به گزارش ایرنا، با توجه به پیشبینیها مبنی بر اینکه تا سال ۱۴۳۰ حدود ۳۰ درصد جمعیت کشور را سالمندان تشکیل خواهند داد، کارشناسان نسبت به ورود جامعه به دورهای از «سالمندی پر ریسک» هشدار میدهند؛ دورهای که اگر بدون برنامهریزی اقتصادی، اجتماعی و حمایتی سپری شود، میتواند با افزایش انزوا، تنگنای معیشتی و آسیبهای چندلایه همراه باشد.
از همین رو، آیندهنگری و تدوین سیاستهای منسجم برای تامین معیشت، خدمات درمانی، حمایتهای اجتماعی و حفظ کرامت سالمندان، ضرورتی اجتنابناپذیر برای عبور کمهزینه از این تحول جمعیتی به شمار میآید.
پانزدهم ژوئن، روز جهانی آگاهیبخشی درباره آزار سالمندان است؛ روزی برای دیدن خشونتی که اغلب بیصدا، بیاثر ظاهری و درون روابط نزدیک اتفاق میافتد و سازمان ملل آن را برای جلب توجه عمومی به یکی از پنهانترین اشکال خشونت اجتماعی به رسمیت شناخته است.
وقتی از خشونت حرف میزنیم، معمولا ذهن به سمت ضربوشتم، فریاد، کبودی، جراحت یا رفتارهای آشکار میرود اما سالمندآزاری در بسیاری از موارد چنین چهرهای ندارد.
آزار سالمندان اغلب در سکوت خانهها رخ میدهد، روابطی که از بیرون، مراقبت، دلسوزی، حمایت خانوادگی یا احترام به بزرگتر نامیده میشود اما در عمل میتواند استقلال، کرامت و حق تصمیمگیری سالمند را فرسوده کند.
این آزار بهویژه در شکلهای نمادین، اجتماعی و اقتصادی، کمتر دیده میشود؛ چون نه همیشه قانون آن را بهسادگی شناسایی میکند، نه خانوادهها مایلند آن را به زبان بیاورند و نه خود سالمند همیشه آنچه را بر او میگذرد «آزار» مینامد.
در بسیاری از موارد، سالمند برای حفظ آبروی خانواده، جلوگیری از تنش، ترس از تنهایی یا وابستگی عاطفی و مالی، سکوت میکند اما سکوت، نشانه نبود خشونت نیست گاهی نشانه آن است که خشونت چنان در مناسبات عادی زندگی جا افتاده که دیگر نامی ندارد.
در بررسی اشکال پنهان سالمند آزاری، سه نوع کمتر دیدهشده اما شایع، شامل آزار نمادین، آزار اجتماعی و آزار اقتصادی قابل توجه است که ارتباطی زنجیرهای با یکدیگر دارند؛ به این معنا که تحقیر و بیاعتبارسازی نمادین میتواند به حذف سالمند از تعاملات و تصمیمهای اجتماعی بینجامد، حذف اجتماعی وابستگی او را افزایش دهد و این وابستگی نیز احتمال سوءاستفاده اقتصادی را بالا ببرد.
جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعی، در توضیح مفهوم آزار نمادین میگوید: سالمندآزاری همیشه به شکل خشونت فیزیکی یا رفتارهای آشکار بروز نمیکند و گاهی در قالب رفتارهای به ظاهر عادی و روزمره اتفاق میافتد، آزار نمادین زمانی شکل میگیرد که سالمندی به جای آنکه به عنوان مرحلهای طبیعی از زندگی دیده شود، با برچسبهایی مانند ناتوانی، بیفایدگی یا عقبماندگی تعریف و این نگاه از طریق زبان، شوخی، کلیشه و قضاوتهای اجتماعی بازتولید شود.
مجتبی ترکارانی با اشاره به مفهوم خشونت نمادین که توسط پیر بوردیو مطرح شده است گفت: این نوع خشونت بدون زور مستقیم و از طریق معناها و برچسبهای تحقیرآمیز عمل میکند، تکرار جملههایی مانند «تو نمیفهمی»، «دیگه از تو گذشته» یا «زمان شما فرق میکرد» به تدریج احساس بیکفایتی و بیقدرتی را در سالمند تقویت میکند.
