شناسهٔ خبر: 78625339 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

چانه‌زنی بر سر تعریف خبرنگاری

تهران - ایرنا - چند وقتی است به‌ویژه پس از طرح پرسشِ پرسش‌برانگیز وزیر کار مبنی بر اینکه «آیا شغل خبرنگاری مثل کار معدن سخت و زیان‌آور است؟»، حرف و حدیث‌ها درباره تعاریف از این شغل که در دنیا نیز جزو رده های اولویت‌دار سخت احراز به شمار می‌رود، تشدید شده است.

صاحب‌خبر -

طی ماه های گذشته برخی خبرنگاران اعلام کرده اند که در مراجعه به کمیته های متولی برای احتساب این شغل به عنوان سخت و زیان آور با پاسخ منفی مواجه شده اند؛ گویی- یعنی آنطور که برخی خبرنگاران می گویند- طی یکی دوسال گذشته احراز و تعریف این شغل در ردیف مشاغل سخت و زیان آور برای اعضای کمیته های متولی سخت تر شده است؛ هرچند خبرنگارانی که در خبرگزاری دولتی کشور مشغول به کار بوده اند، باوجود سخت تر بودن شرایط کاری آنان در مقایسه با برخی دیگر رسانه ها- هم از نظر کار ۲۴ ساعته و لحظه ای و سایر وجوه-، از سال ها پیش در برخی استان ها با مشکل در این زمینه مواجه هستند.

با شنیدن این وقایع به یاد رخدادی افتادم که شنیدن آن شاید جالب باشد؛ زمانی در یکی از استان ها مسئولیت خبری داشتم و در آستانه روز خبرنگار، بحث شد که یکی از مدیران عالی قضایی استان که با هدف تبریک روز خبرنگار چندسال قبل به دیدن خبرنگاران آمده بود هم همین پرسش وزیر کار را مطرح کرده بود، البته نه به شکل پرسش بلکه با صراحت گفته بود که نشستن در یک اتاق و مصاحبه گرفتن یا حضور در یک جلسه و تهیه خبر، کجایش سخت است؟

از قضا، همان سال، در روز خبرنگار، همان مسئول قضایی برای تبریک روز خبرنگار (۱۷ مرداد سالروز شهادت محمود صارمی خبرنگار وقت خبرگزاری جمهوری اسلامی-ایرنا- در مزارشریف افغانستان) آمد و آنجا من سر بحث را باز کردم.

بعد از توضیحاتی که درباره چگونگی و ماهیت کار خبرنگاری(آنچه که در واقعیت باید باشد) و تمامی وجوه سختی آن عرض کردم، آن مسئول به‌صراحت اعلام کرد که بر نظر قبلی اصرار ندارد زیرا درست می گوییم و واقعا خبرنگاری کار سختی است.

در اینجا غیر از مقوله احتساب این شغل به عنوان رده مشاغل زیان آور، بلکه برای اهمیت عرصه ارتباطات در کشور به بخشی از این موارد در باب مختصات شغل خبرنگاری اشاره می کنم و امید که به بازنگری برخی مسئولان از جایگاه خبرنگار، کار خبرنگاری و اهمیتی که برای کشور و کلیت جهان و بشریت دارد، بیانجامد:

۱- غیر از حوادث متعددی که بارها برای خبرنگاران در جریان حضور در رویدادها و سفرهای خبری رخ داده و خبرنگارانی جان خود را از دست داده اند، حضور خبرنگاران به صورت مستمر در محل‌های خطرناک برای تهیه خبر، از جنگ گرفته تا سایر وقایع مثل حوادث تروریستی مانند انفجارها، درگیری، بلایای طبیعی(سیل، زلزله) و .... نمودی بارز و مشخص از سختی کار آنان است که نمی توان منکر آن شد. به طور نمونه در جنگ اخیر تحمیلی، برخی عکاسان و خبرنگاران بعد از حمله هوایی به پروژه های مختلف از جمله پل کرج، در جریان حمله دوم، به صورت مستقیم تحت تاثیر قرار گرفتند و احتمال رخداد این وقایع، هرزمان و هرجا وجود دارد که خود برای حضور در هر برنامه مشابه، هراس ایجاد می کند.

