به گزارش خبرگزاری حوزه، پرونده شبهات کربلا، برنامه ویژه رسانه رسمی حوزه برای دهه اول ماه محرم الحرام می باشد که حجت الاسلام رمضان نرگسی، کارشناس و پژوهشگر تاریخ به سؤالات دینی با حضور در حوزهنیوز به برخی شبهات عاشورا پاسخ گفت که در این شماره به انتشار پاسخ شبههای با موضوع «چرا امام حسین(ع) دعوت کوفیان را پذیرفت؟» خواهیم پرداخت.

* شبهه:
اگر مردم کوفه قابل اعتماد نبودند، چرا امام حسین (ع) دعوت آنان را پذیرفت و به سوی عراق حرکت کرد؟
* پاسخ شبهه:
امام حسین (ع) هر چند به ظاهر به حرف مردم کوفه آمد، اما واقعیت این است که امام دنبال برنامه خود بود. امام باید حقانیت اسلام و فریبکاری و کفر خاندان ابوسفیان — خصوصاً معاویه و پسرش یزید — را به مردم نشان میداد. محمد حنفیه به امام عرض کرد: «شما که از جان خود بیمناک هستید، چرا به یمن نمیروید؟ آنجا کوههای سر به فلک کشیده و پناهگاههای امن وجود دارد. میتوانی در مخفیگاهها پنهان شوی و با دشمن بجنگی و از آن جغرافیا استفاده کنی و جانت را حفظ کنی.» اما امام این پیشنهاد را نپذیرفت.
علیرغم اینکه همه اطرافیان امام میدانستند کوفیان قابل اعتماد نیستند، امام به سوی عراق حرکت کرد. ده سال پیش از آن نیز — پس از شهادت امام حسن (ع) — افرادی چون شَبَث بن رَبعی و حَجّار بن اَبجَر برای امام حسین (ع) نامه نوشته و از ایشان درخواست آمدن به کوفه برای جنگ با معاویه کرده بودند. اما امام در آن زمان به آن نامهها اهمیت نداد. وقتی از امام پرسیدند: «اینها چه کسانی هستند؟» فرمود: «اینها کسانی هستند که دنبال قتل ما هستند و میخواهند از طریق کشتن ما به نان و نوایی برسند».
برخی نویسندگان در کتاب «حقایقی ناگفته از عاشورا» تأکید کردهاند که اساساً نامههایی که برای امام حسین (ع) فرستاده شد، نقشه معاویه بود؛ زیرا افرادی چون حَجّار بن اَبجَر و شَبَث بن رَبعی که شروعکننده این نامهها بودند، از جمله کسانی هستند که بعدها علیه امام عمل کردند.
امام حسین (ع) پس از شهادت امام حسن (ع) به کوفه نیامد، زیرا داستان کوفیان را میدانست. اما این بار، وضعیتی متفاوت پیش آمده بود. امام، فارغ از اینکه مردم کوفه کمکش کنند یا نه، تصمیم گرفت به کوفه بیاید و حماسهای را خلق کند. اساساً مهم نبود که مردم کوفه چقدر وفادار هستند یا چقدر کمک میکنند. امام باید به تکلیف خود عمل میکرد و اتمام حجت مینمود. فرستادن مسلم بن عقیل برای اتمام حجت بود، همانگونه که فرستادن پیکهای دیگر برای مردم کوفه نیز برای حجت بود تا در تاریخ ثبت و باقی بماند.
هدف اصلی امام این بود که به امت اسلامی نکاتی را گوشزد کند. پس از رسول خدا (ص)، مسیر برنامه ایشان از سقیفه تغییر کرد و آنگونه که رسول خدا برنامه داشت، حرکت نشد. این مسیر روز به روز انحرافیتر شد تا به جایی رسید که فردی بر مسند قدرت نشست که هیچ اعتقادی به آموزههای دینی نداشت و علناً مناهی و اعمال خلاف شرع انجام میداد — سگبازی، مشروبخواری، رفتارهای منافی عفت — و به هیچیک از احکام دین پایبند نبود. حتی در جلسهای که سر مطهر امام حسین (ع) را برایش آوردند، شعر کفرآمیزی که کفار در جنگ احد سروده بودند را خواند و به آن افتخار کرد.
این مسیر به اضمحلال دین رسول خدا (ص) منجر میشد. امام حسین (ع) لازم بود در مرکز جهان اسلام — که در آن روزگار دو مرکز داشت: کوفه و دمشق — اقدام کند. کوفه که تختگاه حکومت امام علی (ع) بود، پایتخت فکری، فرهنگی و تا چندی قبل سیاسی جهان اسلام به شمار میرفت. هر اتفاقی در کوفه میافتاد، به کل عالم اسلامی میرسید.
امام حسین (ع) آخرین شانس اسلام بود؛ زیرا ایشان آخرین نوه پیامبر (ص) بود. اگر امام حسین (ع) به هر دلیلی شهید میشد یا ترور میگردید یا به مرگ طبیعی میمرد، دیگر نمیشد این جریان را جمع کرد و حقانیت راه پیامبر را به آیندگان رساند. یزید، نوه رسول خدا را به طرز فجیعی شهید کرد و دختران پیامبر را به اسارت برد. این پیام به جهان اسلام مخابره شد که یزید نقش یک کافر حربی را ایفا میکند. یزید برخلاف آیه «قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَیٰ» رفتار کرد؛ نه تنها مودت در قربا نداشت، بلکه تا آنجا که زورش رسید، مانند یک دشمن تمامعیار با اهل بیت (ع) رفتار نمود. رفتار یزید، رفتار ابوسفیان با رسول خدا را تداعی میکرد.
امام حسین (ع) به کوفه آمد تا پیام کفر یزید و پیام اسلام راستین را به عالم مخابره کند. به همین دلیل، حکومت سفیانیان با مرگ یزید تمام شد و حکومت مروانیان آغاز گشت و مردم جهان اسلام دریافتند که این مسیر اشتباه بوده است. حضرت زینب (س) در روز عاشورا بر پیکر مطهر امام حسین (ع) فرمود: «ای پدر و مادرم به فدای کسی که در روز پنجشنبه این بلا بر سرش آمد». گفته شد که آن روز پنجشنبه نبود؛ سقیفه پنجشنبه بود. یعنی این فاجعه به سقیفه بازمیگردد؛ سقیفه این بلا را بر سر امام حسین (ع) آورد.
پس اگر مردم کوفه قابل اعتماد نبودند، درست است. اما امام حسین (ع) برنامه خود را داشت و در این مسئله به مردم کوفه اتمام حجت کرد. اگر مردم کوفه به سخنان امام گوش میدادند، سعادت دنیا و آخرت نصیبشان میشد، اما با گوش نکردن و رفتار سخیف خود، عملاً خود را محروم ساختند.