به گزارش اقتصادنیوز، جنگ در خاورمیانه که از اواخر ماه فوریه آغاز شد، تردد دریایی و حمل و نقل کالاها از طریق تنگه هرمز، به عنوان مسیری کلیدی برای حدود یک پنجم از عرضه نفت و گاز طبیعی مایع جهان و البته محصولاتی مانند آلومینیوم و اوره را به شکل قابل توجهی متوقف کرده است.
اکنون با اعلام توافق اولیه میان تهران و واشنگتن این پرسش مطرح است که چه مدت لازم است که وضعیت سابق بر این آبراهه دوباره حاکم شود.
بازگشت ترانزیت تنگه هرمز؟
مدیران و کارشناسان کشتیرانی و امنیت دریایی میگویند، اطمینان از ایمن بودن تنگه هرمز از مینها میتواند بازگشت به ترافیک عادی کشتیرانی را پس از توافق برای بازگشایی این آبراه، چند هفته به تأخیر بیندازد. طبق ارزیابیهای پنج منبع امنیت دریایی غربی، عملیات مینروبهای معمولی و پهپادهای زیرآبی پیشرفته میتواند ۴۰ تا ۵۰ روز ادامه یابد تا بسیاری از شرکتهای بیمه، کشتیرانی یا نفتی به اندازه کافی برای عبور از آن مطمئن شوند.

مدیرعامل شرکت ژاپنی میتسویی او. اس. کی. لاینز در مصاحبهای به روزنامه فایننشال تایمز گفته: «مالکان کشتی تا زمانی که از «مهم بودن» توافق میان ایالات متحده و ایران مطمئن نشوند، ترانزیت از طریق تنگه هرمز را هفتهها از سر نخواهند گرفت». جوتارو تامورا، به فایننشال تایمز گفت: «با توجه به تجربیات چند ماه گذشته، فکر میکنم منطقی است که فرض کنیم این روند حداقل چند هفته یا اگر نگوییم یک ماه طول بکشد.»
شرکت میتسویی به خبرگزاری رویترز هم گفته تا زمانی که ایمنی به اندازه کافی تأیید نشود، ترانزیت کالا از سر گرفته نخواهد شد. این غول کشتیرانی ژاپنی افزود: «از سرگیری ترانزیت نیاز به هماهنگی نزدیک با دولتهای کشورهای مربوطه، بیمهگران و سایر ذینفعان دارد». شرکت میتسویی او. اس. کی.، یکی از سه شرکت بزرگ کشتیرانی ژاپن، با ناوگانی با بیش از ۹۰۰ کشتی، شامل کشتیهای فلهبر، تانکر و کشتیهای مسافربری دارد.
سایه سنگین نااطمینانی
ترامپ روز دوشنبه در شبکههای اجتماعی نوشت: «کشتیها در حال حرکت هستند، بسیاری از آنها با محمولههای نفتی، از تنگه هرمز خارج میشوند. با این حال، به نوشته سیانان، کارشناسانی که حرکت کشتیها را ردیابی میکنند میگویند که از این بابت مطمئن نیستند و عدم اطمینان در مورد مفاد توافق و سایر خطرات، احتمالاً ترافیک از طریق این گلوگاه حیاتی را برای هفتهها یا ماهها به حداقل میرساند.

به گفته جاکوب لارسن، مدیر ارشد ایمنی و امنیت در شورای دریانوردی بینالمللی و بالتیک (BIMCO)، سازمان بینالمللی برای اپراتورهای کشتی: «بیانیههای ایالات متحده و ایران در حال حاضر نامشخص است و اطلاعات کافی در مورد جنبههای کلیدی مانند زمانبندی و مسیرهای امن ارائه نمیدهد».
او گفت: «به دلیل کمبود جزئیات و سابقه اطمینانبخشیهای بیش از حد خوشبینانه، ما معتقدیم که وضعیت امنیتی برای صنعت کشتیرانی همچنان بیثبات است و ما همچنان شروع عبور و مرور کشتیها را در این مرحله بسیار پرخطر میدانیم. ما به صاحبان کشتی توصیه میکنیم که ارزیابیهای دقیق ریسک را ادامه و از همه طرفها درخواست میکنیم که ایمنی دریانوردان را در اولویت قرار دهند.»
نشت نفت در هرمز
این در حالی است که برخی از کشتیها حتی در زمان اوج جنگ در اوج از این تنگه عبور میکردند. به گفته ناتاشا کانوا، رئیس استراتژی جهانی کالاها در جیپیمورگان: «با وجود محاصره دریایی مداوم و کاهش شدید ترافیک تجاری، به نظر میرسد حجم شگفتانگیزی از نفت خام و فرآوردههای نفتی هنوز در حال عبور از این تنگه هستند».