وی افزود: کودکانگاری سالمندان و نادیده گرفتن حق تصمیمگیری آنها، صحبت کردن با لحن تحقیرآمیز یا ترحمآلود، شوخی درباره فراموشی یا بیماری، کنار گذاشتن سالمند از تصمیمهای خانوادگی و بیاعتبار جلوه دادن تجربههای گذشته از مصادیق رایج آزار نمادین است.
وی ادامه داد: یکی دیگر از جلوههای مهم این نوع آزار در مواجهه سالمندان با فناوریهای دیجیتال دیده میشود؛ جایی که ناتوانی احتمالی سالمند در استفاده از ابزارهای جدید به ضعف فردی او نسبت داده میشود در حالیکه مشکل اصلی میتواند نبود آموزش یا طراحی نامناسب خدمات باشد.
این جامعه شناس تاکید کرد: تکرار جملاتی مانند «تو بلد نیستی، من انجام میدهم» اگر به یک الگوی دائمی تبدیل شود، دیگر صرفا کمک به سالمند نیست، بلکه میتواند به نوعی کنترل و محدود کردن استقلال او منجر شود.
ترکارانی می گوید: آزار نمادین اگرچه ظاهری غیرخشونتآمیز دارد اما در بلندمدت میتواند اعتماد به نفس سالمندان را کاهش دهد، آنها را به انزوا بکشاند و احساس بیقدرتی را در آنان تقویت کند.
وی با اشاره به ابعاد مختلف سالمندآزاری پنهان تاکید کرد: آزار علیه سالمندان تنها در قالب خشونت فیزیکی رخ نمیدهد، بلکه در سه شکل بههمپیوسته نمادین، اجتماعی و اقتصادی بروز میکند که تحقیر و بیاعتبارسازی نمادین میتواند به حذف اجتماعی سالمند بینجامد و این حذف، وابستگی و در نهایت زمینه سوءاستفاده اقتصادی را تقویت کند.
وی افزود: آزار اجتماعی زمانی رخ میدهد که سالمند حتی اگر در ظاهر در کنار خانواده حضور داشته باشد بهتدریج از تصمیمها، جمعهای خانوادگی و شبکههای ارتباطی کنار گذاشته میشود که محروم شدن از مشارکت، نقش و احساس تعلق میتواند به انزوای عمیق منجر شود و از سوی دیگر، شهر و ساختارهای خدماتی نیز ممکن است با طراحی نامناسب، سالمندان را بهصورت غیرمستقیم از حضور اجتماعی حذف کنند.
این جامعهشناس، آزار اقتصادی را یکی از حساسترین اشکال سالمندآزاری میداند که معمولا در پوشش مراقبت و حمایت خانوادگی اتفاق میافتد، زمانی که سالمند با توجیه «مصلحت» یا «کمک» اختیار درآمد، مستمری یا دارایی خود را از دست میدهد، در تصمیمهای مالی نقشی ندارد و استقلال او تضعیف میشود.
ترکارانی ریشه تشدید این پدیده را در سه عامل ساختاری تعارض نسلی، بحران اقتصادی و انتقال بار مراقبت از نهادهای رسمی به خانوادهها عنوان کرد و گفت: فشار معیشتی، همزیستی اجباری نسلها و ضعف نظام رفاه اجتماعی باعث می شود سالمندان در موقعیتی آسیبپذیر قرار گیرند.
وی در خصوص راهکارها تصریح کرد: گفتوگوی خانوادگی درباره نحوه مراقبت، تقسیم مسئولیتها و حفظ حق تصمیمگیری سالمند ضروری است همچنین حفظ شبکههای اجتماعی، سواد مالی و آگاهی حقوقی برای سالمندان اهمیت دارد.
وی ادامه داد: نهادهای رسمی باید سالمندآزاری را موضوعی اجتماعی بدانند، مسیرهای امن گزارشدهی ایجاد کنند و خدمات حمایتی و مراقبتی را گسترش دهند.
