به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد: تقریبا چهار ماه پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، چشمانداز خاورمیانه تغییرات شگرفی را تجربه کرده است. اکنون که تهران و واشنگتن پس از هفتهها مذاکره به یک تفاهمنامه دست یافتهاند، بسیاری از ناظران معتقدند این تقابل، محدودیتهای قدرت آمریکا را بیش از پیش نمایان کرده است.
در این میان، وزن دیپلماتیک پکن به شکل چشمگیری افزایش یافته است. چین با میزبانی از رهبران خارجی، خود را به عنوان حامی صلح معرفی کرده و حتی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا نیز اخیرا در نشست گروه هفت از رویکرد بیطرفانه شی جینپینگ تمجید کرد و نقش او را در مسیر حلوفصل این بحران ستود.
اقتصاد دوم جهان به لطف ذخایر استراتژیک نفتی و سرمایهگذاری عظیم در انرژیهای سبز، بحران تاریخی انرژی ناشی از این جنگ را بسیار بهتر از همسایگانش پشت سر گذاشت.
چین در طول این بحران روی لبه باریک دیپلماسی حرکت کرد؛ از یک سو حملات به ایران را محکوم کرد و با بیاعتنایی به تحریمها به خرید نفت از این کشور ادامه داد و از سوی دیگر، کانالهای ارتباطی با تمامی طرفهای درگیر را باز نگه داشت. اگرچه پکن تمایلی به ایفای نقش پردردسر «ضامن رسمی صلح» نشان نداد، اما با ارائه یک طرح صلح چهار مادهای، تصویری از یک قدرت مسئولیتپذیر جهانی را به نمایش گذاشت.
گزارش اخیر سیانان حاکی از آن است که اکنون استراتژیستهای چینی در حال بررسی این موضوع هستند که آیا این جنگ، «لحظه سوئز» آمریکا است؟ اصطلاحی که به از دست رفتن کنترل بریتانیا بر کانال سوئز در دهه ۱۹۵۰ و آغاز افول امپراتوری آن اشاره دارد.
تحلیلگران در پکن معتقدند که ناتوانی واشنگتن در پیروزی قاطع یا تشکیل یک ائتلاف منسجم غربی، نشانههایی از فروپاشی سیستم ائتلاف جهانی به رهبری آمریکا است. به باور آنها، این جنگ حتی قدرت بازدارندگی واشنگتن در قبال تایوان را نیز به شدت کاهش داده است.
با این حال، چین به دنبال تصاحب یکشبه جایگاه آمریکا نیست و علاقهای هم به استفاده از تاج پیروزی در یک جنگ دوردست ندارد.
تحلیلگران چینی معتقدند که واشنگتن همچنان قدرتمندترین بازیگر خارجی در خاورمیانه است، اما هزینه حفظ این هژمونی به شدت افزایش یافته است.
در این شرایط، پکن امیدوار است با ارائه یک مدل جایگزین مبتنی بر عدم مداخله و توسعه اقتصادی، جهان را یک قدم دیگر به سوی نظم «چندقطبی» و پایان دوران تکتازی آمریکا نزدیکتر کند.