این هنر بزرگ سنایی در آثار وی ازجمله حدیقهالحقیقه و سیرالعباد الی المعاد آشکار و متجلی است؛ قدرت سنایی در به کار بردن الفاظ و تسلط او بر زبان شعر، این امکان را به وی میدهد تا در غزل، مثنوی و قصیده طرحی نو درافکند و مضامینی تازه و متفاوت را به کار گیرد.
یکی از مضامین مطرح مورد علاقه سنایی، ادبیات عاشورایی است که در اشعار وی تجلی یافته است؛ شاعران فارسیزبان از کسایی مروزی تاکنون به حادثه مصیبتبار عاشورا و مصائب خاندان نبوت پرداختهاند. سنایی غزنوی نیز ازجمله شاعرانی است که بیشترین مضامین عاشورایی را در اشعار خود گنجانده است.
حکیم سنایی درباره امام حسین(ع) چنین سروده است:
حبذا کربلا و آن تعظیم
کز بهشت آورد به خلق، نسیم
وان تن سر بریده در گل و خاک
وان عزیزان به تیغ، دلها خاک
وان تن سر به خاک غلتیده
تن بیسر، بسی بد افتاده
وان گزین همه جهان، کشته
در گل و خون، تنش بیاغشته
وان چنان ظالمان بدکردار
کرده بر ظلم خویشتن، اصرار
علاوه بر این در قطعه شماره ۸۲ دیوان سنایی نیز واقعه کربلا را مورد اشاره قرار میدهد:
داستان پسر هند مگر نشنیدی
که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید
پدر او لب و دندان پیمبر بشکست
مادر او جگر عم پیمبر بمکید
خود به ناحق حق داماد پیمبر بگرفت
پسر او سر فرزند پیمبر ببرید
بر چنین قوم چرا لعنت و نفرین نکنم
لعنته الله یزیدا و علی حب یزید
سنایی در جایی دیگر اشاره میکند:
دین حسین توست، آز و آرزو خوک و سگ است
تشنه این را میکشی، وین هر دو را میپروری
بر یزید و شمر ملعون چون همی لعنت کنی؟
چون حسین خویش را شمر و یزید دیگری
بنابراین سنایی دین درون انسانها را حسین وجودی آنان میداند و از نظر وی جنگی همیشگی میان حسین درون و یزید نفس وجود دارد. علاوه بر این حکیم غزنوی بعد از شرح مصیبت عاشورا، عزادار شدن و سوگواری پیامبر(ص)، امام علی(ع) و سایرین را به شکلی محزون به رشته تحریر درمیآورد:
مصطفی جامه، جمله بدریده
علی از دیده، خون بباریده
فاطمه روی را خراشیده
خون بباریده بیحد از دیده
حسن از زخم کرده، سینه کبود
زینت از دیدهها برانده دو رود
شهربانوی پیر گشته حزین
علی اصغر، آن دو رخ پرچین
سنایی غزنوی با این که از شعرای اشعریمذهب است اما با دیدگاهی راستین به دین مینگرد و در اشعار خود آنچنان قدرت و مظلومیت امام حسین(ع) را منعکس کرده است که تمایل وی به مذهب شیعه را میرساند.
اشعار عاشورایی حکیم سنایی پیام مهمی را برای خوانندگان و مخاطبان دربردارد. وی واقعه کربلا را فرازمانی و فرامکانی میداند و بر این اعتقاد است که عنصر حقیقت روشنکننده دنیای درونی ماست پس امام حسین(ع) و خاندان رسالت با تکیه بر حق، حقانیت خویش را اثبات کردند و نور هدایتشان در درون و بیرون انسانهای سالک و اهل معرفت عالم همچون رودی خروشان جریان دارد؛ چراکه سخن دین که برگرفته از حق است هر چه باشد، بر روح و جان عارفان عاشق اثر خواهد گذاشت همانطور که به قول سنایی: «سخن کز روی دین گویی، چه عبرانی چه سریانی مکان کز بهر حق جویی، چه جابلقا چه جابلسا»
انتهای پیام