در زمان جنگ که سایر شهروندان و طبقات شغلی(غیر از عوامل امداد و نجات و...) عموما به ترک مناطق و مراکز جمعیتی توصیه می شوند، اما این خبرنگاران هستند که مثل امدادگران باید به دنبال نقاط مورد هدف نظامی بگردند و از محل گزارش تهیه کنند؛ بگذریم که صرفنظر از آسیب های اجتماعی جانی که برای آنان مترتب خواهد بود، مواجهه با شرایط دردناک و خاص جنازه ها، مواجهه با مجروحان و آسیب دیدگان، همچنین تهیه گزارش مناسب و کارشناسی در آن شرایط، خود از نمودهای مهم سختی کار به شمار می رود.

هیچگاه فراموش نمی کنم اواخر دهه ۸۰ در استان سیستان و بلوچستان (همزمان با فعالیت گروهک تروریستی به سرکردگی عبدالمالک ریگی که هربار شاهد یک رخداد ضدامنیتی بودیم) مسئولیت خبری داشتم، بعد از انفجار نخست در محل ورودی یکی از مساجد زاهدان، درست زمانی که خبرنگاران به همراه برخی شهروندان در محل انفجار حاضر شده بودند، عامل انتحاری دوم، خود را در میان جمعیت منفجر کرد و من تا ساعت یک بامداد از سرنوشت هیچکدام از خبرنگارانم که در صحنه حضور داشتند، اطلاع دقیق نداشتم و آن ساعت تازه متوجه شدیم که یکی از آنان به علت جراحت سطحی در بیمارستان بوده است و جان سالم به دربرده اند.

از آنجا که شنیده شده برخی مسئولان یا اعضای کمیته های بررسی شرایط سخت و زیان آور گفته اند خبرنگاران جنگ را مستثنی کرده اند، باید گفت تفکیک قطعی برای خبرنگاران جنگ یا حوادث یا کلا خبرنگاران سرویس اجتماعی با مثلا خبرنگاران اقتصادی وجود ندارد؛ اساسا خبرنگاران به ویژه در رسانه های برخط مثل خبرگزاری ها که به صورت آنلاین مشغول به کار هستند، به طور مستمر در همه حوزه ها باید کار کنند، به ویژه در روزهای تعطیل درگیر می شوند. وقتی حادثه مهمی شکل می گیرد، ژانربندی خبرنگاری از بین می رود و همه خبرنگاران باید در قالب تیم مدیریت بحران وارد عمل شوند که این نکات نیز در این فرآیند نباید نادیده گرفته شود.

۲.یکی از دیگر مهمترین وجوه کار خبرنگاری، بیان مشکلات و نارسایی ها، برملا کردن نواقص و خطاهای افراد، مظاهر فساد ، رانت و رانتخواران است.

تصور کنید تهدیدهای مکرر جریان ها و باندهای مافیا و فساد که همواره علیه خبرنگارانی که دنبال انجام رسالت آگاهی‌بخشی هستند، چقدر زیاد و مستمر است. اساسا خبرنگار، صرفنظر از سختی های جسمی و روحی-روانی که در جریان ورود به مصادیق فساد، رانتخواری و ....، به ویژه راه های کسب اطلاعات و جزییات مصادیق متحمل می شود و خود همین شرایط برای تعریف سختی کار کفایت می کند، آنان همواره باید در معرض تهدید جانی نیز قرار داشته باشند که اگر در این زمینه ضامن حیات و سلامت خبرنگاران نباشیم، به طور طبیعی، این نوع عملکرد آنان ممکن است رو به کاهش بگذارد؛ چیزی که برای هر کشوری می تواند مخرب باشد.

۳.غیر از دو مورد بالا که اهمیت آنها به‌تنهایی کافیست، در اینجا می خواهم به عامل مهم دیگری اشاره کنم که کمتر گفته می شود یا به آن توجه نمی شود اما از نظر نگارنده، نباید از قلم بیافتد و حتی فرای مقوله سخت و زیان آور بودن این شغل، اهمیت آن را برای نظام حکمرانی و راهبری مسائل هر کشور نمایان می کند.

همانطور که در تعریف وجوه کار خبرنگاری نیز وجود دارد، داشتن شم خبری یعنی تشخیص جنس مسائل و رویدادها، ذهن جست و جوگر و تحلیلگر که امکان تحلیل از پشت پرده وقایع و دلایل، نتایج و تاثیرات داشته باشد، روابط عمومی بالا برای امکان برقراری ارتباط با هر طیفی از مخاطب، از کم سوادترین افراد کف جامعه تا نخبگان علمی و دانشگاهی، همه و همه نشان دهنده اهمیت کار خبرنگار است که هرکدام فشار روانی خاصی وارد می کند؛ مخصوصا که کارکردهای اینچنین، در بازه زمانی فشرده و خاص باید رخ دهد که بر سختی کار می افزاید.