به گفته باب مکنالی، بنیانگذار و رئیس گروه انرژی راپیدان، تا ۱۰ درصد از جریانهای عادی نفت در بیشتر روزها از این تنگه خارج میشود، که به جلوگیری از افزایش وحشتناک قیمت نفت کمک کرده است. امید به بازگشایی تنگه، معاملات آتی نفت را به پایینترین حد خود در ۳ ماه گذشته در روز دوشنبه رساند. با این حال، موسسه کپلر، که حرکت کشتیها را ردیابی میکند، اعلام کرده که دادههایش هیچ حرکت قابل توجهی را برای ۲۲۰ نفتکش و در مجموع نزدیک به ۵۰۰ کشتی که اکنون در خلیج فارس گرفتار شدهاند، نشان نمیدهد.
بازی مرغ و تخممرغ در تنگه
به گفته مت اسمیت، تحلیلگر ارشد نفت در کپلر؛ «این تعجبآور نیست، زیرا قرار نیست این توافق تا جمعه امضا شود». او افزود که احتمالاً سه تا چهار ماه طول خواهد کشید تا بتوان ترافیک را «عادی» در نظر گرفت. اسمیت گفت، اکثر اپراتورهای کشتی میخواهند قبل از حرکت، از عبور کشتیهای دیگر از تنگه مطمئن شوند - و البته شرکتهای بیمه دریایی هنوز تمایلی به بیمه کشتیهایی که از تنگه عبور میکنند نشان ندادهاند و بدون بیمه، کشتیها برای عبور از تنگه تردید بیشتری خواهند داشت و این باعث ایجاد بنبست میشود. اسمیت گفت: «این یک وضعیت مرغ و تخممرغ است.»

به نوشته رویتر، در یادداشتی در ۱۱ ژوئن، نیروی دریایی آلمان با استناد به اطلاعات نیروی دریایی ایالات متحده و بریتانیا، گفت که مینها در چهار نقطه در اطراف تنگه قرار دارند. حتی احتمال وجود مینها میتواند شرکتها را منصرف کند. مقامات صنعت کشتیرانی گفتند که یک ابرنفتکش و محموله نفت خام آن حدود ۳۰۰ میلیون دلار ارزش دارد، بنابراین شرکتهای بیمه ریسک جنگ، شرکتهای نفتی و نفتکشها قبل از تلاش برای عبور از تنگه به تضمینهایی مبنی بر ایمن بودن عبور نیاز دارند. رنه کوفود-اولسن، مدیرعامل شرکت V.Group، یکی از متخصصان برتر مدیریت فنی کشتی و خدمه در جهان که ۱۳ کشتی در خلیج فارس دارد، گفت: «یک مین دریایی برای ایجاد تلفات کافی است. این بدیهی است که یک مسئله بزرگ برای کشتیرانی جهانی است.»
به گفته لارسن از شرکت بیمکو، خطوط کشتیرانی به تضمینهایی مبنی بر ایجاد مسیرهای عاری از مین نیاز دارند. ترامپ روز دوشنبه گفت که این کار اکنون در حال انجام است. ترامپ در دیدار با امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، در اجلاس گروه هفت گفت: «آنها در حال جستجوی برای یافتن چند مین هستند که قبلاً شناسایی کردهاند، اما... کشتیها اکنون شروع به حرکت کردهاند. روز جمعه، کاملاً باز خواهد شد».
اما به گفته لارسن، خطوط کشتیرانی همچنین به شفافیت در مورد مسائلی مانند حفظ فاصله ایمن کشتیها از یکدیگر و حفاظت دریایی نیاز دارند. لارسن گفت: «کشتیهایی که در خلیج فارس گرفتار شدهاند، به محض اطمینان از ایمنی، علاقهمند به ترک آنجا خواهند بود. گام بعدی این است که به صاحبان کشتی اطمینان داده شود که عبور از تنگه هرمز نه تنها مجاز، بلکه ایمن نیز هست».
شوک انرژی یا یک نقطه عطف؟
بدین ترتیب، با تداوم اثرات اختلال جنگ ایران در بازارهای جهانی نفت خام و LNG ،اکنون، این پرسش مطرح میشود که آیا این جنگ یک لحظه سرنوشتساز برای بازارهای انرژی بود یا صرفاً یک وقفه دیگر؟
به نوشته خبرگزاری رویترز، رسوایی «دیزلگیت» فولکس واگن بر سر آزمایشهای تقلبی انتشار گازهای گلخانهای در سال ۲۰۱۵ در ابتدا بیضرر به نظر میرسید، اما نشاندهنده مرگ خودروهای سواری دیزلی و ظهور خودروهای برقی (EV) بود. در مقابل، حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ باعث افزایش چشمگیر قیمت انرژی شد، اما توانایی بازار در تغییر مسیر جریانها و جذب شوک به این معنی بود که این تأثیر کوتاهمدت بود.

