گروه بینالملل دفاعپرس: در امتداد یک جاده خاکی در مرکز شهر غزه، درست در مجاورت یک زبالهدانی بزرگ، بازاری موقت و بینظم شکل گرفته است که روایتی تلخ از بقا در میان آوارها را بازگو میکند. در میان بساطهای سادهای که دو طرف این مسیر را پر کردهاند، کیسههای پلاستیکی بزرگ حاوی برگهای خشکشده «ملوخیه» در کنار معدود بستههای باقیمانده توتون قاچاق و گرانقیمت خودنمایی میکنند.

گیاه جوت یا همان ملوخیه در فرهنگ غذایی سنتی فلسطین، ماده اصلی یک خورش غلیظ، لذیذ و محبوب سفرهها است، اما امروز در غزه، این برگها کاربرد کاملا متفاوتی دارند. فروشندگان دورهگرد مُشتی از این برگهای خشک را برمیدارند، آنها را با مهارت میان انگشتان خود خرد میکنند، قطرهای نیکوتین مایع صنعتی روی آن میچکانند و مخلوط حاصل را درون یک کاغذ باریک لوله میکنند تا به عنوان «سیگار ملوخیه» به دست مشتریان خسته از جنگ بسپارند.

این پدیده عجیب و در عین حال مرگبار، تازهترین پیامد تورم افسارگسیخته، فقر مطلق و محاصره همهجانبهای است که در پی جنگ ویرانگر بر نوار غزه تحمیل شده و دهها هزار فرد وابسته به دخانیات را ناچار کرده است تا برای تسکین بخشیدن به استرسهای طاقتفرسای جنگ، به این جایگزینهای دستساز و ناشناخته روی آورند.

سقوط بیسابقه قدرت خرید مردم و فروپاشی کامل ساختارهای اقتصادی در غزه، عملا خرید تنباکوی واقعی را به یک رویای دستنیافتنی تبدیل کرده است. بر اساس گزارشهای میدانی، حملات نظامی و محدودیتهای شدید بر ورود مواد غذایی و کمکهای بشردوستانه، موج گستردهای از قحطی را در ماههای گذشته ایجاد کرد و با اینکه طبق توافق آتشبس اکتبر گذشته بایستی موانع ورود کمکهای بشردوستانه برداشته میشد، همچنان بسیاری از کالاها وارد نمیشوند.

این ممنوعیت سیستماتیک سبب شده تا قیمت یک نخ سیگار معمولی به رقم باورنکردنی ۱۰۰ شِکِل، معادل حدود ۳۴ دلار برسد، در حالی که پیش از جنگ یک بسته کامل سیگار تنها ۱۵ شِکِل قیمت داشت و اکنون همان بسته بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ شِکِل قیمتگذاری میشود. این ارقام نجومی در جامعهای که نرخ بیکاری در آن پس از نابودی مشاغل به مرز مطلق رسیده، به معنای حذف کامل توتون است و کاهش تقاضا نشاندهنده ناتوانی مطلق مالی مردمی است که دیگر حتی توان تأمین نان شب خود را هم ندارند.

در این میان، جوانانی مانند «علاء جندیه» که ۲۷ سال سن دارد و پدر دو فرزند است، نمادی از این تغییر اجباری و دردناک سبک زندگی هستند. علاء که با آغاز جنگ، شغل خود را به عنوان نجار از دست داد، در حالی که دودی با بوی تند و متمایز ملوخیه را از سینه بیرون میدهد، توضیح میدهد که این مخلوط هیچ شباهتی به تنباکوی واقعی ندارد، اما آنها به دلیل نبود هیچ گزینه دیگری به آن پناه آوردهاند.

وی به خاطر دارد که پیش از جنگ، جوانان گزینههای متعددی از برندهای مختلف و توتونهای وارداتی را در اختیار داشتند، اما اکنون ناچارند هر گیاهی را که قابلیت خشک شدن و رول شدن داشته باشد را دود کنند. این وضعیت برای او و بسیاری دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی وحشتناک است که توسط شرایط جنگی دیکته شده است. فرآیند تولید این سیگارها کاملا ابتدایی و عاری از هرگونه استاندارد بهداشتی است و همین امر ابعاد یک فاجعه پزشکی پنهان را در میان چادرهای آوارگان گسترش میدهد.

اگرچه وزارت بهداشت غزه به دلیل شرایط بحرانی هنوز آمار رسمی در این باره منتشر نکرده است، اما پزشکان بخشهای قلب و ریه در بیمارستانها به طور مداوم از افزایش چشمگیر بیمارانی با علائم خفگی، مشکلات حاد تنفسی و تغییر رنگ پوست صورت گزارش میدهند که مستقیما با مصرف سیگار ملوخیه مرتبط است.

