شناسهٔ خبر: 78615015 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

شكوهِ ايستادگي

علي ربيعي

صاحب‌خبر -

نگاهي تاريخي به يك توافق
فراتر از زمان حال با ارزيابي توافق اخير ايران و ايالات‌متحده امريكا، در قاب تنگِ «زمان حال» يا حتي محدود به «يك سال اخير»  بخش مهمي از معناي آن ناديده گرفته مي‌شود. براي درك عمق اين دستاورد بايد آن را در بستر تاريخي‌ اين كشور بررسي كرد. تاريخي كه از امپراتوري‌هاي از دست رفته تا تحريم‌هاي 40 ساله، پيوسته ايران را به آزموني سخت كشانده است. براي فهمِ دقيق اين نقطه عطف، بايد به طول تاريخ ايران نگريست؛ سرزميني كه پس از دوره‌اي درخشان از تمدن و قدرت جهاني، آماجِ كشورگشايي‌ها و هجوم‌هاي پياپي قرار گرفت و به جز يك مقطع كوتاه تاريخي كه تا دوران نادر در چند جنگ به پيروزي رسيد، در نبردهاي متعدد از توان آن كاسته شد و سال‌هاي طولاني به درون خود تبعيد شد. به تعبيرِ «محمدعلي اسلامي ندوشن»، «احساس تنهايي» همواره روح ايران را خنجر مي‌زد: از دست دادن نقاط بسياري از خاك وطن از جمله هرات و داغِ جدايي پاره‌هاي تنِ وطن در تركمانچاي و پس از آن در منطقه آرارات، حتي استاني كه در كتاب‌هاي دبيرستان ما بود اما جدا شد. زخم‌هايي كه پي‌درپي بر پيكر وطن وارد مي‌شد و بر حافظه تاريخي ما نشسته است. اما اين‌بار، داستان متفاوت روايت شد.
پايانِ روياي كوچك‌سازي ايران: در دو جنگ اخير، ايران با يك دشمن متعارضِ معمولي روبه‌رو نبود، بلكه روياروي بزرگ‌ترين قدرت سياسي، اقتصادي و نظامي جهان با همراهي رژيم شرور، تروريستي و پركينه صهيونيستي ايستاد. همان مدعيانِ «آزادي» 
-به همراهي عده‌اي كه با رويافروشي و وعده سلطنت بر خون مردم را فريب دادند- در ميانه جنگ، نقاب از چهره انداختند و به صراحت اعتراف كردند كه هدف‌شان نه «دموكراسي و آزادي»، بلكه به چنگ آوردن نفت و كوچك‌ كردنِ جغرافياي ايران بود، درنهايت ناكام ماندند.
ايستادگي در برابر پيش‌بيني سقوط: بسياري از كشورهاي جهان، حتي برخي از كشورهاي به ظاهر دوست و تحليلگران، روزشمار سقوط ايران را آغاز كرده بودند. اما حقيقتِ ماجرا آنجاست كه ايران ايستاد و شكست نخورد. با وجودِ داغِ جان‌سوزِ شهادتِ رهبر شهيد و فرماندهان و جمعي از فرزندان پاك وطن

