به گزارش خبرگزاری تسنیم از سنندج، گزارش هشتم خردادماه این رسانه با عنوان «سرطانِ بیدارو در کردستان؛ بیماران سرگردانند» با هدف زیر سؤال بردن نظام سلامت یا ایجاد تشویش اذهان عمومی منتشر نشد؛ بلکه تلاشی بود برای بازتاب صدای بیمارانی که در حساسترین روزهای زندگی خود، میان داروخانهها، نسخهها، تماسهای مکرر و جستوجو برای یافتن یک داروی حیاتی سرگردان هستند.
انتشار این گزارش با واکنش گسترده افکار عمومی و حتی تأیید تلفنی و غیررسمی برخی فعالان حوزه دارویی همراه شد. حال دانشگاه علوم پزشکی کردستان در جوابیهای مفصل تلاش کرده است با استناد به مشکلات ملی، تحریمها، محدودیتهای ارزی و فرآیندهای کشوری، بخشی از دغدغههای مطرحشده را توضیح دهد؛ اما این پاسخ بیش از آنکه به پرسشهای بیماران جواب بدهد، توجیه و تکرار واقعیتهایی است که همه از آن اطلاع دارند!
هیچکس منکر مشکلات ملی نیست؛ سؤال این است که سهم مدیریت استانی چیست؟
هیچ رسانه منصفی ادعا نکرده که کمبود دارو صرفاً مختص کردستان است یا دانشگاه علوم پزشکی به تنهایی مسئول تحریمها و سیاستهای ارزی کشور است. اما آیا همین موضوع، مسئولیت مدیران استانی در مدیریت بحران، پیگیری مستمر سهمیهها، اطلاعرسانی شفاف و حمایت از بیماران را ساقط میکند؟
اگر مشکل کشوری است، انتظار میرود مسئولان استان نیز به همان اندازه برای کاهش آثار این بحران بر مردم تلاش کنند و نتیجه این تلاشها را با شاخصهای قابل اندازهگیری ارائه دهند، نه اینکه صرفاً به بیان دلایل کمبود بسنده کنند. اگر آنها هم دنبال طرح مشکل هستند، پس مسئولیت رفع مشکل با چه کسی است؟
بیمار سرطانی با «توجیه» درمان نمیشود
در جوابیه آمده است که بخشی از کمبودها ناشی از مشکلات واردات، محدودیتهای ارزی و سیاستهای کلان کشور است. این گزاره شاید از نظر مدیریتی درست باشد، اما از نگاه بیماری که باید امروز داروی خود را مصرف کند، چه تغییری ایجاد میکند؟
بیمار سرطانی و خانواده او درگیر تحلیل زنجیره تأمین نیستند؛ آنها تنها یک مطالبه دارند: داروی مورد نیاز باید در زمان مناسب و با قیمت مصوب در دسترس باشد. هر پاسخ دیگری، حتی اگر از نظر اداری صحیح باشد، نمیتواند جای خالی داروی موجود روی قفسه داروخانه را پر کند.
آیا نبود دارو در داروخانه و وجود آن در بازار آزاد، مستند نیست؟
دانشگاه علوم پزشکی در بخشی از جوابیه، طرح موضوع بازار سیاه را فاقد مستندات دانسته و خواستار ارائه سند رسمی، پرونده قضایی یا گزارش قابل استناد شده است.
اما پرسش اساسی اینجاست؛ بیماری که ماهها با سرطان مبارزه میکند، تحت فشار روانی و مالی قرار دارد و با هزاران زحمت داروی مورد نیاز خود را از هر طریقی تهیه میکند، آیا توان و فرصت تشکیل پرونده، جمعآوری مستندات و ورود به فرآیندهای اداری و قضایی را دارد؟
واقعیت میدانی این است که وقتی یک دارو در شبکه رسمی یافت نمیشود اما همان دارو با قیمت بالاتر و از مسیرهای غیررسمی قابل تهیه است، این خود زنگ خطری جدی برای متولی این حوزه و دستگاههای نظارتی است. اگر ارادهای برای برخورد وجود داشته باشد، رصد منشأ این داروها و شناسایی مسیر خروج آنها از شبکه رسمی، بیش از هر چیز در حیطه وظایف نهادهای مسئول قرار دارد، نه بیماران.
