شناسهٔ خبر: 78610421 - سرویس اقتصادی
نسخه قابل چاپ منبع: ایسنا | لینک خبر

پاسخ به شبهاتی درباره شهید بهشتی

سید علیرضا حسینی بهشتی - استاد دانشگاه تربیت مدرس - گفت: در ۴۵ سال گذشته درخصوص آرای اقتصادی شهید بهشتی اظهارنظراتی شده که ما باید آنچه به ایشان تعلق دارد و آنچه تعلق ندارد را جدا کنیم.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایسنا، سید علیرضا حسینی بهشتی در نشست سالانه بزرگداشت شهید آیت‌الله دکتر بهشتی در محل موسسه دین و اقتصاد با موضوع «عقلانیت اقتصادی از دیدگاه شهید بهشتی» اظهار  کرد: در ۴۵ سال گذشته درخصوص آرای اقتصادی شهید بهشتی اظهارنظراتی شده که ما باید آنچه به ایشان تعلق دارد و آنچه تعلق ندارد را جدا کنیم.

وی افزود: یکی از شبهاتی که مطرح شده این است که معضلات اقتصادی جامعه ما ناشی از نظام اقتصادی است که در آغاز شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی توسط کارگزاران حکومت اسلامی طراحی شده و آن کارگزاران و بنیان‌گذاران این نظام تحت تاثیر القائات چپ سوسیالیستی و مارکسیستی بودند. آنچه که ما طی سالهای بعد دیدیم بخصوص در تبیین قانون اساسی کشور بیش از هر چیز تحت این القائات صورت گرفته است.

این شبهه را که می‌گویند بنیان‌گذاران انقلاب از خودشان مبنای اقتصادی نداشتند رد می‌کنم

استاد دانشگاه تربیت مدرس خاطرنشان کرد: حتی این حرف گفته می‌شود که آن بنیان‌گذاران از خودشان مبنای اقتصادی نداشتند و آنچه در آن زمان در گفتمان‌های چپ سوسیالیستی و مارکسیستی بوده را اخذ و در قالب قانون اساسی و قوانین بعدی تدوین و ابلاغ کردند. بخصوص در دهه نخست پس از پیروزی انقلاب، شاهد حاکمیت این طرز تفکر بودیم.

بهشتی با بیان اینکه شبهه دوم این است که آن نظام اقتصادی بر مبنای معارف غیرعلمی شکل گرفته بود، تاکید کرد: بر مبنای این شبهه بنیاد و ترتیبات و اهدافی که برای رسیدن به وضعیت مطلوب تعیین کرده بودند هم ذاتا محکوم به شکست بود و هم گذشت زمان بخصوص فروپاشی بلوک شرق اثبات کرد که آن دیدگاهها قابلیت اعمال در جامعه را نداشته است.

این استاد دانشگاه گفت: شبهه سومی که در این رابطه مطرح می‌شود این است که اگر ما می‌خواهیم کشور را از بحران‌های اقتصادی موجود رها کنیم تنها راه حل این است که از ایدئولوژی‌زدگی خود را برهانیم و به علم اقتصاد و روایت نئولیبرالی که در سند اجماع واشنگتن مطرح شده نظام را هدایت کنیم.

وی با بیان اینکه مقصود ما پرداختن به نیت مطرح‌کنندگان این شبهات نیست و صرفا به این شبهات می‌پردازیم، افزود: در سند اجماع واشنگتن ۱۰ فرمان معروف وجود دارد و یادآوری می شود پژواک اینها را طی دهه‌های اخیر شنیده‌ایم که می‌گویند علم اقتصاد در تمایز با ایدئولوژی مطرح شده است.

علیرضا بهشتی ۱۰ فرمان سند اجماع واشنگتن را برقراری نظم مادی، بازآرایی مخارج کنونی، اصلاح نظام مالیات به صورتی که با اهداف سازگار شود، آزادسازی نرخ بهره، برقراری نرخ ارز رقابتی، آزادسازی تجاری، آزادسازی سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، خصوصی‌سازی، مقررات‌زدایی و احترام به حقوق مالکیت دانست و گفت: این ۱۰ مورد به عنوان اهداف این سند مطرح شده است. بر این اساس امروزه زیاد می‌شنویم حتی کسانی با دغدغه‌های دینی نسبت به وضعیت کشور انتقاد دارند که باید به این سمت حرکت کرد. می‌گویند اگر ما موفق شویم این ۱۰ فرمان را نهادینه کنیم مشکلات اقتصادی کشور حل می‌شود، زندگی مردم سامان می‌گیرد و ما در جاده توسعه اقتصادی قدم می‌گذاریم.

