در دوران جنگ، نظارتهای زیستمحیطی به دلیل محدودیتهای دسترسی، اولویتهای نظامی و اختلال در زیرساختهای پژوهشی به شدت کاهش مییابد. به همین دلیل، دوران پسا جنگ، فرصتی طلایی اما بسیار فوری برای ارزیابی دقیق خسارتهای واردشده و برنامهریزی برای احیای اکوسیستمهای آسیبدیده است.
تجاوز غیرقانونی آمریکایی صهیونیستی به ایران اسلامی زمینه ساز خسارات گسترده محیط زیستی به کشور شد که از جمله این خسارات محیط زیستی در خلیج فارس و دریای عمان ایجاد گردید و این موضوع ضرورت ارزیابی خسارت ناشی از این جنگ تجاوزکارانه را دو چندان می کند.
تجربه تلخ جنگ اول خلیجفارس
جنگ اول خلیجفارس، یکی از بزرگترین فاجعههای زیستمحیطیِ عمدیِ تاریخ را رقم زد. وقتی نیروهای رژیم بعث از کویت عقبنشینی کردند، چاه های نفت را به آتش کشیدند و ماه ها میلیون ها بشکه نفت میسوخت. علاوه بر این، نفت به طور مستقیم به آبهای خلیجفارس پمپاژ شد، لکه های نفتی ایجاد گردید، و مهمات فراوانی در منطقه کار گذاشته شد.
پیامدهای این فاجعه برای اکوسیستمهای منطقه، زنگ خطری جدی برای آینده بود:
براساس برخی گزارش ها 20 درصد از جنگل های مانگرو و بخش زیادی از آبسنگ های مرجانی منطقه از بین رفت. مطالعات نشان داد که آلودگی نفتی میتواند تا ۱۵ سال یا بیشتر برای احیای اکوسیستمها زمان ببرد.
مطالعهای که در سال ۲۰۲۴ بر روی تأثیر نشت نفت جنگ ۱۹۹۱ بر روی جنگلهای مانگروی ایران منتشر شد، نشان داد که آثار این فاجعه بیش از سه دهه بعد همچنان در اکوسیستم قابل مشاهده است. این مطالعه با استفاده از فناوری سنجش از دور و تحلیل دادههای تاریخی لندست، کاهش چشمگیر پوشش گیاهی را در مانگروهای نایبند، قشم و بندرعباس (که نزدیکترین مناطق به منبع آلودگی بودند) شناسایی کرد. این یافتهها نشان میدهد که بدون پایش منظم و بلندمدت، نمیتوان ابعاد واقعی خسارت را درک کرد.
زمان ماندگاری آب در خلیجفارس بین ۲ تا ۵ سال است. این ویژگی، هرگونه آلودگی ناشی از جنگ را به یک تهدید مزمن و طولانیمدت تبدیل میکند. خلیجفارس با ویژگیهای منحصربهفرد خود – از جمله شوری بالا، زمان ماندگاری طولانی (۲ تا ۵ سال)، و گردش محدود آب – به عنوان یک «سیستم بسته» عمل میکند.
این سیستم در برابر آلودگیهای ناشی از درگیریهای نظامی بسیار شکننده است؛ چرا که برخلاف اقیانوسهای باز، فرصت پراکندگی و خودپالایی را ندارد. تجربه جنگ ۱۹۹۱ نشان داد که یک رویداد آلودگی بزرگ، میتواند تا ۱۵ سال یا بیشتر، اکوسیستمهای منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، منطقهی خلیجفارس نه «حاشیه خطا» که «هیچ تحملپذیری» در برابر فجایع زیستمحیطی ندارد.
خلیجفارس و دریای عمان میزبان اکوسیستمهای ارزشمندی هستند که هرگونه درگیری نظامی میتواند آنها را برای همیشه نابود کند:
رویشگاههای مانگرویی در قشم، بندرعباس، خمیر، سیریک و نایبند
صخرههای مرجانی در کیش، لارک و قشم
گونههای در معرض خطر مانند لاکپشتهای دریایی، دلفینها و دوگونگها (گاو دریایی)
مناطق حفاظتشده مانند ذخیرهگاه زیستکرهی حرا در قشم
هرگونه آلودگی نفتی، شیمیایی یا حرارتی ناشی از جنگ، میتواند این اکوسیستمها را برای نسلها دچار اختلال کند.
ابعاد خسارت: چه چیزی باید پایش شود؟
پایش پسا جنگ باید طیف وسیعی از آلایندهها و آسیبها را به صورت همزمان و منسجم پوشش دهد. هر یک از این مؤلفهها، نیازمند روشهای پایش خاص و مکملی هستند که در ادامه تشریح میشود.
آلودگی نفتی
نشت نفت از تأسیسات آسیبدیده، نفتکشهای غرقشده و آتشسوزی چاهها، مهمترین منبع آلودگی نفتی در دوران پسا جنگ محسوب میشود. برای پایش این آلودگی، استفاده از تصاویر ماهوارهای به همراه نمونهبرداری منظم از رسوبات و ستون آب ضروری است. این روشها امکان شناسایی لکههای نفتی، برآورد حجم آلودگی و ردیابی مسیر انتشار آن را فراهم میآورد.
فلزات سنگین و مواد سمی
فلزاتی مانند سرب، روی، مس و جیوه که عمدتاً از مهمات، سوختها و تجهیزات نظامی وارد محیط میشوند، میتوانند برای دههها در رسوبات باقی بمانند و وارد زنجیرهی غذایی شوند.
