به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از گاردین، مثلی هست که میگوید «هیچ نقشه جنگی از اولین برخورد با دشمن جان سالم به در نمیبرد». ترامپ با اهداف حداکثری وارد جنگ ایران شد: حذف برنامه هستهای، نابودی برنامه موشکهای بالستیک و پایان دادن به حمایت تهران از گروههای نظامی منطقهای از جمله حزبالله و حماس.
حالا پس از حدود ۱۱۰ روز، او با قول ایران مبنی بر نساخت بمب و برگزاری مذاکرات هستهای بیشتر، بدون اشاره کتبی به برنامه موشکهای بالستیک و با جشن گرفتن «پیروزی» حزبالله در پی امضای یادداشت تفاهم مبنی بر برقراری آتشبس در لبنان، جایی که اسرائیل بخشی از این کشور را به نام «منطقه حائل» تصرف کرده، از جنگ خارج میشود.
سرمایه کلیدی ایران در نهایت تنگه هرمز شد، آبراهی که تقریباً هر شبیهسازی قبلی جنگ پیشبینی میکرد که به سرعت از سوی ایران مسدود خواهد شد. برای بازگشایی تنگه، دولت ایالات متحده مجبور شد از اهداف گستردهتر خود دست بکشد یا با آنچه ترامپ «رکود جهانی» مینامید، روبرو شود.
باربارا لیف، از اعضای برجسته دیپلماتیک در موسسه خاورمیانه و دستیار سابق وزیر امور خارجه ایالات متحده در امور خاور نزدیک، گفت که آمریکا جنگ را با «ارزیابیهای فاجعهبار غیرواقعبینانه از مقاومت رژیم» و همچنین آمادگی ایران برای تصرف تنگه هرمز و حمله به تأسیسات ایالات متحده و خارجی در خلیج فارس آغاز کرد.
او گفت: «ایالات متحده به سرعت دریافت که غلبه بر دشمنی که چهار دهه را صرف تقویت دکترین و مهارتهای جنگ نامتقارن خود کرده، جنگی نخواهد بود که برای آن آماده شده بود. ضمن اینکه تشدید سریع درد اقتصادی جهانی که در نهایت به مصرفکنندگان آمریکایی وارد شد، جنگ را غیرقابل تحملتر کرد.»
به باور لیف، اکنون ترامپ با یک معضل روبروست: او نمیخواهد به جنگ بازگردد. اما بخش زیادی از اهرمی را که اگر جنگ در هفته اول یا دوم پایان مییافت، میتوانست داشته باشد، از دست داده است. روزهاست که مشخص شده دولت ترامپ در مورد انتشار متن تفاهمنامه خود مردد است. این متن سرانجام روز چهارشنبه از سوی یک مقام ارشد دولت در جلسه توجیهی خوانده شد و کاخ سفید هنوز نسخهای از آن را به شکل آنلاین منتشر نکرده است.
دلیل چ روشن است: بسیاری از اعضای حزب خود ترامپ از این توافق متنفر خواهند بود. سناتور بیل کسیدی، سناتور در حال کنارهگیری از لوئیزیانا، آن را «بدترین اشتباه سیاست خارجی در دهههای اخیر» نامید و نوشت: ریگان در گور میلرزد. جاهطلبیهای هستهای ایران مهار نشده بود و آنها آموختهاند که تهدید تنگه هرمز مؤثر است و بدون شک در آینده از آن استفاده خواهد کرد. اکنون، ایران میتواند زیرساختهای کاملاً جدیدی را تحت این توافق بسازد.
ترامپ سالهاست به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) دوران باراک اوباما حمله میکند و میگوید که رئیس جمهوری سابق «مقادیری پول نقد» برای رشوه دادن به ایران جهت نساختن بمب فرستاده است. اما وقتی زمان صلح ترامپ با ایران فرارسید، او خود را در حال توجیه گردش مالی بالقوه مجموعهای بسیار بزرگتر از داراییها - و همچنین سایر مشوقهای مالی - یافت، از آتشبس در لبنان بین اسرائیل و حزبالله حمایت کرد و به ایران و عمان اجازه داد در مورد آینده تنگه هرمز مذاکره کنند.