مطمئناً، بازار از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در 28 فوریه تاکنون، جادوی خود را در مقابله با بسته شدن مؤثر تنگه هرمز به کار گرفته است. حداقل 1 میلیارد بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از تولیدکنندگان خاورمیانه مانند عراق، کویت، امارات متحده عربی و خود ایران از دست رفته و تا 20 درصد از عرضه جهانی گاز طبیعی مایع نیز در آبراه باریک بین ایران و عمان به دام افتاده است.
ترکیبی از آزادسازی ذخایر استراتژیک و تجاری و کاهش چشمگیر واردات توسط چین، به عنوان بزرگترین واردکننده نفت خام جهان، به حفظ قیمت نفت خام برنت در بیشتر بحران فعلی زیر 100 دلار در هر بشکه کمک کرده است. همچنین میتوان استدلال کرد که خوشبینی در مورد توافق برای بازگشایی تنگه نقش خود را ایفا کرده است، زیرا به نظر میرسد معاملهگران وعدههای ترامپ برای توافق را باور کنند.
چشمانداز کوتاه مدت
در حالی که جزئیات کامل این توافق هنوز به طور عمومی فاش نشده است، چشمانداز ورود و خروج قریبالوقوع نفتکشها از این آبراه بدون هیچ مانعی، این سوال را مطرح میکند که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد. اولین اثر، یک آسودگی کوتاهمدت برای بازارهای انرژی خواهد بود، زیرا تانکرهای گرفتار در خلیج فارس از آنجا خارج شده و محمولهها را تحویل میدهند. به دنبال آن، تلاشهایی برای بازگرداندن جریانها و زنجیرههای تأمین به سطوح قبل از جنگ و همچنین فرآیند طولانیتر بازسازی ذخایر کاهشیافته نفت خام انجام خواهد شد.
این میتواند به این معنی باشد که قیمت نفت خام و LNG برای مدت طولانیتری بالاتر میماند، زیرا بشکههای از دست رفته باید جایگزین شوند، اما بخش زیادی از آن به این بستگی دارد که تولیدکنندگان خاورمیانه با چه سرعتی قادر به افزایش تولید و صادرات هستند و اینکه آیا گروه اوپک پلاس واقعاً قادر به پمپاژ حجم بیشتری است که توافق به تولید آن کرده است یا خیر.
تغییر رفتار در بلندمدت؟
اما سوال مهمتر این است که تأثیر بلندمدت این بحران چه خواهد بود. بسیاری از این موارد به دیدگاه مصرفکنندگان و دولتها، به ویژه در آسیای تشنه انرژی -به عنوان سریعترین منطقه در حال رشد- بستگی دارد. مصرفکنندگانی که توانایی تغییر دارند، احتمالاً برای محافظت از خود در برابر شوکهای آتی قیمت دیزل و بنزین، به خودروهای برقی یا هیبریدی روی میآورند.