بعد از انقلاب طراحی اقتصادی دگرگون شد

وی تاکید کرد: نمی‌خواهم وارد مسائل جزئی تر شوم اما لازم است در پاسخ به این سه شبهه توجه کنیم که این شبهات در بستر مغالطه‌هایی شکل گرفته است. یکی از این مغالطه‌ها این است که نظام اقتصادی جمهوری اسلامی پس از دهه اول اساسا از طرح اقتصادی بنیان‌گذاران منحرف شده است. در حالی که ما نمی‌توانیم تقصیر هر نابسامانی که داریم را به گردن بنیان‌گذاران بگذاریم. چرا که که بعد از انقلاب اساسا طراحی اقتصادی دگرگون شده و یک نسخه ایرانی نئولیبرالی طراحی شده و باعث وضع موجود این نسخه نئولیبرالی است. این مغالطه را باید توجه داشت.

استاد دانشگاه تربیت مدرس یادآور شد: مغالطه دوم که باید به آن توجه کنیم این است که وقتی می‌گوییم آن موقع گفتمان چپ غلبه داشته، داریم بین دو مساله یک مغالطه به وجود می‌آوریم. در آن زمان اندیشه‌های نئولیبرالیستی در ایران و جهان توسط اندیشمندان مختلف دارای قوت بود. البته سوسیالیسم شرقی با سوسیالیسم اروپایی تفاوت‌هایی داشت که وارد موضوع نمی‌شوم اما اندیشه‌های دیگری در آن زمان راجع بوده است.

وی با بیان اینکه هر دیدگاه، نظریه و مکتبی وقتی می‌خواهد محتوای خودش را معین کند یکی از کارهایی که انجام می دهد این است که تمایلات و مرزبندی خود را با گفتمان‌های زمان خود مشخص می‌کند، گفت: چیزی که «اسکینر» مطرح می‌کند یکی از راههای مشخص‌سازی یک گفتمان است. بنابراین طبیعی است که یک گفتمان و اندیشه وقتی می‌خواهد مطرح شود نسبت خود را با گفتمان‌های دیگر تعیین می‌کند.

علیرضا بهشتی اظهار کرد: جالب اینکه این اتهام که در افکار بنیان‌گذاران مطرح می‌شود شبیه آن را در آیات قرآن هم می‌بینیم. یعنی (کفار) پیامبر را متهم می‌کردند که چیز جدیدی نیاورده‌ای و این چیزهایی که می‌گویی همان‌هایی است که در یهود می‌گفتند. افسانه‌هایی ساخته شد که پیامبر متن آیات قرآن کریم را از فلان دانشمند مسیحی اخذ می‌کرده و آنها را بیان می‌کرده است. البته پیامبر بی‌توجه به گفتمان‌های معاصرخودش نبوده اما تمایز خودش را هم از این مسیر مشخص می‌کند. مثلا ماجرای تولد حضرت عیسی (ع) قبلا گفته شده بود اما روایتی که در قرآن می‌آید یک روایت متمایز است، یک جاهایی شباهت دارد و یک جاهای دیگری متفاوت است.

مدرس علوم سیاسی با اشاره به سند اجماع لندن در سال ۲۰۲۵  بیان کرد: مغالطه دیگری که باید به آن توجه شود این است که اساسا کارنامه نئولیبرالیسم و پیشنهاداتی که در بیانیه ۱۰ فرمان اجماع واشنگتن مطرح شده طی سالهای بعد از آن زیر سوال رفته است. در سال ۲۰۲۵ اسنادی به عنوان اجماع لندن منتشر شد و در آن اقتصاددانان مهم یک نقد بسیار اساسی و بنیادی را هم به لحاظ نظری و هم عملی در نظام‌های اقتصادی مطرح کردند. خلاصه این را سازمان تامین اجتماعی ترجمه کرده که اصل اول آن مطرح شده و دوستان در حال ترجمه و نشر کل کتاب هستند و منتظر نشر آن هستیم.