ترکارانی همچنین با اشاره به مفهوم «سالمندی پرریسک» در جامعه گفت: افزایش جمعیت سالمند، تورم مزمن، کاهش ارزش حقوق بازنشستگی و ضعف حمایتهای اجتماعی باعث شده است بخشی از سالمندان، بهویژه در دهههای پنجم و ششم زندگی، بدون پشتوانه اقتصادی و اجتماعی کافی از چرخه فعال جامعه خارج شوند که این وضعیت نه ناشی از ضعف فردی، بلکه نتیجه شرایط ساختاری است که احتمال وابستگی و انواع آزار را افزایش میدهد.
به گفته وی سالمندی پرریسک به وضعیتی گفته میشود که در آن فرد سالمند به دلیل ترکیبی از عوامل اقتصادی، اجتماعی و حمایتی در معرض آسیبپذیری بیشتر قرار میگیرد و این شرایط میتواند با کاهش درآمد و ارزش حقوق بازنشستگی، ضعف حمایتهای اجتماعی، وابستگی مالی یا جسمی به دیگران، انزوای اجتماعی و محدود شدن نقش و استقلال فرد همراه باشد.
ترکارانی افزود: در چنین وضعیتی احتمال بروز یا تجربه اشکال مختلف آزار از جمله بیاعتنایی عاطفی، حذف از تصمیمگیریهای خانوادگی، فشارهای اقتصادی یا سوءاستفاده مالی افزایش مییابد و سالمندی به مرحلهای پرچالش و ناپایدار در زندگی فرد تبدیل میشود.
لزوم برنامهریزی ملی برای مواجهه با پدیده سالمندی؛ سالمندان، کودکانی با تجربه
فرخلقا بهرامیپور، مشاور خانواده و متخصص حوزه سالمندی نیز از عبارت «کودکان با تجربه» برای سالمندان استفاده می کند و می گوید: نوع برخورد با این گروه باید همراه با ظرافتهای خاصی باشد چراکه آنها باوجود تجربه غنی گذشته، حساسیتهای عاطفی بالایی دارند و هرگونه رفتار نامناسب میتواند موجب دلشکستگی و تداعی خاطرات تلخ برای آنان شود.
این مشاور خانواده با تقسیمبندی دوران سالمندی به سه مرحله «سالمند جوان» (۶۰ تا ۶۵ سال)، «سالمند میانسال» (۷۰ تا ۸۰ سال) و «سالمند کهنسال» (بالای ۸۰ سال)، اظهار داشت: در سنین بالای ۸۰ سال، معمولا خودِ سالمند برای مشاوره مراجعه نمیکند بلکه این خانوادهها هستند که برای مدیریت چالشهای نگهداری و تعامل با آنها نیازمند همکاری و مشاوره حرفهای هستند.
بحرانهای «سالمند جوان»؛ از تنگنای معیشتی تا آشیانه خالی
بهرامیپور بیشترین چالشها را مربوط به دوره «سالمندی جوان» دانست و افزود: فردی که تازه بازنشسته شده، ناگهان با از دست دادن نظم روزانه، کاهش درآمد و فشارهای معیشتی مواجه و این تنگنای اقتصادی باعث میشود سالمند به دنبال شغل جدیدی برود که لزوما با جایگاه قبلی او همخوانی ندارد و ممکن است عزتنفس و احترام اجتماعی او را خدشهدار کند.
وی همچنین به پدیده «آشیانه خالی» اشاره و تصریح کرد: در این دوره، فرزندان خانه را ترک کردهاند، اما در عین حال به دلیل شرایط اقتصادی، سالمند همچنان مسوولیت میزبانی و حمایت مالی از نوه ها و فرزندان را بر عهده دارد که این یک فشار مضاعف است.
به گفته وی این خلا عاطفی و دوری فرزندان گاهی منجر به بروز مشکلات ارتباطی میان زوجین سالمند و حتی طلاق در سنین بالا میشود.
این مشاور حوزه سالمندی به جنبههای روانشناختی این دوره نیز پرداخت و خاطرنشان کرد: بسیاری از سالمندان جوان تمایلی به پذیرش تغییرات فیزیکی و نشانههای پیری ندارند و با اقداماتی نظیر جراحیهای زیبایی یا رنگ کردن مو تلاش میکنند این واقعیت را کتمان کنند.
