گروه سياسي| هنوز ساعاتي از انتشار خبر امضاي تفاهم ميان ايران و امريكا نگذشته بود كه اغلب رسانهها و تحليلهاي بين المللي از دستاوردهاي قابل توجه ايران در تفاهم با امريكا سخن گفتند، در همين خصوص ماشاءالله شمس الواعظين، روزنامهنگار و تحليلگر سياسي نيز در گفتوگو با اعتماد درباره تفاهم اخير ميان ايران و ايالات متحده معتقد است ارزيابي اين رويداد بايد بر اساس تراز دستاوردها و امتيازهاي دو طرف صورت گيرد. به گفته او، اگرچه ايران در جريان جنگ و تنشهاي اخير آسيبهايي متحمل شده، اما در مجموع توانسته برخي خطوط قرمز راهبردي خود را حفظ كند و امتيازهايي به دست آورد كه ميتواند در آينده جايگاه منطقهاي و اقتصادي كشور را تقويت كند.
آقاي شمس الواعظين، ارزيابي كلي شما از تفاهم اخير ميان ايران و ايالات متحده چيست؟ اين توافق ايران را وارد چه دورهاي ميكند؟
براي ارزيابي اين تفاهم بايد آن را از دو منظر نگاه كرد. نخست اينكه ايالات متحده چه چيزي به دست آورده و چه چيزي از دست داده است و در مقابل ايران چه دستاوردهايي كسب كرده يا چه هزينههايي پرداخته است. اگر اين دو كفه ترازو را در كنار هم قرار دهيم، ميتوان فهميد كه نتيجه نهايي تا چه اندازه به سود يكي از طرفين بوده است. به نظر من، حتي اگر اين تراز برابر هم باشد، باز هم براي ايران قابل توجه است؛ زيرا در شرايطي به دست آمده كه كشور تحت فشارهاي گسترده سياسي، اقتصادي و نظامي قرار داشت. آينده ايران نيز تا حد زيادي به نحوه بهرهبرداري از همين دستاوردها بستگي خواهد داشت.
اگر بخواهيم بهطور مشخص به دستاوردهاي امريكا اشاره كنيم، به نظر شما واشنگتن چه چيزي از اين توافق به دست آورده است؟
مهمترين موضوعي كه امريكا همواره بر آن تأكيد داشته مساله عدم دستيابي ايران به سلاح هستهاي بوده است. در واقع واشنگتن ميگويد يكي از اهداف اصلياش جلوگيري از تبديل شدن ايران به يك قدرت هستهاي نظامي است. اما اگر دقيقتر نگاه كنيم، ميبينيم كه ايران از سالها قبل اعلام كرده كه به دنبال سلاح هستهاي نيست و حتي در اين زمينه فتوايي نيز از سوي رهبر پيشين جمهوري اسلامي صادر شده بود. بنابراين از نگاه ايران، اين موضوع اساساً يك «تحصيل حاصل» است؛ يعني چيزي نيست كه ايران در پي آن بوده باشد و حالا از آن صرفنظر كند. با اين حال امريكا اين موضوع را به عنوان يك دستاورد مهم مطرح ميكند.
در مورد برنامه غنيسازي اورانيوم چه اتفاقي افتاده است؟ اين موضوع همواره يكي از محورهاي اصلي اختلاف ميان ايران و امريكا بوده است.
دقيقا همينطور است. ايالات متحده سالها تلاش ميكرد كه غنيسازي اورانيوم در ايران بهطور كامل متوقف شود و به اصطلاح به «صفر» برسد. اما ايران همواره اعلام كرده بود كه حق غنيسازي در چارچوب برنامه هستهاي صلحآميز را براي خود محفوظ ميداند و آن را يكي از خطوط قرمز خود ميداند. آنچه اكنون در توافق ديده ميشود نشان ميدهد كه امريكا به هدف صفرسازي كامل غنيسازي نرسيده است. در مقابل، ايران توانسته اصل تداوم فعاليتهاي هستهاي خود را حفظ كند، هرچند ممكن است محدوديتهايي در چارچوب توافق اعمال شود.