طنز روزگار اینکه مخالفان دیدگاههای چپ به تعابیر مارکس متوسل می‌شوند

وی یادآور شد: یکی دیگر از نقدهایی که مطرح شده این است فهرستی که در اولویت‌های اقتصادی سند واشنگتن مطرح شده ساده‌انگارانه بوده و در نهایت چیزی را مدنظر نداشت و پیامد آن فلج سیاسی است. مغالطه سومی که باید به آن توجه کرد اینکه این سلاح ایدئولوژیکی به تعابیر مختلفی مطرح می‌شود. طنز روزگار اینکه مخالفان دیدگاهای چپ به تعبیری متوسل می‌شوند که تعبیر مارکسیسم است. مارکس این ایدئولوژی را به عنوان مجموعه استدلال‌هایی که برای توجیه روابط و مناسبات قدرت به کار می‌رود مطرح می‌کند. یعنی یک ابزارتوجیه‌کننده قدرت است. من خودم وقتی برای تحصیل رفته بودم دیدم کسانی که در حوزه اندیشه سیاسی وارد می‌شوند آشنایی با ایدئولوژی‌های سیاسی را دنبال می‌کنند. اینها با ایدئولوژی سوسیالیسم، جمهوری‌گرایی، لییرالیسم و این اواخر نئولیبرالیسم آشنا می‌شدند. بنابراین ایدئولوژی معانی مختلفی دارد و اینکه ما تخطئه کنیم کلمه ایدئولوژی را صرفا به این دلیل که در آن زمان رایج بوده و اینکه تعمیم دهیم خودش یک نوع ایدئولوژی‌زدگی و برچسب‌زنی است.

به جای فریفته شدن در شبهات، راه درست شناخت آیت‌الله بهشتی را بیابیم

علیرضا بهشتی تاکید کرد: اگر منظورمان از ایدئولوژی مجموعه بایدها و نبایدهایی باشد که بر مبنای جهان‌بینی‌های مختلف مطرح می‌شود که از طریق یک فهم تحلیلی وضع موجود و ترسیم وضع مطلوب و شیوه رسیدگی به آن بخواهد در یک مجموعه منسجمی باشد نباید اینگونه فکر کنیم که بحث‌هایی به عنوان ایدئولوژی مطرح شده است. باید این ترس‌ها را کنار بگذاریم. هر گفتمانی در پشت خودش یک سری عقلانیت خاص خود را دارد. بنابراین به جای فریفته شدن توسط شبهات مغالطه‌آمیز، راه درست شناخت آیت‌الله بهشتی را بیابیم. راه درست برخورد علمی با آرای شهید بهشتی در آثار ایشان است. در حوزه اقتصاد و آرای اقتصادی چند اثر از ایشان مطرح شده و دو اثر هم در شرف انتشاراست که عناوین آن را ذکر می‌کنم. اثر اول درخصوص بانکداری، ربا و قوانین بانکی است و دو جلد هم درباره نظام اقتصادی در اسلام نوشته شده است.

این استاد دانشگاه تربیت مدرس با بیان اینکه قبلا یک بحث خلاصه شده درباره مالکیت در اسلام منتشر شده بود که ما این را با عنوان «مالکیت، کار و سرمایه» منتشر می‌کنیم گفت: جلد اول آن عبارت از موضوعاتی است که در دفتر حزب تهران مطرح شده در سال ۱۳۵۹ و به موازات آن در همان سال چند بحث فشرده در میان فضلای حوزه علمیه قم مطرح می‌شود که اینها مباحث بسیار جالبی هستند.

وی ادامه داد: جلد پنجم این مجموعه، صورت مذاکرات ایدئولوژی است که در دفتر شماره ۲ حزب برگزار می‌شده است. در آن زمان حجت‌الاسلام محسن دعاگو اداره آن را بر عهده داشتند. افراد زیادی در آن جلسات به عنوان صاحب نظر شرکت کردند و از افراد زیادی دعوت می‌شدند که برخی می‌پذیرند و برخی نمی پذیرند. آقای دکتر نمازی، جاسبی، نوربخش و مولایی هستند که مباحث زیادی را مطرح می‌کنند. همچنین برخی صاحب نظران حوزوی در آن جلسات حضور داشتند. مرحوم گلزاده غفوری هم به دلایلی رد می‌کنند. اینها مباحث بسیار جالب توجهی است.