دکتر «احمد سعید الجدبه»، پزشک مشاور و متخصص گوش، حلق و بینی، هشدار بسیار جدی در این زمینه میدهد و تاکید میکند که سوزاندن ملوخیه به همراه ترکیبات جانبی، به مراتب از توتون سنتی خطرناکتر است و ریسک ابتلا به سرطانهای مرگبار را به شدت افزایش میدهد. وی گفت: «خطر اصلی این سیگار خاص در مواد شیمیایی خطرناکی مانند نیکوتین مایع خام، سموم دفع آفات یا روغنهای باتری صنعتی نهفته است که برای ایجاد حالت تسکین به این برگها اضافه میشود». به گفته این متخصص، احتراق این مواد، گازهای فوقالعاده سمی مانند کربن مونوکسید و قطران آزاد میکند که با تخریب شدید سلولی، تارهای صوتی و بافت ریه را نابود ساخته و مراجعان را با سرفههای مزمن و ضایعات پیشسرطانی مواجه میکند.

خطرات این پدیده تنها به ریه محدود نمیشود، بلکه خود فرآیند جابجایی و فروش نیکوتین مایع خام در بازار سیاه غزه به یک تهدید جانی تبدیل شده است. علاء جندیه تجربه تلخی از این ماجرا دارد و به یاد میآورد که روزی سرنگ حاوی نیکوتین مایع در جیبش شکست و با نفوذ سریع به بافتهای پوستش، سوختگی شدیدی ایجاد کرد و او را برای چهار ساعت به کما برد، حادثهای که اگر لطف خدا نبود به قیمت جانش تمام میشد.

این خطرات توسط فروشندگان باسابقه بازار نیز تایید میشود. «عبدالکریم حلس»، مرد ۳۶ سالهای که پس از آوارگی از منطقه شجاعیه اکنون در چادرهای غربی غزه به فروش توتون مشغول است، اعتراف میکند که ملوخیه به این دلیل به پایه اصلی این تجارت مرگبار تبدیل شده که ساختار برگهایش نیکوتین مایع را بهتر از هر گیاه دیگری جذب و حفظ میکند. او با نگرانی از مرگ ناگهانی دو نفر از آشنایانش در بازار بر اثر مصرف غیراستاندارد و اوردوز این نیکوتینهای خام پرده برمیدارد، اما تأکید میکند که به دلیل نبود شغل دیگر، مجبور است به این حرفه خطرناک ادامه دهد.

با وجود تمام این هشدارهای هولناک و تجربیات نزدیک به مرگ، اعتیاد شدید و فشار روانی ناشی از آوارگی، تلاشهای مردم را برای ترک این عادات ناکام گذاشته است. «حسن حوجان»، مرد ۴۰ سالهای که خانهاش در شجاعیه ویران شده و اکنون با چهار فرزندش در یک چادر زندگی میکند، نمونهای از صدها هزار انسانی است که در این باریکه محبوس شدهاند. وی هر روز صبح با تنگی نفس شدید و سینهای پر از خلط تیره بیدار میشود و از ترس سلامتیاش بارها برای ترک اقدام کرده، اما هر بار تحت فشار روانی سنگین و عصبانیت ناشی از خماری، دوباره به این دود سمی پناه برده است. برای حسنی که زیر سقف چادرهای لرزان به سختی شکم فرزندانش را سیر میکند، سیگار ملوخیه تنها دریچه فرار از واقعیت تلخی است که او را احاطه کرده است.

در نهایت، این بحران آیینهای تمامنما از وضعیت انسانی در غزه است؛ جایی که خط میان دارو و سم، و بقا و نابودی به باریکی یک کاغذ سیگار دستساز شده است. مردم این دیار در محاصرهای گرفتار شدهاند که در آن حتی سادهترین راههای فرار از استرس نیز به سلاحی علیه جانشان تبدیل میشود و همانطور که خودشان میگویند، وقتی تمام ابعاد زندگی آمیخته به خطر و نابودی است، دیگر فرقی نمیکند که دود ملوخیه آنها را بکشد یا موشکهایی که هر لحظه بر سرشان فرود میآیند؛ چرا که در غزه امروز، مرگ تدریجی ارزانترین و در دسترسترین گزینهای است که برای فراموشی موقت مصائب در اختیار دارند.
انتهای پیام/ ۱۳۴
∎