ترامپ در مورد داراییهای مسدودشده ایران گفت: «این پول ما نیست، پول آنهاست و ما آن را در یک مقطع زمانی خاص مسدود کردیم. فکر میکنم باید آن را پس بدهیم.» در لحظاتی از روز چهارشنبه، تقریباً به نظر میرسید ترامپ در حال تکرار نکات مورد بحث ایران است و میگوید اگر عربستان سعودی، متحد آمریکا، موشکهای بالستیک دارد، پس ایران هم باید داشته باشد.
او در مورد ظرفیت و توان غنیسازی اورانیوم ایران گفت: «وقتی دیگران، کشورهای همسایه و غیره آن را دارند و شما به آنها اجازه نمیدهید که برای تولید برق و چیزهایی از این قبیل به آن دسترسی داشته باشند، کمی سخت است. باید کمی عقل سلیم به خرج داد.»
این یادداشت تفاهم در نهایت یک تصمیم عملگرایانه از سوی دولت ترامپ بود که این درگیری باید هر چه سریعتر، با وجود هزینههای سیاسی آن، پایان یابد. لیف گفت که «ترامپ از اینکه این جنگ نسنجیده به نظر میرسد در حال پایان است، عمیقاً آسوده خاطر است»، اما افزود «حالا کمی میتوان اطمینان داشت که دولت دوباره به ورطه درگیری نیفتد».
رابرت مالی، یکی از مقامهای سابق وزارت امور خارجه و مذاکرهکننده برجام، نوشت که مقایسه این دو توافق، که «اساساً متفاوت بودند و از بافتارهایی کاملاً متفاوتی پدید آمده بودند»، ارزش زیادی ندارد. او نوشت: «نکته اصلی این است که تفاهمنامه به مراتب به هر یک از گزینههای پیشنهادی برتری دارد.»
به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از گاردین، مثلی هست که میگوید «هیچ نقشه جنگی از اولین برخورد با دشمن جان سالم به در نمیبرد». ترامپ با اهداف حداکثری وارد جنگ ایران شد: حذف برنامه هستهای، نابودی برنامه موشکهای بالستیک و پایان دادن به حمایت تهران از گروههای نظامی منطقهای از جمله حزبالله و حماس.
حالا پس از حدود ۱۱۰ روز، او با قول ایران مبنی بر نساخت بمب و برگزاری مذاکرات هستهای بیشتر، بدون اشاره کتبی به برنامه موشکهای بالستیک و با جشن گرفتن «پیروزی» حزبالله در پی امضای یادداشت تفاهم مبنی بر برقراری آتشبس در لبنان، جایی که اسرائیل بخشی از این کشور را به نام «منطقه حائل» تصرف کرده، از جنگ خارج میشود.
سرمایه کلیدی ایران در نهایت تنگه هرمز شد، آبراهی که تقریباً هر شبیهسازی قبلی جنگ پیشبینی میکرد که به سرعت از سوی ایران مسدود خواهد شد. برای بازگشایی تنگه، دولت ایالات متحده مجبور شد از اهداف گستردهتر خود دست بکشد یا با آنچه ترامپ «رکود جهانی» مینامید، روبرو شود.
باربارا لیف، از اعضای برجسته دیپلماتیک در موسسه خاورمیانه و دستیار سابق وزیر امور خارجه ایالات متحده در امور خاور نزدیک، گفت که آمریکا جنگ را با «ارزیابیهای فاجعهبار غیرواقعبینانه از مقاومت رژیم» و همچنین آمادگی ایران برای تصرف تنگه هرمز و حمله به تأسیسات ایالات متحده و خارجی در خلیج فارس آغاز کرد.