از نظر بهشتی اسلام دین فطرت‌پذیر است

علیرضا بهشتی اظهار کرد: شهید بهشتی در همه مباحث یک اصل داشت و آن اینکه اسلام دین فطرت‌پذیر است. یعنی فطرت انسانها اسلام را می‌پذیرد. این نکته مهم است برای اینکه تمام استدلال‌ها پیش از ورو د به مباحث دینی شکل می‌گیرد. اینها استدلال‌های پیشاگیری هستند. هرکس با منطق فکری چه چیزی را می‌تواند بپذیرد؟ این چیزی است که ما به عنوان مباحث عقلایی مطرح می کنیم. بخصوص وقتی با تنظیم روابط و ترتیبات اجتماعی سر و کارداریم. ما بین امر عقلانی و امر عقلایی هستیم. امر عقلانی مثل این است که وقتی می‌گویند چرا به اسلام اعتقاد داریم ما استدلال خود را می‌آوریم و توضیح می‌دهیم که به چه دلیل مسلمان هستیم و به چه دلیلی شیعه هستیم. اینجا از امر عقلانی صحبت می کنیم.

وی با بیان اینکه امر عقلایی با امور اجتماع سر و کار دارد گفت: صحبت از امر عقلایی می‌کنیم گزاره‌هایی را روی میز می‌گذاریم که حدس می‌زنیم برای دیگران هم قابل پذیرش است. اساسا اداره اجتماع هم در بحث عقلایی است. اینکه چه تبعاتی در فهم امر سیاسی و حکومت و چه پیامدهایی دارد، من وارد آن نمی‌شوم.

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: من به روش دکتر بهشتی توجه می کنم. در جلسه سوم یا چهارم مرحوم مطهری و جلسه پنجم  مرحوم علامه طباطبایی وارد بحث می‌شوند. در جلسه چهارم شهید بهشتی می‌گویند به منطق فطرت رجوع کنیم این همان بحثی است که درباره معروف و منکر می‌پردازیم. قرآن بر همین اساس است که اصلا بیاید اسلام را به عنوان ترویج‌دهنده معروف‌ها و مبارزه با منکرها بستاید. در این بحث هم می‌گوییم بایستی سراغ منطق فطرت برویم. شهید بهشتی در ادامه می‌گویند نظر من علی‌القاعده بر این است که در این مسائل به یک عالم اسلامی مراجعه شود، او می تواند مطالعه کند و پاسخ دهد. بعد به یک روانشناس می‌گویند نظر شما در اینباره چیست او هم مطالعه می کند و نظر خود را می‌دهد. بعد به یک پزشک امراض زنان مراجعه کنند و او هم نظر بدهد.

عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی در تبیین دیدگاه پدرش درباره نظام اجتماعی گفت: اما یک وقتی است که می‌خواهید دستورالعمل و نظام اجتماعی را برای مردم تبیین کنید. در این زمان نه فقیه، نه پزشک، نه کارشناس امور اجتماعی نمی‌تواند پاسخ دهد. شورا باید تصمیم بگیرد، شرایط عضویت در این شورا این است که شرکت‌کنندگان خودفروخته نباشند. دوم اینکه مورد اعتماد باشند و روی هوا و هوس سخن نگویند. سوم صاحب نظرباشند و چهارم زبان یکدیگر را بفهمند. این خیلی مهم است. اگر شورایی تشکیل شود که پزشک‌اش زبان فقیه زمان‌اش را نمی‌فهمند و فقیه‌اش هم زبان پزشک را نمی‌فهمد این دیگر شورا نیست.   ایشان می‌گوید نظر افلاطون این است که در بشر یک نوع زمینه‌های فطری است که بایدهای اخلاقی را بیان می‌کند. بنابراین لازم نیست بگوییم خدا. ما آنها را قبل از خدا مطرح می‌کنیم.

