و فرزند علي شريعتي با اشاره به ميراث فكري، فرهنگي و علمي او گفت: دكتر شريعتي صرفا يك چهره فكري يا سياسي نبود، بلكه به عنوان نويسنده و اديب نيز در ادبيات معاصر ايران داراي سبك و شيوه نگارشي ويژه‌اي است كه جايگاه مستقل و قابل مطالعه‌اي دارد.  به گفته وي، اين جنبه از آثار شريعتي تاكنون بيشتر به صورت رسمي مورد توجه قرار گرفته و بخش‌هايي از آثار او، به‌ويژه كتاب «كوير» در نظام آموزشي و كتاب‌هاي درسي بازتاب يافته است. وي افزود: اهميت شريعتي بيش از آنكه به جايگاه ادبي او محدود شود، به نقش او در ايجاد يك نهضت فكري بازمي‌گردد؛ جرياني كه پرسشگري، مطالعه و انديشيدن را در جامعه و به‌ ويژه در ميان نسل جوان و دانشجويان گسترش داد و خارج از ساختارهاي رسمي آموزشي توانست در عرصه عمومي اثرگذار باشد. احسان شريعتي ادامه داد: دكتر شريعتي با بهره‌گيري از روش‌شناسي علوم انساني جديد و تمركز بر حوزه‌هايي چون تاريخ اسلام، تاريخ ايران، تاريخ اديان و تاريخ تمدن كوشيد موضوعات مربوط به ايران و جهان اسلام را از منظر علوم انساني جديد بازخواني كند و از اين جهت مي‌توان او را در زمره متفكران و پرسشگران غيرغربي در حوزه علوم انساني دانست كه در سطح جهاني نيز مورد توجه قرار گرفته است. وي اظهار كرد: امروز در مطالعات دانشگاهي و ترجمه آثار شريعتي، او بيشتر در چارچوب جريان‌هاي پسااستعماري مورد مطالعه قرار مي‌گيرد؛ به ‌ويژه با طرح مفاهيمي همچون «بازگشت به خويش»، بازنگري انتقادي در تاريخ ايران و اسلام و نقد همزمان مدرنيته و سنت. اين استاد فلسفه با اشاره به جايگاه دكتر شريعتي در حوزه انديشه ديني گفت: شريعتي به عنوان متفكر نوگراي ديني و مصلح فكري شناخته مي‌شود كه در پي بازخواني سنت‌ها و معارف ديني بود و از اين منظر، آثار او همچنان در فضاي فكري ايران پس از انقلاب قابل تامل است. وي در ادامه به تقسيم‌بندي مشهور آثار شريعتي اشاره كرد و گفت: خود شريعتي آثارش را در سه حوزه «اجتماعيات»، «اسلاميات» و «كويريات» دسته‌بندي مي‌كرد. در بخش اجتماعيات، مفاهيمي چون عرفان، برابري و آزادي و نسبت ميان توسعه، عدالت و آزادي مطرح مي‌شود. در اسلاميات، نقد سنت و تلاش براي نوزايي و نوسازي فكري دنبال مي‌شود و در كويريات نيز تجربه معنوي، اخلاقي و عرفاني در پيوند با بازخواني انديشه‌هاي وجودي و تجربه زيسته انسان مورد توجه قرار مي‌گيرد. احسان شريعتي در پايان تاكيد كرد: ميراث فكري و فرهنگي دكتر شريعتي بيش از هر چيز نيازمند نقد و بررسي علمي است؛ نقدي كه به معناي شناخت، تفكيك و ارزيابي ظرفيت‌ها و محدوديت‌هاي انديشه او باشد، نه تخطئه يا مواجهه غيرعلمي.  به گفته وي، تداوم برداشت‌هاي متناقض از شريعتي نشان مي‌دهد كه هنوز شناختي جامع از كليت انديشه او شكل نگرفته و بازخواني و بازشناسي اين چهره فكري همچنان ضرورتي جدي است.
تفسير اگزيستانسيال شريعتي از انسان
سيد جواد ميري، جامعه‌شناس و عضو هيات علمي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي نيز در اين برنامه با اشاره به تداوم توجه به انديشه‌هاي دكتر علي شريعتي در ايران و جهان گفت: با گذشت نزديك به پنج دهه از درگذشت دكتر شريعتي، آثار و آراي او همچنان در محافل علمي و فكري داخل و خارج از ايران محل بحث و بررسي است و دامنه اين توجه از كشورهاي اسلامي تا اروپا و امريكا گسترش يافته است. وي افزود: انتشار مستمر آثار و پژوهش‌هايي درباره شريعتي در مراكز علمي و انتشارات معتبر بين‌المللي نشان مي‌دهد كه انديشه‌هاي او همچنان زنده و از مرزهاي جغرافيايي، مذهبي و فرهنگي عبور كرده است.  به گفته ميري، امروز مي‌توان شريعتي را يكي از معدود متفكران معاصر ايراني دانست كه به معنايي جهاني شده و در حوزه‌هايي همچون الهيات رهايي‌بخش نيز مورد توجه قرار گرفته است. اين جامعه‌شناس با اشاره به يكي از ابعاد كمتر بررسي‌ شده انديشه شريعتي اظهار كرد: نگاه او به مفهوم انسان و تقسيم‌بندي انسان‌ها مي‌تواند راهي براي فهم تلقي اگزيستانسياليستي او از انسان باشد.  به گفته وي، شريعتي انسان‌ها را در چهار گروه طبقه‌بندي مي‌كند. ميري توضيح داد: گروه نخست كساني هستند كه «وقتي هستند، هستند و وقتي نيستند، نيستند»؛ افرادي كه هويت و اثرگذاري آنان صرفا به حضور فيزيكي‌شان وابسته است. گروه دوم كساني‌اند كه «وقتي هستند، نيستند و وقتي نيستند نيز نيستند»؛ افرادي كه به تعبير شريعتي، حضور و غيابشان تفاوتي در جهان پيرامون ايجاد نمي‌كند. وي ادامه داد: گروه سوم كساني هستند كه «وقتي هستند، هستند و وقتي نيستند نيز هستند»؛ انسان‌هايي كه به واسطه شخصيت، اعتبار و اثرگذاري، حتي پس از نبودن نيز حضورشان احساس مي‌شود.
عضو هيات علمي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي تاكيد كرد: نقطه اوج اين تقسيم‌بندي، گروه چهارم است؛ انسان‌هايي كه «وقتي هستند، نيستند و وقتي نيستند، هستند». شريعتي اين گروه را شگفت‌انگيزترين انسان‌ها مي‌داند؛ كساني كه در زمان حضورشان عظمت آنان به ‌درستي درك نمي‌شود، اما پس از فقدانشان، به تدريج ابعاد وجودي و تاثير تاريخي‌شان آشكار مي‌شود.
وي با اشاره به برخي روايت‌هاي فلسفي درباره شخصيت‌هاي تمدن‌ساز گفت: در تاريخ انديشه، انسان‌هاي بزرگي وجود داشته‌اند كه حقيقت حضور آنان پس از گذر زمان بهتر شناخته و ارزش آنان در فاصله گرفتن از زمانه خويش آشكارتر شده است.
ميري در پايان اظهار كرد: با توجه به تعريفي كه «شريعتي» از اين گروه چهارم ارايه مي‌دهد، مي‌توان خود او را نيز در شمار همين انسان‌ها دانست؛ شخصيتي كه هر چه زمان مي‌گذرد، ابعاد انديشه، وسعت نگاه و جايگاه فكري او براي اهل نظر و نسل‌هاي بعدي روشن‌تر و آشكارتر مي‌شود.