سامانههای نظارتی زمانی معنا دارند که بیمار مجبور به استفاده از آنها نشود
اشاره به سامانه «تیتک»، شماره 190 و کارگروههای نظارتی اقدامی مثبت است، اما پرسش اینجاست که اگر این سازوکارها به شکل مؤثر عمل میکنند، چرا همچنان گزارشهای مکرر از کمبود برخی اقلام حیاتی و مراجعه بیماران به چندین داروخانه وجود دارد؟
وجود سامانه نظارتی زمانی ارزشمند است که نتیجه آن در میدان عمل احساس شود و بیمار برای یافتن داروی حیاتی خود، ساعتها در سطح شهر و میان مراکز مختلف سرگردان نباشد.
تفاوت میان «کمبود مقطعی» و «رنج مستمر بیمار» از نگاه مردم
دانشگاه علوم پزشکی بر تفاوت میان «کمبود مقطعی» و «فروپاشی نظام تأمین دارو» تأکید کرده است. این تفکیک از منظر مدیریتی قابل بحث است، اما برای بیماری که شیمیدرمانی او به دلیل نبود یک قلم دارو به تعویق میافتد یا دارو را با قیمت گرانتر در بازار تهیه میکند، همین کمبود مقطعی میتواند پیامدهای جبرانناپذیری داشته باشد.
در حوزه درمان سرطان، تأخیر چندروزه یا چند هفتهای در تأمین دارو، صرفاً یک اختلال اداری نیست؛ بلکه موضوعی است که مستقیماً با جان انسانها گره خورده است.
رسانه مطالبهگر است، نه متهم
در پایان جوابیه از رسانهها خواسته شده پیش از انتشار گزارشهای حساس، دیدگاه متولیان را نیز منعکس کنند. این مطالبه قابل احترام است، اما انتظار میرود مسئولان نیز به همان اندازه نقد رسانهها را فرصتی برای اصلاح بدانند، نه توجیهگری و تلاش برای دفاع صرف از عملکرد دستگاهها.
رسالت رسانه، بازتاب صدای مردم و طرح مطالبه عمومی است؛ بهویژه زمانی که پای بیماران خاص و سرطانی در میان باشد. سکوت در برابر رنج این بیماران، نه مسئولانه است و نه اخلاقی.
پاسخ اصلی هنوز داده نشده است
پاسخ دانشگاه علوم پزشکی کردستان هرچند حاوی توضیحاتی درباره فرآیند ملی تأمین دارو و محدودیتهای موجود است، اما به پرسش اصلی افکار عمومی پاسخ نمیدهد؛ اینکه بیمار کردستانی امروز چگونه باید بدون استرس، بدون سرگردانی و بدون پرداخت هزینههای خارج از توان خود به داروی مورد نیازش دسترسی پیدا کند؟
تا زمانی که این سؤال بیپاسخ بماند، ارجاع به تحریمها، سیاستهای ارزی، سامانههای نظارتی و مشکلات کشوری، نمیتواند مطالبه بهحق بیماران و خانوادههای آنان را کمرنگ کند. انتظار افکار عمومی از دانشگاه علوم پزشکی کردستان، نه صدور بیانیههای دفاعی، بلکه ارائه راهکارهای عملی، گزارش شفاف از اقدامات انجامشده، معرفی متخلفان احتمالی و تضمین دسترسی عادلانه بیماران به داروست؛ چراکه در نبرد با سرطان، حتی یک روز تأخیر هم میتواند بهای سنگینی داشته باشد.
تأکید میشود؛ انتشار این گزارشها نه با هدف تقابل با هیچ دستگاهی، بلکه در راستای دفاع از حق درمان و کاهش رنج بیمارانی است که کوچکترین اختلال در دسترسی به دارو میتواند سلامت و حتی جان آنان را به خطر بیندازد.
خبرنگار تسنیم در این مسیر از مطالبهگری قانونی و رسانهای عقبنشینی نخواهد کرد و انتظار دارد دانشگاه علوم پزشکی کردستان نیز به جای اکتفا به پاسخهای کلی و ارجاع مشکلات به سطح ملی، با شفافیت بیشتر، گزارش اقدامات عملی خود برای رفع کمبودها، مقابله با تخلفات احتمالی و تسهیل دسترسی بیماران به دارو را در معرض قضاوت افکار عمومی قرار دهد. معیار نهایی موفقیت، نه متن جوابیهها، بلکه آرامش خاطر بیماری است که بدون دغدغه و سرگردانی، داروی مورد نیاز خود را از مسیر رسمی و با قیمت مصوب دریافت کند.
انتهای پیام/