تصور کنید یک رویداد در یک موقعیت شکل گرفته است؛ صرفنظر از همه سختی هایی که یک خبرنگار برای حضور در آن یا بعد از وقوع، اخذ اطلاعات پیرامون، از افرادی که شاهد یا مرتبط بوده اند، تلاش سخت برای ارزیابی و پایش داده های دریافتی و صحت‌سنجی آنها(امکان تقاطع‌گیری و سنجش اطلاعات متضاد) با هدف تشخیص واقعیت که چه کسی درست می گوید، سپس تحلیل شرایط و آنچه واقع شده با حوزه سیاستگذاری محتوایی آن کشور از منظر روانشناسی ارتباطات(اینکه نوع بیان رویداد به ویژه در حوزه مصادیق مربوط به امنیت ملی و سیاست خارجی، چه تاثیراتی به همراه خواهد داشت، خود از دیگر وجوه سختی کاری است که به راحتی هر کسی از پس آن بر نمی آید.

یک مثال خاصی در برخی کشورها برای نشان دادن اهمیت کار خبرنگاری وجود دارد که می گوید، یک پزشک اگر اشتباه کند یک یا چند نفر را بیمار می کند یا(در عمل جراحی یا تجویز اشتباهی دارو) می کُشد، اما یک خبرنگار با یک اشتباه، سیلی از جمعیت را درگیر و بیمار می کند؛ جمعیتی از افکارعمومی که بازگرداندن آنها یا مدیریت موضوع، دیگر به راحتی امکان پذیر نیست.

پس می بینیم که یک خبرنگار در بیشتر مواقع با انسان و روایت از رویدادهایی سروکار دارد که بیان واقعیت موجود را بسیار سخت می کند؛ از گرفتن و اخذ اطلاعات از انسان هایی که بسیاری از آنان عمدی یا سهوی ممکن است اطلاعات اشتباه و غیرواقع ارائه دهند، صرفنظر از خود چگونگی برقراری ارتباط برای گرفتن اطلاعاتی که نیاز است، نحوه کارکرد خبرنگار برای صحت سنجی داده ها از یکسو و انطباق آن برای چگونگی بسته بندی محتوا و انتشار، از جمله مصادیق کارهای پراسترس و خاصی است که براحتی قابل انجام نیست.

به گواه بسیاری از خبرنگاران باتجربه در کشور که به قول معروف اهالی این صنف، سال ها خاک خبر خورده اند، اتفاقا کار خبر در کشور ما سخت تر از برخی دیگر کشور ها نیز هست؛ آنان برای بیان چرایی این سخت‌تر بودن، اشاره می کنند که خبرنگار هنگام وقوع یک حادثه، رویداد انتظامی، امنیتی یا مقوله های مرتبط که به شدت درگیر زمان محدود برای کارکرد خبری هستند، یعنی زود باید خبر بدهند زیرا مخاطب در آن لحظه تشنه دریافت اطلاعات معتبر و صحیح است، در شرایطی که اغلب مدیران متولی از ارائه پاسخ یا حتی برقراری تماس، رویگردانند، خبرنگار در آن لحظه که فقط یک لحظه در ماه یا سال نیست و به طور مستمر تقریبا تکرار می شود، چه آسیب های روحی و روانی را متحمل می شود تا بتواند متناسب با ابعاد واقعیاتی که رخ داده، سیاست ها و رویکردهای امنیتی کشور و سایر پارامترها، کنشگری مناسب داشته باشد و ترس این را هم البته نداشته باشد که فردا یقه وی را نگیرند، بازخواست یا متهم و بازداشت نشود.

همان مسئولیتی که خبرنگار در قبال خبری که می دهد دارد، نیز خود بر فشار استرس کاری به ویژه در رویدادهای خاص می افزاید.

۴.اما پارامتر آخر، اگر باور کنیم که یک خبرنگار حرفه ای در قامت کارشناسی که هم مخاطب شناس است، هم به اصول، تخصص و مهارت های تاثیر محتوا بر مخاطب تسلط دارد، برای تمامی بخش های کشور یک نیاز محسوب می شود، دیگر دلیلی برای اثبات سختی کار او باقی نمی ماند.

