شناسهٔ خبر: 78608349 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: خبرنامه دانشجویان ایران | لینک خبر

مهدی جمشیدی؛

تفاوتِ علی‌الاصولی: گذر از نظر ولایی به نظر شورایی

اگر پیش‌بینی‌های رهبر شهید دربارۀ ذات و جوهرۀ سیاست آمریکایی درست باشد - که به‌قطع، این‌چنین است - این تفاهم به جایی نخواهد رسید و دیر یا زود، آمریکا بهانه‌جویی خواهد کرد و آن را زیر پا خواهد نهاد. در این حال، آمریکا پس از استفادۀ حداکثری از فضای تنفسیِ اقتصادی - که اعضای شورای‌عالی امنیت ملی ایران در اختیار او قرار داده‌اند - دوباره حمله خواهد کرد. در آن حال، آشکار می‌شود که هم آتش‌بس و هم مذاکره، غلط اندر غلط بودند و ما باید مقاومت و جنگ را بی‌وقفه، تا لحظۀ «بازدارندگی» و «انتقام» ادامه می‌دادیم و گرفتار وسوسۀ خدعه‌آمیز دشمن نمی‌شدیم. اگر این گمانۀ تلخ و مصیبت‌بار به واقعیت بپیوندد، مؤمنان مبعوث نباید گریبان شورای‌عالی امنیت ملی را رها کنند.

صاحب‌خبر -

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ مهدی جمشیدی/// ۱. خوشبختانه آشکار شد که انقلابی‌های اصیل، فهم صوابی از مسألۀ مذاکره با آمریکا داشته‌اند و گامی جلوتر از رهبر انقلاب برنداشته‌اند. درک نورانی رهبر سوم و درک فطری مردمان انقلابی، در مقام «مخالفت با تفاهم»، همسو بودند و انقلابی‌های بااصالت، هرگز دچار خودسری و عنان‌گسیختگی نشده بودند. مردمان انقلابی، تحلیل‌گر حرفه‌ای نیستند، اما به فهم شهودی و ایمانیِ خویش از انقلاب رجوع کردند و دریافتند که نباید گزینۀ مذاکره و تفاهم را برگزید. در مقابل، بسیاری از لیبرال‌ها و عمل‌گراها بر آنها تاختند و اتهام‌پراکنی کردند؛ همان‌ها که مقدمات تحقّقِ گزینۀ مذاکره را فراهم ساختند و از مقاومت و جنگ تا تحقّق لحظۀ بازدارندگی عبور کردند. اینک، حقیقت آشکار شد و عقل مؤمنانۀ انقلابی‌های خیابانی، کامیاب از معرکه به در آمد. صدالبته، جز این نیز انتظاری نیست؛ اگر اجتماعات مؤمنانۀ شبانه، حاصل «بعثت الهی مردم» است، پس فهم و برداشت اینان نیز ماهیت و جهت ملکوتی خواهد شد.

۲. و اما نیروهای سیاسی که در این مدت، «اجماع محفلی»شان را به «رهبر انقلاب» نسبت می‌دادند و به این واسطه، مخالفت‌ها و نقدها را سرکوب می‌کردند، اینک باید دلهرۀ تحقّق تعهّدات خویش را دربارۀ تفاهم با شیطان بزرگ داشته باشند. رهبر انقلاب با کاربست تعبیرِ «علی‌الاصول»، نشان دادند که از اساس، نظر دیگری داشته‌اند و این بنیان را برنمی‌تابند، اما در عین حال، استبداد را نیز روا نمی‌شمارند و مجال تجربه داده‌اند. این تجربه، مانند گذشته، دیگر نباید خالی از «تعهّد» و «پاسخگویی» و «مسئولیت» باشد.‌ رهبر شهید، با وجود آنکه تصریح کردند که به مذاکره، خوشبین نیستند، به حسن روحانی اجازه دادند که طرحش را به اجرا درآورد و حتی در برابر عبور از خطوط قرمز نیز، ادامۀ مسیر مذاکره را مسدود نکردند، اما در نهایت، روحانی و ظریف، هیچ‌یک در برابر این خسارت محض، پاسخگو نبودند و قوۀ قضائیه، آنها را بازخواست نکرد. امروز، رهبر سوم از اعمال نظر خویش گذشته و زمام و عنان را به شورای‌‌عالی امنیت ملی و به‌خصوص شخصِ رئیس دولت سپرده است، اما در برابر این میدان وسیع، «تحقّق تعهّدات» را طلبیده‌‌اند و به مردم، امر به مراقبه و رصد کرده‌اند. همۀ اعضای شورای‌عالی امنیت ملی، به جز یک نفر، رأی مثبت به تفاهم داده‌اند؛ پس از این لحظه، تک‌تک آنها باید «پاسخگو»ی آنچه که رخ خواهد داد باشند؛ بیش از همه، رئیس دولت و رئیس مجلس که پرچم‌دارِ گرایش به مذاکره و تفاهم بوده‌اند و هستند. این «تصمیم جمعی»، که متأسفانه مغایر با نظر «ولی‌فقیه» بوده‌ است، هرگز قابل‌اغماض نیست و تمام تبعات و آثار آن، متوجه اعضای شورای‌عالی امنیت ملی است.

۳. اگر پیش‌بینی‌های رهبر شهید دربارۀ ذات و جوهرۀ سیاست آمریکایی درست باشد - که به‌قطع، این‌چنین است - این تفاهم به جایی نخواهد رسید و دیر یا زود، آمریکا بهانه‌جویی خواهد کرد و آن را زیر پا خواهد نهاد. در این حال، آمریکا پس از استفادۀ حداکثری از فضای تنفسیِ اقتصادی - که اعضای شورای‌عالی امنیت ملی ایران در اختیار او قرار داده‌اند - دوباره حمله خواهد کرد. در آن حال، آشکار می‌شود که هم آتش‌بس و هم مذاکره، غلط اندر غلط بودند و ما باید مقاومت و جنگ را بی‌وقفه، تا لحظۀ «بازدارندگی» و «انتقام» ادامه می‌دادیم و گرفتار وسوسۀ خدعه‌آمیز دشمن نمی‌شدیم. اگر این گمانۀ تلخ و مصیبت‌بار به واقعیت بپیوندد، مؤمنان مبعوث نباید گریبان شورای‌عالی امنیت ملی را رها کنند.

۴. امروز آشکار شد که: اولاً، ما تندرو و افراطی نیستیم و حساسیت‌های‌مان دربارۀ مذاکره و تفاهم، تخیلی و موهوم نیست، و ثانیاً آنچه که رخ داده، «نظر ولی‌فقیه» نیست و ایشان «به‌کلی» و «از اساس»، نظر دیگری داشته‌اند که البته آن را تحمیل نکرده‌اند، بلکه اذن و اجازه داده‌اند که نظر دیگران عملی شود. ما هم به روشنگری خویش دربارۀ لطمات و صدمات مسیر مذاکره و تفاهم ادامه می‌دهیم و می‌کوشیم گفتمان عمومی و اجماع اجتماعی ایجاد کنیم، و هم لحظه‌به‌لحظه، به صحنه می‌نگریم و تحقّق وعده‌ها و تعهّدات را ارزیابی می‌کنیم.‌ جامعه نباید چشم بر هم بنهد و غفلت کند، بلکه باید از یک «خسارت محض دیگر»، جلوگیری کند.