شناسهٔ خبر: 78597601 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه مردم‌سالاری | لینک خبر

«مردم سالاري» سخنان پزشکيان درباره ريشه‌هاي نارضايتي‌ها را بررسي کرد

فرصت محدود اصلاحات

صاحب‌خبر -
گروه سياسي- مانيا شوبيري: پزشکيان اما زاويه ديگري را برجسته مي‌کند. او مي‌گويد بخش قابل توجهي از کساني که در اين رخدادها حضور داشتند، با آسيب‌هايي مانند بيکاري و محروميت دست به گريبان بودند و اگر زمينه‌هاي شکل‌گيري اين آسيب‌ها پيش‌تر شناسايي و مديريت مي‌شد، بسياري از اين مسائل بروز نمي‌کرد.
اين سخنان صرفاً يک ارزيابي از گذشته نيست؛ بلکه حامل يک پيام سياسي روشن درباره نحوه مواجهه با مسائل کشور است. پيامي که مي‌گويد براي فهم اعتراضات و ناآرامي‌هاي اجتماعي بايد به ريشه‌ها توجه کرد، نه صرفاً به نمودهاي ظاهري آن.

بازگشت به مسئله ريشه‌ها
در ادبيات توسعه سياسي، يکي از مهم‌ترين خطاهاي حکمراني آن است که بحران‌ها صرفاً در لحظه وقوع مورد توجه قرار گيرند. در چنين شرايطي، سياست‌گذار به جاي درمان علت‌ها، درگير مديريت معلول‌ها مي‌شود.
اظهارات رئيس‌جمهور را مي‌توان تلاشي براي بازگرداندن بحث به نقطه آغاز دانست؛ به اين پرسش که چه عواملي زمينه شکل‌گيري نارضايتي را فراهم مي‌کنند؟ وقتي از بيکاري، فقر، محروميت يا احساس بي‌آيندگي سخن گفته مي‌شود، منظور صرفاً مشکلات اقتصادي نيست. اين متغيرها به مرور زمان بر سرمايه اجتماعي، اعتماد عمومي و احساس تعلق شهروندان به ساختارهاي رسمي تأثير مي‌گذارند. هر اندازه فاصله ميان مطالبات جامعه و توان پاسخگويي نهادهاي حکمراني بيشتر شود، احتمال بروز تنش‌هاي اجتماعي نيز افزايش مي‌يابد.
در واقع پزشکيان از منظري سخن مي‌گويد که توسعه اقتصادي و عدالت اجتماعي را بخشي از سياست حفظ ثبات مي‌داند.
از اين منظر، اشتغال‌زايي، رفع محروميت و کاهش شکاف‌هاي اجتماعي صرفاً برنامه‌هاي رفاهي نيستند، بلکه ابزارهايي براي تقويت همبستگي ملي و کاهش زمينه‌هاي بحران محسوب مي‌شوند.

نقدي معنادار به گذشته
بخش مهم ديگري از سخنان رئيس‌جمهور در جمله‌اي نهفته است که شايد در نگاه نخست چندان برجسته به نظر نرسد؛ «اگر در گذشته مي‌توانستيم زمينه‌هاي شکل‌گيري اين آسيب‌ها را شناسايي و مديريت کنيم، بسياري از اين مسائل بروز نمي‌يافت.»
اين عبارت در واقع نوعي نقد به شيوه حکمراني در سال‌هاي گذشته است؛ نقدي که بدون نام بردن از دولت يا جريان خاصي، بر ناکامي در پيش‌بيني و مديريت برخي روندهاي اجتماعي انگشت مي‌گذارد.
در اين نگاه، بحران‌ها ناگهاني متولد نمي‌شوند. آنها محصول روندهايي هستند که گاه سال‌ها شکل مي‌گيرند؛ روندهايي که اگر به موقع شناسايي شوند، مي‌توان از تبديل شدن آنها به بحران جلوگيري کرد.
اهميت اين رويکرد در آن است که مسئوليت را از سطح واکنش به سطح پيشگيري منتقل مي‌کند. به عبارت ديگر، مسئله فقط مديريت اعتراضات نيست؛ بلکه مهم‌تر از آن، مديريت عواملي است که به شکل‌گيري اعتراضات منجر مي‌شوند.
اين همان نقطه‌اي است که بسياري از کارشناسان اجتماعي و اقتصادي سال‌ها بر آن تأکيد کرده‌اند؛ اينکه امنيت پايدار بيش از آنکه محصول برخورد با بحران باشد، نتيجه کاهش زمينه‌هاي شکل‌گيري بحران است.

