به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سلسلهنشستهای تبیینی و نخبگانی پیرامون ابعاد «امر ملی و جنگ» در دانشگاه صنعتی شریف، در سومین بخش خود میزبان یک ارائهی کاملاً متمایز، فلسفی و زیباشناختی بود. در این برنامه، رامتین شهبازی، استاد برجسته، پژوهشگر و عضو هیئت علمی گروه فلسفه هنر و سینمای دانشگاه سوره، به تریبون رفت تا مفهوم دفاع، مقاومت و امر ملی را از دریچهی پدیدارشناسی هنر معاصر و فلسفه وجودی (اگزیستانسیالیسم) کالبدشکافی کند.
شهبازی با تعریف فیگور «ایستادن» در دراماتورژی و هنرهای تجسمی معاصر، به تحلیل رفتار تمدنی و جمعی ملت ایران در مواجهه با تهدیدهای سخت خارجی پرداخت و ابعاد عمیق این پدیده را فراتر از یک واکنشی دفاعی صرف تبیین کرد.
استاد فلسفه هنر دانشگاه سوره در ابتدای سخنان خود با مرزبندی میان نگاه مکانیکی و نگاه پدیدارشناختی به رفتارهای انسانی اظهار داشت: در نگاه نخست و در ساحت فیزیک کلاسیک، وقتی از مفهوم «ایستادن» سخن میگوییم، این شکل از رفتار به خودی خود نوعی غلبه بر نیروی جاذبه و گرانش زمین تعبیر میشود؛ کنشی بیومکانیکی برای حفظ تعادل کالبد فیزیکی در فضا. اما وقتی از ساحت زیستشناسی و فیزیک عبور میکنیم و به ساحت پدیدارشناسی هنر معاصر وارد میشویم، ماجرا کاملاً دگرگون میشود.
وی تاکید کرد: در پدیدارشناسی هنر معاصر، «ایستادن» به هیچ عنوان به معنای غلبه بر جاذبه نیست. در اینجا ما با یک فرمِ نشانهشناختی و یک دلالت معنایی عمیق روبرو هستیم که کالبد انسان را از یک حجمِ مادی به یک رسانهی حامل پیام تبدیل میکند. در این رویکرد، ایستادن، دیگر یک واکنش غریزی برای سقوط نکردن نیست، بلکه یک «فعل ارادی تمدنی» است.
عضو هیئت علمی دانشگاه سوره با گره زدن این مفهوم فلسفی به موقعیت حساس کنونی ایران در مواجهه با تهدیدها و تهاجمات بیگانگان تصریح کرد: وقتی در موقعیت جنگ و بحران ملی قرار میگیریم، با یک «بدنِ فردی» روبرو نیستیم، بلکه با «بدن قهرمان جمعی» مواجهیم؛ بدنی متشکل از آحاد یک ملت، نخبگان، اساتید و دانشجوهایی که در اتمسفر یک تمدن تنفس میکنند.
شهبازی افزود: این ایستادگی، وقتی بدن قهرمان جمعی در برابر هجوم دشمن سینه سپر میکند و قامت راست میدارد، در واقع در حال انجام یک مأموریت بزرگ فلسفی و تاریخی است. این فیگور، در حال ترسیم دقیق میزان و مرز میان «هستی و فنا» است. این ایستادن یعنی انتخاب بودن؛ چرا که در هندسهی فکری دشمن، غایت هجوم، به زانو درآوردن، تسلیم و در نهایت «فنا و محو کردن» این هویت تاریخی است. بنابراین، ایستادن در این نقطه، پاسداری از مرز هستی یک ملت است.
این استاد و تحلیلگر سینما با تاکید بر اینکه نباید قابهای حماسی دفاع ملی را در سطح تعارف کلیشهای تقلیل داد، گفت: باید به هوش باشیم که این ایستادگی، یک وضعیت فیزیکی صرف یا یک فیگور شعاری نیست، بلکه یک «موضعگیری وجودی» است. وقتی یک ملت یا جامعه نخبگانی مانند دانشگاه شریف تصمیم میگیرد در برابر تهدید ابرقدرتها بایستد و خم نشود، این کنش، بازتعریف هویت و ماهیت آن جامعه در جهان است.
وی در تبیین ابعاد اگزیستانسیال این پدیده خاطرنشان کرد: انسان و تمدن در مقتضیات و موقعیتهای مرزی (بحرانهایی مثل جنگ) است که جوهر واقعی خود را آشکار میسازد. ملتی که موضعگیری وجودیاش بر پایهی ایستادن و مقاومت شکل میگیرد، در واقع به جهان اعلام میکند که موجودیت، استقلال و شرف تمدنی او، قابل معامله یا حذف شدن نیست. این همان بزنگاهی است که هنر معاصر و سینمای مقاومت میکوشد آن را ثبت کند؛ ثبت لحظهای که گوشت و پوست و استخوان یک ملت، تبدیل به مانیفست بقا و جاودانگی میشود.
شهبازی در پایان با فراخواندن هنرمندان، سینماگران و دانشگاهیان به درک این مفهوم عمیق تمدنی یادآور شد: وظیفه امروز هنر معاصر و محافل نخبگانی، بازخوانی و روایت این موضعگیری وجودی ملت ایران است. دشمن با جنگ روانی و تهاجم رسانهای میکوشد فیگور مقاومت ما را کج، متزلزل یا تحمیلی نشان دهد؛ اما پدیدارشناسی این صحنه گواهی میدهد که آتشی که در دل این تمدن روشن است، ایستادگی ما را به یک هنر زنده و اصیل تبدیل کرده است. ما ایستادهایم، نه برای اینکه صرفاً سقوط نکنیم، بلکه ایستادهایم چون «ایستادن» تنها فرم ممکن برای جلوهگری هستی، عظمت و آیندهی ایران سرافراز است.
انتهای پیام/