به گزارش ایرنا، زمان در عصر پنجم محرم در دیار مهربانیها شاهرود متوقف میشود و تاریخ بار دیگر از دل کوچههای بیدآباد و تکیه بازار این شهر سر برمیآورد.
مردم از نخستین ساعات روز پرچمهای سیاه بر سردر خانهها و تکایا مینشانند، بازارها نیمهتعطیل میشود و پیر و جوان، زن و مرد خود را برای حضوری پرشور در آیین مذهبی «یاعباس یاعباس» آماده میکنند.
جمعیت حاضر در خیابانها با صلوات، چشمانی بارانی و دلهایی حاجتمند، به طوقها دخیل میبندند و حاجتهای خود را نه با زبان، بلکه با قلبهای شکسته زمزمه میکنند.
شانههای وفا
گویی هر طوق پرچمی از جنس وفاداری و نشانی از عهدی دیرینه میان مردم و سقای دشت کربلاست. مردانی که این طوقهای سنگین را بر دوش میگیرند، گویی میخواهند بار امانتی را حمل کنند که روزی بر شانههای استوار حضرت ابوالفضل العباس(ع) قرار داشت.

آنگاه که طوقها در مسیر خیابان شهید صدوقی به حرکت درمیآیند و هزاران حنجره یکصدا فریاد میزنند «یا عباس، یا عباس»، گویی شهر یکپارچه به کاروانی تبدیل میشود که میخواهد پس از قرنها خود را به خیمههای سوخته کربلا برساند.
در نهایت، تمامی طوقها و دستههای پراکنده همچون رودی به یکدیگر میپیوند و تکیه بازار نقطه تلاقی محض میشود.
کربلایی به وسعت یک شهر
هنگامی که طوقها به تکیه بازار میرسند و نوحهخوانی به اوج میرسد، دیگر مرزی میان عزادار و عزاداری وجود ندارد.
همه قطرههایی از دریای اندوه حسینیاند. اشکها بیاختیار جاری میشود، سینهها با ریتم ماتم به تپش درمیآید و نام حسین(ع) همچون خورشیدی فروزان بر قلبها میتابد.

آیین «یا عباس، یا عباس» پنجم محرم در شاهرود فقط یادبود رشادت حضرت عباس(ع) نیست؛ نمایش باشکوهی از وحدت، ایمان و هویت دینی مردمی است که قرنهاست پرچم عشق به سید و سالار شهیدان را برافراشته نگه داشتهاند؛ مردمی که هر سال با زبان اشک و با حماسه حضور خود فریاد میزنند که «علم عباس(ع) بر زمین نمانده است تا دلهای عاشق میتپد، این پرچم برافراشته خواهد ماند.»
آیینی فراتر از سوگواری
آنچه آیین «یا عباس، یا عباس» شاهرود را از بسیاری آیینهای مذهبی متمایز میکند فقط قدمت دو تا سه قرنی آن نیست بلکه روح اجتماعی و هویتی نهفته و حافظه تاریخی مردمی است که از نسلی به نسل دیگر، عشق به اهلبیت(ع) را نه در کتابها، بلکه در میدان عمل، در کوچهها و در میان جمعیت انبوه عزاداران منتقل کردهاند.

شاید مهمترین پیام نهفته در آیین تاریخی «یا عباس، یا عباس» شاهرود بازخوانی حسرتی باشد که قرنهاست در جان شیعیان خانه کرده است حسرت نرسیدن به کربلا و یاری نکردن فرزند رسول خدا(ص).
مردم شاهرود با برافراشتن طوقها، با بر دوش کشیدن علمها و با فریادهای مکرر «یا عباس»، در حقیقت پاسخی نمادین به آن حسرت تاریخی میدهند؛ پاسخی که میگوید اگر در عاشورای سال ۶۱ هجری نبودیم تا دست یاری به سوی علمدار کربلا دراز کنیم، امروز آمدهایم تا علم وفاداری او را زمین نگذاریم.
به گزارش ایرنا، عصر پنجم محرم نوای جانسوز «یاعباس یاعباس» در فضای شهر میپیچد و شاهرود، آرامآرام به صحرای نینوا نزدیک میشود جایی که دلها نه در سال ۱۴۴۸ هجری قمری بلکه در محرم سال ۶۱ هجری میتپد.