بهرامی پور تاکید کرد: یک راهکار مقابله با بحرانهای عاطفی این دوره توجه ویژه فرزندان و تقسیم کار عاطفی میان آنها است تا والدین احساس تنهایی و خلا نکنند.
ضرورت آیندهنگری و الگوبرداری از تجارب جهانی
وی با هشدار نسبت به آمارها گفت: سال ۱۴۳۰، حدود ۳۰ درصد جمعیت کشور را سالمندان تشکیل خواهند داد بنابراین دولت باید از هماکنون برنامهریزی منسجمی داشته باشد.
وی با اشاره به تجارب موفق جهانی ادامه داد: میتوان از توان و تجربه سالمندان در فعالیتهای شهری مانند فضای سبز و درختکاری استفاده کرد که این کار نهتنها به سالمند حس مفید بودن میدهد بلکه تعاملات اجتماعی آنان را تقویت میکند.
این مشاور حوزه سالمندی نقش نظام آموزشی را در تغییر نگرش نسبت به سالمندی کلیدی دانست و گفت: کتابهای درسی و محیطهای آموزشی باید سالمندی را به عنوان شکلی از زندگی پویا و شیک به کودکان معرفی کنند که حضور سالمندان توانمند در مدارس و تعامل با دانشآموزان میتواند تصویر غلط سالمندی مترادف با ازکارافتادگی را از بین ببرد.
بهرامیپور با تفکیک نیازهای حمایتی در هر دوره از سالمندی تاکید کرد: تامین معیشت و اشتغال عزتمندانه برای سالمندان دوره اول، اولویت است، در خصوص سالمندان بالای ۷۰ سال، ارائه خدمات بهداشتی و درمانی رایگان باید در دستور کار باشد و برای سالمندان کهنسال نیز تمرکز بر خدمات حمایتی و مراقبتی در اولویت قرار دارد.
وی تاکید کرد: خانواده های دارای سالمند کهنسال باید با برنامهریزی منسجم و تقسیم مسوولیت، مانع از فرسودگی و خستگی یک نفر از اعضای خانواده شوند تا کیفیت مراقبت از سالمند حفظ شود.
ضرورت توجه به کرامت و حقوق سالمندان در جامعه
سیدسعید حسینیزاده آرانی، عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه آیتاللهالعظمی بروجردی (ره) نیز با اشاره به روند رو به افزایش جمعیت سالمندان در بسیاری از جوامع اظهار داشت: سالمندی یکی از مراحل طبیعی چرخه زندگی و نحوه برخورد جامعه با این دوره از زندگی، نشاندهنده سطح بلوغ فرهنگی و اخلاقی آن جامعه است.
به گفته او، سالمندان حامل تجربههای ارزشمند زندگی، حافظان بخشی از حافظه تاریخی جامعه و سرمایههای انسانی مهمی هستند که حضور آنان میتواند در انتقال ارزشها و تجربیات به نسلهای جوان نقش موثری ایفا کند.
وی افزود: آزار سالمندان تنها به معنای خشونت فیزیکی نیست، بلکه میتواند در قالبهای مختلفی همچون بیتوجهی عاطفی، محرومیت از حمایتهای اجتماعی، سوءاستفاده مالی یا نادیده گرفتن نیازهای آنان نیز بروز پیدا کند.
حسینی زاده آرانی توضیح داد در برخی موارد، تغییر ساختار خانواده، افزایش فشارهای اقتصادی و کاهش تعاملات میاننسلی میتواند زمینه بروز چنین آسیبهایی را فراهم کند و به تدریج موجب انزوای اجتماعی سالمندان شود.
وی با تاکید بر نقش خانواده در حفظ کرامت سالمندان بیان کرد: خانواده همچنان مهمترین نهاد حمایتی برای افراد سالمند به شمار میآید بنابراین تقویت روابط عاطفی میان اعضای خانواده، توجه به نیازهای روحی و روانی سالمندان و فراهم کردن فرصت مشارکت آنان در زندگی خانوادگی میتواند از بسیاری از آسیبها پیشگیری کند.
به گفته این مدرس دانشگاه، احساس احترام، شنیده شدن و مفید بودن برای سالمندان، تاثیر مستقیمی بر کیفیت زندگی آنان دارد.
