به گزارش خبرگزاری تسنیم از یزد، در نگاه نخست، منطق مجموعهای از قواعد انتزاعی برای درست اندیشیدن به نظر میرسد که در انزوای حجرهها تدریس میشود. اما از منظر «جامعهشناسی معرفت»، منطق در قرن دهم هجری (عصر صفوی) نقشی بسیار فراتر از یک ابزار آموزشی داشت؛ منطق در واقع «دستور زبانِ قدرت» و «زبان مشترکِ تفاهم اجتماعی» در یک نظام در حال گذار بود.
ملاعبدالله یزدی با درک این ضرورت، مسیری را گشود که در آن عقلانیت نظری به بلوغ اجتماعی و ثبات سیاسی پیوند خورد.
1. استانداردسازی اندیشه و عقلانیسازی بروکراسی
کتاب «حاشیه» ملا عبدالله یزدی تنها یک متن درسی نبود، بلکه یک «پروتکل ارتباطی» برای نخبگان جامعه محسوب میشد. در جامعهای که تنوع آراء کلامی، فقهی و فلسفی میتوانست به ازهمگسیختگی منجر شود، منطق او نوعی استانداردسازی ذهنی ایجاد کرد:
وحدت رویه در نخبگان: وقتی نخبگان حاکم و عالمان دینی همگی بر اساس یک متن واحد آموزش میدیدند، به یک «منطق گفتگوی واحد» مجهز میشدند. این امر از سوءتفاهمهای پرهزینه در لایههای مدیریتی و قضایی جلوگیری میکرد.
عقلانیسازی شریعت: تبدیل شدن فقه به زیربنای حقوقی جامعه، نیازمند عقلانیسازی بود. منطق ملا عبدالله ابزاری بود که گزارههای دینی را از حالت صرفاً نقلی به ساختارهای استدلالی (قیاس برهانی) تبدیل میکرد. این فرآیند، گامی به سوی ایجاد یک نظام حقوقی پیشبینیپذیر بود؛ چرا که اجازه میداد نتایج حقوقی بر اساس مقدماتی روشن استخراج شوند، نه بر اساس سلایق شخصی.
تربیت دیوانسالارانِ فیلسوف: این یادداشت تأکید میکند که آموزش منطق، نوعی «سرمایه فرهنگی» مشترک ایجاد کرد که پیوند میان حوزههای علمیه و دستگاههای اجرایی را مستحکم میساخت. نظم منطقی حاکم بر ذهن نخبگان، به تدریج در نظم اداری و معماری سیاسی آن دوران منعکس شد.
2. دیپلماسی علمی: حاشیهنویسی به مثابه پل ارتباطی بینالمذاهب
اقدام ملاعبدالله در نگارش حاشیه بر آثار اندیشمندان برجسته اهل سنت (مانند تفتازانی)، یک کنش آگاهانه در راستای «دیپلماسی علمی» بود. از منظر اجتماعی، این حرکت فراتر از یک فعالیت پژوهشی بود:
ایجاد میدان مشترک معرفتی: او با نقد و تبیین آثار مذاهب دیگر، فضایی را فراهم کرد که در آن نخبگانِ فکری بتوانند بر سر یک متن واحد گفتگو کنند. این رویکرد در جامعهشناسی، «تقلیل شکافهای هویتی از طریق گفتگو در میدانهای معرفتی» نامیده میشود.
توسعه علوم انسانی در بستر اجتماع: ملا عبدالله با توسعه دانش منطق، بلاغت و کلام، این علوم را از دایره انتزاع خارج کرد. او نشان داد که چگونه زبانِ دقیق (منطق) و بیانِ اثرگذار (بلاغت) میتواند بستر حضور جوامع مختلف را فراهم کرده و سوءظنهای مذهبی را به گفتگوی علمی بدل کند.
3. حکمرانی در نجف: تبدیل مکان مقدس به سرمایه اجتماعی فرامذهبی
ملاعبدالله در دوران حکمرانی در نجف اشرف و تولیت حرم امام علی(ع)، مدلی از مدیریت را ارائه داد که بر مبنای «بیطرفیِ راهبردی» و «تولید امنیت عمومی» استوار بود:
عتبات به مثابه «منطقه امن» (Safe Zone): در عصری که نزاعهای نظامی میان امپراتوریهای صفوی و عثمانی در اوج بود، او موفق شد عتبات را به عنوان مناطقی فراتر از مرزهای سیاسی بازتعریف کند. او با دور نگه داشتن این مراکز از نزاعات نظامی، از فرسایش سرمایه اجتماعی مسلمانان جلوگیری کرد.
همبستگی از طریق احترام مشترک: او با رویکردی اجتماعی، عتبات را به جایگاه «سرمایه اجتماعی نمادین» برای تمام مسلمانان ارتقا داد. مدیریت او بستری فراهم کرد که شیعه و سنی در احترامی مشترک به این اماکن سهیم شوند. این سیاست، نجف را به نمادی از همبستگی تبدیل کرد و راه را برای حضور جوامع مختلف و رونق مدنی گشود.
4. پیوند با علوم اجتماعی مدرن
اگر امروز در علوم اجتماعی از «روششناسی» (Methodology) و «سرمایه اجتماعی» سخن میگوییم، ریشههای عملی آن را میتوان در سنت ملا عبدالله یزدی جستجو کرد. او به جامعه آموخت که:
پیش از هر کنشی، باید «تصور» درستی از مفاهیم داشت (تعریف عملیاتی مفاهیم). پایداری نظم اجتماعی در گرو یک نظام استدلالی مشترک است. قدرت نرم (Soft Power) برخاسته از دانش و مدیریت اماکن مقدس، بسیار کارآمدتر از قدرت نظامی در مهار بحرانهاست.
ملاعبدالله یزدی را میتوان «مهندس زیرساختهای فکری و اجتماعی» عصر خود دانست. او با آموزش و ترویج منطق، زبان مشترکی برای اندیشیدن و گفتوگوی نخبگان ایجاد کرد و از این راه به استانداردسازی استدلال، کاهش مغالطه و عقلانیتر شدن تصمیمگیریهای علمی و قضایی کمک نمود. در کنار آن، با حاشیهنویسی بر آثار عالمان مذاهب دیگر نوعی دیپلماسی علمی پدید آورد که میدان مشترکی برای گفتگو و تعامل فراهم میکرد.
همچنین در مدیریت نجف و عتبات، با رویکردی بیطرفانه و خردمندانه، این مراکز را به کانونی از ثبات و همبستگی تبدیل کرد. برآیند این تجربه نشان میدهد که ترکیب نظم منطقی در اندیشه، گفتوگوی علمی میان گروهها و مدیریت هوشمندانه سرمایههای نمادین جامعه میتواند راهی عملی برای عبور از تنشها و تقویت همبستگی اجتماعی باشد.
یادداشت از: سیدهادی ساجدی، عضو هیات علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)
انتهای پیام/