درباره اورانيوم غني شده با درصدهاي بالا، بهويژه سطح ۶۰ درصد، چه وضعيتي ايجاد شده است؟
در اين زمينه نيز امريكا در ابتدا خواستار انتقال كامل اين مواد از ايران بود. در روزهاي نخست مذاكرات حتي مطرح ميشد كه اين ذخاير بايد به خارج از كشور منتقل شود و در داخل ايران باقي نماند. اما در نهايت چنين چيزي بهطور كامل محقق نشد. ايران در اين سالها افزايش سطح غنيسازي را بيشتر به عنوان يك كارت مذاكره در نظر گرفته بود. يعني در واكنش به خروج امريكا از توافق سال ۲۰۱۵ و همچنين عدم اجراي تعهدات از سوي اروپا، سطح فعاليتهاي هستهاي خود را افزايش داد تا در ميز مذاكره اهرم بيشتري داشته باشد. از همين رو ميتوان گفت بخشي از اين اقدامات اساساً با هدف ايجاد قدرت چانهزني انجام شده بود.
يكي ديگر از موضوعات بحثبرانگيز در سالهاي اخير مساله توان موشكي ايران بوده است. آيا اين موضوع در مذاكرات مطرح شد؟
در سالهاي گذشته بارها از سوي برخي طرفها مطرح شده بود كه بايد درباره توان موشكي ايران نيز مذاكره شود يا حتي محدوديتهايي بر آن اعمال شود. اما ايران همواره اعلام كرده كه برنامه دفاعي و موشكياش قابل مذاكره نيست. بر اساس آنچه تا اينجا مشخص شده، اين موضوع نيز در توافق وارد نشده است و عملاً يكي از خطوط قرمز ايران حفظ شده است.
درباره نقش و نفوذ منطقهاي ايران چه وضعيتي شكل گرفته است؟
يكي از خواستههاي طرف امريكايي در مقاطعي اين بود كه ايران روابط و همكاريهاي منطقهاي خود را كاهش دهد يا قطع كند. اما اين مساله هم از نظر ايران خط قرمز محسوب ميشود. بنابراين در مذاكرات اخير نيز اساساً وارد چنين موضوعي نشدهاند. اين نشان ميدهد كه مذاكرات بيشتر بر موضوعات مشخصي متمركز بوده و بسياري از مسائل منطقهاي در دستور كار قرار نگرفته است.
شما در تحليل خود به مفهوم «دستاوردهاي تاكتيكي» اشاره كردهايد. منظورتان چيست؟
در جريان درگيريها و تحولات اخير، ايران تلاش كرد به جاي ورود به يك رويارويي تمامعيار و گسترده، در نقاط مختلف امتيازهاي محدودي به دست آورد. اين را ميتوان شبيه يك بازي شطرنج يا كشتي دانست كه در آن هر حركت كوچك ميتواند در نهايت به نتيجه بزرگتري منجر شود. به عبارت ديگر، ايران سعي كرد در نقاط مختلف فشار را مديريت كند و به تدريج برخي امتيازها را كسب كند. اين امتيازهاي كوچك وقتي در كنار هم قرار ميگيرند، در نهايت ميتوانند به يك دستاورد راهبردي تبديل شوند.
برخي رسانههاي بينالمللي نيز به اين موضوع اشاره كردهاند. آيا شما اين ارزيابيها را تأييد ميكنيد؟
بله، در برخي تحليلهاي منتشر شده در رسانههاي بينالمللي نيز چنين ديدگاهي مطرح شده است. در اين تحليلها گفته ميشود كه ايران توانسته از طريق كسب امتيازهاي محدود اما پيوسته، در نهايت به موقعيتي برسد كه از نظر راهبردي برايش اهميت دارد. البته طبيعي است كه هر رسانه يا تحليلگري از زاويه ديد خاص خود به اين موضوع نگاه كند، اما در مجموع چنين برداشتي در برخي محافل تحليلي وجود دارد.
از نظر شما اين تحولات چه تأثيري بر موقعيت امريكا و متحدانش در منطقه خواهد داشت؟
به نظر ميرسد كه تحولات اخير ميتواند باعث بازنگري در برخي سياستهاي امريكا در خاورميانه شود. يكي از پيامدهاي چنين درگيريهايي اين است كه آسيبپذيري برخي پايگاهها و ساختارهاي امنيتي آشكار ميشود. در نتيجه ممكن است واشنگتن در نحوه حضور نظامي و امنيتي خود در منطقه تجديدنظر كند. همچنين برخي متحدان منطقهاي امريكا نيز ممكن است در ارزيابيهاي امنيتي خود بازنگري كنند.