استرالیا، به عنوان بزرگترین واردکننده دیزل در جهان و کشوری که برای بیش از 80 درصد از نیازهای سوخت خود به پالایشگاههای خارج از کشور متکی است، تصویری اولیه از چگونگی این امر ارائه میدهد. فروش خودروهای برقی استرالیا در ماه مه به رکورد جدیدی رسید و سهم بازار 20 درصدی را به خود اختصاص داد و هنگامی که با خودروهای هیبریدی ترکیب شد، این سهم به 46 درصد افزایش یافت.
این میزان در چین، به عنوان تولیدکننده پیشرو، که خودروهای برقی و هیبریدی بیش از 50 درصد از فروش را در سال 2025 تشکیل میدادند، به سطح 60 درصد رسید.
همچنین احتمالاً سیاستهای دولت به نفع افزایش انرژیهای تجدیدپذیر و برقیسازی به جای سوختهای فسیلی تغییر خواهد کرد. دیزلگیت شاهد کاهش محبوبیت سوخت موتور، به ویژه در اروپا بود، جایی که سهم آن از فروش خودروهای سواری از حدود ۵۲ درصد در سال ۲۰۱۵ به کمتر از ۱۰ درصد تا سال ۲۰۲۵ کاهش یافت. کشورهای آسیایی مانند ویتنام در حال حاضر سیاستهایی را برای تشویق خودروهای برقی و اسکوترهای برقی در پیش گرفتهاند و این روند احتمالاً در سراسر منطقه افزایش خواهد یافت.
برنده فسیلی غیرمنتظره بحران
گاز طبیعی مایع (LNG) نیز در آسیا در معرض خطر است، زیرا کشورها خطرات امنیتی یک سوخت فسیلی وارداتی را در برابر خرید پنلهای خورشیدی، توربینهای بادی و ذخیرهسازی باتری از چین یا توسعه صنایع داخلی با حمایت چین میسنجند. یکی از سوختهای فسیلی که ممکن است به عنوان یک برنده بلندمدت از بحران فعلی ظاهر شود، زغال سنگ است. کشورهایی با ذخایر داخلی گسترده، مانند چین، هند و اندونزی، با توجه به مزیت هزینه و امنیت عرضه، وسوسه خواهند شد که به استفاده از این سوخت ادامه دهند، حتی اگر کاهش انتشار کربن را چالش برانگیزتر کند.

کشورهای واردکننده نیز ممکن است زغال سنگ را گزینه امنتری بدانند، زیرا صادرکنندگان اصلی - اندونزی، استرالیا و آفریقای جنوبی - به طور سنتی تأمینکنندگان قابل اعتمادی بودهاند و محمولهها از نقاط گلوگاهی مانند تنگه هرمز در معرض خطر نیستند. با این حال، تغییر بلندمدت از نفت خام و LNG تضمین شده نیست، زیرا بعید است تولیدکنندگان و صادرکنندگان این سوختها، سقوط خود را بپذیرند.
فراموش کردن بحران گذشته میتواند به سادگی باعث کاهش سریع قیمتها و پایین ماندن آن برای مدت طولانی باشد. واکنش اولیه بازار - با سقوط ۴ درصدی قیمت نفت برنت به ۸۳ دلار در پی اعلام توافق - نشان میدهد که این روند ممکن است از قبل در حال انجام باشد.
اگر سوختگیری خودروهای دیزلی و بنزینی ارزان باشد و LNG بتواند با زغال سنگ و انرژیهای تجدیدپذیر رقابت کند، این احتمال وجود دارد که دولتها و مصرفکنندگان، همانطور که پس از افزایش قیمتهای ناشی از جنگهای قبلی انجام دادند، اختلالات و هزینههای جنگ ایران را ببخشند و فراموش کنند.
∎