شناسهٔ خبر: 78601610 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

نبرد در میدان روایت تاریخ

شیراز -ایرنا- در روزگاری که مرز میان شکست و پیروزی نه در میدان نبرد، که در میدان روایت‌ها تعیین می‌شود، توافق اخیر ایران و آمریکا به یکی از پیچیده‌ترین برگ‌های تاریخ معاصر بدل شده است؛ دشمن ماه‌ها پیش از آنکه دیپلمات‌ها پشت میز مذاکره بنشینند، سناریویی را کلید زد که هدفش نه صرفا امتیازگیری، که مهندسی ادراک عمومی در ایران بود تا هر آنچه رخ دهد، در نهایت به سود او تمام شود.

صاحب‌خبر -

امروز، پس از اعلام توافق، جنگ اصلی نه بر سر بندهای یک سند، که بر سر تفسیر آن در ذهن ملت ایران جریان دارد.

پیش از آغاز مذاکرات، دستگاه تبلیغاتی دشمن یک پیش‌فرض ساده اما سمی را با وسواس در افکار عمومی ایران تزریق کرد؛ «هر گفت‌وگویی با آمریکا خیانت است و هر توافقی، سند تسلیم.» این موج، ظاهرا نقد سیاسی بود، اما کارکردی دوگانه داشت. اگر مذاکرات به بن‌بست می‌رسید، ایران مقصر معرفی می‌شد و اگر به توافق می‌انجامید، افکار عمومی از پیش آماده بود تا آن را یک عقب‌نشینی تحقیرآمیز ببیند.

به این ترتیب، پیروزی یا شکست، دیگر نه در متن توافق، که در کارخانهٔ روایت‌سازی دشمن تولید می‌شد. این عملیات روانی، پیش‌درآمدی بر نقشه‌ای بسیار بزرگ‌تر بود.

در لایه‌های زیرین این سناریو، دشمن برنام جامعی برای فروپاشی ایران از درون طراحی کرده بود. بر اساس اسناد و شواهد، نقطه آغاز این نقشه، حذف فیزیکی راس هدایتگر کشور بود؛ ترور رهبر انقلاب و فرماندهان ارشد نظامی. و این بخش از نقشه، به تلخ‌ترین شکل ممکن اجرا شد. رهبر شهید شد، فرماندهان شهید شدند. دشمن ضرب اول را زد، به این گمان که با فرو ریختن ستون‌های اصلی، خلأ قدرت، کشور را به هرج‌ومرج، تجزیه و سپس فروپاشی کامل خواهد کشاند. در ادامه، قرار بود اورانیوم غنی‌شده به طور کامل از کشور خارج شود، اتحاد ملی در دوگانه‌های ساختگی بشکند، نفت ایران به یغما برود و محور مقاومت برای همیشه از کار بیفتد.

اما اشتباه محاسباتی دشمن درست در همین نقطه بود. تصور اینکه ایران با شهادت رهبر و فرماندهانش از پا می‌افتد، خیالی خام بیش نبود. صحنه‌ای که جهان انتظار داشت در آن خلأ قدرت به آشوب و چندپارگی بینجامد، به نمایشی خیره‌کننده از ایستادگی بدل شد. ایران، در اوج ماتم، نه تنها فرو نپاشید، که گویی با همان خون‌ها جان تازه‌ای گرفت. مقاومت مسلح با سرعت و صلابت، صفحه نبرد را مدیریت کرد. مردم، به‌رغم غم عظیم، در میدان ماندند و یکپارچه از خطوط قرمز ملی دفاع کردند. دستگاه دیپلماسی نیز در میانه این طوفان، نه منفعل، که مسلط ظاهر شد و توانست بدون عبور از اصول، معادله را به نفع ایران تغییر دهد. نتیجۀ این ایستادگی چندلایه آن شد که خروج اورانیوم متوقف ماند، تجزیه رخ نداد، اتحاد ملی گسسته نشد و مقاومت سر پا ایستاد. خون شهیدان، به جای آنکه مقدمه فروپاشی باشد، به سوختی برای انتقامی با عزت بدل شد.

با این حال، دشمنی که در میدان واقعی شکست خورده، امروز تمام مهمات خود را در سنگر جنگ ترکیبی و رسانه‌ای متمرکز کرده است. ماموریت این موج جدید، ساده اما مرگبار است؛ القای حس شکست به ملت ایران. تحلیل‌های جهت‌دار، سیل محتوای منفعل‌ساز در شبکه‌های اجتماعی و تیترهایی که با وسواس سعی می‌کنند توافق را یک عقب‌نشینی سازشکارانه جلوه دهند، همگی در خدمت یک هدف واحدند. اگر ملتی که با چنان هزینه‌ای ایستاده و در میدان واقعی پیروز شده، در ذهن خود این پیروزی را باور نکند، آنگاه شکست اصلی رقم خواهد خورد. شکستی که نه با گلوله، که با کلمه و تصویر رخ می‌دهد و پیامدش فرسایش روحیه ملی، تضعیف اعتماد به ساختار تصمیم‌گیرنده و مهیا شدن فضا برای ماجراجویی‌های بعدی دشمن است.

در این برهه، رسانه‌های داخلی، تحلیل‌گران و کنشگران فضای مجازی وظیفه‌ای تاریخی بر دوش دارند. روایت آنچه گذشت، باید با تبیین لایه‌های پیدا و پنهان نبرد به مردم منتقل شود.

باید نشان داد که این توافق، حاصل یک تسلیم نبود، که نتیجه زنجیره به‌هم‌پیوسته‌ای از ایثار، مقاومت و درایت بود؛ زنجیره‌ای که در آن خون رهبر و فرماندهان شهید، نه هدر رفته، که به سرمایه‌ای برای کسب عزت ملی بدل شد. باید به یادها آورد که چگونه دشمن تمام سناریوهای فاجعه‌بار خود را در برابر ایستادگی ملت یکی پس از دیگری باخت و حالا آخرین تیر ترکش خود را به سمت حافظه و ادراک جمعی ما نشانه گرفته است.

هر تیتری که ایران را بازنده جلوه دهد، هر کامنتی که بدون تحلیل، انگ وادادگی بزند، و هر بازنشری که ناخواسته در مسیر روایت شکست حرکت کند، عملا آتش تهیه دشمن را در این جنگ روانی تقویت می‌کند.

امروز نبرد بر سر روایت تاریخ است و وظیفهه همه ما، از روزنامه‌نگار حرفه‌ای تا شهروند عادی، این است که اجازه ندهیم روایت تحریف‌شده، این پیروزی بزرگ را در چشم ملت به یک شکست بدل کند.

حفظ اتحاد در این میدان، کم‌اهمیت‌تر از حفظ آن در میدان نظامی نیست.

*مدیرکل روابط عمومی و امور بین‌الملل استانداری و عضو شورای اطلاع‌رسانی استان فارس