شناسهٔ خبر: 78616364 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

فراتر از شعار؛ پیام وفاق و دوراندیشی

ساری- ایرنا- پیام اخیر رهبر معظم انقلاب در پی تفاهم میان رؤسای جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، بی‌نظیر بود. بدون هیچ تفسیر افزوده‌ای، باید به زیبایی و عمق این پیام آفرین گفت و آن را از ۱۱ منظر شایسته ستایش دانست.

صاحب‌خبر -

۱. ایجاز، گوهر بلاغت این پیام در نهایت اختصار ایراد شد؛ چه آنکه سخن پُرمعنا هرگز به درازا نمی‌گراید. کوتاهی آن، نه از سر کم‌گویی، که از اوج انسجام و پختگی محتوا سرچشمه می‌گرفت تا در اذهان نقش بندد و از هرگونه تطویل ملال‌آور پیراسته باشد.

۲. پرهیز از شعارزدگی توخالی کلامی نبود که در ورای جذابیت‌های سطحی، تهی از استدلال باشد؛ بلکه از شعار فاصله گرفت تا به «برنامه» و «جهت‌گیری عملی» بدل شود. این، نشان عقلانیتی است که شعار را پناهگاه اندیشه‌های نارس نمی‌داند.

۳. تواضع، رکن بزرگی این سخن از موضع قدرت مطلق و تکبر صادر نشد، بلکه از سر فروتنی یک رهبر دلسوز جاری گشت؛ همان تواضعی که نشانه حقیقی عظمت است و دلها را بی‌آنکه زور و اجباری در کار باشد، همراه می‌سازد. ۴. رهبری فراگیر ملی این پیام، صریحاً مرزهای گروهی را درنوردید و ثابت کرد که چتر رهبری، تمامی جامعه ایران را در بر می‌گیرد؛ فارغ از اینکه مخاطب، در کدام خیابان یا با کدام عقیده ایستاده است.

این نگاه، بنیان وفاق ملی را استحکام می‌بخشد و شکاف‌های ساختگی را بر نمی‌تابد. ۵. تکیه بر آزادی و تفکیک قوا این موضع‌گیری بر دو ستون بنیادین مردمسالاری استوار بود: «آزادی مسئولانه» و «اصل تفکیک قوا». بدین‌ترتیب، نه تنها به حقوق شهروندی احترام گذاشته شد، بلکه معماری حقوقی کشور نیز پاس داشته شد تا هیچ قوایی نه بر دیگری سلطه یابد و نه در وظایف ذاتی خود گرفتار تزاحم شود.

۶. شفافیتی بی‌پیرایه سخن از ابهام و ایهام به دور بود؛ نه کلی‌گویی خوش‌آیند سطحی داشت و نه دوپهلوگویی که راه سوءبرداشت را بگشاید. این وضوح بی‌نظیر، ضامن اعتماد عمومی و مانع هرگونه تفسیر خودسرانه در آینده شد. ۷. مسئولیت‌پذیری جمعی پیام، مبتنی بر خرد جمعی بود و با تأکید بر رأی اکثریت مردم در انتخاب رئیس‌جمهور، همه اجزای نظام را در برابر سرنوشت کشور سهیم و مسئول دانست. این یعنی حرکت در چارچوب دموکراسی نهادینه، نه تصمیم‌گیری شخصی و تک‌نمایانه.

۸. حسن ظن راهبردی برخلاف جریان‌های شتاب‌زدهای که حتی اگر بعدها واقع‌بین از آب درآیند، همواره به تخریب می‌گرایند، این پیام به نیت خوب دولت اشاره داشت و آن را پیش‌فرض گفتگو قرار داد. این رویکرد، فضای تعامل و همکاری را جایگزین فضای اتهام و دوقطبی ستیزه‌جویانه ساخت.

۹. دولت پاسخگو و تربیت پیامدگرا در این راستا، دولت نه تنها به وظایف خود ملزم شد، بلکه در چارچوب «تربیت پیامدمحور»، پاسخگویی را به‌مثابه یک اصل فراگرفت؛ یعنی به جای بخشش‌های بی‌ضابطه، زمینه برای یادگیری جمعی از نتایج اقدامات فراهم شد تا هر تصمیمی، پژواک مسئولیت‌آفرین خود را بیابد.

۱۰. توانمندسازی مردم برای آزمونی دوباره به جای تحمیل و تعیین تکلیف از بالا، میدان برای مردم گشوده شد تا خود، بار دیگر بیازمایند و بیاموزند. این، نهایت اعتماد به بلوغ اجتماعی است؛ که جامعه را موجودی منفعل نمی‌بیند، بلکه کنشگری فعال و صاحب‌اختیار سرنوشت خویش می‌داند.

۱۱. برتری منفعت جمع بر انتقام مشروع سرانجام، کلام رهبری از هرگونه ادبیات ایدئولوژیک خشک و کلیشه‌ای پیراسته بود و با ترجیح مصلحت پایدار همگانی بر کامروایی آنی انتقام، خرد جمعی را بر احساسات فردی حاکم کرد. این، اوج دوراندیشی است که می‌داند حفظ کیان جامعه، بسی والاتر از طعم تلخ و شیرین قصاص است. این پیام، در عین وفاداری به اصول، گشودگی بی‌سابقه‌ای را به نمایش گذاشت؛ پیامی که نه تنها در بستر تاریخی تفاهم دو کشور، بلکه در افق آینده‌نگری راهبردی، می‌تواند الگویی برای مدیریت خردمندانه تعارض‌ها و اعتمادسازی نهادی باشد. چنین رویکردی، شایسته تأمل و تکریم صاحبنظران و عموم جامعه است.

**عضو انجمن ایرانی روابط بین الملل