فرصت‌ها در گذرند
در ميان سخنان رئيس‌جمهور، بخش ديگري نيز وجود دارد که از منظر سياسي اهميت فراواني دارد؛ تأکيد بر محدود بودن فرصت‌ها.
پزشکيان مي‌گويد بايد کشور هرچه سريع‌تر از شرايط کنوني عبور کند و اگر فرصت‌هاي موجود از دست برود، ممکن است چنين امکاني دوباره فراهم نشود.
اين جملات را مي‌توان مهم‌ترين پيام سياسي رئيس‌جمهور به ساختار تصميم‌گيري کشور دانست. او عملاً از وجود يک پنجره زماني محدود براي اصلاحات سخن مي‌گويد؛ پنجره‌اي که بسته شدن آن مي‌تواند هزينه‌هاي بيشتري براي کشور ايجاد کند. در سياست، معمولاً زماني از فرصت محدود سخن گفته مي‌شود که شکاف ميان وضعيت موجود و انتظارات جامعه در حال افزايش باشد. در چنين شرايطي، تعلل در تصميم‌گيري مي‌تواند مسائل را پيچيده‌تر و هزينه اصلاحات را سنگين‌تر کند.
به نظر مي‌رسد رئيس‌جمهور در حال ارسال اين پيام است که کشور بيش از هر زمان ديگري به تصميم‌هاي مؤثر، اصلاحات واقعي و حل مسائل انباشته نياز دارد. در غير اين صورت، مشکلاتي که امروز قابل مديريت هستند، ممکن است در آينده به بحران‌هاي بزرگ‌تري تبديل شوند.

لزوم عبور از وضعيت موجود
از زمان آغاز به کار دولت چهاردهم، يکي از مهم‌ترين پرسش‌ها اين بوده که آيا دولت مي‌تواند ميان مطالبات اجتماعي، محدوديت‌هاي اقتصادي و ملاحظات سياسي تعادل برقرار کند يا خير.
اظهارات اخير پزشکيان نشان مي‌دهد که دست‌کم در سطح گفتماني، دولت تلاش دارد بر حل مسائل ريشه‌اي تأکيد کند. اما واقعيت اين است که افکار عمومي بيش از سخنان و تحليل‌ها، منتظر مشاهده نتايج عملي است.
جامعه امروز ايران با مجموعه‌اي از چالش‌هاي اقتصادي، معيشتي و اجتماعي روبه‌رو است که بخش مهمي از آنها طي سال‌ها شکل گرفته‌اند. طبيعي است که حل اين مشکلات نيز زمان‌بر باشد. با اين حال، آنچه مي‌تواند اميد اجتماعي را تقويت کند، مشاهده نشانه‌هايي از تغيير، اصلاح و بهبود در روندهاست. به همين دليل، تأکيد رئيس‌جمهور بر محدود بودن فرصت‌ها را مي‌توان هم يک هشدار و هم يک تعهد سياسي تلقي کرد؛ هشداري نسبت به پيامدهاي تداوم وضعيت موجود و تعهدي براي تلاش در جهت تغيير آن.
اظهارات پزشکيان درباره رخدادهاي اجتماعي دي‌ماه را نمي‌توان صرفاً يک ارزيابي تاريخي از يک واقعه دانست. اين سخنان در واقع بازتاب يک رويکرد سياسي است؛ رويکردي که ميان آسيب‌هاي اجتماعي، نارضايتي عمومي و ضرورت اصلاحات اقتصادي و مديريتي پيوند برقرار مي‌کند.
رئيس‌جمهور با اشاره به نقش بيکاري و محروميت در شکل‌گيري نارضايتي‌ها، به شکلي ضمني بر اين نکته تأکيد دارد که ثبات اجتماعي بدون توجه به عدالت اقتصادي و توسعه متوازن امکان‌پذير نيست. همزمان هشدار او درباره محدود بودن فرصت‌ها نشان مي‌دهد که دولت شرايط کنوني را يک مقطع تعيين‌کننده براي آينده کشور مي‌داند. اما آنچه اهميت دارد اين است که اين نگاه تحليلي بتواند به برنامه‌هاي اجرايي و تصميم‌هاي مؤثر تبديل شود؛ در نهايت، آنچه درباره موفقيت يا ناکامي اين رويکرد قضاوت خواهد کرد، نه سخنان سياسي، بلکه نتايجي است که شهروندان در زندگي روزمره خود احساس مي‌کنند.