صاحبخبر - ترامپ وعده و امید داد، اغوا کرد، رجز خواند، لشکرکشی کرد، تهدید کرد و تهدیدش را اجرایی کرد، زد، کشت، ویران کرد و مست شد و بیشتر طلب کرد:
خواست ما را به عصر حجر برگرداند
خواست زیرساختهای ما را ویران کند
خواست جزیره خارک را اشغال کند
خواست کنترل نفت را به دست بگیرد
خواست یک انفجار نورانی ایجاد کند
خواست رژیم تغییر دهد
خواست الگوی ونزوئلا را تکرار کند
خواست اورانیوم بدزدد
خواست موشک و نیروی دفاعی نداشته باشیم
و بسیاری خواستها و آرزوهایش را صریحاً بیان کرد
نتوانست
خواست اما نتوانست
و وقتی فهمید که نمیتواند
و وقتی فهمید هزینه این جنگ بیش از منافعش هست
تکبرش و ابرقدرتیاش و تمام تصریحات و زر زر کردنهای سابقش مانع از بازگشتش نشد
و عملاً گفت غلط کردم و فرمان را برگرداند و در کاخ ورسای تفاهمنامه را امضا کرد.
این درسی است برای همه ما و برای همه حکمرانان و برای همه نظامهای حکمرانی؛ قدرتمندترین شخص دنیا وقتی فهمید نمیتواند، عقب نشست و مانند اسلافش در جنگ ویتنام اصرار بیجا نکرد و به نظرم این درس بزرگی است در حکمرانی برای همه اندیشمندان.
ترامپ مجمعالرذائل است اما این فضیلت را دارد که وقتی تابآوری شگفتآور ایران و ایرانیان را دید و فهمید نمیتواند غلط زیادی بکند و شکر زیادی بخورد، از تصمیمش بازگشت و شکرخوری را ادامه نداد و بر اشتباهش اصرار نکرد.
یکی از اصول اصلی حکمرانی شناخت «توانستنها» و «نتوانستنها» است؛ شاید در تحلیل و ارزیابی اولیه اشتباه ایجاد شود و تصور شود که «میتوانند» اما بعد از عملیاتی کردن مشخص شود که «نمیتوانند».
اینجاست یکی از بزنگاههای حکمرانی و توانایی بازگشت از تصمیم و متوقف کردن هزینه. قدرتمندترین شخص در دنیا عملاً نشان داد که این فضیلت را دارد و برای من که میخواهم سر روی تن این خبیث نباشد، این درس بزرگی بود.
∎