نهادينه ‌شدنِ قدرت در ساختار ايران باعث شد تا نه تنها فرو نريزد، بلكه مقاومت كند. با چنين نگاه تاريخي است كه مي‌توان ارزش اين مقاومت را درك كرد و به عمق اين دستاورد پي برد. شكست و پيروزي در چنين جنگ‌هايي را برخي ساده‌انگارانه تحليل مي‌كنند و با فهمي نادرست، مفهوم واقعي پيروزي را درك نمي‌كنند.
معناي واقعي پيروزي: آنها آمده بودند نظام خود را حاكم كنند، نفت را با نفتكش‌هايشان ببرند و ايران را ناتوان و كوچك كنند. پيروزي، همين است كه آنها نتوانستند به اين اهدافِ حداكثري برسند. كساني كه از بيرون به ايران نگاه مي‌كنند، اين معنا را به ‌خوبي درك مي‌كنند. براندازان جنگ‌طلب تكليف‌شان روشن است، اما تاسف‌آور است كه عده‌اي نه‌تنها به جشن اين پيروزي نمي‌نشينند، بلكه همچنان بذر شك و ترديد مي‌پاشند.
پيوند ميدان و جامعه: با نگاهي دقيق‌تر مي‌توان دريافت چه عامل مهمي اين مقاومت را ممكن كرد: پيوند توان نظامي، يا به تعبير ديگر «ميدان»، با جامعه‌اي كه از برخي مطالبات خود گذشت، زخم‌ها را فراموش كرد و حتي بخشي از همين جامعه زير بمب‌ها به خيابان آمد. بخش ديگري از جامعه نيز در زماني كه زير بمباران رواني رويافروشان قرار داشت و فراخوان همراهي با دشمنان داده مي‌شد، به خيابان نيامد و با سكوت و عدم همراهي خود، يك «نه» بزرگ به دشمنان گفت. اين انسجام، همان‌جايي است كه شكاف ميان مردم و حاكميت را كه دشمنان با ميلياردها دلار سرمايه‌گذاري روي آن حساب كرده بودند، پر كرد. يكي ديگر از عواملِ كليدي اين پايداري، نقش‌آفريني «دولت» به مثابه «لولاي ميدان و جامعه» بود، دولت با تلاشي خستگي‌ناپذير، وظيفه مراقبت همزمان از «ميدان» -كه دفاع از امنيت و تماميت ارضي را برعهده داشت- با جامعه (و حفظ تاب‌آوري آن) را به خوبي به انجام رساند.
توافقي كه حاصل انسجام ايرانيان است: آنچه را كه امروز رييس‌جمهور ايالات‌متحده -همان كه ميثاق قبلي را لغو و بي‌اثر كرده بود- در كنار امضاي منتخب ملت ايران امضا كرد، نشان از هوش و انسجام ايرانيان دارد. اين دستاورد فرزندان همين سرزمين است؛ همان فرزنداني كه با نثار خون خود، با تحمل رنج و سختي و با به خطر انداختن آبروي خويش، اين پيروزي را رقم زدند.
حافظه تاريخي ملت: ارزش اين دستاورد زماني بيشتر نمود پيدا مي‌كند كه به ياد آوريم، چهل سال تحريمِ فلج‌كننده براي به سختي افكندن ايرانيان با قصد به شورش كشاندنِ اين مردم طراحي شده بود. در اين ميان، سوابق همان كساني كه امروز ارزش اين پيروزي بزرگ را ناديده مي‌گيرند و كام اين ملت را تلخ مي‌كنند نشان مي‌دهد كه در گذشته نيز همواره تحريم را نفي كرده و مقصران را مخالفان سياسي خود معرفي مي‌كردند. همه اينها در حافظه تاريخي ملت ايران ثبت خواهد شد.
چشم‌انداز آينده: سرآغازي براي ايران نوين: اين پيروزي، ثمره خونِ پاك‌ترين فرزندانِ اين سرزمين و تصميمات حكيمانه رهبري است. اكنون زمانِ آن است كه اين «دفاعِ پيروزمندانه»، به يك «پيشرفتِ ملي» تبديل شود. اين توافق مي‌تواند سرآغازي باشد براي «ايران نوين»؛ ايراني كه تنها به فكر بازسازي اقتصادي نيست، بلكه با بازسازي اجتماعي و پيوندِ دوباره با متنِ جامعه، ميثاق‌هاي نوين و پايداري را بنا مي‌نهد. تاريخ ايران، تاريخِ ايستادگي در برابرِ هجوم‌هاست و اكنون، زمانِ آن است كه از اين خاكريزِ پيروزمندانه، به سمتِ افق‌هاي آباداني عبور كنيم.