پایش این آلایندهها نیازمند نمونهبرداری از رسوبات کف دریا، بافتهای آبزیان (ماهیان، سختپوستان) و ریشههای مانگروها است تا غلظت و پراکنش مکانی آنها به دقت تعیین شود.
آلودگی شیمیایی
مواد منفجره، سلاحهای شیمیایی و اسیدهای صنعتی از دیگر تهدیدات جدی در دوران پسا جنگ هستند. این مواد ممکن است مستقیماً وارد آب شوند یا در خاک ساحلی نفوذ کنند. پایش مستمر کیفیت آب و خاک در نقاط حساس، همراه با بررسی تجمع زیستی این ترکیبات در زنجیرهی غذایی، برای شناسایی و ارزیابی خطرات آنها ضروری است.
زباله های دریایی و پلاستیک ها
تخریب بدنه کشتیها، تجهیزات نظامی و زیرساختهای ساحلی در جریان جنگ، میتواند حجم عظیمی از زباله های دریایی و پلاستیک ها را وارد محیط دریایی کند. این ذرات ریز، به دلیل پایداری بالا و توانایی جذب آلایندههای دیگر، تهدیدی جدی برای موجودات دریایی محسوب میشوند. نمونهبرداری از آب و رسوبات و آنالیز آنها با روشهای استاندارد، برای برآورد میزان و پراکنش این آلودگی ضروری است.
آلودگی صوتی و حرارتی
انفجارهای مکرر، تردد ناوگانهای جنگی سنگین و استفاده از سونارهای نظامی، منجر به آلودگی صوتی گسترده در منطقه میشود که میتواند ارتباطات پستانداران دریایی (به ویژه دلفینها و نهنگها) را مختل کند. همچنین، انفجارهای زیرسطحی و تخریب تأسیسات، آلایندههای حرارتی را وارد آب میکنند. پایش این مؤلفهها نیازمند نصب بویههای صوتی و دماسنجی در نقاط کلیدی و ثبت مستمر دادههاست.
تغییرات اکوسیستمی
در نهایت، تمامی آلایندههای فوق، به صورت تجمعی منجر به تغییرات بنیادین در ساختار اکوسیستم میشوند: کاهش پوشش گیاهی، مرگ و میر مرجانها، تغییر در ترکیب گونهها و اختلال در زنجیرهی غذایی. برای ارزیابی این تغییرات، ترکیبی از سنجش از دور (برای پایش تغییرات پوشش گیاهی و دمای سطح آب)، مطالعات میدانی (برای ثبت وضعیت سلامت مرجانها و مانگروها) و مدلسازی اکولوژیک (برای پیشبینی روند آینده) ضروری است.
سابقه حقوقی: غرامت محیطزیستی ممکن است
تجربه جنگ اول خلیج فارس نشان داد که جبران خسارتهای زیستمحیطی از طریق سازوکارهای بینالمللی امکانپذیر است. شورای امنیت سازمان ملل متحد در بند ۱۶ قطعنامه ۶۸۷ (۱۹۹۱) تصریح کرد که عراق در قبال «هرگونه خسارت مستقیم، از جمله خسارتهای زیستمحیطی و کاهش منابع طبیعی» ناشی از اشغال کویت مسئولیت حقوقی دارد. در پی این قطعنامه، کمیسیون جبران خسارت سازمان ملل (UNCC) حدود ۴٫۳ میلیارد دلار غرامت برای احیا و بازسازی محیطزیست به ایران، اردن، کویت و عربستان سعودی اختصاص داد.
همچنین برای اطمینان از اجرای صحیح پروژههای زیستمحیطی، برنامهای ویژه برای پایش فنی و مالی طرحها ایجاد شد که شامل گزارشهای ادواری، حسابهای مالی اختصاصی و ارزیابی توسط ناظران مستقل بود. این تجربه نشان میدهد که مستندسازی علمی خسارتها و ایجاد نظام پایش بلندمدت، نقش تعیینکنندهای در موفقیت دعاوی بینالمللی جبران خسارتهای زیستمحیطی دارد.
چه باید کرد؟
پیشنهادات عملی
برای اجرای یک برنامهی پایش جامع و مؤثر در دوران پسا جنگ، باید اقدامات عملی زیر در دستور کار قرار گیرد.
نخست، تشکیل تیمهای پایش مشترک متشکل از پژوهشگران، نمایندگان سازمان حفاظت محیطزیست، سازمان بنادر و ارگانهای دریایی برای تسهیل دسترسی به مناطق آسیبدیده و بهرهمندی از تجربهی زیستهی ذینفعان محلی ضروری است.
در این مسیر، میتوان از ظرفیتهای موجود در پژوهشگاه ملی اقیانوسشناسی و علوم جوی و موسسه تحقیقات علوم شیلاتی که سالها تجربهی پایش منطقه را دارند، استفاده کرد. پایش مستمر ماهوارهای و تهیهی تصاویر با وضوح بالا از نقاط حساس، امکان ردیابی تغییرات وسیعمقیاس را فراهم میآورد.
در کنار آن، نمونهبرداری سیستماتیک از رسوبات، آب، بافتهای آبزیان و مانگروها در نقاط کلیدی مانند نایبند، قشم، بندرعباس، خارک، لارک و سیریک، دادههای میدانی لازم را تأمین خواهد کرد. برای تشخیص دقیق منشأ آلودگی، در نهایت، ارزشگذاری اقتصادی خسارتها بر اساس شاخصهای علمی و استانداردهای بینالمللی، زمینهساز پیگیری حقوقی و دریافت غرامت خواهد بود.
* رئیس پژوهشگاه ملی اقیانوس شناسی و علوم جوی