حسینی زاده آرانی همچنین به نقش نهادهای اجتماعی و فرهنگی در افزایش آگاهی عمومی اشاره کرد و گفت: آموزش عمومی درباره حقوق سالمندان، توسعه خدمات حمایتی و ایجاد فضاهای اجتماعی مناسب برای حضور فعال سالمندان به کاهش آسیبها و ارتقای جایگاه آنان در جامعه کمک می کند.
وی افزود: دانشگاهها، رسانهها و سازمانهای اجتماعی نیز میتوانند با ترویج فرهنگ احترام به سالمندان و افزایش حساسیت اجتماعی نسبت به این موضوع، گام مهمی در جهت حفاظت از کرامت این قشر بردارند.
وی تاکید کرد: توجه به سالمندان در واقع توجه به آینده همه اعضای جامعه است چراکه نحوه رفتار با سالمندان یکی از مهمترین شاخصهای سنجش مسئولیتپذیری اجتماعی و فرهنگی هر جامعه به شمار میآید و اگر جامعه شرایطی فراهم کند که سالمندان با عزت، امنیت و آرامش زندگی کنند، در حقیقت بنیانهای انسانی و اخلاقی خود را تقویت کرده است.
ضرورت تقویت حمایتهای اجتماعی از سالمندان
زهره خلف، مددکار اجتماعی و روانشناس نیز با اشاره به افزایش امید به زندگی و رشد جمعیت سالمندان گفت: با افزایش تعداد سالمندان، توجه به مسائل و چالشهای این گروه به یکی از اولویتهای اجتماعی تبدیل شده است.
به گفته وی آزار سالمندان یکی از پنهانترین اشکال نقض حقوق بشر است که میتواند پیامدهای گستردهای بر سلامت جسمی، روانی و اجتماعی آنان داشته باشد.
وی افزود: آزار سالمندان میتواند به شکلهای مختلفی از جمله جسمی، روانی، مالی یا از طریق غفلت و بیتوجهی بروز کند و در بسیاری از موارد در محیطهایی مانند خانواده یا مراکز مراقبتی که سالمند انتظار حمایت و امنیت دارد رخ می دهد.
خلف با اشاره به عوامل زمینهساز این پدیده اظهار کرد: وابستگی مالی یا جسمی سالمند به دیگران، مشکلات اقتصادی خانواده، فرسودگی مراقبان، ضعف حمایتهای اجتماعی و نگرشهای منفی نسبت به سالمندی از مهمترین عوامل خطر هستند.
این مددکار اجتماعی تاکید کرد: آزار سالمندان میتواند به افسردگی، اضطراب، احساس ناامنی و انزوای اجتماعی منجر شود و در سطح جامعه نیز پیامدهایی مانند افزایش هزینههای درمانی، تضعیف انسجام خانوادگی و کاهش اعتماد به نظامهای حمایتی را به همراه داشته باشد که افزایش آگاهی عمومی، آموزش خانوادهها و تقویت حمایتهای اجتماعی از مهمترین راهکارهای پیشگیری از این پدیده است.
آنچه از روایت کارشناسان و شواهد اجتماعی برمیآید این است که سالمندی در جامعه فعلی ما بیش از آنکه صرفا یک مرحله طبیعی از چرخه زندگی باشد، در معرض مجموعهای از مخاطرات ساختاری قرار گرفته است.
مخاطراتی که از فشارهای اقتصادی و ضعف حمایتهای رفاهی تا تغییرات فرهنگی و تعارضهای نسلی امتداد مییابد و میتواند به اشکال پنهان آزار، حذف اجتماعی و وابستگی ناخواسته بینجامد و تداوم این روند، نهتنها کرامت و امنیت سالمندان را تهدید میکند، بلکه سرمایه اجتماعی و انسجام خانوادگی را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
از اینرو، مواجهه با «سالمندی پرریسک» مستلزم بازنگری در سیاستهای حمایتی، تقویت نظامهای رفاهی و تغییر نگاه جامعه به جایگاه سالمندان است تا این دوره از زندگی به مرحلهای امن، فعال و با کرامت تبدیل شود.