شما در صحبتهايتان از احتمال شكلگيري يك نظم امنيتي جديد در منطقه سخن گفتهايد. اين نظم چگونه ميتواند شكل بگيرد؟
اگر روند تحولات به همين شكل ادامه پيدا كند، ممكن است در آينده شاهد نوعي بازآرايي در نظام امنيتي منطقه باشيم. در چنين شرايطي كشورها تلاش ميكنند ترتيبات امنيتي جديدي ايجاد كنند و همكاريهاي دفاعي و امنيتي خود را بازتعريف كنند. ايران نيز به دليل موقعيت ژئوپوليتيكي، ظرفيتهاي نظامي و نفوذ منطقهاي ميتواند يكي از بازيگران مهم در اين ساختار جديد باشد.
برخي تحليلگران معتقدند كه اين تحولات ميتواند جايگاه ايران در اقتصاد جهاني را نيز تغيير دهد. آيا شما چنين احتمالي را ميبينيد؟
اگر تنشها كاهش پيدا كند و محدوديتهاي اقتصادي نيز كمتر شود، طبيعي است كه ايران بتواند نقش فعالتري در اقتصاد جهاني ايفا كند. ايران از نظر منابع انرژي، موقعيت جغرافيايي و ظرفيتهاي انساني امكانات قابل توجهي دارد. در صورت گشايش در روابط اقتصادي و تجاري، اين ظرفيتها ميتواند فعالتر شود و فرصتهاي تازهاي براي اقتصاد كشور ايجاد كند.
برخي نشانههاي اقتصادي نيز در روزهاي اخير مورد توجه قرار گرفته است. آيا اين نشانهها را ميتوان مرتبط با تحولات سياسي اخير دانست؟
معمولاً بازارها به تحولات سياسي واكنش نشان ميدهند. كاهش يا افزايش قيمت ارز، تغييرات بازار طلا يا تحركات بورس ميتواند تا حدي تحت تأثير فضاي رواني ناشي از تحولات سياسي باشد. البته براي قضاوت دقيقتر بايد زمان بيشتري بگذرد، اما در مجموع اگر فضاي ثبات و امنيت تقويت شود، ميتواند تأثير مثبتي بر اقتصاد داشته باشد.
در نهايت اگر بخواهيد چشمانداز آينده را جمع بندي كنيد، چه تصويري از آينده ايران ترسيم ميكنيد؟
آينده تا حد زيادي به نحوه مديريت شرايط جديد بستگي دارد. اگر ايران بتواند از فرصتهاي به وجود آمده استفاده كند و در كنار آن اصلاحات اقتصادي و مديريتي لازم را انجام دهد، ميتوان انتظار داشت كه كشور وارد مرحلهاي تازه از تعاملات منطقهاي و بينالمللي شود. در چنين شرايطي امكان گسترش همكاريهاي اقتصادي، افزايش سرمايهگذاري و تقويت جايگاه منطقهاي ايران وجود خواهد داشت. مهم اين است كه دستاوردهاي به دست آمده به شكل عقلاني مديريت شود تا بتواند به بهبود شرايط زندگي مردم و تقويت ثبات كشور منجر شود.امروز ايران از فاز عدم يقين كه آيا امريكاييها به مطالبات ايران تن ميدهد يا نه؟ ورود كرده ايم. اما وارد مرحله تازهاي از مذاكرات ميشويم.
اين دوره جديد مذاكرات همراه با صبر ايران و شك و ترديد به امريكا و تاريخي از بي اعتمادي خواهد بود. ايران از اين جهت در مرحله مذاكرات ايد به اين 3عنصر توجه كند. امروز همه ميگويند ايرانيها مانند فرش دستباف مذاكره ميكنند، همراه با صبوري و هشومندي و ارامش. در عين حال ايران بايد با شك و ترديد به امريكا نگاه كند. ممكن است، امريكا تلاش كند ناكاميهاي خود در دور نخست مذاكرات را در دور دوم و مذاكرات 60 روزه پوشش دهد. از سوي ديگر بايد بدانيم ما تاريخ بلندي از بي اعتمادي به آمركيا داريم. بايد جلوي همه نقطه ضعفهاي احتمالي برجام گرفته شود. امريكاييها بسيار هوشيار بوده و استاد الفاظ چند ضلعي هستند. ايران بايد در برابر اين انحراف واژگاني بايستد و با آن مقابله كند. واژهها غير قابل تفسير، غير قابل زاويه و چند ضلعي باشد. با اين 3اصل شك نكنيد در مذاكرات 60 روزه هم ايران مانند دور نخست مذاكرات دستاوردهاي قابل توجهي را كسب ميكند.