او گفت: «ایالات متحده به سرعت دریافت که غلبه بر دشمنی که چهار دهه را صرف تقویت دکترین و مهارتهای جنگ نامتقارن خود کرده، جنگی نخواهد بود که برای آن آماده شده بود. ضمن اینکه تشدید سریع درد اقتصادی جهانی که در نهایت به مصرفکنندگان آمریکایی وارد شد، جنگ را غیرقابل تحملتر کرد.»
به باور لیف، اکنون ترامپ با یک معضل روبروست: او نمیخواهد به جنگ بازگردد. اما بخش زیادی از اهرمی را که اگر جنگ در هفته اول یا دوم پایان مییافت، میتوانست داشته باشد، از دست داده است. روزهاست که مشخص شده دولت ترامپ در مورد انتشار متن تفاهمنامه خود مردد است. این متن سرانجام روز چهارشنبه از سوی یک مقام ارشد دولت در جلسه توجیهی خوانده شد و کاخ سفید هنوز نسخهای از آن را به شکل آنلاین منتشر نکرده است.
دلیل چ روشن است: بسیاری از اعضای حزب خود ترامپ از این توافق متنفر خواهند بود. سناتور بیل کسیدی، سناتور در حال کنارهگیری از لوئیزیانا، آن را «بدترین اشتباه سیاست خارجی در دهههای اخیر» نامید و نوشت: ریگان در گور میلرزد. جاهطلبیهای هستهای ایران مهار نشده بود و آنها آموختهاند که تهدید تنگه هرمز مؤثر است و بدون شک در آینده از آن استفاده خواهد کرد. اکنون، ایران میتواند زیرساختهای کاملاً جدیدی را تحت این توافق بسازد.
ترامپ سالهاست به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) دوران باراک اوباما حمله میکند و میگوید که رئیس جمهوری سابق «مقادیری پول نقد» برای رشوه دادن به ایران جهت نساختن بمب فرستاده است. اما وقتی زمان صلح ترامپ با ایران فرارسید، او خود را در حال توجیه گردش مالی بالقوه مجموعهای بسیار بزرگتر از داراییها - و همچنین سایر مشوقهای مالی - یافت، از آتشبس در لبنان بین اسرائیل و حزبالله حمایت کرد و به ایران و عمان اجازه داد در مورد آینده تنگه هرمز مذاکره کنند.
ترامپ در مورد داراییهای مسدودشده ایران گفت: «این پول ما نیست، پول آنهاست و ما آن را در یک مقطع زمانی خاص مسدود کردیم. فکر میکنم باید آن را پس بدهیم.» در لحظاتی از روز چهارشنبه، تقریباً به نظر میرسید ترامپ در حال تکرار نکات مورد بحث ایران است و میگوید اگر عربستان سعودی، متحد آمریکا، موشکهای بالستیک دارد، پس ایران هم باید داشته باشد.
او در مورد ظرفیت و توان غنیسازی اورانیوم ایران گفت: «وقتی دیگران، کشورهای همسایه و غیره آن را دارند و شما به آنها اجازه نمیدهید که برای تولید برق و چیزهایی از این قبیل به آن دسترسی داشته باشند، کمی سخت است. باید کمی عقل سلیم به خرج داد.»
این یادداشت تفاهم در نهایت یک تصمیم عملگرایانه از سوی دولت ترامپ بود که این درگیری باید هر چه سریعتر، با وجود هزینههای سیاسی آن، پایان یابد. لیف گفت که «ترامپ از اینکه این جنگ نسنجیده به نظر میرسد در حال پایان است، عمیقاً آسوده خاطر است»، اما افزود «حالا کمی میتوان اطمینان داشت که دولت دوباره به ورطه درگیری نیفتد».
رابرت مالی، یکی از مقامهای سابق وزارت امور خارجه و مذاکرهکننده برجام، نوشت که مقایسه این دو توافق، که «اساساً متفاوت بودند و از بافتارهایی کاملاً متفاوتی پدید آمده بودند»، ارزش زیادی ندارد. او نوشت: «نکته اصلی این است که تفاهمنامه به مراتب به هر یک از گزینههای پیشنهادی برتری دارد.»