شناسهٔ خبر: 78606068 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: تقریب | لینک خبر

بودن یا نبودن؛ صلح تنها با قدرت می آید

در نظام بین‌الملل واقعی، صلح نه حاصل حسن‌نیت یا متن توافق‌ها، که زاییده «محاسبه هزینه‌ها»ست. کشورها تا زمانی امنیت دارند که تصور تجاوز به آنها برای متجاوز پرهزینه و بی‌نتیجه به نظر برسد. به‌بیان دیگر، صلح زمانی پایدار می‌شود که قدرت بازدارنده، بر تردید و طمع دشمن غلبه کند. هرگونه ارزیابی ضعف، تردید در واکنش، یا نشانه‌هایی از دوگانگی در اراده ملی، کشور را در معرض خطر موجودیتی قرار می‌دهد.

صاحب‌خبر - تجربه تاریخی ایران در جنگ‌های تحمیلی اخیر به‌روشنی گواه این اصل است. در برهه‌هایی که از سوی برخی محافل، نشانه‌هایی از امید بیش از حد به وعده‌های خارجی، یا ترس از رویارویی به بیرون مخابره شد، دشمن جسورتر گشت و گام به میدان گذاشت. اما هنگامی که اراده ملی و توان نظامی – اقتصادی ایران در عمل به رخ کشیده شد و متجاوز با هزینه‌های سنگین و بن‌بست مواجه گشت، ناگهان لزوم توقف جنگ و گفتگو مطرح گردید. این تحول نشان می‌دهد که دشمن تنها هنگامی به میز صلح می‌آید که از میدان جنگ ناامید شده باشد.

نکته کلیدی آنکه مذاکره به خودی‌خود تضمین‌کننده صلح نیست. در جهان کنونی، قدرت نظامی، اقتصادی و کنترل بر شاهراه‌های حیاتی (مانند تنگه‌های راهبردی) است که محاسبات طرف مقابل را تغییر می‌دهد. اگر کشوری در بحران، اراده خود برای فشار حداکثری بر اقتصاد دشمن و بستن مسیرهای تأمین انرژی او را نشان ندهد، تحریم‌ها و تهدیدها بی‌پاسخ می‌مانند. در مقابل، نمایش توان بستن آبراه‌های بین‌المللی و تحمیل شوک قیمتی، معادله قدرت را تغییر می‌دهد.

پس «بودن» ایران در قامت یک قدرت منطقه‌ای غیرقابل چشم‌پوشی، یعنی حفظ ابزارهای بازدارنده و نشان دادن عزم راسخ در دفاع از منافع حیاتی. «نبودن» این اراده و قدرت، یعنی تبدیل شدن به هدفی آسان برای ماجراجویی‌های خارجی، فرسایش امنیت ملی و در نهایت به خطر افتادن موجودیت کشور. بنابراین هر تلاشی برای صلح بدون پشتوانه قدرت – چه در میدان و چه در اقتصاد – نه تنها به صلح پایدار نمی‌انجامد، بلکه آتش جنگ‌های بعدی را شعله‌ورتر می‌کند. بودن یا نبودن ایران، نه در پای میز مذاکره که در ترازوی بازدارندگی و اتحاد ملی سنجیده می‌شود.

محمدرضا پی‌سپار
پژوهشگاه مطالعات تقریبی