نهادها اگر ناعادلانه باشند باید برچیده شوند

وی اظهار کرد: در ادامه بحث می‌گوید این بایدها و نبایدها را چه چیزی تعیین می‌کند؟ معلوم می‌شود باید و نباید کننده خود بشر است. بعد می‌گوید این بحث اعتباریاتی است که آقای طباطبایی دارد.   در ادامه به یک سری بایدهای حقوقی، اخلاقی و اعتباری می‌رسیم.  بعد از آن می رسم به اینکه تفکیکی قائل شویم بین علم اقتصاد از مکتب اقتصاد. می‌گویند مساله ایجاد شرایط عینی برای اخلاق است. پس ما داریم می‌رویم به سمت اخلاق. این نه به آن معناست که اقتصاد نقش مهمی ندارد، مهم است اما عامل اصلی این است که انسان دارای عدل و عدالت است، لذا نظام دارای عدل و عدالت بسازیم. عدالت نخستین فضیلت نهادهای اجتماعی است. نهادها اگر ناعادلانه باشند باید برچیده شوند. هدف نظام اسلامی برقراری عدالت اجتماعی است.

استاد دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به بحثی که شهید بهشتی در بهار سال ۱۳۴۹ مطرح کرده است گفت: آنجا می‌گوید چه مکتب اقتصاد و چه علم اقتصاد درباره رابطه‌های حقوقی بحث می‌کند. مکتب آنچه باید در اقتصاد باشد را می‌گوید و علم آنچه را هست تحلیل می‌کند. پس رابطه بین علم و مکتب را باید از این زاویه بررسی کرد.

بهشتی ادامه داد: از نگاه آیت‌الله بهشتی زیربنای نظام اقتصادی اسلام از چند اصل تشکیل می‌شود که من می شمارم؛ یک انسان موجودی است خودخواه که به دنبال خواسته خودش حرکت می کند. انسان خواست‌های عمومی مثل خوراک و پوشاک دارد. دوم اینکه انسان موجودی است مصالحه‌جو. سوم انسان خواسته‌های عاطفی و خانوادگی و همدردی دارد. چهارم در زندگی انسان‌های معمولی یک سری خواسته‌های دیگر هم هست که ممکن است درجه دوم باشد اما پیدا شده مثل خواسته‌های هنری. خواست پنجم هم امری است که از طبیعت انسان نشأت می گیرد. وقتی انسان چیزی را ساخت به طور طبیعی آن را از آن خود می‌داند. از نظر اسلام کسی که ابزار تولید را ساخت و پرداخت مالک این ابزار تولید شناخته می‌شود و حق بهره‌برداری از این ابزار تولید را دارد. خواه خودش استفاده کند خواه به صورت اجاره در اختیار دیگری قرار دهد.

وی با بیان اینکه از دیدگاه شهید بهشتی مالکیت به صورت مستقیم و غیرمستقیم به کار مربوط شود یعنی ارزش محدود به کار است تاکید کرد: از نظر اسلام بدون کار، نه به صورت مستقیم و نه غیرمستقیم اصلا مالکیت معنی ندارد. بنابراین زمین مال کسی نیست. اقتصاد اسلامی ما اقتصادی است که دو بعد آزادی و نفی استثمار را با هم دنبال می‌کند.

این استاد دانشگاه با اشاره به دو نمونه کاربردی درخصوص آرای اقتصادی دکتر بهشتی گفت: شهید بهشتی می‌گوید درباره زمین نظرات مختلف است. این دیدگاه که اگر کسی زمین را آباد کرد مالک زمین می‌شود و حق انتفاع دارد. دیدگاه دیگر اینکه اگر مالک شود و سه سال از آن بهره برداری نکرد دیگران می‌توانند صاحب شوند. بنابراین از نظر اسلام هم مالکیت اموال غیرمنقول، هم مالکیت اموال غیرمنقول و هم مالکیت ابزار داریم. ولی درخصوص زمین بهتر آن است که بگوییم انسان مالک زمین نیست. اگرچه آن را آباد کرده و روی آن ساختمان بنا کرده باشد، مالک زمین نمی شود ولی مالک ساختمان می‌شود. وقتی ساختمانش خراب شد نسبت این زمین با او و دیگران یکی است. در ابتدای انقلاب هم این موضوع خیلی مورد بحث قرار گرفت و سه نفر مامور شدند که لایحه‌ای در این زمینه تدوین کنند و امام گفتند اگر این سه نفر در این زمینه نظری بدهند من می‌پذیرم.