یک خبرنگار همانقدر که وظیفه بیان مشکلات و نارسایی ها را دارد که خود همین کار از وجوه سختی کار و فشار عصبی و روانی برای اوست، همانقدر هم برای بیان ظرفیت ها و توانمندی ها و به تصویرکشیدن افراد و اقداماتشان، نقاط قوت و همه وقایع مثبت و خوب هم نیاز است و می تواند طرف مشورت و تصمیم سازی تصمیم گیران در نظام حکمرانی باشند؛ حالا یک خبرنگار با ذوق و خلاق که درواقع یک هنرمند می ماند، چقدر باید شرایط کار سخت در حوزه علوم اجتماعی و رسانه ای را متحمل شود تا بتواند کاری جذاب و اثربخش در هر بخش(پزشکی، صنعتی، فرهنگی و ...) برای بازنمایی و تصویرسازی تولید کند.

یک خبرنگار باید همانطور که امین مردم باشد، امانتدار حکمرانان هم باید باشد؛ هم باید بتواند مخاطب را نگه دارد و آنچه که نیاز دارد را به زبان خودش ارائه دهد و هم مراقبت کند که برخلاف موازین اعلام شده آن نظام حکمرانی فعالیت نکند؛ تصور کنید هرروز، خبرنگاران ما که به واقع ایثار می کنند که در این عرصه باقی مانده اند، چقدر فشار روحی و روانی را باید تحمل کنند تا بتوانند کارکرد حرفه ای خود را در عین حفظ مخاطب داشته باشند و در این شرایط، حتی باید بشنوند که کارشان از نظر برخی تصمیم گیران، سخت و یا مهم هم تلقی نشده و نمی شود.

لذا صرفنظر از ماهیت و وجوه سختی و زیان آور بودن کار خبرنگاری برای مدیران وزارت کار و تامین اجتماعی، به نظر می رسد یکبار دیگر در کلیت نظام حکمرانی، باید بازنگری اساسی در باب این مقوله و حتی روابط عمومی ها داشته باشیم؛ هرچند طی سال های اخیر برخی رسانه ها و رسانه ای ها به نام خبرنگار، کارکردهایی به واقع صددرصد حرفه ای نداشته اند که همین ممکن است در شرایط موجود هم بی تاثیر نبوده، اما چرا باید به علت برخی وجوه موجود ناشی از فعالیت بعضی رسانه نماها یا خبرنگارنماها، ماهیت و اساس کاری که از الزامات مهم هر کشوری محسوب می شود و واقعیت دارد را نبینیم و به فکر کادرسازی و پرورش نیروی انسانی متخصص در آن نباشیم؟.

نگارنده معتقد است حتی در صورت حل همه مشکلات معیشتی و اقتصادی کشور، ورود سرمایه گذاران به کشور و آغاز اقدامات مثبت اقتصادی، اگر عرصه ارتباطات(رسانه و روابط عمومی) را آنچنان که باید بازآرایی نکنیم و به سمت پرورش سیستماتیک، عملیاتی و حرفه ای نیروی انسانی در این عرصه نرویم، بسیار تا بسیار مشکل باوجود همه ظرفیت های مثبت خواهیم داشت و سرمایه اجتماعی هم آنطور که مطالبه می کنیم، رشد نخواهد کرد.

نحوه صحبت کردن با مردم، از مقوله های مهم و خاص شروع می شود و به تک تک رویدادها به ویژه سخت‌خبرها(رویدادهای خاص که مردم در لحظه منتظر شنیدن خبری از ابعاد آن هستند)، نیز می رسد؛ تصور کنید مخاطبان داخل کشور به مدیران و رسانه ها اعتماد لازم نداشته باشند، در آن صورت، هدایت افکارعمومی میسر نخواهد بود و هرکار مثبتی هم انجام شود، می تواند به ضد خود تبدیل شود.

بیاییم یک جا و یک زمان در این زمینه آستین ها را واقعی بالا بزنیم و این عرصه مهم که وجود بسیار و پیچیده دارد را به سمت تعالی برسانیم؛ و در این مسیر از دانشگاه و آموزش تا سایر بخش ها را در حیطه مدیریت بگیریم.

* خبرنگار