غزال زیاری- برای ما انسانها همیشه این سوال مطرح بوده که تا چه سنی میتوان زندگی کرد؟ آیا سقف بیولوژیکی برای عمر ما وجود دارد؟
باید این نکته را در نظر داشت که با بهبود تغذیه و پیشرفتهای پزشکی، متوسط طول عمر انسان در یک قرن گذشته افزایش چشمگیری داشته و حالا این سوال، بیش از هر زمان دیگری ذهن دانشمندان و جامعهشناسان را درگیر کرده.
در این بین،سال نیومن، پژوهشگر حوزه پیری در مؤسسه جمعیتشناسی آکسفورد، معتقد است که بخش عمده چیزی که درباره «طول عمرهای افسانهای» (افراد ۱۱۰ سال به بالا) میشنویم، بر پایه دادههای ناقص و دانش متزلزل است.

وقتی اسناد دروغ میگویند
نیومن معتقد است که هسته اصلی تمام این ادعاها بر یک سیستم اندازهگیری تکیه دارد: «کاغذبازی». اگر مدارک شناسایی یک فرد در طول دههها ثابت بماند، اما از ابتدا غلط بوده باشد، هیچ راهی برای اثبات اشتباه بودن آن وجود ندارد.
او در مثالی دراین باره گفت: «بررسیها در یونان نشان میدهد که دستکم ۷۲٪ از سوابق افراد صدساله، در واقع موارد کلاهبرداری مستمری بوده؛ یعنی خانوادهها، مرگ فرد مسن را گزارش نمیکردند تا همچنان بتوانند حقوق بازنشستگیاش را دریافت کنند؛ در حالی که فرد روی کاغذ زنده بود، اما در واقعیت فوت کرده بود و چنین مسائلی دههها از دید جمعیت شناسان پنهان بودند.

علاوه بر این، مشکلات دیگری مثل خطاهای دفتری، ناتوانی در خواندن و نوشتن و حتی تغییر هویت هم وجود داشتند. تصور کنید در اتاقی ۱۰۰ نفر حضور دارند که همگی ادعا میکنند بالای ۱۰۰ سال دارند و مدارکشان هم رسمی است. اگر یکی از آنها را با یک خواهر یا برادر جوانترش جایگزین کنید، هیچکس متوجه نخواهد شد؛ چون مدارک واقعی است و فردِ جایگزین، جزئیات زندگی برادر یا خواهرش را به خوبی میداند.
ریاضیاتِ خطاهای نامرئی
چرا در سنین خیلی بالا این خطاها بیشتر به چشم میآیند؟ طبق توضیح نیومن، این یک فرآیند ریاضیِ ساده اما خلافِ شهود است. فرض کنید در سن ۵۰ سالگی،مدارک تعدادی از افراد اشتباه است و در واقع جوانتر از سنِ ثبتشدهشان هستند. این افراد چون از نظر بیولوژیکی جوانترند، کمتر از بقیه میمیرند. هر سال که میگذرد، نسبتِ افرادی که سنشان به اشتباه بالا ثبت شده در جمعیت افزایش مییابد؛ چون آنها «شانس بقای» بیشتری دارند.
نتیجه این میشود که در سنین خیلی بالا (۱۱۰ سال به بالا)، دادهها به طور کامل تحت تسلطِ این خطاهای ثبت سن قرار میگیرند. در واقع، خیلی از «ابر-سالمندان» افرادی هستند که تاریخ تولدشان به اشتباه ثبت شده است.
تلهموشها و علمِ ناقص
نیومن یکی از منتقدان بزرگ تحقیقات آزمایشگاهی در مورد پیری است و آنها را «تحقیقات تلهموش» مینامد. او معتقد است که بیشتر این مطالعات، صرفاً متغیرهایی را در محیط تغییر میدهند و اگر عمر متوسط موجودات (مثلاً موشها) کمی افزایش یابد، آن را به عنوان یک دستاورد «ضد پیری» تفسیر میکنند.

نیومن دراین باره هشدار داد: «اگر در محیط زندگی موشها تعدادی تلهموش اضافه کنید یا چند تلهموش را بردارید، عمر متوسط آنها تغییر میکند. اما این به معنی تغییر در فرآیندِ پیر شدن نیست، بلکه فقط به معنی تغییر در نرخ مرگومیر است». او تأکید میکند که تغییر نرخ مرگومیر با تغییر سرعت پیری بیولوژیکی کاملاً متفاوت است.
دو خطکشِ نامعتبر
در حال حاضر دانشمندان از دو خطکش برای اندازهگیری سن استفاده میکنند: مدارک کاغذی و «ساعتهای اپیژنتیکی» (نشانگرهای زیستی). مشکل اینجاست که این نشانگرهای زیستی، خودشان بر اساس همان مدارکِ کاغذیِ غلط تنظیم شدهاند.
نیومن معتقد است تنها راه برونرفت از این بنبست، استفاده از یک «خطکش سوم» است: روشهای فیزیکیِ واقعی. روشهایی مثل تعیین سن با استفاده از رادیوکربن یا بررسی اسیدهای آمینه در دندانها و بافت چشم که براساس فرآیندهای فیزیکیِ تغییرناپذیر هستند. تا زمانی که نشانگرهای زیستی با این روشهای فیزیکی تأیید نشوند، نمیتوان به ادعاهای «سالمندی استثنایی» اعتماد کرد.

چرا باید نسبت به «ضد پیری» شکاک باشیم؟
نیومن اعتقاد دارد که اگر واقعاً روشی برای کاهش سن بیولوژیکی وجود داشت، تأثیراتش باید در کارآزماییهای بالینی استاندارد به وضوح دیده میشد. درمانهایی که ادعای جوانسازی دارند، باید در تمام بیماریها اثرات بالینیِ قابلمشاهده ایجاد کنند، نه اینکه فقط در تبلیغات و استارتاپها حضور داشته باشند.
طبق گفته او علمِ پیریشناسی با یک بحران یکپارچگی روبروست. در خیلی موارد، تحقیقاتی که باید منجر به اخراج یا پیگرد قانونی محققان میشدند، مورد تشویق قرار گرفته و بودجههای کلانی دریافت کردهاند؛ چرا که پول در این صنعت حرف اول را میزند.
نتیجهگیری: راه پیش رو
نیومن خواهان آن است که با شک و تردید به مراتب بیشتری،به ادعاهای بزرگ درباره طول عمر نگاه شود. او معتقد است که جامعه علمی باید به جای هیاهوها، بر کیفیت دادهها، استحکام آماری و قابلیت تکرارپذیری آزمایشها تمرکز کند. در حال حاضر، ادعاهای مربوط به حداکثر طول عمر انسان در یک «هرجومرج مطلق» قرار دارد و دادههایی که جمعیت شناسان دههها براساس آنها نتیجهگیری کردهاند، در اکثر موارد «آشغال» هستند.
طبق گفته او برای پیشرفت در این حوزه، به کار بنیادی در زیستشناسی و آمار نیاز است و نه یک استارتاپ دیگر که ادعای متوقف کردن مرگ را دارد.
منبع: nature
۲۲۷۲۲۷
∎