علیرضا بهشتی ادامه داد: ما تصورمان این است که وقتی می‌گوییم کسی صاحب زمین نمی‌شود حرف‌های چپ زده است اما در خیلی از نظام‌های سرمایه‌داری مثل استرالیا، بریتانیا و کانادا هم اینگونه است. وقتی این مسائل را مطرح می‌کنیم داد و فریاد به هو ا می‌رود که شما می‌خواهید اصول مارکسیستی را مطرح کنید.

از نظر بهشتی نباید اسم جبران تورم را سود بگذاریم

وی درباره سایر نظرات اقتصادی شهید بهشتی یادآور شد: درباره سود سرمایه بازرگانی می‌گوید نباید اسم جبران تورم را سود بگذاریم؛ واقعا هم سود نیست. سود خالص سرمایه‌ی غیرتولیدی و غیرمستغلاتی مثل ربا است و از نظر اقتصادی فرقی با ربا ندارد. آن مقدار که مربوط به حق‌الزحمه خدماتی است اصلا سود بازرگانی است و عیبی ندارد. آن بخشی هم که مربوط به جبران تورم است ایرادی ندارد. اما به هیچ عنوان کسی نباید فکر کند می‌تواند سود گزاف ببرد. سود گزاف خلاف نصوص اسلام است. این به آن معنا نیست که یک بازرگان که طبیعتا زندگی‌اش اقتضائاتی دارد چیزی برای خودش در نظر نگیرد. مثلا از یک بازرگان می پرسیدند شما برای اداره زندگی چقدر نیاز دارید می‌گفت ۱۰ هزار تومان، می‌گفتند خیلی خوب این ۱۰ هزار تومان از آن تو. مازاد بر آن دیگر توجیه ندارد. این همان بحث اعتماد به سرمایه اجتماعی است.

بهشتی بیان کرد: ما با واقعیتی درباره مرحوم دکتر بهشتی مواجهیم و آن اینکه در مقایسه با اندیشه‌های زمان خودش بسیار پیشروتر بود. مختصاتی که مرحوم بهشتی درخصوص مباحث اقتصادی و محدودیتهای مالکیت بیان می‌کند یا آنجا که صحبت از افزایش قابلیت‌ها در شهروندان می‌کند و در اصل ۴۳ بر آن تاکید دارد می‌بینیم که با یک فاصله ۱۰ ساله بحث مباحث توسعه انسان توسط اندیشمندان مطرح می شود که سالیانه آن را منتشر می‌کنند.

این استاد دانشگاه با اشاره به چاپ آخر کتاب «رالز» گفت: این ادعایی که در پیشرو بودن آثار دکتر بهشتی دارم را در این مقایسه با کتاب رالز توضیح می‌دهم. رالز می‌گوید بازنگری دیگری که خوش داشتم در بازنگری کتاب به آن بپردازم این است که طرفداردولت رفاه نیستم ولی به مساله احترام به مالکیت اعتقا دارم. این دو ایده کاملا متفاوت از یکدیگر است.

وی تصریح کرد: ایده مالکیت دموکراسی آن است که همه شهروندان را در موقعیتی قرار دهد  که از پس همه کارهای خود برآیند و در شرایط برابر قرار گیرند. ما به هیچ وجه نمی‌خواهیم دولت و سرمایه‌گذار بخش خصوصی کارگزار اصلی اقتصاد شوند. شهید بهشتی می‌گوید ما می‌ترسیم از اینکه دولت یک کارفرمای بزرگ شود. همه کسانی که مایل هستند بدون اینکه مورد استثمار قرار گیرند اقدام به تولید کنند این کار را انجام دهند.

مدرس علوم سیاسی با بیان اینکه به جای برچسب‌زنی‌های رایج مبنی بر اینکه بهشتی چپ‌زده بود به آثار و مکتوبات ایشان مراجعه کنیم گفت: فکر می‌کنم اگر ما این شیوه عقلانی را در جامعه نهادینه کنیم بزرگترین تضمین برای این خواهد بود که جامعه در آینده به سوی توسعه همه‌جانبه و پایدار بر مبنای عدالت پیش برود.

انتهای پیام